401 – طبق نظریه پروفسور لوک بوچر .فیزیک دان دانشگاه کمبریج.در برخی کرم چاله می توانند برای مدت زمانی کافی باز بمانند تا حتی انسان نیز از آن گذر کند . در خلا مملو از امواج الکترومغناطیس در تونل بوجود آمده در بین دو صفحه موازی در فضا .این تراسفر امکان پذیر است

کرم چاله ها وجود دارند اما نه برای سفر در زمان به گذشته، بلکه برای سفر میان بعدی. کابال و نیروهای تاریک از کرم چاله ها برای انتقال موجودات اهریمنی به زمین استفاده میکنند مثلا در ورتکس لیوبلیانا یا سانتامونیکا یا کنگو. و چیزی که به جمعیت سطح میگویند (که اینها تحقیقات علمی و پژوهشی است) داستان و افسانه ای بیشتر نیست.

بسیاری موجودات عنکبوتی کیمرا از طریق همین کرم چاله ها وارد زمین شدند از ستاره رجل الجبار در اریون (کرم چاله ها توسط انفجار صدها بمب هسته ای اتریک و پلاسما ایجاد شدند) و سپس این موجودات روی شهرهای زمین قرار گرفتند.

وقتی نژاد مرکزی از تکامل یافته ترین نیروهای نور درگیر در ازادسازی زمین شروع کردند به تخلیه میادین منفی که منابع تغذیه این موجودات اهریمنی هستند، کابال فناوری فایوجی را رو کرد که با کمک میکرو ساتلایت ها با هدف تامین میادین منفی تغذیه کننده کیمرا برقرار میشوند.

402 – آیا پلیدین ها رپتالها وکابالها و….در شکل ادم نمایان میشوند ویژگی هایی دارند که مشخص بشه که از کدام دسته هستند که بفهمیم وتشخیص بدیم ؟ اگر بله ممکنه مثال بزنید ؟

برخی نژادها گفته شده توانایی شیپ شیفت یا تغییر ظاهر دارند و تشخیص ان اصلا ساده نیست یا شاید ممکن نباشد بدون ابزار خاص آن

اما شیپ شیفت به کنار، بسیاری از موجودات فرازمینی در قالب انسان تناسخ کرده اند

403 – سلام خدمت شما ، ما خالق های متعددی داریم و یه خالق اصلی ؟؟
چرا خالق جلوی این نیروهای منفی رو نگرفته تا روح ها نرمال مسیر صعود رو طی کنه ؟

مشکل اینجاست که فکر می کنید همه چیز در ید قدرت یک خدای قادر و مطلق هست و اساسا به همین دلیل هست که سرنوشت خودتون رو به قضا و قدر میسپارید و اراده و اختیاری ندارید

این از برنامه های کنترل ذهن هست تا اراده و اختیار و اقتدار انسانها را از آنها بگیرند تا همیشه منفعل باشند و چشمها به آسمان دوخته شود تا دستی بیاید و نجاتشان دهد

404 – لطفا ماتریکس کاذب صعود شرح دهید 

ماتریکس کاذب صعود یک تکنولوژی غیر ارگانیک بیگانه مربوط به دستورکار بیگانگان منفی است که در لایه اختری (بعدچهارم) قرار دارد و اساسا در میدان های صوتی بالاتر خطوط زمانی بعدپنجم کنترل می شود.
این ماتریکس در حقیقت یک جریان نور کاذب است ( نور کاذب آگاهی کرایست که توسط ارواح متجاوز مورد استفاده قرار می‌گیرد)، و از قلمروهای ابعاد پایین ماتریکس روح است و از آنجا مورد نفوذ قرار می گیرد. این نور سفید کاذب، یک شبکه پیچیده را توسط تعداد زیادی از ایمپلنتها و تکنولوژی های کنترل ذهن زیست-عصبی ایجاد می کند که با استفاده از نفوذ امواج فرکانس پایین بر کالبد روحی و ذهنی انسان اعمال می شود. از طریق این شبکه در لایه اختری، می توانند با استفاده از الحاقات هولوگرافیک و نصب برنامه ها ( مانند برنامه آرماگدون) به کنترل ذهن انسان بپردازند تا سیستم های اعتقادی را برای گسترش ترس و کنترل استبدادی توسعه دهند. این اقدامات در واقع قسمتی از سرکوب آگاهی انسانیت در چرخه صعود است که باعث تناسخ مجدد در قلمروهای پایین میدان های زمان سیاره زمین می شود، و از دید محافظان، یک نوع
« بازیافت روح » برای تولید «زنبورهای کارگر» است که مطیع آرکان های روی زمین و خارج از زمین هستند. این خواسته آرکان ها و بیگانگان منفی است به دلیل منبع قدرت عظیمی که تولید می شود و سپس از کالبدهای سیاره ای و انسانی، این انرژی الکترومغناطیسی جمع آوری می شود.

بیگانگان منفی از طریق پشتیبانی از کابال برای هزاران سال است که به دنیای انسان ها در روی زمین نفوذ کرده اند؛ آنها از زمان فاجعه آتلانتیس اقدام به کنترل انسان ها به هدف جمع آوری انرژی احساسات منفی انسان ها کردند، و همچنین تخلیه و دزدی انرژی آگاهی و منابع سیاره.
موجودات درون بعدی و فرابعدی ای وجود دارند که به نام فرشتگان سقوط کرده در تاریخ باستان شناخته می شوند، این موجودات از خیلی از روش های نفوذ تکنولوژیک هوش مصنوعی برای کنترل ذهن و نفوذ منفی به خط زمانی آینده نژاد انسان استفاده می کنند که توسط ایجاد خطوط زمانی کاذب به شکل مصنوعی انجام می شود. این خطوط زمانی کاذب در واقع به معنی بازیافت ارواح هستند، یا به عبارت دیگر «تله ارواح».
یکی از این سیستم های نفوذ، ایجاد و گسترش نرم افزار آرماگدون در مغز سیاره به هدف ساختن سیستم های اعتقادی بیگانگان منفی پدر کاذب بر مبنای خدمت به Yahweh و گروه های خزندگان jehovian است.

لغو قرارداد

به نام حضور «من هستم»

به نام حضور روح الهی که هستم

به نام همه صعودیافتگان نور

به نام کنفدراسیون کهکشانی

به نام مرکز کهکشان

حکم می‌کنم، و فرمان می‌دهم،

که همه توافقات وقراردادهای گذشته و حال من، که بین هر بخشی از وجودم با نیروهای تاریکی ایجاد شده، باطل و بی‌اثر است.

همه این توافقات و قراردادها، و همه عواقب و پیامدهای آنها، اکنون از واقعیت من به کلی پاک می‌شوند. اکنون من آزاد هستم.

همه کارمای کل وجود من، به کلی پاک می‌شود.

من آزاد و مقتدر و از نور هستم.

از حالا تا ابدیت.

این گونه باشد، و این گونه است.

405 –  ما اگاهانه با انتخاب کامل روح خودمون تناسخ نمیشیم؟
اکر حافظه ی روح بسته شده پس آکاش و دسترسی به اون چه نقشی داره ؟
اگر حافظه ی زندگیهای قبلی پاک شده چطور با هیبنوتیزم اونا رو میشه باز بینی کرد ؟
اینکه ما میتونیم به روحمون فرمان بدیم و آگاه بشیم به تکرارهایی که اسمش رو کارما میزاریم و کارماسوزی کنیم در واقع استپ کردن این جریان هست؟

دسترسی به حافظه های آکاشیک بعد از آزادسازی و بازگشت حافظه ژنتیکی میسر خواهد شد که در واقع ماتریکس حافظه های سلولی هستند که تمام تجربیات ممکن برای آگاهی را در ماتریکس زمان کیهانی ابعاد‌ در سطح سیاره ای و سطح منظومه ای نگه میدارد و قادر خواهیم شد از طریق کدگشایی زبان نوری این اطلاعات هوشمند را از حافظه های آکاشیک دریافت می کنیم، از طریق کلمات هندسه مقدس، سمبل ها، اشکال، و زبانی که در حروف آتش کدگزاری شده است.
سطوح مختلفی از دسترسی به حافظه های آکاشیک وجود دارد، برای مثال از طریق عمیق شدن در ناخودآگاه تا حدی میتوان به بخشی از آنها دست پیدا کرد البته در نه در همه موارد و همه انسانها.

406 – از مطالب سما متوجه شدم که تناسخ کار کابال هستش تا ما عمدی تو این چرخه بیوفتیم پس اصلا چرا ما به این دنیا میاییم ؟ می گویند که اینجا مانند کلاس درس است تا ما تکامل پیدا کنیم‌و بتونیم و صعود کنیم ، ولی شما میگویید که اینجا کلاس درس نیست ، آیا فقط برای یک تجربه ای از روی سرگرمی به اینجا می اییم‌ در دام کابال و چرخه تناسخ و ماتریکس شان می یوفتیم؟

ارواح برای سرگرمی افریده نمیشوند علت و دلیلی دارد و ان تجربه خلقت و افرینش است. منبع در حرکت و در تجربه است و ارواح افریده میشوند تا هستی و افرینش را درک کنند و تکامل پیدا کنند و بشناسند و رشد کنند و خودشان به قدرت افرینندگی برسند. این یک مسیر فوق العاده و بی نهایت است.

اما اینکه روی زمین چه اتفاقی افتاده است، موضوع این است که ارواحی که روی زمین بودند در یک سیستم بسته که ارکانها ایجاد کردند گرفتار شدند و از ادامه مسیر تکامل به اجبار و با انواع روش ها باز نگه داشته شدند.

ارکانها از ارواح استفاده انگلی میکنند. از انرژی ارواح. انها را در تناسخ اجباری نگه میدارند تا در نقش بردگانی که حتی نمیدانند بردگی میکنند از انها استفاده کنند. خیلی ارواح دیگر هم نمیدانستند زمین در چه وضعیتی هست، به اینجا امدند و اینجا گرفتار شدند. برخی ارواح هم دانسته برای کمک امدند و فداکاری کردند تا بیایند و ماموریتی انجام بدهند که این بخشی از جنگ نور و تاریکی است که بحث وسیع و گسترده خودش را دارد.

اما موضوع اصلی این است که امکان رشد و تکامل از این ارواح گرفته شد. با دستکاری های ژنتیک که همین امروز هم میبینیم در سیستم پزشکی و در واکسنها و غیره همین برنامه را پیش میبرند. با حصارهای الکترومغناطیسی. با مین گذاری سطوح مختلف اتریک و اختری و ذهنی و فیزیکی زمین برای جلوگیری از ورود نیروهای نور.

پیشنهاد میکنم مقالات، گزارش ها، مصاحبه ها و محتوای کانال و وبسایت را مطالعه کنید. به خصوص میتوانید گاهشمار ازادسازی را مطالعه کنید. درباره این مسایل خیلی توضیحات دادیم در کانال و گروه و میتوانید سرچ کنید و مطالب را پیدا کنید.

بنابراین خلقت ارواح برای سرگرمی نیست هدفی مهم در ان است اما ان هدف کجا و وضعیت ارواح روی زمین کجا. ارواح روی زمین در بی اطلاعی محض از جامعه کهکشانی نگه داشته شده اند و با انواع سیستمهای اعتقادی بسته و خرافی اگاهیشان سرکوب شده است. منابع را به دست خودمان استخراج میکنیم برای دولتهای دست نشانده کابال، انها به نقاط مشخصی مثل سوییس میفرستند و از انجا به خارج از زمین منتقل میشده است. نژادهای فوق العاده منفی و اهریمنی مثل زتاهای منفی و گری ها از رنج انسانها و تولید انرژی لوش تغذیه میکنند. انها نژادهایی هستند که از نظر ژنتیکی اسیب بسیار زیادی دیده اند و اصلا متصل به شبکه ارگانیک منبع نیستند. انها در ماتریکس های هوش مصنوعی هستند و هیچ همزادپنداری با موجودات دیگر ندارند. از همه منابع روحی، فیزیکی، طبیعی، سیاره ای ما استفاده میکنند و ما هم نقش بردگان و کارگران بی اطلاع آنها را بازی میکنیم. فناوریهای واقعی که میلیونها سال قدمت دارند و فوق العاده پیشرفته هستند و فناوری کنونی بشر در برابر انها هیچ است از ما مخفی شده است. چون انها نمیخواهند ما از وجود فناوری واقعی اطلاع داشته باشیم. ما در یک توهم زندگی کرده ایم و تازه در حال بیدار شدن و هوشیار شدن هستیم. این شرایط فعلی ما است

اینکه زمین مدرسه است و رنج برای تکامل است و ما تناسخ میکنیم تا کارمای تناسخ قبلی را پس بدهیم چیزی جز کنترل ذهن انسانها توسط شرورترین و فریبکارترین موجودات این جهان هستی نیست

407 – به نظر من میتونیم کارما رو یک جوری دیگه هم تعریفش بکنیم شما یک کار منفی انجام میدید به صورت زنجیره وار وارد یک خط زمانی منفی میشید مثلا شما با وسیله نقلیه با سرعت غیر مجازی حرکت می کنید و تصادف می کنید قطع نخاع میشید و این اتفاق تمام ابعاد زندگی شما رو در بر میگیره مثل ازدواج و کار …..

اینکه شما قوانین راهنمایی و رانندگی و ایمنی را رعایت نکنید، باعث می‌شود احتمال تصادف بالا برود، و این یک موضوع طبیعی است و با ریاضیات قابل شرح است. اما ممکن هم هست حادثه ای رخ ندهد. فقط احتمال تصادف بالاتر میرود. این ارتباطی به کارما ندارد و اصلا نیازی نیست اسم کارما روی این موضوع بگذاریم. این علیت است.

کارما تعریف معینی دارد و از آن به عنوان یک قرارداد استفاده میشود تا ارواح را توجیه کنند که بدهکار هستند و باید بدهی خود را پرداخت کنند آن هم به شکلی که حاکمان زمین دیکته می‌کنند. در هندوستان فقرا را با این مفهوم کارما به این باور میرسانند که اگر در پایینترین سطح جامعه و به قول خودشان پایینترین «کاست» اجتماعی هستند و هیچ ندارند و در فقر متولد میشوند و فقیرتر از دنیا میروند، حتما در زندگی قبلی خطایی کرده اند، و اگر کسانی در «کاست» بالاتر هستند که آنقدر دارند که میتوانند با ثروتشان هزاران حتی میلیونها نفر را از فقر نجات بدهند اما این کار را نمیکنند، این هم حقشان است حتما در زندگی قبلی انسان خوبی بوده اند. نه منطقی در این سیستم هست، نه تعادلی، نه عدالتی، و نه هیچ حقیقتی. این صرفا ابزار کنترل است. ابزار کنترل ذهن و روح.

در ضمن، با مفهوم کارما مردم را آرام می‌کنند، فریاد نکشید، شورش نکنید، صدایتان در نیاید، هر کس بر سر شما می‌زند حتما کارمای آن را پس خواهد داد. اما مدت خیلی طولانی بر سر انسانها زدند و کارمایی هم پس داده نشد. این کارما فقط برای بردگان بود

تا کارما را کنار نگذارید و این قرارداد با تاریکی را لغو و باطل اعلام نکنید یک انسان آزاد و مقتدر نمیتوانید باشید

408 – این لینک از مطلب کانال ، به واسازی ماتریکس به واسطه انجام مدیتیشن ، اشاره کرده،
اگه محبت کنید توضیح بیشتر بدید که واسازی ماتریکس یعنی چی 

چارچوبها و زندانهای ذهنی که برای انسانها ساخته شده اند بر اساس سیستم چند لایه حصارها و فنس های الکترومغناطیسی و تعداد بسیار زیادی ایمپلنت برقرار است، ایمپلنتهای سطح فیزیکی و سطوح مختلف انرژتیک. اینها همه با هم سیستم ماتریکس را تشکیل میدهند که اکنون در حال فروپاشی و تخریب است‌. همه این اطلاعات که اکنون به جمعیت بیدار می رسد در نتیجه واسازی ماتریکس و ایجاد حفره در این سیستم، در این قفس و چارچوب تنگ ذهنی است.

ایمپلنتهایی که یک انسان را احاطه کرده اند بسیار بسیار زیاد هستند و ایمپلنتهای سطح انرژتیک انقدر زیاد هستند که مثل یک توده ابر تیره رنگ فرد را احاطه کرده اند، اما اصلی ترین ایمپلنها شامل سه ایمپلنت است. دو ایمپلنت بالای چشمان که به سیستم ایمپلنت عمودی معروف است و یک ایمپلنت بالای ناف که ایمپلنت افقی است. سیستم ایمپلنت عمودی انسان را از الوهیت جدا میکند و الوهیت را به جای نامشخصی در اسمانها میبرد. ایمپلنت افقی عشق را از سکس جدا میکند و باعث سوتفاهم ها و ناهماهنگی های بسیار عمیق بین مرد و زن میشود‌.

بنابراین فارغ از توضیحات علمی و کوانتومی که درباره ایمپلنتها منتشر کرده ایم، این ایمپلنتها حاوی «ایدئولوژی» و «مراکز اعتقادی» هستند. یعنی باور و نگاه و جهان بینی انسان را تحت الشعاع قرار میدهند

ایمپلنتهای مهم دیگری هستند که اگر فرصت باشد شرح میدهیم مثلا ایمپلنت کرویسفیکشن یا تصلیب یا دیگر ایمپلنت‌های که هر کدام کارکرد خودشان را دارند

خیلیها تصور میکنند وقتی از حملات به افراد در حال بیداری یا افراد بیدار و لایتورکرها صحبت میشود معنای ان این است که همیشه زتاها و رپتیلینها اطراف اینها ایستاده اند و کار دیگری ندارند جز انکه با لایتورکرها بجنگند. اینطور نیست، همه چیز با هوش مصنوعی کنترل میشود و به وسیله همین ایمپلنت‌های که نقش سنسور و حسگر انرژتیک را بازی میکنند و به ارتعاشات خاصی، به اطلاعات خاصی واکنش نشان میدهند و بعد سیگنالی به سیستم مرکزی مخابره میشود و بعد همان ایمپلنت به شکل خودکار شروع میکند به القای ترس، القای بدبینی، حملات سایکیک، القای عصبانیت، القای ناامیدی، القای تصاویر انحرافی، و هر کاری که لازم باشد تا فرد از ان مسیر منصرف شود و برگردد‌ و ادامه ندهد.

اینها را مطرح نمیکنیم که ترس ایجاد کنیم، گفتن اینها برای این است که اگر ما ندانیم دشمن ما چگونه با ما می جنگد شانسی برای پیروز شدن بر انها نخواهیم داشت

409 – بیماری های روانی مثل چند شخصیتی ، اسکیزوفرنی و ازین جور بیماری ها اگر توسط تاریکی ایجاد شده چگونه ایجاد می‌شود و عامل آنها چه تکنولوژی یی ست آیا مثلا همان ایمپلنت هاست یا چیز دیگری ست و چگونه می‌توان دربرابر این گونه بیماری ها از خود محافظت کرد و یا اینکه درمان کرد ؟چون درمان آنها در پزشکی امکان پذیر نیست.

انواع مکانیزم های کنترل ذهن و آسیب به میدان انرژی قلب باعث میشود مسیر واقعی قلب در فرد منحرف شود. قلب در حقیقت مرکز تجلی روح در کالبد فیزیکی است.
وقتی انرژی قلب مسدود میشود، انرژیهای احساسی انحرافی در چاکرای دوم جمع شده و میازما یا انرژی مرده تولید می کند و باعث قطعه قطعه شدن روح میشود و روح یکپارچگی خود را از دست میدهد.
گرفتگیهای انرژتیک، باعث از بین رفتن یکپارچگی کالبد روحی در کالبد فیزیکی و آگاهی شده و باعث ایجاد بسیاری از بیماریها و مشکلات جسمی و ذهنی میشوند.
هرچقدر کالبد انرژتیک یا روح آسیب بیشتری ببیند و بیشتر تکه تکه شود، افکار و رفتارهای فرد انحرافی تر خواهد بود و در واقع فرد دچار بحران چند شخصیتی خواهد شد. برای مثال فرد در زندگی عادی خودش بین اعضای خانواده و در محل کار و جاهای دیگر بسیار معقول و موجه جلوه می کند ولی در زندگی جنسی کلا یک شخصیت کاملا متفاوت دارد و دچار انواع و اقسام انحرافات پنهانی  هست. به این پدیده چند شخصیتی ایگو گفته میشود. این انحرافات معمولا به شکل اعتیادها، یا انحرافات رفتاری  به شکل اختلالات آسیب زننده متجلی میشوند که میتوانند به خود فرد یا دیگران آسیب بزنند. وقتی فردی در موقعیت آسیب به خود یا دیگران قرار می گیرد، به تدریج لایه های روحش تکه تکه میشوند. وقتی این اتفاق برای کسی می افتد، رفتارها و تمایلاتی از او دیده میشود که به نام اسکیزوفرنی، شخصیت گسسته و منقطع نامیده میشود و رفتارهای ضد اجتماعی از او سر میزند و در واقع اختلالات روانی هستند که در نهایت ممکن است به دیوانگی منجر شوند.
راه‌حل، شناخت روش‌ها و دلایل آسیب، مکانیزم عملکرد و تأثیرگذاری آنها و نتیجتا خنثی کردن آنها از طریق رسیدن به یکپارچگی و اقتدار است.

410 – در یکی دیگر از مصاحبه های کبرا گفته شد که از طریق پرتال قفقاز و جنگ کنگو نیروهای منفی زیادی از قبیل نیروهای کیمرا وارد شدند. آیا این نیروها در قالب فیزیکی وارد میشوند و اینکه چرا جنگ و پرتال قفقاز را برا ورود انتخاب میکنند؟

خیر فیزیکی وارد نمی‌شوند.

به دلیل اینکه شرایط ورود و تاثیر گذاری در این نواحی برای آنها از طریق پرتال مناسب بوده است. یک ورمهول یا کرم چاله منفی برای اتصال به ابعاد آنها در مناطق دیگر کهکشان و کیهان در شرایطی خاصی ایجاد میشود که معمولا پس از جنگ و کشتار و تولید انرژیهای منفی در مقادیر بسیار زیاد ممکن است. در رواندا هم همین اتفاق افتاد. در مورد قفقاز یک ورتکس بزرگ منفی در این نواحی وجود داشته است که مورد استفاده نیروهای تاریک بوده است.

411 – در این کتاب هم در مورد ارواح جاودان ، به اسارت دراومدن بسیاری از فرماندهان مثبت کهکشانی ، جدول زمانی رویدادها ، بیولوژی، بازسازی و ساخت حیوانات ، تاریخ باستان و حتی در مورد زرتشت و کوروش کبیر هم گفته، در کل اطلاعات خیلی جدید و جالبی داره سوالم اینه ایا شما تایید میکنید مطالب کتاب رو ؟

چیزی که معلوم و مشخص و قابل تایید است، این است که در حادثه رازول، فرازمینیان طبق معمول در حال گشت زنی و انجام عملیاتهای لازم برای خنثی سازی تسلیحات کشتار جمعی و هسته ای بودند، که معمولا در این کار موفق هستند به جز موارد معدودی که موفق نمیشوند و دلیلش ناهنجاری کوانتومی است. در رازول در حقیقت این اتفاق افتاد. و سپس دولتها وارد عمل شدند و دیوار انکار و سرکوب اطلاعات ازاد و مخفی کاری به سرعت و با شدت تمام بالا رفت.

درباره این مصاحبه که اخیرا هم در فضای مجازی منتشر شده و مورد توجه قرار گرفته، چند نکته را دقت فرمایید، اول اینکه چنین موجودی اگر زنده بماند و مجبور به پاسخ به سوالات شود، نمیتواند و «نباید» اطلاعات بدهد. او در چنگ یک دولت زمینی مثل یک اسیر در دست دشمن عمل خواهد کرد.

دوم اینکه، اطلاعات واقعی و حقیقی با توجه به حساسیت و کنترل بسیار بالایی که از سمت سرویسهای اطلاعاتی و نظامی و دولتها وجود دارد، خیلی سخت و دشوار بتوانند بدون تحریفات روی زمین به شکل کتاب منتشر شوند. مگر انکه بسیاری از نقاط و بخشهای مهم و کلیدی ان حذف شوند، یا با عبارات مبهم و گنگ جایگزین شوند.

سوم، همیشه، همیشه، چنین اطلاعاتی را باید موشکافانه بررسی کرد، و نه یک جا پذیرفت و نه یک جا رد کرد. چنین رویکردی نمیتواند کارامد باشد.

412 – در رابطه با مقاله ای با عنوان ۸ پیش بینی جهان در سال ۲۰۳۰(اقتصاد چرخشی) ، در کانال موجود هست ، تقاضا میکنم توضیح تخصصی تری بدید که چرا برداشته از این طرح ، خلع سلاح و کنترل جمعیت زمین توسط گلوبالیست هاست؟
چراکه اونچه که از متن اصلی این طرح به دستگیر آدم میشه ، بیشتر تقسیم عادلانه خدمات و دارایی هاست . همه به یک اندازه از خدمات استفاده نیکنند و همه به یک اندازه تعیین شده صاحب اموالی هستند یا اگر کسی ماشین نداره این یعنی هیچکس نداره و ماشین متعلق به دولت هست و شما در هنگام نیاز میتونی از دولت حالا به نحوی که دقیق نمیدونم ماشین بگیری و ….
یک مقدار با این سبک زندگی امروزی ما که شخصی صاحب بیشمار خانه و زمین هست و شخص دیگه ای حتی به سختی خانه اجاره میکنه ، این طرح منطقی تر میاد. ممنون میشم توضیح تخصصی بدید

کمونیسم که یکی از تاریک ترین دستورکارهای کابال است همیشه با عنوان و شعار برابری وارد عمل می‌شود اما هدف در نهایت قرار دادن همه امکانات و اموال یک ملت در اختیار یک الیگارش بسته است و گروه حاکمان را تشکیل میدهند و ملت و مردم از همه حقوق حتی حق مالکیت شخصی محروم می‌شوند و این یعنی خلع سلاح مردم. ریست بزرگ منفی فوروم اقتصاد جهانی بر پایه همین افکار است که در فرهنگ مارکسیستی و در اقتصاد کمونیستی هستند و فردیت در آن هیچ جایی ندارد و آزادی های فردی و لیبرال هیچ شمرده می‌شوند.

اگر شما برای همه چیزتان وابسته به دولت باشید آن هم دولتی که در ظاهر نماینده مردم است و در باطن برده یک دولت مرکزی جهانی کمونیست شیطان پرست، شما همه توانایی و اقتدار و انتخاب و اراده آزاد انسانی و فردی و اجتماعی و سیاسی خودتان را از دست می‌دهید و فقط در فقر و بردگی برابری به وجود می آید. یعنی بردگی کل نژاد انسان. حتی داشتن خانه و اتومبیل نوعی قدرت فردی هست که کابال آن را هم میخواهد از دست مردم خارج کند و صاحب همه چیز باشد و شما صرفا برای انجام کاری که مورد تایید دولت است و تحت شرایط مورد علاقه دولت و چنانچه شهروند حرف شنو و مطیعی باشید بتوانید امکانات را از دولت قرض بگیرید و از این جهت کاملا قابل کنترل باشید

تاریخ را مطالعه کنید، ببینید در کشورهای کمونیستی چه اتفاقی افتاد، در کامبوج چند میلیون نفر از گرسنگی جانشان را از دست دادند، در روسیه بلشویکی و کمونیستی چند میلیون نفر قربانی شدند و چند صد هزار نفر کشته شدند و چقدر انسان به خاطر نوشتن و صحبت کردن اعدام شدند، در کره شمالی که نیازی به نگاه به گذشته نیست همین امروز ببینید چه وضعی موجود است. کمونیسم یعنی لگدمال کردن فردیت و انسانیت و آزادی. جهان الان در مقطعی است که میتواند به نمونه های تاریخی نگاه کند و خوب درک کند که پشت شعارها چه چیزی بوده و هست. هرچند افراد زیادی هم تحت کنترل ذهن بسیار شدید قرار دارند و نمیدانند پشت برنامه های ظاهرا موجه و جلسات ظاهرا موقر فوروم اقتصاد جهانی چه توطئه خطرناکی برای جمعیت انسانهای سطح زمین وجود دارد. در نهایت این طرح ها پیروز نخواهند شد چون به اندازه کافی اگاهی و هوشیاری ایجاد شده است در جهان و این بیداری بیشتر هم میشود‌.

کابال معمولا با شعارهای مثبت توطئه های خطرناک و اهریمنی خودش را پیش می برد. میخواهد بین چند قومیت جنگ به راه بیندازد، دشمنی های قدیمی را از گور بیرون میکشد و یک طرف را متهم به نسل کشی میکند، چیزی که فراموش شده و گذشته و رفته و اتصالی به لحظه حال ندارد را زنده میکند تا دشمنی را زنده کند و در تمام مدت ادعا میکند در حال دفاع از حقوق بشر است.

با شعار ضدیت با نژادپرستی وارد میشود و ادعا میکند به دنبال برابری است، اما گروههای رنگین پوست و سیاه پوست مسلح متشکل از بی سوادترین و قابل کنترل ترین افراد را تشکیل میدهد و پلیس را در برابر اعمالشان خلع سلاح میکند تا گسلهای اجتماعی را فعال کند و جنگ های داخلی در کشورها ایجاد کند. بیماری را می سازد تا واکسنی که قبل از ویروس تهیه کرده را تحمیل کند. بنابراین بله در ظاهر انها صحبتهای زیبایی میکنند اما انسانهای هوشیار ورای صحبتها و ظواهر را می بینند و اصلا بیداری یعنی همین.

بر طبق «کتاب سیاه کمونیسم»، تعداد افراد کشته شده توسط دولتهای کمونیست در حدود ۹۴ تا ۱۰۰ میلیون تخمین زده می‌شود. آمار قربانیان شامل مرگهایی می‌شود که توسط اعدام، گرسنگی، قحطی، جنگ، تبعید و کار اجباری ایجاد شده است..

بسیاری افراد هنوز باور دارند که شرایط حاضر جهان و رنج حاصل از فقر و بیماری و خشونت به شکل تصادفی به وجود آمده است، و چیزی که ما امروزه در مقیاس جهانی می‌بینیم، در واقع در نتیجه تکامل ارگانیک بشریت از زمان عصر صنعتی است. این کاملا اشتباه است. خانواده های نخبگان قدرت به شکل روشمند و صبورانه دستورکارهای جهانی خود را از طریق اهداف خاص توسعه دادند، توسط مهندسی اجتماعی و کنترل ذهن تکنولوژیک مخفی، به همراه نظارت و کنترل بر تمام حرکات انسانها…

413 – در یکی از مقالات که به عنکبوت‌های کیمرا اشاره داشت، بیان شده بود که عنکبوت‌های فیزیکی می‌توانند نقش جاسوس برای کیمرا باشند و حتی چون دستگاه شنود عمل کنند و بایستی اگر دیده شدند، از محل دورشان کرد.
سوالم این است که درباره‌ی سلسله مراتب آرکان‌ها، اینسکتوید ها یا حشرات که مدیران اجرایی ارشد هستند هم می‌توان با همین استدلال پیش رفت؟ یعنی حشرات در حالت فیزیکی تحت همکاری با ایشان باشند؟ (یا مثلا کلا خزندگان و مارها)؟

همه عنکبوتهای فیزیکی از این دست عنکبوتها نیستند. بنابراین یک بخش خاصی و محدود این عملکرد را دارند نه همه.

و حشرات و خزندگان تحت همکاری نژاد خاصی نیستند ذهن خودشان را دارند اما مار و عقرب میتوانند برای یک رپتیلین محل لنگر شدن به سطح فیزیکی باشند همانطور که شیر و یا جگوار میتواند و گربه سانان می توانند انرژی فیلاین ها را لنگر کنند و فیلاین ها حتی ممکن است با کالبد گربه های وحشی بزرگ روی زمین ظاهر بشوند. اما این به معنای این نیست که مار موجود بدی است موضوع بیشتر ژنتیک است که باعث همخوانی راحتتر انرژی ها میشود.

حیوانات خزنده انرژی کندالینی بسیار بالایی را منتقل میکنند و مثل همه حیوانات دیگر نقش و اهمیت خودشان را دارند

در برخی منابع درباره معبد خم و فناوری ارگانیک ان نوشته شده است، بهره برداری مصریان از انرژی کندالینی کروکودیلها و متمرکز کردن انرژی و کانالیزه کردنش برای اهداف ارتباطی و مخابراتی فراسیاره ای، اما انها به این حیوانات احترام بسیار زیادی میگذاشتند و جایگاه انها را میشناختند و شرایطی فراهم میکردند که این حیوانات با اراده خودشان در ان شرایط قرار بگیرند و به ان معبد و طبقات زیرین ان وارد شوند. بعدها برخی مردمان دیگر این فناوری و اسرار ان را برای خود برداشتند اما با همان دیدگاه و همان رویکرد با حیوانات رفتار نکردند و تصور کردند اینها صرفا ابزار هستند، نتیجه ای حاصل نشد

414 – منظور از بعل یا مولوک ،کیست؟

مولوچ یا مولوک در حقیقت یک نرم افزار برای گسترش سیستم غارتگران انرژی جنسی هست و نرم افزار ظالم-مظلوم را به شکلهای مختلف خشونت و آسیب و سواستفاده اعمال می کند.

بعل در واقع یک عنوان به معنی «صاحب» یا ارباب است، که در زبانهای سامی باستانی شمال غرب به خدایان اطلاق میشد. در کتاب مقدس عبری این لغت برای موجودات باستانی مختلف بکار برده میشود، اغلب برای اشاره به حداد، که به عنوان خدای کاذب معرفی شده است. این کاربرد وارد مسیحیت و اسلام شد، و برخی اوقات به عنوان بعل‌ذباب در اهریمن شناسی معرفی میشود.
پرستش بعل به تدریج با EL جایگزین شد به عنوان رهبر خدایان و حامی پادشاهی.
در مسیحیت بعل، بعل‌ذباب و بعل‌ذبال به عنوان شاهزاده اهریمنها اشاره میشود.
فرزندان بلیال بر موجودات بعل نظارت داشتند و بخشی از کنسرسیوم بیگانگان منفی بودند.
این موجودات ارتباطشان را با منبع خلقت از دست دادند و از انسانها و سایر موجودات به عنوان منبع تغذیه استفاده کردند تا هزاران سال بقا داشته باشند.

415 – در مورد مثلث برمودا که میگن جز مرموزترین مناطق جهان هست و تعدادی کشتی و هواپیما ناپدید شده امکانش هست راهنمایی کنین چون بیشتر اطلاعات محدود به سرچ گوگل میشه.. آیا بیگانگان منفی یا به عبارتی نیروهای تاریک در این موضوع دخیل هستند یا حتی از این مکان به عنوان پایگاه برای مقاصد تاریکشون استفاده میکنند؟

در این منطقه یک دروازه ستاره ای بعدسومی وجود دارد و نیروهای منفی همواره سعی کردند که بر روی آن کنترل داشته باشند.
برای مثال به هدف نفوذ در میدان سیاره (میادین مورفوژنتیک) تا توسط هوش مصنوعی، خطوط زمانی مصنوعی را روی میدان سیاره ایجاد کنند و یک کرمچاله بنام کرمچاله فونیکس را در این منطقه ایجاد کردند.

 لطف می کنید درموردفناوری یا امواج اسکالر توضیح بفرمایید به زبان ساده باشه لطفن من متوجه بشم دقیقن چه هست متشکر از صبرو بزرگواری شما نورجای باشه

فناوری پدیده موج ایستاده یا امواج اسکالار شاید کلیدی ترین بخش کل سیستم کنترل ذهن بیگانگان منفی باشد.

کل سیستم Veil که اگاهی انسان را در زندان نگه داشته است بر اساس فناوری اسکالار کار میکند.

انرژی ترس و لوش و انواع ارتعاشات بسیار منفی از طریق فناوری اسکالار در تمام سطح زمین منتشر میشود.

و در عین حال فناوری اسکالار توسط نیروهای مثبت و ازادسازی هم استفاده میشود. فناوری Mjolnir امواج اسکالاری تولید میکند که برای حذف ناهنجاری مورد استفاده قرار میگیرند.

شاید تمام شبکه های تاثیرگذار بر اگاهی و هوشیاری در سطح سیاره‌ای مبتنی بر امواج اسکالار باشند. شبکه هایی مثل NET یا شبکه های مختص به نژادهای فرازمینی و ائتلافهای فرازمینی مختلف همه بر اساس اسکالار هستند.

بسیاری از سیستمها و تسلیحات اسکالار منفی توسط نیروهای نور حذف شده اند و خود این یکی از دلایل رشد بیداری روی زمین بوده است اما هنوز Veil تا حد زیادی پابر جاست.

پرده Veil

18 ژوئن 2012

زمان آن رسیده است که اطلاعات بیشتری راجع به آرکان ها منتشر کنم چراکه وارد دوره ای می شویم که سرنوشت این سیاره مشخص خواهد شد، و مردم نیاز دارند اطلاع و آگاهی داشته باشند تا بتوانند انتخاب های بهتری انجام دهند.

حدود ۲۶ هزار سال پیش آرکان ها سیاره زمین را مایملک خودشان اعلام کردند، و تمامی موجودات زنده روی زمین را گروگان و برده گرفتند. آنان سیاره را قرنطینه کردند و هر سفینه برای ورود و یا خروج از زمین نیاز به مجوز ویژه از طرف آرکان ها داشت. این دلیل سیاست «عدم دخالت» است که بسیار راجع به آن شنیده ایم. نژاد انسان در طی همه آن هزاره ها گروگان آرکان ها بودند، و در یک سیستم بسته تناسخ اجباری و بارها و بارها بازگشتن به یک مکان، و در فراموشی و رخوت اسیر بوده اند.

عصر فراموشی تقریبا سپری شده است. پس از ۲۱ ژوئن امسال (۲۰۱۲)، عملیات های نجات توسط نژاد های فرازمینی مثبت شدت بیشتری خواهند داشت.

در گذشته، تنها راهی که یک انسان برای فرار از قرنطینه پیش رو داشت از طریق فرایند صعود بود، که در طی آن فرد بایستی تمامی تعلقات به همه واقعیت های فیزیکی، اثیری، اختری، و ذهنی که آرکان در آنها عمل می کند را رها کند. اما به محض اینکه قرنطینه برداشته شود، الترناتیو و راه دیگری برای رسیدن به آزادی وجود خواهد داشت، یعنی امکان و توانایی سفر به سیستم های ستاره ای دیگر.

آرکان ها سلطه خودشان را بوسیله یک فناوری ویژه که Veil (پرده، حجاب) خوانده می شود، حفظ می کنند. Veil در واقع یک حصار فرکانسی الکترومغناطیسی در سطوح اختری پایین تر و بخصوص در سطح اتریک است، که ۸/۶ مایل بالا و پایین سطح زمین امتداد دارد  و تا حد زیادی از ورود نور به قرنطینه سیاره جلوگیری می کند. آرکان های غیر فیزیکی اپراتورهای سیستم “پرده” هستند. بهترین توصیف برای این فناوری عبارت «هارپ لایه اتریک» است. این فناوری ساختار فضازمان را در سطح کوانتومی تحریف می کند و بهمین دلیل مشکلات بزرگی برای سیستم های محرکه سفینه های نیروهای فرازمینی مثبت ایجاد می کند. در گذشته این امر جلوی پیشروی نژاد های مثبت به سمت سیاره را به طور چشمگیری می گرفت. به جز دور نگه داشتن فرازمینی های مثبت، Veil کارکرد دیگری هم دارد، برنامه ریزی و برنامه دهی جمعیت انسانها و نگه داشتنشان در چرخه بازیافت/ تناسخ.

اکنون شرح معدودی از برنامه های اصلی اختری/اتریک در جریان برای انسانهای تناسخ یافته:

۱. کاهش سطح آگاهی و غیرفعالسازی بدن نوری/مرکابا. این برنامه توسط فناوری رزونانس موج ایستاده اتریک انجام می شود.

۲. مسدود کردن اراده آزاد، و ابتکار عمل مثبت. این برنامه توسط فناوری فروصوت اتریک برقرار است. بخشی از این صوت به سمت سطح واقعیت فیزیکی ته نشین می شود، و برخی افراد به شکل صدایی با فرکانس بسیار پایین آن را می شنوند. منشأ صداهای اسرارآمیزی که افراد در آغاز سال ۲۰۱۲ می شنیدند این برنامه است و نه نابودی پایگاههای نظامی عمق زمین آنطور که برخی منابع اشتباها گفته بودند.

فروصوت، برخی مراکز معین در مغز فیزیکی را مسدود می کند و این مسأله ابتکار عمل مثبت را از فعالیت می اندازد. همین فروصوت عامل خستگی غیرعادی است که بسیاری از مردم بدون هیچ دلیل خاصی تجربه می کنند.

۳. کاهش هوش. این کار را از طریق القای میادین مغناطیسی قدرتمند به مغز اتریک و نیز به غشای میان مغز فیزیکی و مغز اتریک انجام می دهند که باعث اختلال در فرایند تفکر می شود. این برنامه به آشفتگی ذهن، فراموشی و عدم تمرکز منجر می شود.

۴. القای سوتفاهم و عدم هماهمگی در روابط. این کار را بوسیله دستکاری چاکراهای کالبد اتریک و ایجاد فرکانس های ناهمخوان بر روی غشای اوریک auric membrane
توسط فروصوت اتریک انجام می دهند. این برنامه عامل مرز و شکاف مصنوعی بین عشق و جنسیت است، که دریچه قلب را می بندد، ذهن را بیش فعال می کند، و تعادل میان اصل مردانه و اصل زنانه را برهم می زند.

۵. القای فقر. این کار را توسط القای هولوگرام ها/تصاویر فقر به مغز اتریک افراد انجام می دهند.

۶. تفرقه در فرهنگ های زیرمجموعه subcultures. این برنامه فرهنگ های زیرمجموعه مختلف را بوسیله تصاویر هولوگرافیک اتریک مخالف و متضاد هدف قرار می دهد تا به این وسیله در میان آنان تفرقه و نزاع ایجاد کند.

۷. الگوهای غذایی/چاقی مفرط. این برنامه را با القای تصاویر یک غذای خاص که مولد چاقی است به مغز اتریک انجام می دهند.

۸. چشم جهان بین. این برنامه جاسوسی از سطح اتریک عمل می کند و همه فعالیتهای موجودات فیزیکی را تحت نظر دارد، و همه چیز را به آرکان های غیرفیزیکی گزارش می دهد.

۹. ایمپلنت ها. این ها کریستال های اتریک/اختری هستند که درست قبل از تناسخ درون اورای هر فرد قرار داده می شوند، زیرا آن فرد نیاز دارد از سطوح ذهنی یا اختری بالا، به سطوح اختری پایین تر و سطح اتریک نزول کند و به سطح فیزیکی بیاید تا تناسخ کند. این ایمپلنتها خاطرات تناسخ های قبلی را حذف می کنند و علت عمده این مسأله هستند که ما اکثرا زندگی های قبلی مان را و یا آرکان هایی که بر سیاره حکومت می کنند را به یاد نمی آوریم. این ایمپلنتها را با کمک طبع شاعرانه، “حجاب فراموشی” نامیده اند.

ایمپلنت های فیزیکی هم وجود داشتند. ایمپلنت های فیزیکی در عصر آتلانتیس بسیار محبوب بودند اما پس از سقوط آتلانتیس از رده خارج شدند. پس از جنگ جهانی دوم تلاش شد ایمپلنت های فیزیکی دوباره روی کار بیایند، به شکل بیوچیپ های فیزیکی که از طریق واکسیناسیون به اکثریت وسیع انسانها تزریق میشوند. این علت اصلی اجباری بودن واکسیناسیون از طرف WHO سازمان بهداشت جهانی است.

بیوچیپ های فیزیکی برنامه های دیگر را هم تقویت کرد، اما حدود دو سال پیش بوسیله فناوری ویژه ای که از راه دور عمل می کرد و حرکت مقاومت توسعه داده بود با موفقیت و کاملا از جمعیت انسانها پاکسازی شد. بنابراین نگرانی ها درباره اینکه نظم نوین جهانی برنامه دارد انسانها را میکروچیپ کند بر اساس واقعیت نیست زیرا انسانها قبلا میکروچیپ شده اند و همان میکروچیپ ها هم پاکسازی شده اند بدون آنکه کسی متوجه شود.

آرکان ها Veil را در اوایل سال ۱۹۹۶ فعال سازی مجدد کردند، یعنی پس از بیداری جمعی که در اوایل دهه ۹۰ رخ داد و دخالت نژاد های فرازمینی مثبت روی زمین را بدل یه یک احتمال واقعی کرد. این کار بوسیله حدود ۲۰۰ انفجار هسته ای در سطح اختری پایین و سطح اتریک انجام شد. این انفجارهای هسته ای غیرفیزیکی باعث بروز شکافی در بافت فضازمان شدند و این امر کرم چاله های تاریکی را گشود که از طریق آنها موجودات رپتایل بسیاری از فضای خارجی به زمین تجاوز کردند و سطوح اختری و اتریک را آلوده کردند. در دسامبر ۲۰۰۴، پس از بیداری جمعی نسبت به حضور الهه که پس از اولین ترانزیت زهره در ژوئن ۲۰۰۴ بود، و نیز پس از عملیات های موفقیت آمیز ناوگان پلایدیان در راستای آزادسازی،  Veil مجددا فعالسازی شد. اکنون، پس از دومین ترانزیت زهره در ۲۰۱۲، بیداری دوباره در جریان است. این بار اما Veil قابل تقویت نیست چراکه هیچ نیروی فرازمینی فیزیکی یا غیرفیزیکی در فضای خارجی باقی نمانده که به سیاره تجاوز کند. ما به پیروزی نهایی نزدیک هستیم.

موفقیت مدیتیشن های جمعی ما چنان بود که ۷۰ درصد Veil در سطح اختری و حدود ۳۵ درصد از Veil در سطح اتریک، حذف شده است. بنابراین بسیار مهم است که مدیتیشن های جمعی را ادامه دهیم تا نقطه ای که این کار به اتمام برسد و Veil بطور کامل حذف شود. طبق برنامه این رویداد در دوره هفت ماهه ای است که از ۲۱-۲۰ مه در زمان راه اندازی مجدد شبکه شروع شد و در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ تکمیل می شود.
آرکان های فیزیکی و بقیه اعضای فیزیکی کابال می توانند مدتها قبل از حذف کامل پرده پاکسازی شوند.

آرکان های فیزیکی و غیر فیزیکی طرحی با نام رمزی Doom33 دارند که برای جلوگیری از بازداشت های جمعی است. بر اساس این طرح، هنگامی که بازداشت های جمعی آغاز شد، آرکان های غیرفیزیکی بوسیله مناسک سری سیگنالی به آرکان های فیزیکی رأس قدرت (شوالیه های مالتا) مخابره می کنند  و نیز به فراماسون های درجه ۳۳. این افراد سپس از طریق رابط هایشان در داخل ارتش و اژانس های الفبا تلاش خواهند کرد تا آنجا که ممکن است آشوب و خرابی ایجاد کنند. این خرابی ها با پیش گویی آرماگدون و پایان زمان هم تطابق خواهد داشت، پیش گویی هایی که بسیار مورد احترام آرکان های فیزیکی هستند. آنان هر کاری از دستشان بر آید انجام خواهند داد تا این پیش گویی ها بر آورده شوند. نیازی نیست نگران این برنامه ها باشید چراکه نیروهای نور برنامه های مقابله با این طرح را تهیه و تنظیم کرده اند.

آرکان های فیزیکی یسوعی هنوز کنترل برنامه کامپیوتری نظام مالی هوش مصنوعی منطق فازی که فالفورد در موردش صحبت می کند (مترجم: نوعی منطق که برای دادن تفکر انسانی به کامپیوترها استفاده می شود) را در اختیار دارند. حرکت مقاومت در زمان ریبوت شبکه در ۲۰، ۲۱ مه ، ویروسی وارد آن برنامه کرده، و حالا می تواند نظام مالی را ریبوت کند اگر/وقتی این کار برای عملیات نیروهای نور ضرورت داشته باشد.

آرکان های فیزیکی یسوعی در انقلاب مارس ۱۸۴۸/۱۸۴۹ بخش زیادی از سلطه و قدرتشان بر جمعیت را از دست دادند. بیشتر آنان سپس به سطوح پایین اختری و سطح اتریک رفته اند. آنهایی که روی سطح فیزیکی باقی ماندند هنوز به نحو غیرمستقیم و از طریق روسچیلدها، انسان ها را کنترل می کنند. روسچیلدها مستقل عمل نمی کنند و تحت امر اورلردهای آرکان یسوعی هستند.

انقلاب (استرولوژیک) ۲۰۱۲ نقطه عطفی است که بسیاری از مسائل درباره آرکان ها و شرایط سیاره تعیین خواهد شد. گراف ناولتی موج زمان Sheliak کاهش چشمگیری در انتروپی تا ۲۱ ژوئن نشان می دهد، که نشانگر این نقطه عطف است.

کبرا

416 – در مورد تناسخ سوالی داشتم باتوجه به اینکه زمین تو قرتطینه اس و طبق گفته ها حدود ۲۶هزارسال
چطوره روح ها اضافه میشن منطورم اینه که مثلا قرن ۱۸ میلادی جمعیت جهان حدود ۳۰۰ میلیون نفر بوده الان حدود ۸ میلیارده وقتی که زمین قرنطیه باشه و روحی بهش وارد یا خارج نشه چطوریه اینقدر جمعیت روح ها زیاد شده؟

سلام، جمعیت زیاد شده اما چیزی که هست اصلا این جمعیت نشان دهنده تعداد ارواحی که در گذشته در مقاطع مختلف روی زمین بودند یا همین حالا روی زمین و در زمین هستند نیست. یعنی رابطه خیلی مستقیمی یا سرراستی وجود ندارد.

تعداد ارواحی که در ابعاد اتریک و اختری زمین هستند خیلی خیلی بیشتر از تعداد انسانهای روی زمین است. و این ارواح در یک سطح هم نیستند، میلیونها و میلیاردها روح در زمین وجود دارند که بسیار کوچک هستند و هزاران روح بسیاری بزرگ و پیشرفته و متکامل هم روی زمین وجود دارند.

کم و زیاد شدن جمعیت انسانهای فیزیکی رابطه دائمی و مستقیم و مشخصی با تعداد ارواح حاضر در سیاره زمین ندارد، شاید اگر قرار بود جمعیت سطح زمین بر اساس جمعیت ارواح حاضر در زمین باشد این جمعیت باید چندین برابر می بود.

خیلی از ارواح از پرتالهای مختلف منظومه های خورشیدی دور و نزدیک وارد این بخش از کیهان شدند و راهشان به زمین افتاد و ارواح زیادی هم مدتها قبل به اینجا فرستاده شدند به علاوه همه ارواحی که از قبل وجود داشتند. اینها و اطلاعات این ها بخشی از تاریخ زمین است که ارکانها هیچ وقت اجازه ندادند انسانها دسترسی پیدا کنند.

417 – درباره بیگانگان منفی و ماتریکس توضیحی می دهید ؟

گروه های اصلی بیگانگان منفی؛

خزندگان، دراکوها، زتاها و نکرومیتون ها هستند که از فضاهای ماتریکس فانتوم در سیستم های موازی می آیند، و اتحادی با گروه انجلیک سقوط کرده شکل داده اند موسوم به 《دستورکار بیگانگان منفی 》 تا بتوانند بر زمین سلطه داشته باشند. این گروه ها از تکنولوژی برای باز کردن کرم چاله های ترکیبی استفاده می کنند تا بتوانند قدرت مورد نیاز را برای انداختن کالبد زمین در یک سیستم سیاهچاله که به ماتریکس فانتوم ختم می شود را فرآهم کنند. ماتریکسی که در آن حضور دارند، و سپس می توانند بر روی سیاره و انسانها کنترل داشته باشند.

به این گروه ها، خورشیدهای سیاه و یا دستورکار خورشید سیاه هم گفته می شود.

گروه های خزنده- حشره:

_ بید اژدها از سیستم سیاهچاله اوریون.
_ سوسک هیومنوید نکرومیتون، مردان سیاهپوش از خطوط نیبیرو.
_ امیکرون مردوک از آلفا سنچوری.
_ هیبریدهای سنچوری از امگا سنچوری.
_ زتا از ریگل، دستورکارهای زتا دراکو.
_ زتا از سیستم زتا ریتیکولی.

آنها موجودات فرازمینی هستند که اتصال آگاهی خود را با منبع خلقت از دست دادند و از انسانها و سایر موجودات به عنوان منبع انرژی استفاده می‌کنند (مانند انگل) تا هزاران سال بقا داشته باشند. آنها برعکس انسانها فاقد احساسات هستند اما بسیار باهوش هستند به دلیل اینکه نسبت به سه لایه الگو انسان، آنها در سطوح ذهنی بالایی قرار دارند. آنها شبیه به دانشمندانی دیوانه و روان پریش هستند که به دنیای انسانها نفوذ کرده و از لحاظ ژنتیکی تغییراتی بر روی آنها ایجاد کردند، مانند کشت مواد ژنتیکی برای بدست آوردن منابع بیشتر از گله در یک مزرعه. بسیاری از آنها ذاتا خشن هستند و خطرناک. آنها انسانها را به چشم یک سرمایه نگاه می‌کنند. بهترین توصیفی که برای دستورکار بیگانگان منفی و آرکان‌ها می‌توان کرد، شخصیتهای روانپریش یا هویتهایی بدون حس همزادپنداری است که هیچ‌ احساسی ندارند، و هیچ گونه اهمیتی برای انسانها قائل نیستند. آنها انسانها را موجوداتی پست و احمق میپندارند و بسیاری اوقات برای سرگرمی از طریق خشونت، استهزا و تحقیر سعی می‌کنند تا آسیب عمدی احساسی وارد کنند. برخی از این گروه‌های منفی به تکنولوژی‌های پیشرفته‌ای دسترسی دارند که در طی میلیون‌ها سال در جهان‌ها و کهکشانهای دیگری توسعه پیدا کرده، و البته بیشتر پیشرفتهای تکنولوژیک آنها از طریق ساخت و استفاده از هوش مصنوعی بوده است، از این رو به عنوان پیامبران هوش مصنوعی شناخته میشوند. به عنوان پیامبران هوش مصنوعی آنها در پشت دستورکار ترنس‌اومانیسم قرار دارند که روشی برای سرقت و دستکاری آناتومی فرد و از بین بردن اقتدار از طریق اعتیاد به هر چیز تکنولوژیک است و همچنین سواستفاده تکنولوژیکی از روح انسان.

این موجودات در طی هزاران سال از زمان فاجعه آتلانتیس برای رسیدن به اهداف خود
به دنیای انسانها نفوذ کردند. آنها موجودات میان‌بعدی و فرابعدی هستند که در تاریخ باستان به عنوان فرشتگان سقوط کرده شناخته میشوند و از تکنولوژی‌های مختلفی جهت کنترل ذهن و نفوذ منفی به خط آینده نژاد انسان توسط ایجاد خطوط زمانی مصنوعی استفاده می‌کنند. چنین نفوذ منفی از طریق نصب نرم‌افزار آرماگدون بر مغز سیاره به هدف ایجاد سیستم‌های فکری بیگانه منفی مردسالارانه بر اساس خدمت به یهووه و گروههای خزندگان Jehovian انجام شد. نژادهای مختلفی از این گروه‌های فرازمینی وجود دارد. برخی دارای کالبدهای مصنوعی هستند که در آزمایشگاها مهندسی میشوند، و برخی می‌توانند آگاهی خود را در زمان و فضا بدون اینکه بدن فیزیکی داشته باشند منعکس کنند.

418 – در مورد مافیای خزری سوالی داشتم اینکه آیا با بیگانگان منفی هم در ارتباط هستند؟ و اینکه اگه امکانش هست در مورد سیستم پول بابلی توضیحاتی بدین.

بله مافیای خزری در راستای اهداف دستورکار بیگانگان منفی عمل می کنند.

سیستم مالی بابلی بر اساس جادوی سیاه بود. امپراتوری خودکامه بابل بر نظامی‌گری تمرکز داشت و یک مرکز تجارت جهانی، قدرت اقتصادی و نظامی بزرگ در آن زمان بود و از این طریق بود که مناسک شیطانی قربانی خون در شبکه های زمین از طریق جنگهای مداوم در خاورمیانه گسترش پیدا کرد.

419 – دو تا مطلب گزاشته بودید یکی اشنایی و چنل شدن انرژی الهه بعد مدتها روی زمین و تاتیرات مثبتی که برای تکامل داره و دیگری انرژی اصل مادرانه منبع و تاثیرات فوق العاده ش ایا این دو تا انرژی یکی هستند؟

این دو مفهوم مرتبط هستند اما دقیقا یکی نیستند. اصل مادرانه منبع یک «اصل اساسی» و یکی از «کارکردهای» بنیادین خلقت است که در آن متن، کارکردش در تحولات آگاهی در مقطع فعلی شرح داده شده است، اما وقتی از انرژی الهه یا انرژی الهی زنانه صحبت میکنیم یک انرژی مشخص است با ویژگی های خودش که روی زمین مقدار آن بسیار بسیار پایین است به دلیل کنترل کابال. ارتباط درونی بین این دو مفهوم وجود دارد ولی جنبه‌های مختلفی از یک پدیده و فرایند را توصیف میکنند.

«اصل مادرانه منبع» یک کارکرد را از نگاه کیهانی و دیدگاه بیشتر غیرشخصی توصیف می‌کند، اما «انرژی الهه» یک انرژی و آگاهی خاص را توصیف می‌کند که هم میتواند در سطح غیرشخصی و کیهانی بررسی شود و هم شخصی تر ظهور پیدا کند و در یک سیاره یا یک موجود یا فرد تجلی پیدا کند یا لنگر شود. با این انرژی روی زمین فعالانه مبارزه میشود.

ممنونم ، درسته بدجوری هم با این انرژی مبارزه میشه مثل ادیان و ایینها و اعتقادات و کهن الگوها مثل زنده بگور کردن دختران و سنگسار

با سرکوب انرژی زنانه به موثرترین شیوه جوامع را سرکوب میکنند. در جامعه ای که در ان زیبایی قدرت و عشق طبیعی و خدادادی زنان که چیزی جز نور نیست تاریکی شمرده شود و مایه شرم و گناه دانسته شود، مردان هم شدیدا اسیب می بینند و نمیتوانند سالم زندگی کنند. و تعادل انرژتیک افراد در سطح فردی و جامعه در سطح کلان دچار مشکل میشود و انرژی جنگ‌ و دشمنی و نظامی‌گری خیلی راحتتر توسعه پیدا میکند. این دلیل سری و اساسی سرکوب انرژی زنانه است. وقتی انرژی زنانه سرکوب شود نابسامانی ها زمینه رشد پیدا میکنند. چون انرژی الهی زنانه نزدیکترین انرژی به جنبه مادرانه منبع است و محافظ خلقت و افرینش است و نقش مادری است که نظم و عدالت و درستی و امید و زندگی‌‌ را زنده نگه می دارد. در جامعه ای که زنان بیدار شوند مردان هم بیدار میشوند و جامعه به کلی بیدار میشود. در جامعه ای که زنان اسیر و تحت سرکوب باشند همه به شکلی اسیر خواهند بود. سرکوب انرژی الهی زنانه سرکوب طبیعت درونی روح است.

درود برشما ، سرکوب انرژی زنانه در شرق و کشور های اسلامی که اغلب ما میدانیم چگونه است.
این سرکوب انرژی زنانه در اروپا کشور های غربی چگونه است؟ چون زنان آنجا آزادی های خیلی بیشتری نسبت به زنان ما دارند‌.

در همه جای دنیا این مسئله وجود دارد، از طریق سواستفاده، تبعیض، استثمار، شرایط سخت کار، حجاب، استفاده ابزاری و خشونت.
اما در کشورهای اسلامی این بیشتر به شکل حجاب اجباری و تبعیض و خشونت هست و در غرب بیشتر با جنسیت زدایی و گرفتن زنانگی زنان و تبعیض و شرایط کار و دستمزد ناعادلانه انجام میشود.

420 – زنده بگور کردن دختران یک دروغ بزرگ آرکانی هست من خیلی تحقیقات کردم ولی برده داری درتمام اعصار بشکلهای مختلف وجود داشته ودارد

بله با توجه به اینکه مادرانی وجود داشتند که فرزندی بدنیا بیاورند کمی این داستان شک برانگیز هست و اغراق امیز بخصوص اینکه ما تناقض میبینیم در تاریخ که مثلا خدیجه در چه جایگاهی وجود داشته و حتی محمد برای او کار میکرده و یا زنان دیگری که قبلا در چه جایگاهی قرار داشتند و اگر دختران را زنده به گور میکردند چطور این زنها توانستند تجارت کنند و حتی قدرت سیاسی داشته باشند؟

421 – پرسشی دارم اینکه جریان این ابلیسک یاستونهای بلندی که توبعضی شهرهای دنیا بسبک مصر ساخته شده چیه؟!!آیا این بناها ربطی بجریان های انرژی کیهانی دارندیا…؟

این سازه ها در واقع کدگزاری معکوس بر شبکه انرژیهای زمین هستند. مشابه کاری که ایمپلنتها در بدن انسان انجام میدهند.

یعنی درواقع باعث جلوگیری از رسیدن انرژی ب مردم وزمین میشن؟منظورتون همینه؟

تکنولوژی بیگانه هست بر اساس معکوس سازی متاترونیک که باعث میشود جریان طبیعی انرژی در کالبد سیاره ای منحرف شود و شبکه های ساتانیک را تغذیه می کند. این شبکه بنام شبکه معکوس سازی مایکل-مری هم شناخته میشود و باعث شکاف در انرژیها شده و ضد اتحاد هیروگامیک در سیاره و انسانها عمل می کند.

422 – در مورد فلش خورشیدی ، بلاخره این انرژی خاص و عظیم که از مرکز کهکشان ساطع میشه ،
(( حتما که خاص کره زمین نیست، )) و بنابر قوانین طبیعی ، تمام کهکشان رو در بر میگیره.
حالا اینکه بقیه سیارات و ستاره ها هم از این موج انرژی تاثیر میگیرن؟
آیا محیط یا تمدنی هم هست که به اندازه زمین محتاج این تغییرات طبیعی باشه ،
یا اینکه مثلا فلان تمدن در گوشه دیگر این کهکشان، امکان داره که متضرر بشه یا بر عکس با این موج انرژی به سطوح بالاتر آگاهی و رشد برن؟
یا تغییراتِ جبریِ فیزیکیِ ناشی از این موج انرژی مثل تغییر قطب‌ها و سونامی بزرگ که تو زمین اتفاق می افته، و قرار هست که قبل از سونامی جمعیت سطح تخلیه بشن، محیط و فیزیک همه سیارات و ستاره های کهکشان ما رو هم تغییر میده ؟ ممنون

این موج کل پهنه کهکشان را طی میکند و بر همه ستاره ها و سیارات اثرگذاری میکند. این بستگی به وضع هر ستاره یا سیاره دارد که چقدر تحت اثرات ابرموج کهکشانی قرار بگیرد. به این که این سیاره یا ستاره در چه مرحله ای از تکامل طبیعی خودش به سر میبرد. حفاظت مغناطیسی آن چقدر قوی است و غیره. بنابراین این موضوع طبیعتا فقط مختص زمین نیست. اما به دلیل وجود حیات فیزیکی روی زمین، و موضوعات و مسایل دیگر از جمله تاریکی و حضور ارکانها روی زمین و شرایط خود سیاره و چندین عامل دیگر وضع زمین از پیچیدگی زیادی برخوردار است. همان ابرموج کهکشانی که به زمین خواهد رسید هم نیروهای نور کنترل شده اجازه میدهند به زمین برسد یعنی بخشی از شدت و قدرت ان را به وسیله کره های دایسون و سفینه های مادر کنترل میکنند وگرنه میتواند مخرب و ویرانگر باشد. با این حال این ابرموج تغییرات و تحولات زیادی روی زمین ایجاد خواهد کرد. تحولات فیزیکی و زمین شناختی و مغناطیسی بسیار عظیم که فقط در عمیق ترین و دورترین خاطرات جمعی بشر هنوز مانده است، از هزاران هزار قبلتر

423 – نقش دین خصوصا دین اسلام در عصر آکواریوس چگونه خواهد شد؟؟؟؟

همه ادیان پس از رخداد باید شامل تحولات و تغییراتی بشوند. ازادی اعتقادی افراد از انها گرفته نمی‌شود اما هرجا ازادی انسانها سلب می‌شود یا هرجا دروغی هست یا هر جا سواستفاده هست اصلاح و ترمیم میشود. این شامل همه ادیان است. همه میتوانند اعتقاد خودشان را داشته باشند اما کسی اعتقاد خودش را نباید وارد زندگی دیگران بکند. وقتی جریان ازاد اطلاعات برقرار شود مردم انتخابهای بهتری خواهند داشت. اما طبیعتا با رخداد همه چیز یک شبه تغییر نمیکند. اما این انتخابهای فردی طی یک فرایند گذار است و تدریجی پیش می رود اما اطلاعات حقیقی و آزاد کمک بزرگی برای مردم و انسانها خواهد بود

424 – پیشرفتهای تکنولوژیک یک قرن اخیر آیا خواست بیگانگان منفی و کابال بوده و اگر بوده به چه دلیل یا اینکه از کنترل آنها خارج بود؟

بیگانگان منفی فقط تا جایی که توانستند دست بردند در فناوری برای کنترل، مثلا همین گوشی های هوشمند، و غیره و غیره. اما اینترنت کار حرکت مقاومت و کنفدراسیون بود همینطور توسعه و گسترش کامپیوترهای شخصی

اینترنت و دسترسی به اطلاعات ازاد کابوسی بوده و هست برای دستورکار بیگانگان منفی

425 – درود بر شما سوال اینکه تو دو تا کتاب مصاحبه با دکتر نرودا و همین کتاب خوندم که همه پلیدین ها مثبت نیستن و گروهی از اونا با انوناکی یا به قول شما ارکون ها همکاری داشتن میخواستم نظرتونو در این مورد بدونم و یه توضیحی هم راجع موجودات حباب دوم و انجمن باستانی محافظت از نور سفید بدین

دوست گرامی گروهها و انجمنهای متعددی با دستورکارهای مختلف هستند و بوده اند چه در سطح فیزیکی و چه خارج از سطح فیزیکی. راجع به پلیدین ها، وقتی میگوییم پلیدین ها این خیلی واژه وسیعی است و مرتبط میشود به یک خوشه ستاره ای بزرگ به نام خوشه پروین یا pleiadas با ستاره های و سیستمهای ستاره ای و سیارات متعدد خودشان، و تمدنهای مختلفی در سطوح مختلف. ایا میتوان گفت همه انها در یک سطح هستند؟ خیر. ایا بدون اطلاع قبلی و موثق میتوان حکم داد همگی مثبت هستند؟ باز هم خیر. ایا پلیدینها اشتباهاتی نمیتوانند داشته باشند؟ بله طبیعتا میتوانند انها معصوم نیستند اما ان پلیدینهایی که ما از انها به عنوان نیروهای نور صحبت میکنیم بخشی از عضو کنفدراسیون هستند و در بعد ششم هستند و اگر هم اشتباهی داشته باشند اشتباهی در محاسبه یا اطلاعات است و نه در پیدا کردن بالاترین قصد و عمل به آن. آنها موجودات متعالی هستند که با عشق بی قید و شرط عمل میکنند. اما همین کنفدراسیون کهکشانی انتقاداتی به عملکردشان وارد است و این کاملا طبیعی است. انتقاداتی به عملکرد آنها در برخی مقاطع تاریخی. البته اگر آنها جایی مجبور شدند کنار بیایند و یا منفعل باشند همیشه در دفاع از خودشان گفته اند که اگر عمل میکردیم انسانها اسیب می دیدند و این هم قابل پذیرش است و قابل درک است برای ما انسانها و برای افرادی که چشمانشان به روی وضع زمین واقعا باز شده و می دانند اینجا چه خبر است. اما خود پلیدینها هم هیچ گاه نگفتند ما معصومیم و اشتباهی نداریم و نمیتوانیم اشتباهی داشته باشیم. بنابراین این موضوع درباره پلیدینهای عضو کنفدراسیون.

اما مساله دیگری هست و ان «ایمپوسترها» و موجودات منفی هستند که بلافاصله پس از گسترش انرژی مثبت و سازنده فرازمینیان مثبت در دهه های هفتاد و هشتاد و نود میلادی شروع به کار کردند و درباره اعمال آنها یک کتاب میتوان نوشت. فقط یک نمونه از ان تماس گرفتن با افراد و خود را به جای پلیدین و اشتار و غیره زدن و مطالب گمراه کننده نشر دادن، و به خصوص به پلیدینها و شخص اشتار که فرمانده عملیات ازادسازی منظومه خورشیدی است بسیار حملات زیادی شد که جامعه ایرانی تازه اینها را می شنود و برایش شاید تازگی دارد اما در غرب اینها دهه ها پیش اتفاق افتاد. این جنگ پیش از هر چیز جنگ اطلاعاتی است و طرف مقابل تلاش دارد نیروهای نور را به هر شکلی بی اعتبار کند. حتی اگر نتواند افراد را جذب خودش کند انقدر سردرگمی و غبار ایجاد کند که افراد درونا به این نتیجه برسند که قادر نیستند تشخیص بدهند و به کل صرف نظر کنند از ادامه مسیر و برگردند به حلقه همستری زندگی در ماتریکس

گروه های مثبت

کنفدراسیون کهکشانی:

این یک پیمان اتحاد پراکنده شامل تمدن های مثبت درون کهکشان است، مثل پلایدیان، سیریان، ارکتوریان …

رهبران فدراسیون اساتید صعود کرده هستند، موجوداتی که در آگاهی به روشنی رسیده اند. فرماندهی آشتار قسمتی از کنفدراسیون کهکشانی است که کارکرد اولیه آن آزادسازی سیاره زمین از چنگ نیروهای تاریکی است.

آنها سفینه های مادر فیزیکی متعددی در مدار زمین دارند که با غشا تاکیونی استتار شده اند، و بنابراین برای انواع ابزار راداری و اپتیک کابال کاملا غیرقابل ردیابی هستند. آنان بارها از وقوع جنگ هسته ای روی زمین جلوگیری کرده اند. همچنین، با ثبات دادن به فعالیت صفحه های تکتونیک، از زلزله های بسیاری جلوگیری کرده اند. انگیزه حقیقی آنها انتشار عشق و خوشبختی در بین جمعیت زمین است، عشقی که خودشان به دلیل رشد روحی به آن دست یافته اند.

کمپین قدرتمندی برای دروغ پراکنی و نشر اطلاعات غلط راجع به فدراسیون وجود دارد که در اوایل دهه ۹۰ شروع به کار کرد، چراکه کابال متوجه شد که کنفدراسیون کهکشانی تهدیدی جدی برای طرح نظم نوین جهانی،
New World Order
است.

بسیاری از افرادی که از طرف کنفدراسیون مورد تماس قرار گرفتند، آماج برنامه دهی شدید ذهن مونارک قرار گرفتند و «فرماندهی آشتار» بدل شد به واژه ای برای فعالسازی محراب انکار. این برنامه دهی منجر به این شد که بیشتر کانتکت ها ارتباط با کنفدراسیون را از دست بدهند، و در عوض شروع کردند به کانال کردن از پوسته های اختری، astral shells.

این امر همچنین منجر به بی اعتبار شدن چنلینگ و کانال کردن به عنوان راه ایمن برای دسترسی به اطلاعات هایپردیمنشن شد. امروز، کانال های قابل اطمینان معدودی وجود دارند، اما این موضوع باعث نقض این واقعیت نمی شود که کنفدراسیون کهکشانی یک نیروی بسیار قدرتمند، و قابل اطمینان است که در زمان «تماس نخست» خودش را آشکار معرفی می کند.

426 – یه توضیحی هم راجع به انجمن محافظت از نور سفید که بعدها بلاواتسکی و الیس بیلی که عضوی از این انجمن باستانی بودن وانجمن تئوسوفی رو ایجاد کردن بدین طبق تحقیقات ما این انجمن، نور سفید موجود در حباب سوم رو خدا میدونستن و وظیفشون گسترش این تفکر بود

بلاواتسکی هدف و قصد و اموزه های درستی داشت اما بعد از مرگش تحریف شده تعالیمش. بنابراین این افراد افکاری داشتند که با اعمال کابال دیگر دسترسی به اصل تعالیم آنها وجود ندارد.

در حقیقت دانشی که به امثال نیکلا تسلا رسید دانشی بود که فرازمینیان و اگاهی های متعالی و پیشرفته از طریق انجمن تئوسوفی و امثال بلاواتسکی به زمینیان می رساندند برای اینکه انسانها به ازادی و اقتدار و قدرت برسند اما دستورکار بیگانگان منفی این اجازه را ندادند که انطور که باید و انطور که برنامه بود کارها پیش برود. یعنی اگر قرار بود صد قدم برداشته شود ده قدم برداشته شد.

انجمنهای مخفی که در فرانسه شکل گرفته بودند و فعالیتهای زیر زمینی انجام میدادند قصد دارند بطور علنی فعالیت کنند و بزودی محفلهای علنی شکل خواهند گرفت و کسانی که باید در این محفلها اموزش داده میشوند و در جریان حقایق تاریخی قرار خواهند گرفت .در این مورد تا زمانی که خودشان اعلام نکنند بیش از این چیزی نمیتوانم بگویم

427 – در سال ۱۹۹۹ فیلم ماتریکس انتشار یافت و روی پرده سینما های جهان اکران شد . در حالیکه همه ما میدونیم هالیوود زیر سلطه کابال و کیمرا هست. این فیلم باعث آگاهی و بیداری افراد زیادی در جهان شد تا جاییکه حتی کبرا هم به آن فیلم اشاراتی کرد. سوالم اینجاست که چرا کیمرا باید اجازه انتشار این فیلم را میداد که حتی تا قسمت ۴ آن ساحته شود. در سال ۱۹۹۹ قسمت اول آن منتشر شد آن هم دقیقا سه سال بعد از حمله کیمرا در سال ۱۹۹۶؟؟؟

فیلم ماتریکس در یک سطح بله اطلاعاتی دارد که برای برخی شاید راهنمایی باشد اما حتی دست اندرکاران این فیلم هم نمیدانستند که در یک سطح عمیقتر یعنی بازنمایی منادهای روح کاملا حقیقت را وارونه نشان میدهد

اما این موضوع به کنار، سلطه نیروهای بیگانه روی عرصه های مختلف هنری صد در صد و مطلق هم نیست.

بيشتر توضيح مي ديد در مورد وارونه نشوندادن حقيقت در فيلم ماتريكس؟

در جایی از این سه گانه که من البته سالها پیش دیدم و دقیقا یادم نیست کدام قسمت بود یک بود یا دو یا سه، جدا شدن روح از درختهای مناد را ازادی نشان میدهد در صورتی که این جدا افتادگی از مناد به معنای سقوط است. اتفاقا همین اخیرا یک استارسید مهم در این باره توضیحاتی داد که فرصت کنیم منتشر میکنیم

428 – امکانش هست توضیح مختصری در مورد شوالیه های مالتا بدین که چه گروهی هستن؟

شوالیه های مالتا ارکانهای فیزیکی هستند بخشی از اشرافیت سیاه هستند که در کنار برخی گروههای منفی دیگر در ایجاد تنشهای نظامی و قطبیتهای سیاسی در ایالات متحده و برخی کشورهای دیگر ایفای نقش میکنند. کسانی هستند که از انواع ترفندها و روشها و عملیاتهای سیاه برای ایجاد اشوب و ناامنی استفاده میکنند برای دسترسی به اهداف خودشان و اینکه انسانها به اهداف خود نرسند

429 – من کانال بیداری ایرانی و به سوی عروج رو دارم بعضی چیزاش خیلی جالبه بعضی چیزاشم جالب نیست. واقعا سخته تشخیص خوب و بد

دقیقا نکته همین است!
هرکدام بذرهای از حقیقت را داخل هزاران فریب و کنترل ذهن حمل میکنند، و وجود آن قطعات کوچک حقیقت ، در واقع استراتژی هوشمندانه آن ها است .

430 – طبق چارتی که از شما در گروه دیدم ،،کیمرا در راس است وتا پایین ،، که جوامع مخفی و …،
در این میان کابال از حکومت‌های مخفی است یا از ایلومیناتی ها،،،واینکه یسوعی ها چه‌کسانی هستند،؟ ،،واینکه ،دراگون ها در این چارت هستند ،،؟،

در ارتباط با همه این موارد به طور کامل توضیح داده شده است.
اعضای کابال و بطورکلی تمام افراد، گروهها و نهادها، سازمانها و نیروهایی که تحت دستورکار منفی هستند در تمام تاروپود سیستمهای سیاسی، اجتماعی اقتصادی و… وجود دارند. انها در جوامع مخفی فراماسونری، ایلومیناتی، یسوعی‌ها و خانواده های اشرافیت سیاه، دولتها، ارتشها، سرویسهای اطلاعاتی، آژانسهای هوا فضا، و در هر حوزه ای نفوذ دارند.

در سطح فیزیکی، آرکان‌ها در قالب نظام یسوعی‌ها تناسخ کردند و از لحاظ روحی مجریانشان را (اعضای ایلومیناتی دراکو که سیستم مالی را کنترل می‌کنند)، جنگجویان برده آنها (مزدوران رپتایلین که از ایلومیناتی محافظت می‌کنند) و بردگانشان (انسانهایی که در مشاغل صبح-تا-شب برای آنها کار می‌کنند) را تحت کنترل دارند. آرکان‌ها از طریق جوامع یسوعی و فراماسون‌های درجه ۳۳، ساختار ایلومیناتی را حفظ می‌کنند. این ساختار در حال حاضر در حال فروپاشی است.

خط خونی دراگون‌های آبی و قرمز گروههای مثبتی هستند که به آزادسازی زمین کمک می کنند.

این چارت سلسله مراتب قدرت را نشان میدهد اما این سلسله مراتب خیلی مرزهای واضحی ندارد. برای مثال اعضای کیمرا حتی در سطح فیزیکی تناسخ داشته اند و حتی در میان سلبریتی ها و در عرصه هنری هم حضور دارند. همینطور در برخی سازمانهای تحقیقات پیشرفته نظامی مثل دارپا.

در ارتباط با یسوعیان، حدود ده درصد از انان خودفروخته و یا کاملا تحت سلطه یا تسخیر دستورکار بیگانگان منفی هستند نه همه انها. که در حال حاضر و هفته های اخیر به نظر میرسد پاکسازی های درونی در داخل جامعه یسوعی در حال انجام است و از بیرون هم دیگر امنیتی برای ان ده درصد وجود ندارد.

در ضمن برخی از قدیمی ترین اعضای کیمرا که حتی از لرکر هم بسیار قدیمی تر هستند هم شناسایی شدند و خنثی شدند یا در حال خنثی شدن هستند در همین روزهای گذشته، همینطور اولین خائنان به انسانها که مسئول الگوهای سقوط اخلاقی معین مثل حسادت و خیانت هستند و مسیری که رفتند تبدیل به «الگوی» سقوط شد روی زمین برای بسیاری از موجودات دیگر نیز به سرعت در حال پاکسازی شدن و خنثی شدن هستند.

431 – درباره جن توضیحی می دهید

به طور عامیانه و کلی غیرارگانیکها جن نامیده میشوند یک نام کلی است بیشتر

432 – خط زمانی هوش مصنوعی( ماتریکس فانتوم یا کابالای ساترن) توسط کیمرا و در ناهنجاری اولیه خلق شده.. منظورم اینه سفیروت های کابالا ، خط زمانی جعلی هستند که توسط خدای جعلی خلق شدند؟ اونجور که من خوندم ۵ تا جهان تو این تقسیم بندی هست که هر کدوم ۱۱ سفیروت داره

این مرتبط میشود به درخت زندگی کابالا که دیاگرامی هست که در مکاتب سری متعدد وجود دارد. معمولا شامل ۱۰ بخش میشود که نمایانگر کهن‌الگوها هستند. این سیستم بر اساس درخت زندگی مصنوعی و تعالیم معکوس شده هست که توسط دستورکار منفی جهت برعکس کردن دانش حقیقی ایجاد شدند.
بخشهای مختلف این دیاگرام تحت عنوان سفیروث شناخته میشوند و خطوطی که این بخشها را بهم متصل می کنند، مشخص کننده مسیرها هستند و جهت انحراف مسیر اصلی و حقیقی صعود روح هست. این بخش ها طبق تعالیم کابالا نمایانگر جنبه‌های مختلف هستی خالق و یا روح انسان هستند. این سیستم توسط کابالای یهودی، مسیحی، هرمتیک مورد استفاده قرار میگیرد.

که میفرمایید باطل است و خط زمانی ارگانیک که مخلوق ذهن کیهانی است مسیر حقیقی صعود میباشد؟ درسته؟ و سوالم اینه که ذهن کیهانی خود مخلوق چه نیرویی است؟ خط بالایی این صاحبان فواصل چه نیرویی وجود دارد؟

مسیر حقیقی صعود و تکامل روحی برای همه موجودات بر اساس قوانین طبیعی و انرژیهای ارگانیک و طبیعی کیهان و قانون وحدت هست که برای همه موجودات حق انتخاب آزاد برای طی کردن مسیر پیشرفت رو قائل هستند.
و اینها بر اساس سه‌گانه کیهانی هستند.
“I am God. I am Sovereign. I am Free.”
٬٬ من خدا هستم. من مقتدر هستم. من آزاد هستم.٬٬

سه گانه کیهانی:
سه گانه کیهانی شامل سه اشعه کیهانی موسس می شود؛
_کمان مادر اشعه آبی ( آکوامارین)
_کمان پدر اشعه مجنتا
_ و اشعه خورشید طلایی کریستوس.
سه میدان اولیه صوتی اصلی که جنبه های مختلف کل خلقت در جهان ما را در ماتریکس زمان کیهانی تشکیل می دهند. این سه اشعه موسس، به عنوان محافظانی متجلی می شوند که از حقوق آزادی روحی و معنوی برای همه موجودات زنده برای رسیدن به سه گانه
٬٬ من خدا هستم. من مقتدر هستم. من آزاد هستم.٬٬
حمایت می کنند.

قانون وحدت بیان می‌کند همه چیز از انرژی هوشمند ساخته شده و هر چیزی قسمتی از یک کل واحد است.
به عبارت دیگر علمی هست که مکانیک آگاهی کرایست رو بیان می کند، و قوانین طبیعی ای که خلقت دنیای ما را مدیریت می کند را توضیح میدهد.

بیان می کند که حقیقت ابدی، عشق ابدی است، و عشق ابدی در حقیقت آگاهی ارگانیک منبع خلقت هست.
آگاهی عشق ابدی در یک فرم هوشمند واحد متجلی میشود، و به شکل نور کریستوس شناخته میشود.

نور درونی کریستوس وقتی واقعیت بیرونی پیدا می کند، در واقع تجلی یک انسان-خدای جاودانه است.
تمرین آگاهی واحد و قانون وحدت، مستقیما منعکس کننده عشق ابدی خالق در سیر خلقت می شود، و این آگاهی همیشه تحت محافظت نژادهای محافظ موسس است.
هر روحی مسیر معینی را طی می کند و در انتهای چرخه صعود، ارواح مختلف، در سطوح مختلفی از تکامل قرار خواهند گرفت، که سطح بعدی تکامل آگاهیست. آموزه های قانون وحدت ستاره کریستال و خدمت به دیگران، در حقیقت توصیف کننده قوانین کیهانی ایست که چرخه صعود ما را برای هر بعدی از آگاهی در ماتریکس زمان کیهانی، مدیریت می کنند.

قانون وحدت یک سیستم تساوی خواه فلسفی است، که کیهان شناسی، علوم و اسپیریچوالیتی ( معنویت غیر مذهبی) را با مکانیک کوانتوم ادغام می کند تا حرکت و تغییر آگاهی از طریق فضا-زمان را توصیف کند.
این مساله به تدریج باعث می شود که الگوی مصرفی و انگلی نیروهای تاریک و هیبریدسازی بیگانگان در طول دوره تاریکی به اتمام برسد، و همچنین سلطه مستبدانه انسان و غیر انسان بر بشریت و برنامه های کنترل ذهن دستورکار بیگانگان منفی محو و پاک شود، تا تعادل قانون کنش و تاثیر برای همه موجودات در سیستم جهانی ما، بوجود آید. همه موجودات مسئول اعمال و رفتارهای شخصی خود هستند، این اعمال همه چیز را در طول چرخه های صعود تحت تاثیر قرار می دهد.

آموزه های قانون وحدت:

1_ unity Consciousness

2_ Love Yourself

3_ Love Others

4_ Love Earth & Nature

5_ Service to Others

6_ Responsible Co-Creation

433 – درست فهمیدم که عشق خاصیت خورشید کریستوس و وحدت دهنده افسونگری کمان مادر و اقتدار کمان پدر و در نتیجه به وحدت رساننده تمام ذرات کیهان است؟

آگاهی کرایست یا آگاهی واحد کریستوس که در نتیجه اتحاد دو جنبه خالق هست اساسا در همه جنبه ها و ابعاد خلقت و مسیر تکامل باید وجود داشته باشد و طبق قانون وحدت باعث بازیابی خطوط زمانی ارگانیک برای صعود موجودات به مراحل بالاتر شود.

434 – از کجا تشخیص میدید که لایتورکر واقعی چه کسی هست؟؟ و کی باید تایید کنه؟

کسی که با عشق بی قید و شرط و بدون انتظار در جهت کسب آگاهی و نشر آن و همچین آزادی آگاهی و آزادسازی زمین فداکاری کند

435 – درود بر شما با این گستردگی آگاهی که مخلصانه جهت روشن شدگی ارائه میدین بزرگواران میتونم خواهش کنم در خصوص موجودات عنصریElementals اطلاعاتی ارائه بدین

نیروهای تلوریک و عنصری به اگاهی عناصر گفته میشود، مثلا آهنی که در زمین وجود دارد یک آگاهی بعد دومی دارد، یا مس، یا اورانیوم، یا هر عنصر دیگری. به این قلمرو بعد دومی قلمرو تلوریک گفته میشود. نیروهای تلوریک مستقیما روی زندگی ما اثر دارند و آلودگی‌هایی که در محیط زیست ایجاد میشوند و بخصوص تشعشعات پلوتونیوم و اورانیوم و عناصر سنگین تاثیر منفی روی نیروهای تلوریک دارند، و باعث اختلال در جریان انرژی در بدن های موجودات زنده مثل انسانها میشوند.
اما این نیروها در فرآیند پاکسازی نقش تعیین کننده ای دارند. با انجام پاکسازی احساسی و حذف سموم عاطفی، سموم فیزیکی بدن هم آزاد میشوند. اینجاست که نقش بدن عنصری مشخص میشود.
کالبد عنصری اساسا یک آگاهی جمعیست که از آگاهیهای مختلف عناصر تشکیل شده است. آگاهیهای عناصر فلزی، هسته ای، شیمیایی و معدنی بعددوم. ارتعاشات بعددوم قلمروی نیروهای تلوریک است و بین هسته آهنی سیاره و سطح زمین قرار دارد. آگاهیهای عناصر ارتباط نزدیکی با نیروهای تلوریک شبکه الکترومغناطیسی سیاره دارند.
موجودات بعدچهارمی با ضربه زدن و تحریک کالبد احساسی، باعث می شوند که شما وارد تجربه هایی مثل بازیهای کارمیک شوید.

این تحریک و ضربه به کالبد احساسی باعث برانگیخته شدن شدید احساسات میشود که عناصر را در بدن تحریک می کند و این مسئله باعث میشود تا شما برای بروز احساسات دست به اعمالی که ظاهرا در جهت حفظ بقاست بزنید( مثل ذخیره غذای زیاد یا سعی در بدست آوردن پول بیشتر) که از لحاظ روانی به دلیل تمایل به حفظ تراکم قبلیست.
نیروهای تلوریک که با آگاهی جمعی عناصر سازنده بدن ما مرتبط هستند، با ایجاد دردها و مشکلاتی در بدن فیزیکی، باعث میشوند تا ما از قسمتهای آسیب دیده کالبد احساسی آگاه شویم.
مشکلات فیزیکی پیش آمده در طی پاکسازی احساسی، به این دلیل است که آگاهی عناصر سازنده بدن، توسط انرژیهای مرده و منفی احساسی، آلوده شده اند.
شما به راحتی قادر هستین محل این دردها را در بدن پیدا کنید. در هنگام احساسات عمیق، نسبت به بدنتان و تغییراتش آگاه باشید تا بفهمید که دردهای احساسی را در کجای بدن فیزیکی نگه داشته اید و سعی کنید بفهمید که این علائم فیزیکی چه چیزی را میخواهند به شما یاد بدهند.
هر جایی از بدنتان که دچار درد و مشکل میشود، یعنی نوعی انرژی منفی و مرده در آنجا گیر افتاده است.
آگاهی عناصر به دلیل احساسات منفی در بدن گیر می افتند در حالیکه باید در بدن چرخش کنند و به جایگاه خودشان در ناحیه نیروهای تلوریک برگردند.
انباشت احساسات منفی در بدن باعث گیر افتادن عناصر در یک ناحیه از بدن و قطع شدن مدار جریان نیروهای عنصری می شود که باید بین بدن و زمین مدام جابجا شوند، و نتیجتا باعث انواع بیماریها مثل تومور، سرطان و …. میشود.

مورد بعدی در این رابطه استفاده منفی از این نیروهاست.
همه نوع قربانی اعم از انسان و حیوان و یا هر نوع موجود زنده، برای احضار نیروهای عنصری که مستقیما به میدان نیروی شیطانی جمعی بافومت در قلمروهای پایین متصل است، انجام می شوند؛
شیطان پرستی، جادوگری، وودوو، سیستم های اعتقادی خشن یا سایر مناسک مرتبط با مواد مخدر، یا قتل، یا کسی که اجازه دهد بدنش توسط ارواح پایین مورد کنترل قرار بگیرد، ایجاد اعتیاد، در جهت تغذیه سیستم گسترش میدان نیروهای شیطانیست، مثل یک عفونت ویروسی.

436 – در مورد حرکت کندالینی: بعد از رسیدن کندالینی به تاج، باید از جلوی بدن رو به پایین برگرده و تیموس رو فعال کنه و دوباره به سر برگرده و تالاموس را روشن کنه؟

دوست گرامی شما مطالب و مفاهیم مهمی را مطرح کردید که شرح زیادی میخواهد از مراکز هورمونی تا مراکز انرژتیکی و چاکراهای ذره و مورفوژنتیک یا ضدذره این بحثها تخصصی است و فضای خودش را و فرصت خودش را می طلبد، راجع به فعالسازی غدد و مراکزی مثل تالاموس و هیپوتالاموس و صنوبری و هیپوفیز و تیموس، چیزی که ما می دانیم تدریجی است و در همه هم یکسان نیست لزوما و بستگی به مسایل زیادی دارد.
اصولا بعد از فعالسازی تدریجی فرکانس‌های انرژی کندالینی و باز شدن کدهای این انرژی، فرایند یونیزاسیون بیولوژیکی و ورود امواج پلاسما شروع می‌شود که شرح خودش را دارد.
درباره انرژی کندالینی این انرژی استحاله میشود و ارتعاشش تغییر میکند و کارکردش محدود نیست، حتی در ارتباطات فراسیاره ای هم میتوان از انرژی ان استفاده کرد. این انرژی باید پالایش شود و جهت دهی شود.

مرکز تالاموس در واقع چاکرای نهم هست یا چاکرای مورفوژنتیک که مستقیما به بصل‌النخاع وصل میشود و به جریان آنتاکرانا دسترسی دارد. این مرکز انرژی در بدن نوری مستقیما بسیاری از جنبه‌های مغز و عملکردهای غدد را تنظیم می‌کند و به مسیر کندالینی وصل میشود، جاییکه هویت منادیک در بدن فیزیکی لنگر میشود. برای اتصال و ارتباط با تیموس، سه مرکز اصلی انرژی در سر باهم باید لینک شوند. هیپوتالاموس، پیچوری و پاینیال گلند. اتصال مدار انرژی بین آنها در فرق سر صورت می‌گیرد و سپس در انتهای جمجمه. این مدار با لایه های آگاهی منادیک لینک میشود و ارتعاشات را وارد بدن می کند و سپس الگوهای طرح روحانی را از طریق چاکرای گلو متجلی می‌شوند.
بعد از بیداری کندالینی و لینک شدن چاکراهای ذره و ضد ذره اینها باهم ادغام و یکپارچه می‌شوند، ذرات و ضد ذرات توسط چاکراها جذب شده و در بدن با هم ادغام میشوند و تبدیل به نور پلاسما میشوند تا کالبد پلاسما را در طول فرآیند صعود بسازند.

اما در مورد عملکردشون، چاکراهای ضد ذره که بهشون چاکراهای  مورفوژنتیک هم گفته میشود، در واقع محل قرار گیری لایه های ضد ذره هستند که در حین فرآیند یکپارچگی کالبد روحی مناد و روح، چاکراهای ذره با چاکراهای ضد ذره ادغام میشوند و به شکل یک ستون واحد درمی‌آیند. که این در واقع بخشی از همان اتحاد بین اصول مذکر و مونث است.
در واقع یک فرایند دینامیک طبیعی در صعود اتفاق می افتد که طبق آن یک شکافت و گداخت بین ضد ذره و ذره انجام میشود. بطوریکه جنبه ذره ای ما ( اصل مونث- مغناطیسی‌) و جنبه ضد ذره ای ما ( اصل مذکر- الکتریکی) باهم ادغام میشوند، و یک میدان بدون بار را می‌سازند که به آن  «نقطه صفر» می گوییم. این فرآیند در تمام سطوح اتفاق می‌افتد. این بخشی از اتحاد هیروگامیک یا ازدواج مقدس است

437 – ادمین عزیز چرا تاریکی از نژاد مرکزی وحشت دارند؟

نژاد مرکزی به لحاظ انرژتیک از عنکبوتهای کیمرا برتر هستند، و می‌توان از مثال یک عقاب در آسمان و یک عنکبوت روی زمین برای قیاس قدرتشان بهره برد.

438 – در مورد کدهای کیهانی و کد رونیک چیزی میدونید؟

رون rune به معنای طلسم و نوشته های جادویی قدیمی است، هیچ فایده ای هم برای کسی که در جستجوی حقیقت است ندارد بیشتر این چیزها برای کسانی است که به دنبال جادو هستند یا دنبال میان برهایی میگردند برای رسیدن به منافع شخصی یا تصور میکنند کلماتی جایی نوشته شده و وجود دارد که قدرتشان فراتر از قدرتی است که درون انسان و امکانات اگاهی انسان نهفته است. چیزی ته این راه وجود ندارد

این کلمات میتوانند حامل قدرت باشند اما قدرتشان در بی قدرتی شنونده و خواننده است. اگاهی انسانی فراتر از همه این ها است. در واقع همان کلمات هم از باور خواننده یا شنونده قدرت می گیرند اما انسانها متوجه نیستند که منبع قدرت خودشانند نه حروف و کلمات

439 – رسانه ها ابزار کنترل ذهن هستند ؟

رسانه شاید مهترین عامل باشد رسانه ترس را در سطوح مختلف اگاهانه و در ناخوداگاه به افراد منتقل می‌کند. و این عامدانه انجام می‌شود. یکی از دلایلی که نیروهای نور از چند ماه قبل راجع به برخی جریانات نظامی صحبت میکنند و برنامه را فاش میکنند و حدود و مرز احتمالی ان را ترسیم میکنند این است که ترومایی که تصور شود و انتظار کشیده شود هزار برابر وحشتناکتر از خود تروما یا رویداد میتواند باشد و بهمین دلیل نیروهای نور ابعاد واقعی درگیری را مشخص میکنند و هشدار میدهند که به رسانه گوش نکنید، اخبار موضوع را طور دیگری نشان می‌دهد، و رسانه از این موضوع استفاده میکند. خیلی اوقات از یک درگیری که از ابتدا حد و مرز نسبتا مشخصی هم داشته چنان وحشت عظیمی درست میکنند که بتوانند انسانها را از اقتدار و ازادی با همین ترس دور کنند و بعد اختیار و انتخاب انسانها را به دست بگیرند. اوایل کووید حتما خاطرتان هست ویدیوهایی به خصوص از چین منتشر شد که افراد راه میرفتند در پیاده رو و خیابان ناگهان به زمین می افتادند و وانمود میشد که مرده اند. اینها همه برای ایجاد ان وحشت بود که بدون آن وحشت دستورهای کابال از طریق بهداشت جهانی و سازمان ملل و زیرمجموعه های ملی شان به نوعی بی معنی می بود اما وقتی رسانه ها ان حجم ترس را ایجاد کردند فضایی درست شد که تصمیمات غیرمنطقی غیرعلمی و حتی غلط و استبدادی به نظر عموم مردم منطقی امدند چون تصور می‌کردند بحران بزرگی ایجاد شده و شرایط عادی نیست و در چنین شرایطی هم اقدامات غیرعادی در اگاهی جمع درست شمرده میشوند و مردم میپذیرند که حتی به کودکان هم به زور واکسن زده شود. چون تصور این است که به نفع جامعه است و باید اجبار شود. رسانه به همین سادگی با چند ویدیوی فیک که ساختشان شاید چند ساعت بیشتر طول نکشیده اگاهی جمعی انسانها را به کل به بازی میگیرد. همین کار در موارد دیگر هم انجام می‌شود کار ذاتی رسانه کنترل است.

440 – در رابطه با جفت روحی کندالینی و صعود توضیحی می دهید ؟

دوستان یک سری نکات رو کلی خدمتتان عرض کنم چون احساس میکنم یک سری سوتفاهمات ممکن است بین اعضا ایجاد شده باشد، و گاهی هم افراد ممکن است برداشتی از مطالب داشته باشند که با انچه گفته شده تطابق ندارد

اولین مورد جفت روحی است. همه افراد جفت روحی دارند اما ارتباط برقرار کردن با جفت روحی در مسیر تکامل خود به خود و طبیعتا ایجاد میشود اگر نه فیزیکی حداقل انرژی ها اتصال پیدا میکنند و چنل میشوند از طریق پارتنر یا همسر یا دوست. جفت روحی و مفهوم جفت روحی اصلا خیلی نباید تمرکز و فکر فرد را درگیر کند و باعث بشود فرد نسبت به رابطه ای که تا به حال داشته سرد شود و تصور کند که این رابطه بی معنی است چون این فرد جفت روحی من نیست. یا تصور کند که راه تکامل برایش بسته است چون جفت روحی خودش را پیدا نکرده است. اساسا لایتورکرها خیلی درگیر این موضوع نمیشوند و چیزی هم نیست که فرد دنبالش بگردد. وجود جفت روحی هیچ منافاتی با داشتن روابط ندارد حتی ممکن است دو فرد که واقعا همدیگر را دوست دارند و یا صرفا سولمیت یا هم خانواده روحی هستند رابطه قلبی و عمیقی بسازند که انقدر در ان حس دوستی و عشق عمیق باشد که انرژی جفتهای روحی از طریق دو طرف چنل بشود. اگر از جفت روحی صحبت میشود و از اهمیت ان علتش وجود انرژی عشق بسیار عمیق بین جفتها است اما اینطور نیست که فرد پس از اینکه با مفهوم جفت روحی اشنا شد و ان را جایی خواند ناگهان تصور کند تا به حال زندگی اش بیهوده بوده یا شاید اشتباه کرده تشکیل خانواده داده و باید صبر میکرده تا جفت روحی از اسمان بیاید. اینها را برای این توضیح میدهم که از چندین نفر در طول زمان چنین برداشتهایی شنیده ام. موضوع گاهی اشتباه درک میشود و نیاز است شرح داده شود.

موضوع دیگر کندالینی است. برخی تصور کرده اند از کندالینی زمین صحبت کردیم معنایش این است که تا کندالینی زمین فعال نشود کندالینی فردی تعطیل است. چنین چیزی درست نیست چون فعالسازی کندالینی هم صفر و یک نیست و با یک دکمه نیست، سطوحی دارد، مراحلی دارد، و تدریجی و مرحله به مرحله است و در حال حاضر کندالینی ایران هم در یک سطح جدید از فعالسازی قرار دارد.

موضوع دیگر رخداد است که قبلا چند بار این نکته را در گروهها گفته ایم اما باز هم تکرار میکنم چون واقعا مهم است. رخداد یکی فقط یکی از مراحل پیش روی زمین و انسانها است و درست نیست همه برنامه ها و زندگی فرد معطوف و متکی به رخداد شود و با دنیای فعلی قطع رابطه کند و تصور کند باید منتظر رخداد شود تا شروع کند به کار کردن و کنشگر بودن و انجام کار و تکلیف درونی و یا تصور کند اصلا نیازی هست به رخداد تا یک انسان بتواند پتانسیل خودش را بروز دهد. همه دوست دارند ازادسازی زمین را ببینند اما افراد قوی و منضبط و دارای انسجام فکری و منطق درست و اصولی زندگیشان را متوقف نمیکنند چون رخداد هنوز نیامده است. انها از وجود مرحله ای به نام رخداد امید و قدرت میگیرند و قوی تر از قبل در جهان حال حاضر لنگر میشوند و با امید و نیروی تازه و قوی تر به زندگی کردن و فعالیت درست و شکوفا کردن خودشان میپردازند.

موضوع دیگر صعود است، اول اینکه افراد نادری روی زمین در اینده نزدیک وارد مسیر صعود میشوند، اما این به علت ناامادگی عمومی و عمده مردم است. افرادی هم هستند که شاید در همین چند سال پیشرفت خوبی داشته اند و در مسیر بیداری روز افزون هستند و طبیعی است اگر واقعا بخواهند و قصد کنند و تمرکز کنند روی ان در سطح روحی و فیزیکی، خب در مسیر صعود می‌توانند قرار بگیرند حالا اگر در موج صعود زمان رخداد نباشد در مقطع پس از ان و یا در سیاره دیگری و جای دیگری. این مسیر باز است و باز خواهد ماند. دیگر هیچ گاه این مسیر بسته نخواهد شد. بنابراین تعجب اور است برخی افراد صحبت از ناامیدی میکنند و یا اینکه فکر میکنند مسیر صعود برای انسانها بسته است. شاید چون جایی در گزارش گبرا گفته شده افراد نادری صعود خواهند کرد این تصور پیش امده باشد، اما درست خواندن و صحیح درک کردن خیلی مهم است. موضوع این نبوده که راه بسته است. موضوع این است که انسانها صعود را «نمیخواهند» چون برای ان اماده نیستند. یعنی اگر فردی واقعا دانسته صعود چیست و دلبستگی ها و وابستگی های دایمنشنال خودش را توانسته عمیقا حل و فصل کند و عمیقا اماده رفتن به یک سطح دیگر از واقعیت است، چنین فردی اگر انتخاب کند میتواند در مسیر صعود قرار بگیرد. بنابراین کلید خواست فرد، و قصدش و امادگی عمیق و روحی است. اکثر انسانهای روی زمین به این امادگی نرسیده اند که دلایلی دارد اما راه برایشان بسته نیست. انها میتوانند رشد کنند چون فرصت رشد را دارند و خیلیها هم در حال رشد کردن هستند و این چیزی است که اهمیت دارد. بنابراین صعود هم یک مرحله است که به وقت خودش برای هر یک از ما اتفاق خواهد افتاد و این مفهوم باید درست درک شود تا سوتفاهمی ایجاد نشود.

اگاهی در صعود خلاصه نمیشود، صعود فقط یک مرحله از سیر تکامل اگاهی است. بنابراین همه چیز معطوف به صعود نیست همانطور که همه چیز معطوف به رخداد نیست

441 – آیا میکائیل جبریل و اسرافیل در بعد یازدهم هستند؟ آیا از همه به منبع نزدیکترند؟

فرشتگان ارک موجودیتها و اگاهی هایی هستند که واقعیت دارند، و مسئول ساپورت و پشتیبانی از حیات و افرینش اگاهی در بخشهای معینی از کیهان هستند. فرشته ارک با فرشته مفهوم بسیار متفاوتی است. فرشتگان ارک در سطوح بالای افرینش هستند مثل یک زیرساخت بزرگ برق رسانی به یک منطقه بزرگ جهان یا کهکشان عمل میکنند و با مفهومی که از فرشته در ذهن انسانها هست فرق زیادی دارند. موضوع اصلا مربوط به ادیان نیست ادیان حقیقتی را برداشته اند و به پایینترین سطح کاسته اند

گفته میشود فرشته ارک در تمام سطوح ناحیه کیهانی مورد حفاظت خودش تناسخ خواهد کرد، روحی، ذهنی، اختری و فیزیکی … و گفته میشود مایکل زمین را برای تناسخ انتخاب کرد. اطلاعات بیشتری در این زمینه فعلا نیست اما این حقایق به وقت خودش روشن میشود

442 – یک سوالی داشتم اگر کندالینی به صورت اصولی فعال بشه ارکان ها ممکنه باز ذهن بمباران کنن ؟ چون من چند سال پیش تجربه فعال شدن کندالینی بر اثر شوک عاطفی داشتم

ارکانها و دستورکار بیگانگان منفی اهمیتی نمیدهند که ما اصولی فعالسازی داشته ایم یا تصادفی، انها در هر شرایطی تلاش میکنند کندالینی را غیرفعال کنند و یا اتصال کوتاه کنند به وسیله ایمپلنت‌ها و تجهیزات دیگر. اما اگر فردی مراحل و مقدماتی را طی کرده باشد و مبارز باشد (اصلا بداند مبارزه چیست و علیه کیست) خب طبیعتا بهتر میتواند خودش را با ثبات نگه دارد و سطح قابل قبولی از ارتعاشات را حفظ کند. بهتر تریگرها را تشخیص میدهد، بهتر دستکاری و مانیپولید احساسی را درک میکند و شناسایی میکند و با ان مقابله میکند. و نکته مهم این است که روز به روز توانایی تاریکی کمتر میشود. کسانی که حقیقتا در مسیر مبارزه و بالا نگه داشتن ارتعاش و حفظ نور تلاش میکنند میتوانند تشخیص دهند که وضعیت الان نسبت به همین دو سه سال قبل تغییر کرده است تا حدودی. و رفته رفته تاریکی قدرت بیشتری از دست میدهد.

443 – منبع را چگونه میتوان توصیف کرد . آیا امکان توصیف منبع وجود دارد یا خیر ؟

منبع آفرینش مانند مرکز و قلبی است که با ضربان خودش و با وجود خودش نور و اگاهی ساطع و منتشر می‌کند، و همه چیز از سفر نور شروع می‌شود و سفر نور بی انتها است. پایانی ندارد و قراری ندارد. منبع آگاه است و در حال تجربه است و چیزی را هدر نمی‌دهد و همیشه در فعل و در حرکت است. تمام ماتریکسهای نوری و ارکهای خلقت از همین نوری هستند که از منبع می آید، همه ابعاد بالا از همین نور ساخته میشوند، و نور به صوت در بعد هفتم تبدیل میشود و صوت به هندسه و کدهایی برای تجلی ماده در بعد ششم تبدیل میشود و هندسه بعد ششمی مبنایی میشود برای خلقت فیریکی و متراکم. پایانی برای راه نور نیست چون پایانی برای اگاهی منبع و حرکت منبع نیست

منبع افرینش که توضیح دادین همه ابعاد بالا از همین نور ساخته شده منظور خدا هستش ؟

خدا هم میتواند نامیده شود

اره میفهمم منظور اینه شما چیزیو شرح میدین که بما از بچگی با نام خدا معرفی کردن
میدونم الان این حرف من بی ربطه و ممکنه بگید خب که چی بما چه ولی من چون ذوق کردم دوست دارم الان بگم
اخه من بچه که بودم و اصلا از این چیزا سردر نمیاوردم وقتی میخواستم به بقیه توضیح بدم که خدارو چجوری میشناسم میگفتم خدا که مثل ما ادم نیست خدا اصلا وجود بدنی نداره که مثل ما… خدا یه نوره…
همیشه منبع افرینش یا همون خدارو اینجوری تصور میکردم مثل یه نور الان یهو ذوق کردم از اینکه تصورات بچگیم تا حد زیاد درست بود دوست داشتم بگم 
ببخشید دیگه بی ربط بود

خواهش میکنم ، اینکه گفتم میتواند خدا نامیده شود، به این علت که واژه «خدا» برای اکثر افراد همراه است با یک سری پیش فرضهایی که جامعه و سیستمهای اعتقادی هم به این مفهوم اضافه کرده اند. منبع افرینش لزوما دارای ویژگی ها و صفاتی نیست که در این تعالیم و سیستمهای ایدئولوژیک تبلیغ میشود و برای نژاد انسان مایه گمراهی و سوءتفاهم های بسیار زیادی شده است. مثل اینکه این منبع افرینش قادر مطلق است و هیچ اتفاقی نیست که بدون خواست و اذن او رخ بدهد. و یک سری پیش فرضهای دیگر. قبل از برخی سیستمهای اعتقادی نسبتا متاخر در سیر تاریخ بشر جوامع زیادی بودند در مقاطع مختلف که افرینش را بسیار بهتر از اکثر انسانهای کنونی درک میکردند. جایگاه و نقش هر پدیده خارجی و درونی را میدانستند. خورشید و زمین و مرکز کهکشان برایشان تنها تعاریفی در حد چند جمله روی کتابها نبود می‌دانستند آنها صاحب اگاهی هستند و روش‌هایی برای اتصال به انها داشتند و میدانستند انها پرتالهای افرینش و منبع هستند. جایگاه منبع افرینش را هم بهتر میدانستند و درک میکردند که همه مخلوقات با اراده ازاد و مسئولیت در قبال اراده ازاد خودشان افریده شده اند و الوهیت درون خودشان را به مفهومی جعلی نباخته بودند. زندگی برایشان مقدس بود و جهان مقدس بود و طبیعت مقدس بود، معنویت برایشان تبدیل به یک سری اعمال بی معنی و مکانیکی و قوانین دست و پا گیر نشده بود و قداست و الوهیت یک کتاب نبود، در کل زندگی و واقعیت و وجود خودشان و زمین وجود قداست و اهمیت را درک میکردند. طبیعت فقط چیزی نبود که مورد بهره برداری قرار بگیرد با روح طبیعت ارتباط داشتند با ستاره ها ارتباط داشتند با مرکز کهکشان رابطه داشتند. راههای هستی را و روش و سنت ان را بهتر درک میکردند

444 – چرا منبع فقط در زمان معینی میتواند مستقیم در آفرینش دخالت کند اگر اشتباه نکنم برای رخداد منظورم است .

این زمان معین هر ۱۳ میلیارد سال رخ میدهد که نقطه عطف کیهانی یا معکوس کیهانی هم نامیده میشود. در این نقطه تحولات طبیعی کیهان به شکلی است که همه چیز مجددا قابل برنامه ریزی و قابل ترمیم است. اشتباهاتی که در افرینش وجود داشته اند و نقاط ضعف و اسیب پذیری قابل اصلاح هستند. انچه اموخته شده قابل به کارگیری است. علیه انچه ناهنجاری و تاریکی شناخته شده، عمل و اقدام مستقیم نهایی و تعیین کننده میتواند انجام شود. نه اینکه این خواست در مقاطع دیگر وجود نداشته است، بلکه در معکوس کیهانی است که شرایط مهیا میشود. وقتی شما در میادین کوانتومی تحولات بسیار بنیادین داشته باشید و تاروپود واقعیت دستخوش تغییر میشود این تحولات عمیق و اساسی به شما فرصت میدهد و شرایط لازم را میدهد تا تغییراتی اعمال کنید تغییراتی که در شرایط دیگر امکانش نبوده است.

موضوعی که اینجا مطرح است خیلی کلی و اساسی است و یک مقیاس کیهانی دارد اصلا موضوع صرفا زمین یا منظومه شمسی یا حتی کهکشان ما نیست. نور میلیونها سال و حتی میلیاردها سال با تاریکی مبارزه کرده و هیچ گاه کنار ننشسته اما در معکوس کیهانی تحولات خیلی اساسی و در مقیاس به کل متفاوتی است

445 – آیا یک نمونه ازاین تحولات بنیادین که باعث تحولات عمیق و اساسی میشود همان شب تاریک روحی بود که انسان ها تجربه میکنند درست است ؟

شب تاریک روح در سطح فردی و اگاهی جمعی است ، معکوس کیهانی چیز دیگری است در مقیاس دیگری است و ماهیتش فرق دارد. نقطه عطف کیهانی و عکس شدن حرکت انبساطی است

نقطه عطف از انبساط به انقباض

«همانطور که کبرا در گزارش اخیر خود نوشت، این موضوع مربوط است به پایان انبساط جهان. در حالیکه برخی دانشمندان فکر می‌کنند پس از آن، انقباض جهان آغاز خواهد شد، این گونه نخواهد بود در حالیکه برای برخی اینطور به نظر می‌رسد. فرایند تکمیل، مثل یک کیسه آمنیوتیک [محافظ جنین در رحم] است که حول جهان ایجاد می‌شود که آن هم توسط منبع خلق شده است. این موضوع همچنین گذار جهان از حالت ارگانیزمِ نیمه-هوشیار (مذکر) به حالت ارگانیزمِ بسیار خودآگاه‌تر (مؤنث) است.

این تزریق آگاهی به داخل جهان کمک خواهد کرد عناصر ویرانگری مانند کیمرا، درست مثل بیماری دوران کودکی، شکست داده شوند. جهان برای نخستین بار متوجه می‌شود که بیمار است، و عناصر معینی درون آن هستند که عملکردشان به نفع دنیا نیست، و این موضوع در ادامه باعث می‌شود که این عناصر دفع شوند و ناهنجاری اولیه حذف گردد (با کمک کوچکی از سمت منبع).

جهان ویژگی‌های زنانه‌تری پیدا خواهد کرد، به این معنی که سرانجام جهان بسیار بخشنده‌تر و برای ساکنینش مادرانه‌تر خواهد بود.»

سباستین

446 – در متون معنوی میگن فکر وذهنتونو خاموش کنید ودر لحظه زندگی کنید میشه گفت اونا از ارکانها ونفوذ نیروهای تاریکی در انسان خبر داشتن وبه زبان ساده میخواستن راهنمای کنن برای پاکسازی از نیرویهای تاریکی وایمپلتها 

بله سکوت ذهن از روشها و تمرینهای اولیه است. البته یک سوتفاهم هم گاهی پیش امده و دیدیم و شنیدیم که افرادی تصور میکنند ذهن به کل نامربوط است و نمیتوان از ان حتی درست استفاده کرد. ذهن در واقع باید ازادسازی شود و در اختیار خود فرد قرار گیرد نه اینکه به کل فرد تصور کند ذهن و فعالیت ذهنی و یاد گرفتن و خواندن و تحلیل کردن بیهوده است.

447 – من ادمای زیادی اطرافم هستن که زود زود میرن پیش دعانویسا و میگن فقط با قران دعا مینویسه کار اشتباهی نمیکنه
من احساس میکنم کارشون اشتباهه اگه درست فهمیدم لطفا کمکم کنین بهشون توضیح درستو بدم که دیگه نرن

افرادی که اقتدار شخصی ندارند و هنوز نمیدانند این آگاهی و هوشیاری هست که مسیر زندگی را تعیین می کند چه روی زمین و چه خارج از زمین، طبیعتا اراده خودشان را در اختیار دیگران قرار میدهند و قدرت انتخاب و تصمیم گیری ندارند. بنابراین باید سطح آگاهی آنها تغییر کند تا دیدگاهشان به امور هم عوض شود و بتوانند آگاهانه انتخاب کنند.

448 – نظرتون درمورد آسترولوژی همون علم ستاره‌شناسی چیه؟ چون اونها هم میتونن تاحدودی طبق قرار گیری ستارگان پیشگویی های کلی داشته باشن که یه علم کاملا قدیمی هستش و ستارشناسان معروف و مهمی هم چه در ایران چه خارج از ایران این علم رو داشتن و ازش استفاده میکردن.

استرولوژی علم مهمی هست که به بررسی ارایش اجرام اسمانی و انرژی های ناشی از این آرایش ها می پردازد اما برداشتهای اشتباهی هم از استرولوژی هست. استرولوژی برای پیش گویی شرایط انرژتیک است و بعضی فرصتهای خاص و نه پیش گویی اینده. در حقیقت یک ابزار است برای فهمیدن بهترین روش عمل کردن در عرصه های مختلف و شناخت شرایط جوی انرژتیک در هر نقطه از زمان.

449 – باتوجه به اینکه خداوند قادر مطلق نیست پس آیا دانای مطلق هم نیست؟ منظورم اینه که آیا خداوند نمیداند که مثلا ده سال بعد روی سیاره زمین چه اتفاقی میفتد؟

این که میگویند خدا از ابتدا همه چیز را می‌دانسته و میداند و دلیلی برای انجام کار ندارد فقط خواسته ازمایش کند یا بازی کند اینها کنترل ذهن و چرندیات است. برای مغشوش‌کردن ذهن انسان است. همه انچه از سیستمهای اعتقادی درباره «خدا» اموخته اید را دور بریزید و سعی کنید از نو منبع افرینش را بشناسید. منبع افرینش یک دانشمند دیوانه نیست که فقط برای ازمایش کردن و سرگرمی دست به ازمایشات خطرناک میزند. این چهره ای است که کابال و دستورکار بیگانگان منفی از خدا ساخته. و کاملا عامدانه این کار را با طرح و با برنامه انجام دادند: خدا میدانست که جنگ میشود اما گذاشت بشود و صدها هزار نفر کشته شوند. می‌توانست جلویش را بگیرد اما نگرفت. خدا میدانست اینطور میشود اما گذاشت بشود. خدا میتوانست اما شد. میدانست اما شد. خواست خدا بود، خدا خواست اینطور شود. هر چه خودش بخواهد

کم کم خدا تبدیل می‌شود به موجودیتی که شما نمیتوانید هیچ نوع رابطه ای با او برقرار کنید و سر از کارهایش به هیچ عنوان در نمی اورید به جز اینکه فقط بگویید ببخشید غلط کردم خطا کردم نکش نزن عذاب نده نگیر نبند نبر. چرا چون از ابتدا با چند کد مثل دانای مطلق و قادر مطلق ذهن را کاملا برنامه کرده اند و به گمراهی کشانده اند

موضوع دیگر اینکه متاسفانه افرادی هم که متوجه اشتباه بودن این سیستمهای اعتقادی میشوند در بسیاری موارد دیده ایم که وقتی از این کنترل ذهن خارج می‌شوند وارد کنترل ذهن دیگری (تله دیگری که کابال برای مرحله بعدشان اماده کرده) میشوند که اتئیسم و خداناباوری است و اعتقاد به اینکه کل جهان در نتیجه یک تصادف ایجاد شده و هیچ طراحی هوشمندانه ای در کار نبوده است

450 – پس خدا یا مفهوم اون ما را از مسئولیتمان رها می کند. از سوی دیگر خالق طرز کارش اینگونه نیست چون همه یکی هستیم و وقتی برای کسی اتفاقی رخ می دهد برای همه رخ داده و بنابر این، همه ما برای اجازه دادن به اینکه تفرقه حاکم رفتارهایمان باشد مسئولیم. شناخت تفاوت بین سازوکار
خالق و خدا به ویژه در هولوگرام فریب مهم است. 

به طور کلی انسان باید هر چیز را در جای خودش بشناسد. پس از انکه اشتباهات را فهمید و کنار گذاشت و از کنترل دهن خارج شد، باید بداند که «خدا» در اصل یک سطح تکاملی معین برای یک روح الهی است. و این مفهوم به سرقت برده شده، تحریف شده، و موجوداتی آن را به خودشان نسبت داده اند که اصلا به سطح «خدایان» و «الهگان» نرسیده اند. پس از این مقدمه، این هم اضافه کنیم که بسیاری از اوقات واژه خدا هم به همان معنای خالق به کار میرود. که شخصا من ترجیح میدهم تمایز اصلی را رعایت کنم و از واژه منبع برای منبع افرینش استفاده کنم و از واژه خدا و الهه برای موجوداتی که در سطح تکاملی بسیار بالایی قرار دارند یا رسیده اند.

در نهایت در متنی که فرستادید اشاره شده به اینکه دیدگاه مذهبی از انسان سلب مسئولیت میکند که این درست است انسانها باید مسئولیت حیات خودشان را بپذیرند. و بدانند که هیچ خدایی بدون اینکه مسئولیت خودش را پذیرفته باشد خدا نشده است.

451 – من چند وقتی هست که در مورد علم اعداد تحقیق میکنم البته از طریق آسترولوژی باهاش آشنا شدم فقط الان دچار دوگانگی شدم، راستش هر چی بیشتر مطالعه میکنم گیج تر میشم، تقریبا در تمام مطالعاتم در هر زمینه ای متوجه یک نوع انحراف و دستکاری در علوم شدم، ظاهرا سمت هر چی میرم یه واقعی و یه فیک ازش هست حالا مشکلم اینه چجوری متوجه اون قسمت فیکش بشم، مثلا همین علم اعداد کدوم سیستمش واقعی تره، یا مثلا آسترولوژی تروپیکالش واقعی تره یا سایدریالش، خلاصه که این دوگانگی ها داره اذیتم میکنه، ممنون میشم بهم کمک کنید

تروپیکال و سایدریال دو سیستم متفاوت هستند که نقطه صفر یا مرجعشان چند درجه باهم اختلاف دارد، البته در پارامترهای دیگری هم تفاوت دارند.
هردو مورد استفاده هستند، اما سیستم تراپیکال بر اساس وضعیت خورشید هست و نیز نشانه‌ها بر طبق صفحه اکلیپتیک هستند اما در سیستم سایدریل نشانه‌های زودیاک بر اساس صورتهای فلکی و ستارهای ثابت هستند. برخی ها معتقدند ستاره های ثابت تاثیر کمتری از اجرام خود منظومه خورشیدی بر امور آسترولوژیک دارند، اما آسترولوژی در واقع بیشتر بر اساس پدیده‌ها و اجرام و اجسام سیستم خورشیدی خود ما است. بنابراین تکیه بیشتر بر روی سیستم تراپیکال است.

ممنونم خب نظرتون در مورد سیستم علم اعداد هم میفرمایید یا منبع برای معرفی دارین من بهش مراجعه کنم؟

هدف شما از یادگیری علم اعداد چه چیزی هست؟

بیشتر شناخت خودم و اطرافم، اما یه جاهایی هم کشف رازها

علم اعداد هم جزو علوم باستانی و دانش مخفی ای هست که تا به امروز صرفا در مکاتب سری وجود داشته اما اساسا بر پایه قوانین طبیعی خلقت هست که افراد و گروههای خاصی به آن دسترسی داشتند و در حوزه دستورکار خود از آن بهره بردند.
در مسیر تعالی و تکامل روحی، هدف مطالعه این دانش، رسیدن به درک عمیق‌تری از حقیقت است. درک لایه‌های عمیق‌تری از هستی و وجود که در سطوح عمیق تری از سطح دنیای مادی وجود دارد و اساسا درک مکانیزم انرژی و ساختارهای هندسه مقدس هست. عددشناسی مانند حوزه‌های دیگری چون جادو، آسترولوژی، ادراکات فراحسی در مکاتب سری مورد توجه بوده است. اما مهم اینست که یادگیری و بکارگیری این علوم باید در مسیر خدمت به دیگران باشد نه خدمت به خود.
این حوزه‌ها در جریان‌هایی مثل عرفان، هرمتیسیزم وجود دارند و همچنین در ساتاتیزم، لوسیفریزم، تلما و نئوپاگانیزم با اهداف منفی.

452 – اوایل هفته ایی که گذشت ، دو شب متوالی بعد از بخواب رفتن ، یه دفعه ترس وحشتناکی سراغم اومد که به مدت یکی دوساعت تو وجودم بود ، ترسی که تو این ۳۹ سال زندگیم تا حالا تجربه نکرده بودم دو سه شب پیش چون طبق معمول لغو قرار داد روحیمو قبل از خواب میخوندم ، دفترمو باز کردم ببینم از تاریخی که شروع کردم چند روز گذشته جالب بود برام دقیقا ششم ماه پیش شروع کرده بودم تا اوایل هفته ایی گذشت ۲۱ روزش پر شده بود
یعنی امکان داره این ترس عجیب بخاطر اون بوده باشه ؟ ایا کسی از دوستان تجربه مشابهی نداشته در این مورد؟

لغو قراردادها باعث بروز ترس نمیشود، در لحظاتی که ترس به هر دلیلی، چه ترس فردی باشد که به سطح امده چه ترس جمعی که جریان دارد باید ارامش خودتان را حفظ کنید و اجازه بدهید انرژی جریان یابد و هوشیار باشید که منبع ترس جای دیگری است و به احتمال زیاد میتواند بخشی از فرایند پاکسازی جمعی یا فردی باشد که در شرایط حاضر سیاره در جریان است و این پاکسازی ها باعث به سطح امدن انرژی های کهنه در ناخوداگاه فردی و جمعی میشوند و باید به جای انکه در این لحظات در جریان احساس غرق شویم آن را تحلیل کنیم و هوشیارانه نظارت کنیم و اجازه دهیم جریان بدون اینکه ما را بی ثبات کند و کنش و عمل ما را تحت تاثیر قرار دهد، بیاید و عبور کند. این هوشیاری به روند پاکسازی کمک میکند

453 – در مصاحبه ها و مستند ها به اين نكته برخوردم كه ورودي تمدن پيشرفته داخل زمين در آسيا مخصوصا ايران در اساطير هندي و كلا شرقي ذكر شده، اطلاعاتي در اين خصوص دارين؟ من خيلي تمايل به انجام سفر و ارتباط با اين تمدن دارم منتهي به اطلاعات يوتيوب نميشه اكتفا كرد

ورودی های اگارتا در اختیار دراگونهای ابی هست که دراکوهای مثبت هستند در چین و تایوان

454 – در رابطه با موضوعات نظم نوین جهانی و…که خیلی این روزها صحبتش زیاد هست توضیحی می دهید ؟

کابال دستورکار خودش را داشته و دارد اینکه موفق شود به انجام دستورکارها مساله دیگری است. تیرهای خودشان را با دستپاچگی شلیک میکنند اما موضوع این است که به هدف نمی‌خورد.

تمام وحشت کابال از این است که انچه صدها و هزاران سال پاسخ داده دیگر پاسخگو نیست. هوش مصنوعی دیگر قادر نیست با نوری که وارد سیاره میشود مقابله کند. نور از داخل همه چیز را تغییر میدهد. کابال خودش را در شرایطی میبیند که حتی با ده سال قبل هم خیلی متفاوت است.

همه فریبها و استراتژی های خودشان را مانند گذشته پیاده میکنند از قبل هم بیشتر و محکمتر و با شتاب بیشتر، در واقع در بسیج کامل هست کابال و دستورکار نظم نوین جهانی، اما دیگر به نتایج قبل نمی‌رسند. استبداد پزشکیشان به بن بست خورده و جنگ اوکراین هم تا حالا اونطور که اونها برنامه داشتند پیش نرفته و المان هم طبق خواسته مافیای خزری عمل نکرد و جنگ گسترش پیدا نکرده است. عملیاتهایی در اروپای مرکزی و غربی خواهد بود و رسانه ها تلاش خواهند کرد روایت جعلی را بسازند و به مردم بگویند جنگ جهانی آغاز شده است. اما چنین نخواهد شد.

455 – در خصوص قارچ های جادویی سوال داشتم در طی زمان مصرف ادراکاتی داخل شخص فعال میشه، حالا اگر بخوام تجربه شخصی رو بگم ،
میتونستم روح اجسام رو حس کنم ، ذهن بخونم ، میتونستم چیزایی رو حس کنم که در حالت عادی انگار در بدنم قفله
یا مثلا میتونستم جریان خونمو نبضمو حس کنم که بعد اون هنوز این مورد اخرو حس میکنم یا جریان های انرژی یه مکان رو خیلی قوی تر حس میکردم و کلا حواسم انگار چند برابر شده بود و موارد دیگری که قابل بیان نیست در کلمات میخواسم ببینم ایا فرایند صعود وقتی طی میشه چنین ادراکات و حواسی توی ما فعال و تقویت میشه در حالت عادی یا فقط مختص فاز تریپ و تجربه روانگردان هاست؟

قویترین روانگردانها هم مثل دی‌متیل تریپتامین قادر نیستند فرآیند صعود و ادراکاتی که فرد خواهد داشت رو شبیه‌سازی کنند.
چیزی که شما روی سیلوسایبین یا مسکالین یا تی‌اچ‌سی و یا مواد دیگر تجربه می کنید صرفا کمی تغییر فرکانس است که باعث میشود حواس پنج‌گانه تغییر کرده و البته در مواردی برخی ادراکات فراحسی تا حدی موقتا فعال شود که دلیل این مسئله، تاثیر مواد بر عملکرد مغز و روان است.
اما در فرآیند صعود، تغییرات در سطح زیراتمی انجام میشود و کل ساختار آناتومی مولتی دایمنشنال کالبدهای فیزیکی و غیر فیزیکی از اساس دچار دگرگونی میشود. مدارهای مغزی دوباره سیم‌کشی میشوند و سیستم عصبی بروزرسانی میشود. بنابراین شما با یک واقعیت کاملا جدید و تواناییهای بسیار فراتر از چیزی که تا به امروز حتی با کمک سایکدلیکها تجربه کردید، خواهید داشت.

456 – در ارتباط با اساتید یوگا و روشن بینی. برداشت من این هست باتوجه به تفاوتهایی که در تعاریف اون اساتید در ارتباط با کارما رنج و… با مطالب مطرح شده در این گروه هست اونها هم تحت تاثیر کابال بودند و به روشن بینی نرسیده بودند؟

باید هر صحبتی را در بافت و متن آن صحبت درک کرد. من قضاوتی درباره ایشان نمیکنم اما این صحبت که همه این رنجی که انسانها دارند لازم یا ضروری است همانطور که گفته شد دستورکار کنترل ذهن کابال است. انچه غلط است غلط است مهم نیست چه کسی این اشتباه را مرتکب شود. ممکن است افراد اگاهی که قصد مثبتی هم داشته اند دچار این اشتباه بشوند.

مقدار بسیار زیاد رنجی که انسانها دارند عامدانه ایجاد شده و میشود. هیچ جمله ای تا زمانی که به این موضوع اشاره نشود کامل نخواهد بود مهم نیست چه کسی گفته باشد من عادت دارم به حرف نگاه میکنم نه به گوینده و نام که مسیح گفته یا کبرا یا ایکس یا ایگرگ. انسانها در شرایطی نیستند که به انها بگویید رنجی که میکشید برایتان لازم است. این بازی کردن نقش مامور اسمیت است و تقویت کنترل ذهن کابال و ارکان.

این بحث خیلی تکراری است و تکرار نمیکنیم همه آنچه قبلا گفتیم اما انسانها در حقیقت تا کنون در رنج زندگی کرده اند با این حال همه صعود نکرده اند. همه معنوی هم نیستند. اتفاقا رنج باعث جدا شدن انسانها از معنویت شد. رنج باعث سقوط بیشتر و بیشتر انسان شد. در ضمن اگر رنج انقدر خوب است چرا انسانها درونا ان را نمیخواهند. خیلی موضوع ساده است، اگر کمی افراد به طبیعت دست نخورده و بکر خودشان برگردند میفهمند که چه چیزی را واقعا می‌خواهند و چه چیزی را نه.

در نهایت، به عنوان کلام اخر، بهتر است اگر حقیقت تلخ است شجاعت روبرو شدن با حقیقت عریان را داشته باشیم به جای انکه تلاش کنیم آن را توجیه و بزک کنیم تا قابل قبولتر شود.

457 – سوال اول واقعا سینه بند و کفش پاشنه بلند از زینت های خانم ها به حساب میاد و واقعا جذاب هست چه از نظر آقایان چه از نظر خانم ها… چرا باید چیز بدی باشه؟ سوال دوم آیا ختنه پسر بچه ها کار اشتباهی هست؟ چرا؟

در مورد سوال اول، برخی پوشش ها جریان انرژی سالم را منحرف میکنند، باعث گیر افتادن انرژی و عدم چرخش صحیح انرژی میشوند. شما کفش ناراحت و تنگ هم به پا کنید همین اثر را دارد و یک فرد عادی فقط خستگی پا را حس میکند اما یک فرد دیگر ممکن است خیلی بهتر متوجه گیر افتادن انرژی و انسداد مدار انرژتیک بدن شود. مشکل اصلی اینجا است که کابال برای ما تعریف کرده چه چیزی جذاب است و چه چیزی جذاب نیست و این کار را از طریق سینما و رسانه انجام میدهند.

در مورد سوال دوم البته که اشتباه است این خیلی واضح است. هم تضییع حق انتخاب کودک است، هم اسیب رساندن به فیزیک و جسم او و هم از نظر انرژتیک به او اسیب میرسد، و هم اینکه این عمل در اصل و ریشه تاریخی اش یک نوع داغ و علامت گذاشتن بر پیروان/ بردگان است

ختنه کودک را در شرایط ترس و دلهره شدید قرار میدهد که این واکنش کاملا طبیعی است و بعد کودک متوجه میشود که حتی مادرش هم نمیتواند در برابر این حکم و قانون به او کمکی بکند. این برنامه ریزی کودک است و فهماندن این موضوع که مادر و پدرت هم نمیتوانند به وضع تو کمکی بکنند و چیزی هست که بالاتر از خانواده به تو حکم میکند و بر تو قدرت دارد و این در ناخوداگاهش ثبت میشود

در حقیقت نشانی و علامتی از سلب قدرت و خلع قدرت شخصی و فردی است. فراموش نکنیم اعضای بدن هر کدام نقش فیزیکی خودشان را دارند اما معنا و مفهوم انرژتیک خودشان را هم دارند. قبل از انکه انسانها طوری شستشوی مغزی شوند و کنترل ذهن شوند که فکر کنند برخی ارگانهای بدنشان مایه شرم است یا مایه گناه است، و نام این ارگانها تبدیل شود به فحاشی و «الفاظ رکیک» انسانها عموما برای تمامیت فیزیک خودشان احترام قایل بودند و بدن انسان، تمامیتش، برای متکاملترین افراد مانند یک معبد است.

اینها تارهای ظریفی است که برای انسانها بافته شده و انسانها روی این تارهای ظریف و بسیار بسیار ظریفتر از اینها راه میروند و زندگی میکنند بدون انکه تارها را ببینند و مهندسی انها را درک کنند.

شاید برخی افراد از شنیدن این موضوعات دچار تعجب شوند اما کابال قصد داشت خیلی بدتر از اینها را تبدیل به بدعت و سنت کند و جا بیندازد در میان جمعیت سطح، مثل قربانی انسان و فرزند اول هر خانواده که در متون باستانی هم هست اما نیروهای مثبت اجازه ندادند و با وجود سلطه کامل تاریکی بر زمین در اعصار گذشته اما سنگرهای معینی را نور هیچ وقت از دست نداد

458 – مرکز کهکشان ها چی هستش ؟ همه کهکشان ها ساختار یکسانی دارن یا با هم فرق دارن ؟

امواج کهکشانی عشق:

در مرکز کهکشان ما، یک سیستم دوستاره ای بسیار عظیم وجود دارد، منبع نور و حیات برای کهکشان، الهه کهکشانی، پلمورا، خورشید مرکز کهکشان.

این سیستم با یک ریتم مشخص تنفس و ارتعاش انجام می‌دهد، هر ضربان، ۲۶۰۰۰ هزار سال طول می‌کشد تا کامل شود.

در هربار ضربان، مرکز کهکشان یک موج از ذرات به شدت باردار فیزیکی و غیرفیزیکی را در سرتاسر کهکشان پخش خواهد کرد.

این ضربان قلب کهکشانی، پیشروی محور زمین را با چرخه ۲۶۰۰۰ ساله هماهنگ کرده است.

ما اکنون در حال نزدیک شدن به یک موج کهکشانی هستیم و این موج به تدریج اوج می‌گیرد.

در واقعیت، نیروهای نور زیادی در حال حاضر در منظومه خورشیدی ما قرار دارند تا این پروسه اینبار بسیار هماهنگ تر انجام شود.

در طی دریافت این موج کهکشانی، فشارهای عاطفی بسیاری وجود خواهد داشت و افزایشی در فعالیت‌های صفحات تکتونیکی پوسته زمین خواهیم داشت.

👈«اما جنبه اصلی این موج کهکشانی اساسا یک موج عشق کیهانیست.»👉

این انرژی عشق، پایه و اساس واقعیت کیهانی جهان است و هم اکنون درحال نزدیک شدن است.

این انرژی در مقیاس کهکشان است، بنابراین کابال به هیچ قیمتی نمی‌تواند آن را متوقف کند.

این انرژی کاملا آشفتگی و ناهنجاری و اختاپوس پلاسما که در متون گنوسی٬ یالدابائوث٬ خوانده می‌شود را از اطراف زمین پاک خواهد کرد.

در اسطوره های گنوسی به وضوح عنوان شده که یالدابائوث در ابر ضخیمی از لایه پلاسمیک پنهان شده است.

انرژی پلموریک عشق کهکشانی همه تعالیم آرکان ها را از بین خواهد برد.

👈«هر چه که بیشتر به رخداد نزدیک می‌شویم، انرژی ها باعث تحریک واکنش های سرکوب شده خواهند شد. بنابراین تحت این شرایط، بسیار مهم است که افراد به شکل سازنده گفتگو داشته باشند و از حمله کردن به یکدیگر خودداری کنند.»👉

خیلی از افراد انتظار دارند موج کهکشانی در سپتامبر یا حتی قبل از آن به ما برسد. این مسئله خیلی بعید است، به سبب اینکه تحلیلهای پیچیدگی امواج نشان می‌دهند که احتمالا اولین افزایش پیک در چارچوب زمانی اکتبر/دسامبر اتفاق بیفتد.

تحلیل پیچیدگی امواج یک مدل بسیار پیشرفته و پیچیده است که در حال حاضر جنبش مقاومت از آن برای پیش بینی وقایع آینده برمبنای چرخه های کیهانی و تحلیل های بردار اراده آزاد استفاده می‌کند.

بسیار مهم است که درک کنیم رخداد در واقع یک تعامل پویا بین آگاهی کیهانی و مرکز کهکشان و انرژیهاییست که به سمت ما می‌آید این به خود ما بستگی دارد که چقدر از این انرژی عشق دریافت کنیم.

👈به همین دلیل بسیار مهم است که تا حد ممکن، افراد زیادی خیلی سریع بیدار شوند.👉

همچنین برای شما بسیار خوب خواهد بود که در مدیتیشن با مرکز کهکشان یک اتصال داشته باشید.

اگر انرژیهای دریافت شده ای که به شما می‌رسند و از شما می‌گذرند خیلی قوی هستند، می‌توانید با ارتباط با مرکز کهکشان بخواهید تا این انرژیها ملایم تر شوند.

اتصال فعال ما با پلروما، با مرکز کهکشان، یک حلقه فیدبک را ایجاد می کند که رخداد را در زمان مساعد کلید خواهد زد.

پیروزی نور نزدیک است.

منبع

galactic-wave-of-love

همه کهکشانها لزوما ساختار دقیقا مشابهی ندارند، همانطور که همه سیستمهای ستاره ای یک نوع نیستند و سیستمهای دو ستاره ای یا سه ستاره ای هستند با تعداد اجرام و سیارات مختلف در اندازه های بسیار مختلف و … یک دسته بندی کلی کهکشانهای دیسکی و کهکشانهای عمقی است اما در هر صورت فرم کهکشانها معمولا به شکل ورتکس و اسپیرالی است، فرم بسیار اصلی و زاینده که در دل کل طبیعت هست و جلوه و کاربرد دارد. ارتباطات و اتصالات مرکز کهکشان با منبع و سایر بخشهای کیهان اتصالات فضای درونی و ابعاد بالاتر است. نور مرکز کهکشان به شکلی فیلتر میشود و به اشکال مختلف و در سطوح و ارتعاشات مختلف به سایر نقاط گستره کهکشان میرسد، بخشی از این شبکه انتقال نور و انرژی شبکه نوارهای فوتونی هستند که اطلاعات را در مقیاس کلان در کهکشان جابه جا میکنند

 یه توضیح کوتاه میفرمایید چرخه سولار ۲۵ چیست منظور اوج چرخه ۲۵۰۰۰ ساله هست؟

چهار دوره سیاره ای = یک چرخه سیاره ای = یک عصر آسترولوژیکی = دوران = 26000 (26,556) سال = پیشروی مدار چرخش زمین با توجه به فضای inertial.

در انتهای هر چرخه، سیاره ما با هسته کهکشان در صفحه کهکشانی هم راستا می شود؛ پرتال های دروازه ستاره ای باز می شوند ( پرتال های سیاره ای، و شرایط برای هماهنگ شدن با خط زمانی صعود فراهم می شود).

بر اساس پیشروی محور چرخش زمین با توجه به فضای inertial، این فضا، یک سیستم پایه ( یا یک چارچوب مرجع ) بر اساس فاصله با ستارگان دوردست  تعریف می شود، که موقعیت نسبی آنها در طول دوره های زمانی طولانی تغییر نمی کند. یک چرخه پیشروی کامل ( یک عصر آسترولوژیکی )، تقریبا یک دوره 26,556 ساله را شامل می‌شود، که به اصطلاح سال بزرگ افلاطونی نامیده می شود، که در طول این دوره، نقطه اعتدالین روی ۳۶۰ درجه بر می گردد. حرکت تقدیمی همچنین تعیین کننده فاکتور طول یک عصر آسترولوژیکی یا دوره است. ( توجه کنید که ۱۲ کهن الگوی زودیاک وجود دارد که همان ۱۲ عصر آسترولوژیکی هستند. ما در حال گذر از عصر پایسیس به عصر آکواریوس هستیم.) پیشروی نقطه اعتدالین به دلیل تفاوت بین نیروهای گرانشی خورشید و ماه بر زمین ایجاد می شود.

در انتهای هر چرخه 26,556 ساله، زمین و ساکنین آن به دلیل همراستایی با مرکز کهکشان، در معرض صعود به ابعاد بالاتر قرار می گیرند؛ و ما اکنون در انتهای یکی از این چرخه ها هستیم، و پرتال های صعود از سال ۲۰۱۲ در حال بازگشایی هستند.

چرخه خورشیدیِ ۲۵

چرخهٔ خورشیدی یا چرخه فعالیت مغناطیسی خورشیدی به تغیرات تناوبی در فعالیت‌ها، تابش و ظاهر خورشید گفته می‌شود.

اکنون به نحو فزآینده‌ای به ماکزیممِ چرخه خورشیدی ۲۵ نزدیک می‌شویم. پیش‌بینی‌های اولیه تخمین می‌زدند که اوج این چرخه در ژولای ۲۰۲۵ باشد اما دانشمندان اکنون انتظار دارند ماکزیمم یا نقطه اوج در اواخر ۲۰۲۴ رخ دهد (تصویر پایین را ببینید).

تحقیقات اولیه الکساندر چیفسکی نشان داده است که ۶۰٪ از همه ناآرامی‌های اجتماعی در بازه یک سال و نیم از هر ماکزیمم سولار رخ می‌دهد:

http://time-price-research-astrofin.blogspot.com/2012/03/alexander-tchijevskys-physical-factors.html

http://www.gorbanev.com/Chizhevsky.htm

چرخه خورشیدی ۲۵ یا همان چرخه فعلی که در آن قرار داریم بسیار قوی‌تر از چیزی است که قبلا انتظار داشتیم:

solar-cycle-25-update

solar-cycle-update-the-gap-is-growing

علت اصلی فعالیت خورشیدیِ شدیدتر، سنکرون شدن خورشید با فعالیتِ افزایش یافته‌ی مرکز کهکشان در سطح کوانتوم است.

بنابراین می‌توانیم انتظار داشته باشیم که تغییرات اجتماعی عظیمی از اوایل ۲۰۲۳ تا اوایل ۲۰۲۶ یعنی در فاصله یک سال و نیم از ماکزیمم سولار چرخه خورشیدی کنونی اتفاق بیفتد.

459 – معابد، کاهن‌ها به چه درد می‌خورند؟ اگر برای رهایی از تاریکی (که در دوگانگی ما نیز وجود دارد) به این چیزها نیاز داشته باشیم، آن وقت به نوعی محدودیت تبدیل می شود. یعنی ما همیشه محتاج به کسی یا معبدی هستیم و من آن را دوست ندارم.

معابد نقش خودشان را دارند و داشته اند چیزی که شما احتمالا در ذهنتان از معابد دارید از سریالها که و فیلمها با انچه این معابد انجام داده اند یا میدهند متفاوت است. اینکه این معابد به چه درد میخورند، پاسخ این است که مراکز لنگر کردن انرژی های مختلف از ستاره ها و نقاط مختلف کیهان و همینطور از موجودات متعالی، الهگان و خدایان هستند و همینطور محل انتشار این انرژی ها در شبکه نوری زمین. ادیان جعلی و مردسالار و جنگ طلب بسیاری از این معابد را که انرژی طبیعی را منتشر و پردازش میکردند تبدیل کردند به مراکز دینی حکومتی اما دوره ای هستیم که بشر به رابطه حقیقی با طبیعت و کیهان باز خواهد گشت.

460 – فلسفه خلقت بالاترین مرتبه تعالی والزام خلقت چیست؟؟؟؟

رسیدن به هارمونی، زیبایی، تکامل و تعالی و سطوحی از خلقت که در آن تا حد ممکن نقصی وجود نداشته باشد و موجوداتی در سطوح بالای وجود و آگاهی.
خالق‌ها هم خودشان در مسیر تکامل هستند

461 – ایا ممکنه کمی اشاره بکنین این حقایقی که اگر افشا بشه مردم در شوک و‌ترس فروخواهند رفت چیا هستن ؟

اینکه تا چه عمقی فیزیکی روحی روانی و احساسی تحت کنترل بودند. اینکه چقدر انسانیت و الوهیت و اقتدار آنها از آنها گرفته شد و تبدیل شدند به بردگانی که این بردگی را پذیرفتند. اینکه تمام دارایی‌ها و دسترنج آنها دزدیده می‌شود و حتی از سیاره هم خارج میشود. اینکه هزاران هزار کودک هر ساله در سراسر جهان دزدیده میشوند و در مناسک شیطانی به آنها تجاوز میشود، شکنجه می‌شوند، خرید و فروش میشوند، خون و گوشت آنها خورده میشود و برای ساخت ادرنوکروم استفاده میشود.

اینکه سیستم پزشکی چطور سلامتی آنها را از آنها میگیرد. اینکه سیستم دینی چطور آنها را کنترل می کند.

اینکه این کنترل و بردگی چطور در تمام تار و پود ستونهای اجتماعی سیاسی اقتصادی فرهنگی و…. ریشه دارد.
اینکه چطور کور بودند و حقیقت را نمی‌توانستند درک کنند.
اینکه چطور بسیاری با واکسن ارتباط روحی آنها قطع شده و صدها مورد دیگر. اینکه چطور کسانی که در راس هرم بر ما حکومت کردند و این دولتها و سازمانها و ارتشها اصولا انسان نبودند. اینها باعث شوک سنگین در بسیاری از. افراد خواهد شد شنیدنش یا خواندنش در این کانال یا آن گروه و پیج ساده تر است خیلی ساده تر از تجربه کردن و دیدن آن.

462 – ماه یک قمر مصنوعی است ؟ ایا ماه منفی است ؟

ماه یک قمر طبیعی است که داخلش به شکل کندویی در امده و پایگاه‌هایی بسیاری درون ان بودند و هستند از نژادهای مختلف و دستورکارهای مختلف. برای دانستن نحوه اثرگذاری انرژتیک اجرام اسمانی بر زمین بایستی استرولوژی را مطالعه کنید. اجرام در نقش انتقال دهنده، بازتاب دهنده، پردازش کننده و لنزهای تقویت کننده برای انرژی های کیهان عمل میکنند و هر ستاره یا سیاره انرژی خاصی ساطع میکند یا امضای انرژتیک خودش را دارد و روی انرژیهای کیهان تغییراتی اعمال میکند مانند هر لنز دیگری. و ارایشهای مختلف این اجرام استرولوژیک با زمین (کانجانکشن، اسکوئر، تراین، دایرکت ….) باعث شکل گیری انرژیهای مختلف و شرایط انرژتیک مختلف روی زمین میشود.

ماه نه منفی است نه مثبت، یک انتقال دهنده انرژی است، کابال در زمان ماه کامل شنیع ترین مناسک را انجام میدهد و نیروهای نور در زمان ماه کامل مثبت ترین و بهترین اعمال و مدیتیشن ها را انجام میدهند برای خنثی کردن انرژی های منفی. بنابراین همه این صحبت‌ها که ماه منفی است و ماه ارکان است و آرکانی است و مدیتیشن ماه از تاریکی است کاملا بی اساس و از ریشه دروغ و خرافه است که عامدانه در گروههای بیداری نشر داده میشود

463 – در مقالات اخیرتر و به روزرسانی‌های اخیرتر اینطور گفته شده که الان کل کهکشان از وجود ناهنجاری و تاریکی پاک شده و کنفدراسیون کهکشانی، نژاد مرکزی کهکشان، سیریوسی‌ها و… در سفاین نوری، منظومه‌ی شمسی رو ایزوله کردن و ناهنجاری و تاریکی رو اینجا گیر انداختن و باقی سیارت منظومه هم پاکسازی شدن الان و فقط زمین مونده و بحث توپلت‌ها و فضای سابلونار و… (این‌ها رو از مقدار دریافت خودم از اونچه اینجا و کانال و سایت خوندم عرض کردم و ممنون اگر اشتباهی دارم تصحیح شه)،
حالا با توجه به این موضوع، یعنی الان دیگه تبادلات منفی با فرازمینیان منفی بیرون زمین وجود نداره؟ درسته؟ یعنی بحث مزرعه‌های انسانی و فروش انسان‌ها به عنوان خوراک و… دیگه بیرون از زمین بلاک شده دیگه به دلیل پاکسازی کامل کهکشان بیرون مرزهای منظومه‌ی خورشیدی. درسته یا خیر؟

بله مدتی است عملیاتها متمرکز است روی زمین و فضای اطراف زمین.

چرا در کهکشان به این وسعت با منابع فوق بیشمار زمین باید دارای اهمیت باشه منابع زمین در مقابل کهکشان که خیلی اندکه ؟

عزیز کسی نگفت زمین خیلی مهمه، و کسی نگفت فقط از زمین سرقت شده، یا فقط زمین مورد تهاجم و دستکاری و کنترل قرار گرفته. اما در هر منظومه خورشیدی تعداد سیاراتی که بتوانند حیات فیزیکی را ساپورت کنند معمولا محدود است و ان سیاراتی که حیات فیزیکی را ساپورت میکنند خیلی بیشتر در چشم هستند و مهم هستند هر چند سیارات دیگر هم میتوانند غنی و مملو از عناصر مهم باشند اما موضوع سیاره ای مثل زمین متفاوت است.

اهمیت زمین در این است که پس از رجل الجبار زمین به عنوان مهمترین سنگر گروههای اریون انتخاب شد. و تجهیزات زیادی به اینجا منتقل شد

464 – من از اساتید مختلف شنیده ام که ۱۳ صورت فلکی داریم و صورت فلکی ۱۳ ام راه خروج از سیاره است.
اما این صورت فلکی را نیرو های تاریکی از بین ماه های سال حذف کرده اند منطقی هم همین است ۱۳ ماه ۲۸ روزه نه ۱۲ ماه ۳۰ ۳۱ روزه
میخواستم اسم این صورت فلکی را بدانم و اینکه چرا نیرو های تاریکی آن را از بین ماه های سال حذف کرده اند.

بله، سیستم سیزده ماهی به چرخه های طبیعی چه در گردش اجرام اسمانی و چه چرخه های طبیعی بدن انسان نزدیکتر و صحیح تر است.
این دستکاری در تقویم و تاریخ عامدانه بود و دلایلی داشت که بحث گسترده ای میطلبد.

دستکاریها خیلی فراتر از اینها بوده است البته اما همه اینها به هم متصل هستند و یک ماتریکس را میسازند. هدف اصلی جدا کردن انسان از رابطه با کائنات و طبیعت بوده است. برای برخی افراد شاید کمی زود است که برخی حقایق را بشنوند اما انها به وسیله دستکاری تاریخ و تقویم فهم و درک ما از چرخه های بدن فیزیکی خودمان را هم مغشوش کردند و بعد القا کردند که این چرخه ها یا اضافی هستند یا مایه شرم و گناه. وقتی به جمعیت سطح یک سیاره القا شود خون بدنشان که در علوم سری و باستانی حامل انرژی روح است، نجس یا بد یا کثیف است شما تا انتهای این ماجرا را میتوانید بخوانید. هدف خلع سلاح انسانها بوده است. یکی از مهمترین نمونه ها چرخه قاعدگی زنان است که فرصتی برای بینش و بصیرت درونی و دریافت کدهای نوری از کاینات است اما تلاش کابال از ابتدا ایجاد انواع اختلالات در ان بوده، با القای انواع ایدثولوژیهای مخرب و جعلی و ایجاد خس شرم و گناه در زنان نسبت به چیزی که طبیعت است. این موضوع خیلی عمیق است و نمیتوان با یک یا چند کامنت ان را کامل شرح داد. نیاز به وجود کتاب و کتابها و مقالاتی است که موضوع برای انسانها کامل شرح داده شود. که چطور قدرتهای طبیعی شان از انها پنهان شد.

465 – چندی قبل در کانال در به روز رسانی ها صحبت از نبرد بر سر ورتکس الهه در سوریه شد که در جریانه. منظور نبرد در چه سطحی است؟ یعنی نیروهای سیاسی- نظامی به نیابت از نیروهای ماورایی دست اندرکار هستند یا نه اصولا خود نبرد در سطح دیگری در جریان است؟ یا اصولا هر دو؟

خط انرژی بسیار مهمی از سوریه میگذرد و ورتکسهای بسیار مهم و کلیدی در سوریه هستند و این علت اصلی و سری جنگهای این منطقه است. اگر این جنگ نباشد سوریه میتواند به یکی از بهترین نقاط زمین تبدیل شود به دلیل همین انرژی و ورتکس. چه چیزی نیویورک را نیویورک کرده و چرا همه هنرمندان بزرگ به نیویورک میروند؟ موضوع ورتکس انرژی است. همه شهرها روی نقاط مهم انرژتیک بنا شده اند چون جای دیگری شهر بزرگ یا مهم بنا نمیشود. جاذبه یک نقطه و موفقیتش در سطح انرژتیک تعیین میشود. سوریه از این جهت اهمیت زیادی دارد.

466 – من تا همین دیروز پاکسازی چاکراها رو پیگیری و انجام میدادم حالا کبری فقط به دو ایمپلنت اصلی اشاره کرده ، یعنی با حذف این ایمپلنت ها و کار کردن روی این دو ، دیگه نیازی به پاکسازی چاکراها دیگه نداریم ؟

حذف ایمپلنتها خب اهمیت و جای خودش را دارد، که بخشی را ما خودمان می‌توانیم برای خود انجام دهیم بخشی توسط نژادهای مثبت و نیروهای نور کمک میشود و خواهد شد، اما چاکراها و کارکرد متعادل و درست چاکراها جایگاه و اهمیت خودش را دارد.

ضمنا همینطور که قبلا گفتیم ان سه ایمپلنت (دو ایمپلنت سیستم عمودی و ایمپلنت افقی بالای ناف) در واقع مهمترینها هستند اما تعداد ایمپلنتهای انرژتیک در هر انسان بسیار زیاد و متعدد است. بیش از انچه انسانها تصور میکنند.

اخیرا نیروهای نور پیشرفتهای بسیار بسیار مهم و بی سابقه ای در زمینه حذف ایمپلنتها و انگلهای اصلی از جمله انگل انرژتیک منطقه سولار پلکسوس داشته اند که به نوعی جلوتر از پیش بینی ها بود و بسیار امیدوارکننده بود و برخی از متکاملترین افراد موفق شدند این انگل را حذف کنند به کمک نیروهای نور و این باعث میشود راه برای دیگران ساده تر از قبل شود

این انگل ها وقتی متوجه می‌شوند که در استانه حذف شدن قرار دارند طبق برنامه به میزبان شدیدا حمله میکنند و حتی اگر کمک نیروهای نور نباشد میتوانند فرد را از بین ببرند و بکشند مثل اکثر انگلها که در زمان ترک میزبان سعی میکنند میزبان را از بین ببرند. به همین دلیل کمک و نظارت نیروهای نور کلیدی است در این مقاطع وقتی این انگلها و ایمپلنتهای مربوطه حذف میشوند فرد تغییرات اساسی در جریان انرژی های خودش حس خواهد کرد و زندگی اش می‌تواند متحول و دگرگون شود

467 – پس با وجودی که نیروهای نورانی در این زمینه پیشرفت کردن هنوز امکان حمله انگل به میزبانش هست؟ ، ما چه زمانی می‌توانیم از نیروهای نور درخواست کمک کنیم؟

عرض کردم که نیروهای نور کمک میکنند که فرد اسیب نبیند، انگل و ایمپلنت طبق برنامه خودش عمل میکند. وقتی متوجه میشود که قرار است حذف شود واکنش نشان میدهد، در یک سری گروهها و مکاتب روش‌هایی وجود داشته برای این کار اما سالها طول میکشید و خطرات زیادی وجود داشت، اما وقتی نیروهای نور کمک میکنند میتوانند خطر را رفع کنند و کار را خیلی سریعتر پیش ببرند. در حال حاضر افراد بیدار و روشن که در این مسیر قرار میگیرند قطعا مورد توجه و حمایت نیروهای نور قرار میگیرند اما درخواست کمک هم به هر حال میتوان کرد و خیلی ساده است کنفدراسیون و نژادهای پبشرفته ان میتوانند ذهن را بخوانند و انرژی را بخوانند کافی است فرد قصد و نیت شفافی داشته باشد و قصدش را روشن و شفاف اعلام کند.

همین کد command 1221 روشی است برای درخواست کمک از نیروهای نور اما توصیه میکنم وقتی استفاده کردید یعنی سه بار گفتید بدانید با موجودات واقعی رابطه برقرار کردید نه ماشین یا کامپیوتر یا یک برنامه یا یک ربات،. صحبت کنید، ارتباط برقرار کنید، و حتی فیدبک و بازخورد بدهید. نیاز و مشکلی دارید خیلی شفاف و واضح شرح بدهید. تصور نکنید آنها نیازی ندارند به برقراری رابطه و یا اینکه مامورند و امدند از روی وظیفه کاری انجام بدهند و بروند مانند مامور دولت. ارتباط واقعی و قلبی برقرار کنید. البته من متوجهم چیزی که میگویم برای همه عملی و شدنی نیست و در یک سطح بیداری و روشنی معین میسر می‌شود اما لازم دیدم بگویم که رابطه واقعی داشته باشید. انها افکار ما را میخوانند اما این فکر باید شفاف، واضح و روشن باشد و انسجام داشته باشد. افکار انسانها معمولا مغشوش و پراکنده و نامنسجم است فرد یک دقیقه خوشحال است یک دقیقه عصبانی یک لحظه دارد به خانه اش فکر میکند یک لحظه بعد به مسابقات فوتبال دو دقیقه بعد به انتخابات چند لحظه بعد به اینکه دیرش شده و باید برود و و و و. انها نمیتوانند بر اساس افکار مغشوش تصمیم بگیرند و وقت و فرصت ان را ندارند که یک نفر را از ابتدای زندگی تا انتها مطالعه و بررسی کنند و ببینند او واقعا چه میخواهد چون فراموش نکنیم نیروهای نور عملیاتهای زیادی دارند و این فقط یکی از صدها کاری است که انجام میدهند. بنابراین وقتی از این کد استفاده کنید که به افکارتان نظم و انسجام داده اید و میدانید مشکل چیست. حتی اگر ناراحتی دارید اما نمیدانید علت و ریشه اش چیست همین را واضح و دقیق توضیح دهید.

468 – درباره ی ارواح مهمان میتوانید توضیحی بدهید ایا استارسید ها درصورتی که نتوانند ماموریت خودشان را اجرا کنند ازقبل توافق کردند که روح مهمان بجای درجسم انها قرار بگیرد یا اینکه این هم بازی تاریکیست برای تناسخ دوباره ی روح ؟

اگر منظورتان walk-in است ، در موارد خاصی ارواحی که ماموریتی دارند به جای انکه از ابتدا با تولد در یک کالبد وارد سطح فیزیکی شوند با توافق و رضایت یک روح، جانشین ان روح میشوند که معمولا روحی است که خودش خواهان پایان تناسخ خودش است.

«روح مهمان» که میفرمایید خیلی کلی است نیروهای تاریکی هم میتوانند با یا بدون بیرون کردن روح اصلی وارد یک کالبد شوند در صورتی که فرد اتصالش با روح خیلی ضعیف شود و شرایط خوبی نداشته باشد و در واقع این نوعی تسخیر است

469 – لطفا درباره کره های دایسونی کمی توضیح دهید و بفرمایید چی هستن و چطور عمل میکنند؟

کره های دایسون ابزارهای پیشرفته ای هستند که نژادهای پیشرفته به دلایل و برای اهداف مختلف میسازند. هم اهداف مثبت و هم منفی. مثلا برای جمع آوری انرژی یک ستاره. برای فیلتر کردن انرژی های ورودی به یک سیستم ستاره ای، یا فیلتر کردن انرژی های خروجی یک ستاره. برای جلوگیری از ورود انرژی های مرکزی کهکشان به یک منطقه بسیار بزرگ یا به یک سیاره. برای فیلتر کردن انرژی های بسیار خشن و مخرب. برخی از اینها پرتابهای مولتی دایمنشن پیشرفته هستند. بنابراین هم کمیرا و نژادهای منفی ازین فناوری استفاده کرده اند برای منظومه خورشیدی ما (که اخرین بقایای امضای انرژتیک ان توسط نیروهای نور از بین میرود) و هم نیروهای نور توسط ارایش ایکوزاهدرون سفینه های مادر کره های دایسونی با اهداف مثبت ساخته اند که از ورود بخش مخرب و بسیار شدید انرژی فلش خورشیدی به زمین جلوگیری کنند.

470 – سلام ، من یکم سر در گم شدم در خصوص بعد از رخداد، آیا این اتفاقات که من در زیر لیست کردم اتفاق میوفته ؟

#دستگیری کابال #رخداد #فلش_خورشیدی #اولین_ تماس #حکومت_نظامی #صعود #انتقال #تغییر_قطبها #زمین_جدید

رخداد که شود همراه است با بازداشتهای دست جمعی اعضای کابال در طول یک هفته حکومت نظامی سراسری، و تماس فرازمینیان با افراد منتخب شروع میشود، این افراد بعد در رسانه ها تجربیات خودشان را با مردم در میان میگذارند و اگاهی جمعی ارتقا پیدا میکند. در عرض چند ماه تا یک سال تماس نخست رسمی و دیپلماتیک انسانها با نیروهای نور و نژادهای فرازمینی انجام خواهد شد.

فناوریهای واقعی معرفی خواهند شد و در دسترس قرار خواهند گرفت. چند سال بعد (بسته به شرایط) زمان تغییر قطبها و انتقال بزرگ خواهد رسید. قرار بود سه موج صعود وجود داشته باشد اما به دلیل شتاب گرفتن روند فرصت کافی نخواهد بود و یک موج صعود خواهیم داشت و سایرین در زمان مناسب در هر جایی که هستند میتوانند انتخاب کنند که صعود کنند.

471 – و زمان این رخداد معلوم نیست؟

هر زمان امکان انجام این عملیاتها باشد بدون انکه سیاره را کابال از بین ببرد یا انسانها را نابود کند. یعنی زمانی که کابال قدرتش را از دست بدهد، تسلیحاتی که دارد خنثی شوند و ناهنجاری اولیه و بمبها به کل حذف شوند. این یک عملیات زنده و در جریان است

472 – آیا می شود گفت که بیماری هایی مانند سرطان، در واقع ناهنجاری هایی کوانتومی در فضا-زمان هستند که در مقیاس کوچک در بدن انسان ها رخ می دهد؟ در صورت مثبت بودن جواب، راه حل واقعی رفع این نوع ناهنجاری چیست؟

ناهنجاری کوانتومی یک تعریف مشخص دارد. ناهنجاری کوانتومی روی بدن فیزیکی همه موجودات زنده فشار وارد میکند و بیماری هایی مثل سرطان یکی از علل به وجود امدنشان بله این ناهنجاری کوانتومی ای است که کل سطح سیاره را در بر گرفته است اما این عامل کلی است و فردی روی سطح زمین نیست که در معرض ناهنجاری کوانتومی نباشد. چیزی که مردم معمولا نمیدانند این است که سرطان در یک سطح بسیار پایین و بسیار محدود در واقع عمومیت دارد و بخشی از سلولهای بدن هر فرد مدام اسیب میبینند اما بدن خودش ان را ترمیم میکند و رفع میکند، اما زمانی که فرد از نظر احساسی، انرژتیک، یا روحی به مشکل بخورد یا عوامل دیگری دخیل باشند خب توانایی بدن هم کاهش پیدا میکند

همچنین در سطح انرژتیک و عاطفی گرفتگی های انرژتیک و انسدادها و احساساتی مثل حسادت وقتی حل و رفع نشوند میتوانند به شکل گرفتن سرطان کمک کنند. تاکید میکنم پاکسازی احساسی و رها شدن به خصوص از حسادت خیلی کمک بزرگی است.

473 – در مورد نظر ذکریا سیچین میخواستم بدونم که تا چه حدی نوشته هاش صحیح هست؟؟؟

ذکریا سیچین در کتاب سیاره دوازدهم خود ادعا میکند: آنوناکیان از سیاره‌ای بنام نیبیرو به زمین آمدند و پایگاه عملیاتی را برای استخراج طلا ساختند.  به گفته سیچین، آنوناکی ها گونه خود و هومو ارکتوس را از طریق لقاح آزمایشگاهی (IVF) هیبرید کردند تا انسان را به عنوان گونه برده و معدنچیان بسازند.  سیچین ادعا کرد که آنوناکی ها مجبور شدند به طور موقت سطح زمین را ترک کرده و به دور سیاره بچرخند زیرا یخچال های طبیعی قطب جنوب ذوب شده بودند و باعث ایجاد سیل بزرگ شده بود که باعث نابودی پایگاه های آنوناکی در زمین شده بود.  اینها باید بازسازی میشدند و آنوناکی ها به انسانهای بیشتری نیاز داشتند، آنها همچنین کشاورزی را به بشر آموزش دادند.  بگفته سیچین، “آنوناکی ها اهرام و تمام سازه های یادبود دیگر را در سراسر جهان باستان ساختند.  نظریه پردازان فضانورد باستان ساختن آنها را بدون فناوریهای بسیار پیشرفته غیرممکن می دانند.” جالب است که شباهت زیادی بین خدایان هندو و خدایان سومری بدست آمده است.  که باعث میشود فکر کنیم آیا آنوناکی همان خدایان هندو بودند یا آنوناکی با هندوئیسم رابطه داشتند؟

زکریا سیچین را اگر خوب بخوانید و تحقیق کنید دستورکار ارماگدون را دنبال کرده و در واقعیت یک فراماسون بود که نظریه تکرار تاریخ و تکرار حمله هسته ای انلیلی ها یعنی ایران به سرزمین انکی یعنی غرب فرات و دجله را تبلیغ میکند که کاملا کنترل ذهن کابال و دروغ است.

اکثر مواردی که سیچین گفته حقیقت ندارد، انوناکی ها هم همان گروهی از رپتیلین ها هستند که سیچین تلاش کرده چهره متفاوتی برایشان ایجاد کند با ساختن و تبلیغ اساطیر جعلی

زکریا سیچین در خدمت یک برنامه کنترل ذهن عمیق بوده است.

474 – روش های تهاجمی طب هاریسونی مثل «شیمی درمانی» در واقع با ضعیف تر کردن بدن، سیستم رو به سوی زوال نهایی می برند و ابدا روش «درمانی» نیستند، درسته؟

طب فعلی در حقیقت نوعی پول در اوردن از بیماری و مشکلات مردم است. درمان حقیقی بله چیز دیگری است اما چون پولی در ان نیست و این گردش مالی فوق العاده عظیم را ساپورت نمیکند از مردم پنهان میشود‌.

درمان حقیقی چیه پس؟؟؟

درمان حقیقی درمانی است که ریشه و علت بیماری را درمان کند. شرکتهای دارویی به سادگی میتوانند داروهای بسیار مفیدتر و بسیار ارزانتر و بسیار بسیار موثر تر تولید کنند اما نمیکنند. و این کاملا عامدانه است. میتوانند به سادگی داروهایی تولید کنند که توانایی های فیزیکی انسانها را فوق العاده بهبود ببخشند اما عمدا این کار را نمیکنند. چون انها سلامت انسانها را هدف خودشان قرار نداده اند‌. پول را هدف خودشان قرار داده اند.

در نهایت درمان حقیقی به تغییر عمیق در باورها، سبک زندگی، رژیم غذایی، عادات، و پاکسازی انرژتیک و عاطفی میپردازد و این را اصل قرار میدهد و اگر هم دارویی استفاده میشود معمولا درمان طبیعی و گیاهی است با استفاده از انرژیهای طبیعت. مشکلات فیزیکی معمولا ریشه در مشکلات روان و انرژی دارند اما پزشکان طوری اموزش میبینند و تربیت میشوند که اغلب توجهی به این موضوع نمیشود. با بدن انسان مانند یک ماشین رفتار میشود اما بدن انسان فقط یک ماشین نیست. بخشی از یک کل است که طبیعت نامیده میشود.

475 – طبق مطالب کانال و فرمایشات شما متوجه شدم که همه با جفت روحیشون مچ تر هستن ولی میتونن با روح های دیگه هم مچ بشن مثلا حتی اگه عضو یه خانواده روحی نباشن.درسته؟ و استدلالم اینه که چون اگر قرار باشه همه ارواح بخشی از منبع الهی باشن.پس هیچ روحی با روح دیگه تضاد نداره که نتونه یا اجازه نداشته باشه باهاش باشه ، یا غلط فکر میکنم و ارواح مثل سلولهای بدن هستن و اگه مثلا سلول معده بره کنار سلول چشم،مشکل ایجاد میشه؟
در کل سوالم اینه آیا ارواح میتونن با کسانی که حتی هم خانواده روحی نیستن، درصورت وجود میل خودشون زندگی کنن و باهم باشن یا نه ؟

در یک رابطه باید افراد به این نگاه کنند که قلبا به هم نزدیک هستند و هم ارتعاش هستند یا نه، این مهمه. ارواح محدودیتی در ایجاد رابطه ندارند اما این طبیعیه که فرد نمیتونه با فرد دیگری که با خودش همفکر و هم ارتعاش نیست و مسیر زندگیش فرق داره رابطه موفقی بسازه. بنابراین اینکه من درباره جفت روحی جایی بخونم و ناگهان حس کنم رابطه فعلیم حتما اشتباه بوده چون با جفت روحیم نیستم اشتباه است. اصلا جفتهای روحی امکان و اجازه ارتباط برقرار کردن نداشتند تا به حال‌.
پس دیدگاه درست اینه که در شکل دادن به یک رابطه به قلب خودمان نگاه کنیم و به قلب طرف مقابل و سطح اگاهی خودمان و سطح اگاهی طرف مقابل. این کاری است که حتی اگر فرد از وجود جفت روحی هم بی اطلاع باشد میتواند انجام دهد و اگر مطلع باشد هم باز تغییری در این روند و این دیدگاه ایجاد نمیشود این عقل سلیم و منطق است

476 – آیا فقط با عشق و محبت و آگاهی دادن ( غیر از مدیتیشن) می توان افزایش فرکانس و ارتعاش را سرعت بخشید؟ تمامی راه هایی که از آن اطلاع دارید را لطفا بازگو کنید سوال دو:جایگاه برنامه نویسی کامپیوتری و هوش مصنوعی را در آینده سیاره، روند پاکسازی و یکدست کردن انسان ها چگونه ارزیابی می کنید

سلام، وقتی خوب و فعال و شاداب و پر انرژی هستیم و از جایگاه عشق و بی قید و شرط عمل میکنید یعنی ارتعاش بالا، وقتی در ترس، خشم، حسادت، غم، افسردگی، حسادت و احساسات مشابه هستیم یعنی ارتعاش پایین.

وقتی حس خوشبختی و امید داریم یعنی ارتعاش بالا، وقتی حس ناامیدی داریم یعنی ارتعاش پایین. ارتباط با طبیعت، کمک به دیگران، دانستن قدر همه انچه که داریم و فهمیدن ارزش زندگی، قدرشناسی، اینها باعث افزایش ارتعاش میشود.

برنامه نویسی و هوش مصنوعی در اینده نزدیک زمین نقش پررنگی خواهد داشت اما در جهت مثبت و خدمت به انسانها و انسانیت و نه در جهت ترنس اومانیسم و اصالت دادن به هوش مصنوعی. کابال قصد داشته و دارد که هوش ارگانیک را به هوش مصنوعی پیوند بزند که باعث اسیب جدی و بسیار عمیق به انسانیت میشود و انسانها را از روح و منبع کاملا جدا میکند، ساختن سایبورگ ها، وصل کردن بدن فیزیکی و فرایندهای عصبی و اینترفیس عصبی به یک ماشین، یک دستورکار اهریمنی است. اما همان هوش مصنوعی میتواند در صورتی که اصالت روح و انسانیت را به هطر نیندازد در جایگاه خودش مورد بهره برداری صحیح قرار بگیرد و در خدمت انسانها باشد

477 – در رابطه با شب تاریک روح توضیحی می دهید ؟

شب تاریک روح

در طول دوره بیداری روحی یا فعالسازی کندالینی در مراحل بیداری، چهار نوع اصلی از چرخه های سیکل-داون وجود دارد که به شکل بحران های روحی خودش را نشان می‌دهد. قدما و عرفا این چرخه ها را «شب تاریک روح» نامیده اند. این چرخه ها برای کسانی که در مسیر صعود قرار گرفته اند فازهای غیر قابل اجتناب هستند، زیرا به دلیل از بین رفتن و مرگ ایگو به وجود می‌آیند که برای رستاخیز کالبد روحی و ذهن، لازم و ضروری است.

همه بایستی وارد شب تاریک روح یا بحران روحی ‌شوند، و حتی ممکن است در طول چرخه های تکامل روحی و بیداری، چندین بار اتفاق بیفتد.

در حال حاضر سیاره زمین در سطح جهانی در حال پشت سر گذاشتن شب تاریک روح جمعی سیاره ای در چرخه صعود است.

در طول این چرخه ها هرچه مرگ ایگو و کاهش تراکم عمیقتر باشد، رستاخیز روحی بزرگتر خواهد بود. هر چقدر که شارش فازهای کندالینی و انرژی روحی در طول توسعه میدان قلب و آگاهی، بیشتر باشد، فرد در موقعیت عمیقتری در این فاز بحرانی قرار می‌گیرد.

بحران مرگ ایگو بر اساس شخص و فاز بیداری، یا “حاد” و یا “مزمن” است. و اساسا این فرایند بعد از هر بار هجوم و شارش نیروی روحی انجام می‌شود، و با استحاله بافت فیزیکی و از بین رفتن ساختارهای قراردادی شرطی و مواد سمی در بدن از لحاظ فیزیکی، ذهنی، احساسی و روحی-انرژتیکی همراه است. به ازای هر ورود جریان کندالینی در طول تشرف روحی، یک تجزیه کاتابولیک بدن پیشین وجود خواهد داشت، و یا یک اپوپتوزیس (مرگ سلولی)، یا شکلی از تجزیه برای آزاد کردن و پاکسازی سموم…

واقعیت این است که ما اکنون در سطح جهانی در حال تجربه این فرایند هستیم. طیف تجربیات افراد مختلف در طول تجربه این فازها می‌تواند شامل احساس عصبانیت، استرس، و گیجی باشد و حتی احساس دیوانگی و جنون داشته باشند. بیشتر افراد آگاه نیستند که در طول این پروسه موقتا انسجام فکری را از دست می‌دهند و دلیل اینکه چرا طرز تفکر و رفتار آنها تغییر کرده را نمی‌دانند. مسأله مهم در اینجا این است که فرد باید استرس و آشفتگی را کنترل و مهار کند.

چند پیشنهاد برای اینکه بتوانیم چرخه های مرگ ایگو یا همان شب تاریک روح را بهتر پشت سر بگذاریم:

۱- تا حد امکان آرامش را حفظ کنیم و اجازه بدهیم فرایند به آرامی انجام شود.

۲- راحت و ریلکس باشیم بدون اینکه سعی کنیم علائم را سرکوب کنیم، بدون اینکه بخواهیم به محرکها پناه ببریم.

۳- این چرخه ها در واقع نوعی تلاطم روحی هستند که ممکن است استرس را القا کنند. سعی کنیم استرس را از خود دور کنیم و از بدنمان به خوبی محافظت کنیم…

از نتایج مهم این مرحله، متزلزل شدن شخصیتی است که تا الان با آن زندگی می‌کرده ایم. تا موقعی که تسلیم روح خود نشویم، سعی می‌کنیم طبق شرایط قبلی، به شخصیت و ایگوی قبلی و شرایط ذهنی قبلی برگردیم و از خود بالاترمان فرار می‌کنیم.  هرچقدر این مرحله عمیقتر و شدیدتر باشد، نتیجتا انرژی روحی بیشتری در کالبد فیزیکی قرار می‌گیرد.

لیزا رنی

478 – ببخشید تو یه متنی تو سایت درمورد گروه مثبت بود دوتا کلمه بود نمیدونستم یعنی چی یکی غشا تاکیونی بود یکی هم صفحه های تکتونیک

میتونم ازتون بپرسم که دقیقا چی هستن؟

غشای تایکونی یعنی مرز یا دیواره ای متشکل از ذرات تاکیون که سرعتشان بالاتر از سرعت نور است و ویژگی های خاص خودشان را دارند

صفحه های تکتونیک یعنی صفحه های متحرک در پوسته زمین که حرکتشان باعث زلزله میشود. پوسته زمین از همین صفحه های تکتونیک تشکیل شده است که یا به هم نزدیک می‌شوند یا از هم دور میشوند.

479 – میخوام درباره الهه آیسیس شناخت پیدا کنم میشه لطفا توضیح بدین

ایسیس مهمترین الهه در مصر باستان و شاید حتی در جهان است و در مصر هم شاید فقط هاتور است که به اندازه ایسیس مورد توجه بوده است.

ایسیس به شکلی به عنوان اصلی ترین الهه شناخته میشود. ایسیس هم الهه زمین است هم اب و هم هوا. ایسیس زن کامل است، زن کاملی که زاینده حیات و زندگی است. همچنین به عنوان الهه زیرِ زمین شناخته شده است. او همسر اسایریس بوده است. معروف است به مادر خدایان، الهه آسمان، هدیه دهنده‌ی زندگی، ماه درخشان، بانوی خانه زندگی، آنکه می‌داند چطور قلب را درست به کار گیرد، و ستاره درخشان آسمان.

480 – ببخشیدا شاید سوالم نسبت به اطلاعات گروه خیلی سطح پایین باشه دو دل بودم بفرستم گقتم شاید خیلی ضایع باشه همچین سوالی بپرسم ولی دیگه مجبورم دیگه میگم اصلا خود الهه یعنی چی… یه منبع انرژی بوده که این قدرت هارو داشته
قابل دیدن بوده یا مثل خالق فقط میدونیم هست یا واقعا یه شخصی با این قدرتا بوده
یا فرشته بوده فرازمینی بوده چی بوده که این القاب و قدرتهارو داشته که بهش میگفتن الهه؟؟

من فکر میکنم یه منبع انرژی هست که هرکدوم مربوط به کار خاصیه مثل اینکه بگیم خدا یا الهه اب ها و زمین یا هرچی…
این تفکر من هستش… ولی یه جا خوندم مثلا فلان الهه همسر این الهه هست اینجا دیگه برای من گیج کنندس که مگه منابع انرژی همسر دارن؟

الهگان، یا ایزدبانوان، مثل خدایان و ایزدان، موجودات متعالی و متکاملی هستند که از نظر تکامل روحی در سطوح بسیار بالایی قرار دارند. و به همین دلیل میتوانند برای موجودات کمتر تکامل یافته نقش حامی و پشتیبان داشته باشند. انسانهایی در طول تاریخ بشریت توانستند با انها رابطه داشته باشند. و نام و ذکر انها وارد برخی تاریخ ها و متون شد هرچند خیلی اوقات همراه با سوبرداشتها و سوتفاهمهایی. انسانها معمولا هر چیزی را که وارد زبان و سیستم زبانی خودشان میکنند ناچار تغییر میدهند چون مسایلی هست که در دایره لغات و دایره منطق انسانی خیلی نمیگنجد. این به کنار، تحریفات و دستکاریهای نیروهای تاریک هم همیشه بوده است.

نام این خدایان و الهگان وارد متون شد و متون انسانها همه چیز را به شکل انسانی تغییر میدهد. همسر بودن برای انسانها به یک شکل است برای موجودات متکامل در سطح خدایان و الهگان شکل متفاوتی دارد.

انها موجوداتی هستند که به علت رشد روحی بسیار بالا توانایی چنل کردن، انتقال و پردازش انرژی های بسیار سطح بالاتر و ارتعاشات بسیار بالاتر را دارند و از این توانایی ها برای کمک به موجودات دیگر استفاده میکنند.

موجوداتی هستند که در پشتیبانی از سیارات و حتی ستاره ها و سیستمهای خورشیدی نقش دارند. وقتی متکاملترین انسانها در سطوح انرژتیک و روحی با این موجودات روبرو میشوند در سطح خودشان انها را درک میکنند و وقتی درکشان وارد زبان میشود همیشه بخش زیادی از حقیقت فیلتر میشود چون سیستم ارتباطی انسانها توانایی انتقال همه حقیقت را ندارد و محدود است، بسیار محدود. این است که ما انسانها خیلی تجربیاتی داشته ایم و داریم که نمیتوانیم منتقل کنیم و همیشه میگوییم زبان «قاصر» و ناتوان است. در ضمن ذهن هم نقش فیلترینگ خودش را دارد و این موجودات را مثلا به شکل خدایان بسیار قدرتمند و توانمند اما در شکل انسانی یا الهگانی بسیار زیبا و مهربان اما به شکل زنانی که انسان هستند و مانند انسانند درک میکند. در صورتی که این موجودات حتی اگر زمانی تناسخ انسانی هم داشته اند اما محدود به قالب انسانی نیستند.

481 – من متولد۵۲هستم.یادمه قبل ازدبستان مادرم برای مدرسه شناسنامه ی من وداداشم رو دستکاری کرد.احتمالانیمه دومی هستم .توشناسنامه شهریوری.الان مامانم،بابام وکسی نیست که بپرسم من متولدچه ماهی هستم.اگربدونم باخصوصیات خودم بهترآشنامیشم وخیلی چیزهاکه اینجانمیشه گفت.من چجوری بفهمم؟

فکر میکنید مهمه؟ این که شما چه زمانی چه روز و ماه و سالی متولد شدید چندان مهم نیست که شما یا بعضی از انسانها به ان فکر میکنند شما دارای حق انتخاب و اختیار هستید انتخاب کنید که چه میخواهید باشید و چه میخواهید انجام دهید و ذهن خودتانرا درگیر حاشیه نکنید .این که من متولد این روز و ساعت و سال و ماه هستم پس خود بخود این میتوانم باشم و بشوم یعنی باور جبر و رد اختیار

در نهایت باید به ریشه افکار و باورها و احساساتمان بپردازیم. باید خلوت کنیم و خودمان را بشناسیم و زندگی را بشناسیم و بفهمیم. این اصل است. زندگی یکپارچه، زندگی در حقیقت. راستی، صداقت، همزادپنداری با همه موجودات زنده. عشق بی قید و شرط. این اصل است. سایر موارد و فرعیات به شکل طبیعی باید با بالا رفتن ارتعاشات شکل بگیرند یا نگیرند و برای افراد مختلف فرق دارد. اما همزادپنداری و عشق بی قید و شرط و صداقت اصل فراگیر است. شناختن اقتدار و اراده آزاد و استفاده درست از آن، این اصل است.

شما یعنی تایید نمیکنید جایگاه ستاره ها در اسمان تاثیری بر زمین ندارد؟

قبلا راجع به استرولوژی و تاثیراتش صحبت کردیم البته که اثر دارند این در همه مطالب تقریبا گفته شده. چیزی که گفتیم این بود که نباید خیلی درگیر ان شد و نگاه جبری به استرولوژی داشت باید از اراده ازاد استفاده کرد و باید دید که خودمان میخواهیم چه باشیم و چه کار بکنیم. اگر کسی نمیداند متولد چه ماهی است این خیلی اهمیتی ندارد نباید ذهنش مدام درگیر این مساله باشد، همین.

برای شناختن خودمان و روحیات خودمان راه دیگری به جز اینکه متولد چه ماهی هستیم هم هست. پرداختن به خودمان و بینش و بصیرت درونی

482 – در زندگی اطراف، انسان های پاک و زلال رو مشاهده می کنیم که اعتقادات کاملا مذهبی دارند و کاملا به باورها و آداب و رسوم اون مذهب پایبند هستند، آرامش خاصی دارند ، جایگاه اینها در سیکل صعود کجاست؟

جایگاهی در صعود برای کسانی که تحت کنترل ذهن هستند وجود ندارد چه ارامش داشته باشند چه نداشته باشند. چه مهربان باشند چه نباشند. حقیقت، حقیقت محض و خروج کامل از برنامه ماتریکس. همان کسانی که پاک و زلال به نظر میرسند به وقتش مثل مهره توسط همان اعتقادات حرکت داده میشوند و تبدیل میشوند به عوامل اجرای بی رحمانه ترین برنامه ها و تصور میکنند با اعمالشان به خدا نزدیک میشوند. جنگهای مقدس را به راه می اندازند و با ارامش و خلوص حیوانات را قربانی میکنند و با ارامش و خلوص ازادی را از دیگران میگیرند و با ارامش و خلوص اعتقاداتشان را به دیگران تحمیل میکنند

این هم بگویم منظور این نیست که هر کس اعتقاد دینی دارد ادم بدی است، اصلا منظورمان این نیست. اما چون از صعود پرسیدید باید صراحتا میگفتیم تا کسی همه برنامه ها را حذف نکند و انرژی هایش جریان ازاد و طبیعی پیدا نکنند نمیتواند در مسیر صعود قرار بگیرد

483 – این موضوع که در زیر تاسیسات سرن یک پیت بزرگ است که به اپولیون(ابادون) نسبت می دهند درست است؟

اصولا خود سرن و سایر شتاب دهنده ها پایگاه‌های مهمی هستند برای کابال و اینها خیلی عمیقتر و بزرگتر از چیزی هستند که مردم اطلاع دارند. مثلا همه ایمپلنتها از طریق کرمچاله های هایپردایمنشنال یا تونل های ست متصل هستند شبکه هوش مصنوعی که متصل است به RHIC و سرن. اهمیت این شتاب دهنده ها خیلی بیشتر از تحقیقات علمی و ازمایشات است که گفته شده. بنابراین اینها متصل بوده اند به شبکه ناهنجاری در کل منظومه نه فقط نقطه ای در زمین

484 – حذف قراردادهای روحی که زمانی ما بدنیا اومدیم با نیروی تاریکی بستیم قرار می دهید باید به مدت ۲۱روز روزی سه بار خونده بشه ؟

بله

کبرا در کنفرانس پیشین خود با هدف منحل‌سازی و خنثی‌سازی قراردادهای اولیه با نیروهای تاریکی، فرمان/پروتکلی را به اشتراک گذاشته است. پیشنهاد می‌شود که هر روز سه مرتبه با صدای بلند و برای مدت سه هفته بیان شود.

پروتکل/فرمان حذف قراردادهای اولیه

« به نام حضور “من هستم”، به نام روح خویش، به نام منبع، به نام تمام نیروهای نور، همه قراردادها و توافقات اولیه با نیروهای تاریکی را باطل و لغو می‌کنم.

همه این قراردادهای اولیه من با نیروهای تاریکی هم اکنون باطل، لغو و بی‌اثر هستند.

همه پیامدهای این قراردادها در گذشته، حال و آینده اکنون باطل و بی‌اثر هستند.

این گونه باشد و این گونه است،

من هستم»

#لغو_قرارداد

485 – چرا ما موقع دنیا اومدن با اونا قرار داد بستیم ؟ مگه اونا در تولد ما و آفرینش ما نقش داشتن چرا خداوند اجازه داده؟

نوعی تحمیل است که با عدم اگاهی ارواح ممکن میشود، وقتی روحی مقتدر و اگاه نباشد به سادگی زیر بار میرود. مگر در همین زندگی فیزیکی انسانها زیر بار خیلی مسایل نمیروند به دلیل عدم اگاهی؟ قرارداد کارما هم یکی از این قراردادها است. فلان کار را کردی پس الان باید این طور زندگی کنی. فلان کار را نکردی این گناه داشته پس باید اینطور زندگی کنی.

قراردادها در تار و پود زندگی انسانها هستند خیلی خیلی بیشتر از چیزی که انسانها بتوانند تصورش را بکنند.

مگر همین واکسن نوعی قرارداد نیست که انسانها میپذیرند؟ چه تعداد از انسانها انقدر هوشیار و مقتدر بودند که مقاومت کنند در برابر فشار خرد کننده رسانه و دولتها و اطرافیان؟

خلقت و سازو کار کیهان به این شکل نیست که دستی در همه امور دخالت و کنترل داشته باشد.
به دلیل اراده آزاد، موجوداتی از مسیر اصلی تکامل دور شدند و دست به سلطه گری و کنترل در سیارات مختلف زدند و ارواح را گرفتار کردند به هدف کسب منفعت.
اگر قرار بود خدایی در همه امور دخالت کند، جنگهای روی زمین و کشتارها و نسل‌کشیها و همه اتفاقات بد هم نباید روی میداد.

به نظرم درک این موضوع خیلی ساده هست. تمام بدبختیها و رنجهای بشری را به کارمای زندگیهای گذشته ربط میدهند تا انسان فریب بخورد و همه را به حساب قضا و قدر الهی بگذارد. در صورتیکه که همه این مسائل دروغ و فریبی بیش نیستند تا انسان برده باشد.

ناگفته نماند عده ای دوست دارند این رنجها را به دلیل کارما بدانند و احساس آرامش کنند و در این آرامش کاذب بمانند. حق انتخاب دارند. در شرایط حاضر، انسانهایی که ذات دارند و به روح وصل هستند و شجاعت کافی را برای روبرو شدن با حقایق دارند، بیدار خواهند شد. همه قرار نیست بیدار شوند.
عده ای به صدها یا هزارها بار تناسخ مجدد در سیارات دیگر نیاز دارند تا آگاهی کسب کنند.

486 – ایا انرژی هایی که از لایتورکرها توسط کابال دزدیده میشود درنهایت به انها برگردانده میشود؟ وسوال بعدی اینکه ایا بعد از انتقال بزرگ انسانها باز هم تناسخ میکنند البته اینبار با اجازه ی خودشان و اگر میکنند ایا دچار فراموش زندگی های قبلی اشان میشوند یا خیر منظورم انسانهایی است که از سیاره زمین منتقل میشوند

نهایتا قطعات روح دزدیده شده به همه باز خواهد گشت و همین حالا هم پروتکلهایی برای این کار هست اما روش و اصول مشخصی دارد و در واقع کار همه نیست. بعد از انتقال آنهایی که هنوز در کالبد فیزیکی هستند به سیارات بعدسومی منتقل و با شرایط مناسب ادامه خواهند داد. و آنهایی که در زمین کالبد فیزیکی را ترک کرده‌اند بعد از هیلینگ می‌توانند در سیارات دیگر تناسخ کنند. تناسخ و شکل و زمان و مکانش اجباری نخواهد بود و ارواح انتخاب خواهند داشت. و دسترسی به اطلاعات روحی و آکاشیک میسر خواهد بود.

487 – چرا باید در معابد الهه الهگان پرستش بشن هنوز انسان احتیاج داره کسی رو بپرسته؟ و این نیاز به غیر از خدا هم میتونه باشه ؟
اصلا انسان باید بپرسته ؟ خدا یا الهه یا خدایان یا بت 

ستایش الهه به معنای این نیست که خودمان را نادیده بگیریم یا هیچ بدانیم انطور که ادیان مردسالار ترویج کردند. ستایش الهه ستایش طبیعت، زمین، زیبایی، مادر، انرژی مادرانه، و خویشتن است. ستایش کردن زیبایی و مهربانی و شکوه و عظمت یک اصل روحی است و این ستایش باعث بهتر شدن ما میشود. شما زیبایی را ستایش میکنید به همین دلیل سعی میکنید زیبا باشید زیبا رفتار کنید محل زندگی تان زیبا باشد. طبیعت را ستایش میکنید به خاطر بخشندگی و سخاوتش و هارمونی و زیبایی اش. این همیشه در ذات و روح انسان بوده و همیشه خواهد بود چون در عمق روح و ذات انسان وجود دارد. انسان منبعش را به یاد دارد و ستایشش میکند. قدرت را ستایش میکند. دانش را ستایش میکند. صداقت را ستایش میکند. خدایان و ایزدان نمادها و قله های این ویژگی ها هستند. اما بر خلاف ادیان جعلی تحریف شده توسط ارکانها، این ستایش نباید نادیده گرفتن خود، حقیر دیدن خود، و عجز و ناتوانی باشد. شما زیبایی را و قدرت را و دانش را و هارمونی را ستایش میکنید چون میدانید در وجود خودتان هست و بخشی از ذات خودتان است، ان را میخواهید و میخواهید به ان نزدیک باشید و به ان ویژگی ها خودتان هم برسید. این یعنی احترام به خود گذاشتن. شما پرواز عقاب را ستایش میکنید و انرژی عقاب را درک میکنید و ستایش میکنید، ایا این حقیر کردن خویشتن است ؟

بنابراین وقتی تحریفات آرکانی کنار بروند میتوانیم به اصل روح و ذات الهی خودمان برگردیم.

من مادرم را می‌پرستم و مادر آفرینش را می‌پرستم چون پرستیدنی است. و چون درون خودم آن را پیدا کرده ام و میدانم از آن هستم از آن جدا نیستم. این با پرستیدن یک موجود خیالی خشن انتقام گیر لجوج حسود که ارتباطی به طبیعت روحم ندارد خیلی فرق دارد. این روح من است.

پس در واقع روح هر چیز مثبتی رو ستایش میکنیم در نماد یک الهه یا ایزد
برای اینکه این تکثر در زیبایی در وجود و یا نمادی جمع بشه و انرژی متمرکز باشه درسته ؟

بله، در واقع اینها نماد شکوه، تکامل، زیبایی، قدرت، خرد، و دانش هستند اما صرفا نماد نیستند، موجوداتی هستند که بسیار تکامل یافته هستند و از ما می‌خواهند همه این ویژگیها را در خودمان بیدار کنیم. بنابراین یک جنبه از همه این ستایش کردن، ستایش کردن ذات الهی درونی خودمان است. احترام گذاشتن به خویشتن خودمان است

این نکته را هم نیاز میبینم بگویم وقتی میگوییم ادیان مردسالار این حقیقت را تحریف کردند، منظورمان این نیست انرژی‌های مردانه مشکلی دارد، یا بد است، به هیچ وجه، اما ادیان و مذاهب مردسالار مثل کاتولیسیزم انرژی زنانه را به شدت سرکوب کردند و انرژی مردانه در خلا و نبود انرژی زنانه از تعادل خارج میشود و این به نظامی گری، جنگها و تنشها می انجامد. بنابراین درک این نکته که چرا سرکوب انرژی زنانه انقدر برای کابال اهمیت داشت باید ساده شود. کابال همیشه میخواست جنگها باشند و انرژی ترس و جنگ و اشفتگی باشد، و برای ساختن سیاستمداران جنگ طلب و افسران و سربازانی که همزادپنداری نداشته باشند و راحت ماشه را بکشند نیاز بود انرژی زنانه در وجود همه ما چه مرد و چه زن سرکوب شود

شاید اصلی ترین عامل سرکوب انرژی زنانه در تاریخ معاصر در سراسر جهان کاتولیکهای منفی و یسوعیان و عوامل نفوذیشان بودند که تحت کنترل مستقیم اشرافیت سیاه و خاندان های ارکان بودند

هم انرژی زنانه به انرژی مردانه نیاز دارد تا در تعادل و هارمونی باشد و هم انرژی مردانه به انرژی زنانه نیاز دارد تا در تعادل و هماهنگی باشد. راه دیگری نیست باید در وجود تک تک ما چه زن باشیم چه مرد این انرژیها به تعادل برسند. این در حقیقت کلید و یکی از اصول اساسی صعود هم هست. کسی که انرژی هایش به تعادل نرسیده نمیتواند در مسیر صعود قرار بگیرد

488 – پس چرا بشر که قبلا این کار انجام میداد نهی شد و دعوت به یکتا پرستی شد ؟
نه اینکه بگم یکتا پرستی بده یا خوب شاید منظور این بوده که انسان بی واسطه به خود منبع متصل بشه
نمیدونم اما در گذشته انسانها بیشتر با طبیعت عجین بودن و ازش استفاده میکردن چه قدرت چه زیبایی
و غیره فلسفه یکتا پرستی چیه ؟ که خب زرتشتیانم بهش معتقد بودن

به این دلیل که اجازه ندادند خدا را درون خودمان پیدا کنیم. این خدایی که برایمان ساختند ان خدایی نبود که درون خودمان بود و باید میدیدیم. خدای تجویزی و حکومتی مثل هر چیز دیگری که تجویزی و حکومتی و دولتی شد. برنامه شد و قانون شد بی انکه طبیعت و حقیقتی پشتش باشد. انچه مسیح  و امثالشان به انسانها گفتند چیزی نبود که پس از مرگشان کشیشان و روحانیون نوشتند و قانون کردند

489 – فرزندان یا گروه های خونی اشرافیت سیاه هم حامل روح و انرژی آرکانی هستند؟ یعنی خودشون میدونند چی هستند؟

دوست عزیز برخی از این خاندان های اشرافیت سیاه اصولا همان ارکانها هستند در سطح فیزیکی و در لباس انسان مثلا خاندان ماکسیموس

البته که خودشان میدانند چه و که هستند

فکر میکنید چه کسانی صاحب بانکهای مرکزی جهان و بانک مرکزی همه بانکهای مرکزی یا بانک بی ای اس هستند؟ چه کسانی جنگها را مهندسی میکنند چه کسانی نگذاشتند قاره ای با عظمت و ثروت افریقا رنگ اسایش و رفاه و پیشرفت را ببیند؟ چه کسانی در طول تاریخ حتی قرون وسطاو قبل از ان بیماری ها و ویروسها را ساختند طاعونها و همه گیری ها و غیره و غیره

490 – کسایی بودن که بعدنها متوجه شدن تمام دریافتیاشون در مدیتیشنا نوریان نبوده همین ارکان و موجود غیر ارگانیک ها بودن داشتیم مورد بعد ده سال مدیتیشن بااینکه حفاظم میکشیده درکل سوال من اینه بااین حجم از اگاهی ما باید چکار کنیم تحت کنترل نباشیم؟؟؟؟؟؟؟این سوال من خیلی عمقی هست
در هرصورت هرمدله که بهش فکر میکنم میبینم ما تحت کنترلیم پس نیروی برتر و صد مدل کتاب خودشناسی چی میگن؟

انرژی شما هر چه باشد مشابهش را جذب میکند. ارکانها در چنلینگها دست بردند، در ارتباطات دست بردند، به شکل نیروهای نور و خود فرمانده اشتار با افرادی رابطه گرفتند، خود الیستر کراولی چله نشینی کرد و با موجودی به نام ایواس رابطه گرفت که از دلش شیطان پرستی بیرون امد. به قول انگلیسیها

Like attracts like

برخی ها فراموش میکنند اصل موضوع پاکسازی و نور درون است. میخواهند ان را دور بزنند چون به معنویت هم نگاهی سطح پایین و الوده دارند‌. ان انرژی و ارتعاش چه چیزی را جذب میکند؟ نیروهای نور را؟ خیر، انچه از جنس خودش است.

هوشیار باشید، و فراموش نکنید زمین در شرایط جنگ است. اصل پیدا کردن نور و هدایت درون است. در پرتو نور باشید تا تاریکی نتواند نفوذ کند. برای اهداف خودخواهانه چله نشینی نکنید و مناسکی انجام ندهید و مدیتیشن هم نکنید. عشق بی قید و شرط را در وجودتان بیدار کنید. این یک جمله است نیازی به صدها کتاب و استاد ندارد

491 – ایا لوسیفریان هم جز اتحاد بیگانگان منفی هستن؟ و اینکه شورش لوسیفریان هم سو با همین اتحاد بود

سلام بله. لوسیفریانیزم همان نور کاذب است بر اساس معکوس کردن انرژی مردانه، و ساتانیزم پرستش تاریکی به عنوان یک اصل است همان انرژی زنانه معکوس

492 – با این توضیح، یعنی مثلا ژزوئیت ها ساتانی هستند و کلیسای شیطان آنتون لاوی لوسیفری؟ این تفکیک درست است؟

افراد خیلی قابل تفکیک نیستند اما دستورکارها و روشها چرا. انرژی لوسیفریانیزم بیشتر همخوان است با برداشتهای اشتباه اهریمنی درباره ازادی، ازاد دانستن هر چیزی و ارتکاب هر جنایتی به نام ازادی و نامش را نور و روشنی و روشنفکری گذاشتن، اما انرژی ساتانیستها خدمت به تاریکی به عنوان یک اصل است. چپها و جزیی‌تر دموکراتکها بیشتر از انرژی لوسیفریانیزم و نور کاذب تغذیه میشوند و راستها و افراطیهای راست یا جزیی‌تر جمهوریخواهان (منظور افراد فاسد و اعضای کابال در این جریانات سیاسی) از ساتانیزم

فکر میکنم تفکیک شما تا حدودی درست است

493  – همه ما می دونیم خلقت بر اساس دوقطبی بودن وتضاده..مثل شب وروز مثل گرم و سرد مثل نور وتاریکی وآنچه که مشخصه نمیتوان هیچکدام را رد کرد یکی در تاریکی بهترینه یکی درنور ومطمئما اساس خلقت همینه.بازندگان اصلی برزخیان هستن یعنی خنثی وبدون تغییر خواهند مانده.چیزهایی که گفتم براساس استدلال خودمه.لطفا دراین مورد توضیح دهید

قطبیتها هستند، مثبت و منفی، مردانه و زنانه، مؤنث و‌ مذکر، شب و روز، الکتریسیته و مغناطیس، اما اینکه کسی بگوید «تاریکی به معنای شرارت» هم لازمه افرینش است و باید باشد یا نیاز است، خیر این غلط است چنین چیزی یک فریب است و کنترل ذهن است

امیدوارم چنین باشد. متاسفانه قانع نشدم زیرا هیچ چیزی بی پایه واساس آینقدر دوام نداره نیروهای تاریکی هزاران ساله نور رو حبس کرده اند پس باید بریک پایه ای استوار باشه..لطفا اگه میشه با دلیل بیشتری توضیح دهید

یعنی شما تصور میکنید باید شرارت و رنج باشد و عنصر اساسی خلقت است؟ اگر چنین فکری دارید بیشتر فکر کنید

حقیقتا وقت ان را نداریم که چنین موضوعاتی را شرح بدهیم یا تلاش کنیم شما را درباره چنین مسایلی قانع و متقاعد کنیم، این مساله را برای خودتان روشن کنید، افکارتان را شفاف کنید و خوب فکر کنید.

من دنبال جواب میگردم واقعا جواب این سئوال برایم مهمه این که جنگ بین نور و تاریکیه اساس وحدانیت رو زیر سئوال میبره
شعار تمام لایتورکرها اینه که جوهره اصلی تمام مخلوقات یک چیزه وباید به اون جوهره عشق ورزید آیا ما به خدایی دیگر در جبهه ای دیگر درجنگیم  آیا اساس رسیدن به سر منشا اصلی برای جبهه تاریکی خباثت بی نهایته همچنان که برای جبهه نور عشق بی نهایته؟….من از دوستان دیگر خواهش میکنم به من پاسخ بدهند به هر حال مسئله ای توی ذهنم شکل گرفته منتظر جوابش هستم ببخش آدمین عزیز من سئوالمو به صورتی دیگر پرسیدم اهر وقت وقت داشتین لطفا پاس بدهید لطفا ضمنا من هرگز درجبهه تاریکی نخواهم بود زیرا چندین ساله شمع وجودم روشن شده

موجوداتی بودند که تصمیم گرفتند بر اساس برنامه خلقت و برنامه روح عمل نکنند. ناهنجاری اولیه را پیدا کردند یا همان ناهنجاری کوانتومی را و با ان وارد تعامل شدند، و برخورد اراده ازاد منفی با ناهنجاری اولیه تاریکی و شرارت را خلق کرد. این خواسته منبع نبود اما اتفاق افتاد. انها یک شبکه بزرگ انگلی ساختند و سیارات بی شماری را تحت سلطه خودشان گرفتند. میلیونها سال و حتی خیلی بیشتر از اینها جنگهای کهکشانی و فراکهکشانی رخ داد. از گهواره لیرا تا سایر نقاط کهکشان ما، ارکانها و کمیرا هر سیاره ای را که تحت سلطه گرفتند توسط بمب‌های کوارکی گروگان گرفتند. وضعیت زمین یک وضعیت عادی نبوده و برنامه افرینش هم نبوده است. این کلیدی ترین بخش بیداری است. ما نمی گوییم شما به خاطر سوالتان در جبهه تاریکی هستید اما زمانی که بیدارتر شوید درخواهید یافت که وضع زمین عادی نیست. چون با حقیقت و نور درون خودتان هیچ تطابقی ندارد.

اگر درون شما و در دل و قلب و ذات الهی شما جنایت هست، دروغ هست، جنگ هست، عذاب دادن دیگران هست، قاچاق انسان و کودکان هست، انسان خواری هست، هزاران سال کشتن و غارت کردن و دروغ گفتن هست، هزاران هزار سال سرکوب اگاهی هست، اگر اینها را درونا میتوانید بپذیرید و با قلب الهی تان هماهنگ است، پس اینها عنصر اساسی خلقت است و باید باشد

ببخشید این قسمت صبحبتتون که فرمودید( وضعیت زمین یک وضعیت عادی نبوده و برنامه آفرینش هم نبوده) منظورتون چی هست؟

یعنی خواسته افرینش و برنامه افرینش نبوده که انسانها در این وضع باشند.

نه برای قلب الهی جبهه نور هماهنگ نیست اما برای قلب شیطانی جبهه تاریکی هماهنگه…..
به هرحال ممنون از صبوریتون توی پاسختون چندین سئوال برایم شکل گرفت ترجیحا سکوت میکنم درعشق ونور باشین

من هم گفتم در دل و قلب و ذات الهی شما، انگلِ تاریکی قلبی ندارد جای ان یک حفره است. من از چشم روح به جهان نگاه میکنم. تاریکی از چشم روح به جهان نگاه نمیکند چون انگل روحی ندارد. ویروس روحی ندارد، نباید میبود ولی هست. اینکه خیلی ها برنامه شده اند تصور کنند هر چیزی که هست حتما باید باشد به علت اشفتگی ذهنی و یا عدم اقتدار روحی است

خیلی از پشه ها و مگس ها امتداد همان شبکه ارکانی در سطح فیزیکی هستند برای انتقال بیماریها، حالا برخی مدام فلسفه بافی کنند که نه مگس ها و پشه ها هم خلقت خداوند هستند حتما باید باشند. همانطور که گفتم افرادی که به اقتدار برسند دیدگاهشان و رویکردشان متفاوت خواهد بود

ذهنتون نیاز به زمان داره، همه چیز حل خواهد شد. سالها برنامه دهی یک شبه حل نمیشه

دوستانی که وجود تاریکی را برای خلقت لازم می‌بینند بدانند که تاریکی یعنی شر، ارتباطی با نیروی های قطبی خلقت و آفرینش ندارد. شر و تاریکی یک انحراف است که باید حذف شود.
برخی به یین و یانگ استناد می کنند و می گویند که طبق آن، تاریکی و نور، دو وجه لازم هستند و بنابراین وجود شر هم لازمه تکامل است.
اما حقیقت این است که نماد یین و یانگ صرفا نشان‌دهنده دو نیروی قطبی الهی مونث و مذکر است نه تاریکی و نور.
وجود رنج و عذاب و شر برای تکامل و پیشرفت خلقت مضر است.

دوستان دقت داشته باشند ما قبلا در مورد اشتباهاتی که ناخواسته در خلقت پیش امده توضیحاتی داده بودیم و کاملا طبیعی هم بوده وجود انرا برای بوجود اوردن ادیان و برنامه های کنترل به طریقی عادی جلوه دهند .گره های ذهنی را با باورهای گذشته نمیشود باز کرد اول باید حقیقت را متوجه شوید باورهای نوین داشته باشید و با افکار حقیقی به سراغ باز کردن گره های ذهنیتان بروید .

494 – هدفی که پشت سیاست فقر و عدم رفاه و اسایش آفریقا بود چه هست؟

استثمار کامل همه منابع، اما در مناطق دیگر دراکوها کنترل مدیریت را به دست داشتند و مشکلی با توسعه نسبی نداشتند، در افریقا رپتیلینها مدیریت را به دست داشتند و اجازه هیچ توسعه ای نمی دادند. دو گونه غیرانسان با دو روش متفاوت گرچه هر دو خزنده و هر دو تحت سلطه ارکانها و کیمرا

495 – ما چگونه به یقین برسیم رشد این همه پیجهای بیداری جز برنامه جدید برای نظم نوین جهانی نیست؟
البته من شخصا دراین مسیر به یک سری تواناییهای خودم پی بردم اما بازهم بدبینم به فریب وهیپنوتیزم جدید دولت پنهان
آیا ما دوچار نوعی دیگر از هیپنوتیزم نشدیم آیا اطلاعات شهودی ما بمباران اطلاعاتی دی ان ی ماها از سوی آنها نیست؟
آیا اکنون با گرفتن یک سری اطلاعات متافیزیکی خود بازهم دوچار نیرنگی جدید نمی شویم؟

سلام دوست گرامی ، خب شما قبلا هم همین مساله رو تا جایی که یادمه واگر اشتباه نکنم مطرح کردید. حقیقت اینه که بسیاری از انهایی که تحت عنوان بیداری هستند و فعالیت میکنند چیزی نیستند که ادعا میکنند. بنابراین توقع نداشته باشید بگوییم خیر، هر گروهی و پیجی نام بیداری و نور را یدک میکشد مستقل است و راستگو است. در مورد خودمان هم این کار شما است. همان چیزی که بارها و بارها گفتیم، تحقیق کنید، مطالعه کنید، جستجو کنید، با هدایت درونی خودتان ارتباط محکم و قوی بگیرید و ببینید در نهایت چه تصمیمی میتوانید بگیرید. ما معجزه ای نداریم که نشان بدهیم و همه را متقاعد کنیم که حقیقت را میگوییم و اصولا چنین انتظاری هم نداشتیم که شما هر چه گفتیم را دربست بپذیرید‌. از زمانی که این گروه به راه افتاد صادقانه گفتیم سوالات را ««در حد توان و دانش خودمان»» پاسخ میدهیم چیزی که میدانیم حقیقت دارد را میگوییم و انقدر مسئولیت پذیر هستیم که اگر چیزی را مطمئن نباشیم نگوییم و با قطعیت اعلام نکنیم. جز این من چه میتوانم به شما بگویم؟ باید خودتان برسید به نقطه ای که اطمینان پیدا کنید

در ضمن یک راهنمایی هم بکنم کارتان شاید راحتتر شود، ببینید چه کسانی درباره دستورکارهای نظم نوین جهانی یا حمایت کردند یا سکوت ؟ چه کسانی نسبت به اسیب جدی واکسیناسیون و نمایش جعلی پندمیک سکوت کردند؟ چه کسانی گفتند ویروس را خدا فرستاده؟ چه کسانی گفتند کارما است؟ چه کسانی هیچ وقت به ترنس اومانیسم اشاره ای نکردند و دستورکار اهریمنی پشتش را حمایت میکنند؟ چه کسانی صحبتهای مولد تفرقه دارند؟ خب اینها همه نشانه های واضحی هستند فقط هوشیار باشید، چه کسانی دستورکارهای فوروم اقتصادی را تبلیغ میکنند؟ و چه کسانی اهداف اهریمنی پشتشان را فاش کردند؟ ما راجب امثال کلاوس شواب چه گفتیم؟ راجب فائوچی چه گفتیم؟ راجب مارکسیسم فرهنگی چه گفتیم؟ راجب مهاجرت اجباری و جنگهای مصنوعی چه گفتیم؟ راجع به گلوبالیسم هشتگ #گلوبالیسم را در کانال بزنید ببینید چند پست درباره افشاگری برنامه های گلوبالیستها داشته ایم؟ واقعا اگر کسی فقط بداند که ما چه میگوییم و درک کند حرفهای ما را نباید لحظه ای مشکل داشته باشد در درک اصل هدف و اهداف ما. تشخیص اینها کار خود مخاطبان است لطفا خوب و دقیق بخوانید و توجه کنید

496 – سلام و ادب خدمت همه دوستان. گابریل امورث اسقفی که معروف شده بود به جن گیر واتیکان از یوگا به عنوان ابزار تسخیر شیطانی نام برده بود؟ ایا این یک دیس اینفوی برنامه ریزی شده بود؟ یا اصولا یوگا چه مخاطرات بالقوه ای می تونه ذاشته باشه؟( با ابن توضیح که اطلاع داریم واتیکان چه جایی است و چه رازهای تاریکی در خود دارد)

سلام دوست گرامی، یوگا ابزار تسخیر نیست یک ورزش، نرمش و شیوه و سبک است برای رسیدن به سلامتی و ارامش و مکاتب مختلفی دارد. تسخیر انسانها توسط موجودات منفی به دلیل ضعف ها و گرفتگیها و آسیب های احساسی و به خصوص ضعف روحی و قطع اتصال با روح رخ میدهد و درجات بسیار مختلفی دارد. در یک سطح محدودی ذهن اکثر انسانها در واقع تحت نفوذ یا به عبارتی تسخیر است، و این خودش را در باورها و افکار منفی نشان می‌دهد. اما درجات دیگری هم هستند و در مواردی تسخیر می‌تواند بسیار شدید و عمیقتر باشد.

احساسات منفی شدید مثل خشم بسیار زیاد و افسارگسیخته به علت نوع و سطح ارتعاشاتی که ایجاد میکند باعث بسته شدن قلب میشود و تسخیر را ممکن میکند

پس این یک نوع عملیات روانی بوده برای تاثیرگذاری بر جمعیت عظیم کاتولیک ها از زبان یک (( متخصص ضدتسخیر)) که سراغ تکنیک های مراقبه شخصی نروند؟ درسته؟

من راستش این صحبت این فرد رو نشنیدم و اطلاع ندارم چه قصدی واقعا پشتش هست اما در هر صورت واتیکان و کاتولیسیزم هست و جای تعجبی نداره که اطلاعات غلط منتشر کنند. اینها ضدیت شدیدی دارند با اینکه مردم و انسانها حتی در حد و سطح محدود ارامش شخصی خودشان بتوانند بر ذهن و جسم و روحشان کنترل داشته باشند و بدون اینکه تحت سلطه روحانیون و کشیشان باشند اتحاد و جمعیتی تشکیل بدهند و معنویت رو مستقل از کلیسا و واتیکان دنبال کنند این کاری است که همه ادیان رسمی و سازمانی در جهان انجام میدهند و خب کاتولیسیزم در این مورد یکی از خشنترین ها و بدنام ترینها است به نوعی. حزب کمونیست چین هم همینطور با مدیتیشنهای جمعی و مثلا مکتب فالون گونگ به شدت مبارزه کردند و سرکوب میکنند چون کمونیسم کلا هر نوع معنویتی را و هرنوع توجه به معنویت و روح را سرکوب میکند شدیدا. اینها به یک شکل انها به یک شکل جوامع اسلامی هم به شکل دیگری.

فکر میکنم کاتولیکها و یسوعیان قبل از انکه به یوگا حمله کنند بهتر است اول راجع به کودکانی که وارد واتیکان شدند و هیچ وقت خارج نشدند، و استخوانهایی که پیدا شد، و موارد بی شمار پدوفیلی و جنایت های فراوانی که داشته اند به انسانها و بشریت توضیح بدهند. بعد که این حقایق روشن شد به یوگا و ورزشهای مثل یوگا حمله کنند. دهها و صدها هزار نفر در جهان یوگا را یا دنبال میکنند یا دنبال کرده اند کجا کی چه کسی گفته یوگا روشی برای تسخیر بوده است؟ واقعا حرف عجیب و غریبی زده این فرد.

این درباره یوگا، درباره مدیتیشن هم، یعنی به کارگیری توان فکر و نیروی فکر و قدرت فکر و انرژی قلب اصلا راه تکامل هر نژادی است. راهی جز این نیست، هیچ نژاد متکاملی از نظر روحی نیست که نتواند از نیروی متمرکز فکر استفاده کند یا متوجه اهمیتش نشده باشد این الفبای رشد و تکامل است. مثل این است که به کودکی که در حال رشد کردن است بگوییم نباید روی پایت بایستی راه بروی و بدوی دویدن کار اشتباهی است. تا وقتی یک فرد، یا یک نژاد، نتواند انرژی را بشناسد، و نتواند از انرژی استفاده درست کند، و نتواند قصد را بشناسد و از ان درست استفاده کند و نتواند فکر و نیروی عظیم فکر را بشناسد و از ان درست استفاده کند رشدی نخواهد داشت، و در حدی خواهد ماند که تحت تاثیر این کشیشهای جعلی فاسد باشد

497 – فیلم ((exorcism of God)) به طرز جالبی تاییدی بر تسخیر شیطانی خود واتیکان است. به عنوان یک اعترافنامه فیلم مهم و قابل تاملی است

ندیدم متاسفانه، ولی خب واقعا واتیکان تکلیفش مشخص است خیلی از قدیسانی که معرفی کردند به جهان و خیریه هایشان از جمله خیریه مادر ترزا بعدا مشخص شد به کجا وصل است و چکار میکند، افراد بیدار یادشان نرفته که خیریه مادر ترزا در قاچاق کودکان نقش داشت

498 – کرایون توی چنل ها کرونا رو یک گام به عقب گفته و بارها توی چنل ها این پندمی رو طبیعی قلمداد کرده ، نمیدونم کرایون در مورد هر چیزی نظر داده چرا در مورد واکسیناسیون کرونا سکوت کرده ؟ !!!!!

کرایون برای سرگرم کردن بخشی از جمعیت که به یک استانه معین رسیدن هست. حوضچه های مختلفی ساختن برای معطل کردن جمعیتی که دنبال اگاهی هستن از زمین تخت بگیرید تا کرایون و امثال کرایون. تا وقتی منبعی حقایق عمیق درباره دستورکار بیگانگان منفی، قرنطینه زمین، تناسخ اجباری، و عمیق ترین برنامه های کنترل ذهن و دستورکار های کابال و گلوبالیسم و نظم نوین جهانی رو خیلی واضح و شفاف نگه و شرح نده بیشتر یکجور حوضچه است که ساخته شده برای متوقف کردن بیداری در یک نقطه و منحرف کردن موج بیداری

499 – درکتاب شیاطین و فرشتگان ، نوشته دن براون .ترجمه نوشین ریشهری، صفحه ۳۴ ، سطرهای دوم و سوم.
زمانیکه شخصی به عنوان تایید ، انگشتانش رو به صورت 👍به شخصیت اصلی داستان که نماد شناس و باستان شناس بوده نشون میده،
باستان شناس از دیدن این نماد 👍دچار اکراه میشه و میگه، آیا نمیدونند که نشون دادن انگشتها به این شکل👍،
(( یه علامت و نماد کهن و نشان دهنده آلت ذکور و نیروی مردانه هست ))؟ حالا آیا شما نظر نویسنده رمان درباره کاربرد اصلی و واقعی این نماد 👍رو تایید میکنید.؟؟ تا همین چند سال پیش تو جامعه ایرانی و قبل از گسترش فضای مجازی و استفاده خیلی زیاد از این علامت و تغییر کاربرد اون به عنوان تایید یا موافقت، استفاده از نماد 👍 با انگشتان دست ، دقیقا همون معنی بد و توهین آمیزی رو داشت که نویسنده به عنوان یه نماد قدیمی یادآوری کرده، حالا اصلا لزومی داره به مفاهیم این شکلی، حساس باشیم.؟؟ چون خودم خصوصا تو این گروه اصلا از این ایموجی 👍استفاده نکردم.
یا امکان داره نیروهای منفی برای مسخره کردن مردم این نماد رو با معنی ساختگی جدید رواج داده باشن،

دوست عزیز این نماد در جهان معنای منفی ندارد، و انرژی مثبتی به معنای همراهی و تایید منتقل میکند. اما اگر طبق گفته این متن حتی در ریشه و اصلش به معنای انرژی مردانه باشد هم باز چیز منفی نیست. انسانها در نهایت باید بدانند که نه انرژی زنانه و بدن و ارگانهای جنسی زن و نه انرژی مردانه و ارگانهای جنسی مرد زشت هستند، هیچ کدام زشت نیستند و در واقع نگاهی که به انسانها تزریق شده بخشی از برنامه دهی تاریکی بوده است. متاسفانه به قدری این برنامه دهی شدید بود که اینها تبدیل شدند به لفظ رکیک و فحش ، در صورتی که بدن انسان باید توسط انسان به چشم یک معبد الهی و جایگاه روح شناخته شود. انرژی جنسی هم همینطور

500 – بفرمایید نظرتون راجع به توضیحات متعددی که راجع به فرشتگان اسامی آن ها و طیف نورهایی که متعلق به اوناس چیه بعنوان مثال میگن نور بنفش متعلق به فرشته میکاییله

بله خب تا حدودی حقیقت دارد خانواده های روحی ارتعاشات مشابه و نزدیکی دارند. فرشته ها ی ارک خب در حقیقت همه هم خانواده هستند. و اشعه ها و نورهایی مثل ابی، بنفش، صورتی، و طلایی و طیفهای مختلف این رنگها گاهی مرتبط دانسته میشود به این اگاهی ها. البته این اگاهی ها خیلی بیشتر از چیزی هستند که عموم مردم به عنوان «فرشته» میشناسند. انها حامی خلقت و افرینش هستند در مناطق وسیعی از جهان و کیهان از خلقت پشتیبانی میکنند.

501 – خطوط نازاکا رو هم لطف می کنید اگر توضیحی دارید که مربوط به چه کسانی است. در پرو

انجا مومیایی های متعددی پیدا شد که متعلق به انسانها نبودند. شواهد بسیار زیادی از حضور فرازمینیان و نژادهای غیر انسان انجا پیدا شده است. و شباهتهای بسیاری بین معماری، هنر، و نمادهای باستانی پرو و مصر وجود دارد انقدر که میتوان نتیجه گرفت گروههای مشابهی هم در مصر و هم در پرو فعالیت داشته اند. به وبسایت Gaia.com مراجعه کنید فکر میکنم مطالب و ویدیوهایی درباره تحقیقات مستقل در این باره دارند که جالب هستند

502 – در ادبیات رمزی عرفانی از (( مصر)) تعبیر به مغرب وجود می شه جایی که خورشید غروب می کنه. در برابر مشرق وجود که مطلع الانوار است. داستان یوسف و تبعیدش به مصر و بازگشت به کنعان هم به نوعی رمزی از همین ماحرا در خودش داره. حتی در تطبیق بین درون و بیرون هم این نقل است که مصر موضع امحا و احشا در حفره شکمی است در برابر مثلا تاج یا همان جایگاه غده صنوبری

خب فکر میکنم این فقط یک تعبیر میتواند باشد، با توجه به اینکه در حقیقت در برخی مقاطع مصر باستان تمدنی بسیار پیشرفته و متعالی و جلوتر از سایر مناطق داشت و فناوری معابدی مثل معبد خم برای مثال با اینکه دزدیده شد توسط برخی مردم دیگر اما درک نشد و چون درک نشد فایده ای برایشان نداشت یعنی نتوانستند به ادراک و بصیرت مصریان برسند. انها در علوم سری و باطنی بالاترین بودند و شاید فقط باید به گذشته خیلی دورتر و اتلانتیس بازگردیم تا تمدنی پیدا کنیم که در سطح مصر باستان یا بالاتر از ان باشد از این جهت. و اگر بخواهیم این حقایق را در نظر بگیریم خب باید تعبیر متفاوتی برای مصر استفاده کرد و شاید مصر به شکل استعاری در جایگاه اجنا یا تاج قرار بگیرد. انها کسانی بودند که با سیریوس ارتباط فعال داشتند سیریوس ستاره و سیستم ستاره ای که پرتال اصلی خورشید مرکزی در این بخش از کهکشان است

503 – در رابطه با آلیستر کراولی توضیحی می دهید ؟

آلیستر کراولی یک مهره مهم در همکاری با دستورکار بیگانگان منفی بود، همکاری ای که از تماس با یک بیگانه خاکستری در قاهره مصر در سال ۱۹۰۴ شروع شد.
یک خزنده در کالبد یک بیگانه خاکستری بنام آیواس، کدهای کتاب قانون را به او منتقل کرد که این کتاب در واقع متن مقدس اصلی Thelema می باشد، و گفته های مستقیم این موجود است که توسط او نوشته شده اند. همسر آلیستر کراولی، رز ادیس کراولی و همچنین خود این موجودات هم گفته می شود که عباراتی را در نسخه دستنویس کتاب نوشته اند. این تماس با یک سری ارتباطات و تعاملات با دستورکار بیگانگان منفی که در تمام طول عمر کراولی ادامه داشتند آغاز شد، تعاملاتی که به هدف تجلی مادی نیروهای شیطانی برنامه خورشید سیاه و تحت ظاهرسازی و معرفی کردن خود به عنوان 《فرشتگان مقدس محافظ》 انجام می شد. آنها با کراولی همکاری کردند و او را به محل نقاط کلیدی ورتکس های قدرت زمین فرستادند تا پرتال های بسته را باز کرده و به سلطه مردسالارانه و دزدی شبکه های قدرت زمین کمک کند. این مسئله به دستورکار بیگانگان منفی اجازه می داد تا یک فرم دیگری از ورود و دسترسی به زمین را از طریق شبکه های جادوی سیاه توسط توافق و همکاری با یک کالبد انسانی، بنام آلیستر کراولی انجام دهند.
این شبکه های جادوی سیاه بنام شبکه های توس یا شبکه ققنوس شناخته می شوند.
آلیستر کراولی در واقع کسی بود که به خطوط زمان نرم افزار آرماگدون خدمت کرد و توسط بیگانگان برای اعمال کهن الگوهای جادوی سیاه برای نیروهای شیطانی، مورد نفوذ و کنترل قرار گرفت  که به هدف گسترش مناسک شیطانی بود. کهن الگوی کراولی، مترادف با جادوی سیاه است، به سبب اینکه ایگوی منفی زیاد و برنامه بیچارگی جنسی از تناسخ قبلی او به عنوان یک لرد معبدی سولار در آتلانتیس گرفته شده است. به او راه آموختن تونل های تایفون داده شد، که در واقع مسیرهای معکوس سفیروث هستند، یا درخت سیاه زندگی.
گروههای مربوط به دستورکار بیگانگان منفی، علاقمند به کنترل کامل خاورمیانه هستند و از این ناحیه برای تجاوز اصلی این دستورکارجهت نفوذ به کراولی و تبدیلش به برده، به هدف فعال کردن کد خلقت بازسازی شده، بافومت و خطوط تغذیه آن و اتصالش با خیلی از لایه های ارواح متجاوز انگلی استفاده شد. بر طبق نظر محافظان، کراولی در اواخر عمرش بیشتر منحرف شد، و به شدت افسرده گشت، کسی که در حقیقت یک قاتل کودکان بود و مناسک شیطانی انجام می داد؛ تجاوز و قربانی کودکان و حیوانات در مسیر کسب نامیرایی و  قدرت بر دیگران.

504 – در واقع، کراولی از ابتدا به قصد صعود و عروج روحانی وارد این عرصه شد، اما سر از جای دیگری درآورد که شد آن چه شد، درست متوجه شدم؟

قصد مثبتی نداشت وگرنه وارد این مسیر اهریمنی نمیشد. خیلی ها تصور میکنند مدیتیشن یا چله نشینی یا مثلا فعال کردن چشم سوم لزوما یعنی راه مثبت. رپتیلینهای منفی هم توانایی ذهنی بسیار قدرتمندی دارند اما قصد، انرژی و روح مثبتی ندارند. مدیتیشن یک روش است مثل یک ابزار شما میتوانید استفاده های مختلفی بکنید. اما این ابزار را نخواستند و نمیخواهند در اختیار انسانها قرار بگیرد. هر نژادی که در مسیر تکامل قرار میگیرد باید بتواند از ذهن و انرژی استفاده کند. مدیتیشن ابزار تمرکز دادن به نیروی فکر و قصد است. اما شما چه قصدی دارید؟ قصد و اهدافتان چیست؟ این مهم است

505 – سطوح مختلف رو به طور مختصر چگونه میشه شرح داد منظورم سطوح علی ، ذهنی ،اختری ، اتری و فیزیکی رو چون وقتی از این سطوح صحبت میشه نمیدونم چگونه تجسمشون کنم

اینها ابعاد و دایمنشنهای فرکانسی هستند. سطح اتریک در حقیقت سطحی و قلمرویی از ارتعاشات پایینتر سطح اختری است. سطح اتریک و سطح اختری شباهت بیشتری به سطح فیزیکی دارند اما بسیار منعطف تر و سیال تر هستند و محدوده های کمتری دارند. سطح ذهنی تفاوت بسیار بیشتری دارد.

در سطح ذهنی «حواس» وجود ندارد بلکه یک حس به طور کلی و واحد وجود دارد، یک‌ درک یکپارچه. اما در سطح اختری هم مانند سطح فیزیکی حواسی وجود دارند یعنی کالبد اختری هم حواسی دارد که باید فعالسازی شوند‌. اما در سطح ذهنی یک درک واحد و کامل و یکپارچه وجود دارد. کالبد ذهنی با کالبد اختری و فیزیکی فرق دارد و شکل انسانی هومانوید ندارد بلکه شکلی تخم مرغی و بیضی شکل دارد.

506 – خزریان چه کسانی بودند ؟

تاریخی که به مردم جهان آموزش داده می‌شود، عمدتا تاریخی تحریف شده است. همانطور که آکادمی و دانشگاه در مواردی مانند پزشکی و واکسن صرفا بلندگوی در دست حکومت مخفی بوده، در زمینه تاریخ نیز همین گونه عمل کرده است.

موضوع خزریا موضوعی است که تاریخ عمومی که در مدارس و آکادمی‌ها تدریس می‌شود آن را مسکوت گذاشته، و این سکوت به دلایل روشن صورت گرفته است.

تاریخ الترناتیو به ما می‌گوید که صدها سال پیش، مردمانی مشهور به مردمان سرپنت (مردمان مار) در منطقه بین ساحل شمالی دریای سیاه و ساحل غربی دریای خزر زندگی می‌کردند که برای ملتهای این مناطق و همسایگان خود آزار و مشکلات متعددی ایجاد می‌کردند. مذهب و مسلک آنها شامل قربانی انسان و انجام کارهای شنیع و غیر قابل قبول برای سایر ملل بود. زمانی که ملل همسایه از آنها می‌خواهند که یک دین رسمی برای خود انتخاب کنند و دست از آیین‌های تاریک و اهریمنی خود بردارند، آنها در ظاهر یهودیت را انتخاب می‌کنند، اما باطنا به شیطان‌پرستی و ساتانیزم ادامه می‌دهند، تا آنکه از طرف همسایگان مورد هجوم قرار می‌گیرند، و ظاهرا در سرزمین‌های دیگر پراکنده می‌شوند و شروع به نفوذ در سیستمهای سیاسی مناطق دیگر می‌کنند، تا آنجا که امروزه نوادگان همین ملت را مافیای خزری می‌نامند که در پشت پرده بسیاری از سازمانهای بین‌المللی و حتی بسیاری از کشورها را در کنترل خود دارند.

اما جهت درک تفاوت بین این یهودیان جعلی با یهودیت واقعی، پیشنهاد می‌کنیم این مقدمه کتاب خزران/قبیله سیزدهم را مطالعه کنید:

«در کتاب خزران نوشته آرتور کوستلر، بحث جالبی طرح شده است که به اصل و تبار کسانی که خود را از نسل اسرائیل (یعقوب نبی) و فرزندان او می‌دانند و امروزه با عنوان یهودیان صهیونیست شناخته می‌شوند می‌پردازد. مرور آنچه کوستلر، با بررسی منابع و مستندات تاریخی به آن رسیده در اینجا خالی از لطف نیست و نکات قابل توجهی از آن به دست می‌آید. کوستلر «خود یهودی است و طبعاً بر آن نیست که همکیشان خود را دل آزرده سازد. چیزی که هست حقایق تاریخی که وی در این کتاب گرد آورده به روشنی نشان می‌دهد که تقریباً نه دهم یهودیان اروپا و امریکا از تبار خزرهای ترک می‌باشند و ربطی به اسباط دوازده‌گانه بنی‌اسرائیل و قوم موسی و فلسطین ندارند و تصادفاً همین دسته از یهودیانند که با زمینه‌سازی‌های تبلیغات صهیونیستی به‌ویژه پس از جنگ جهانی دوم از اروپا به فلسطین رفته و اسرائیل را به‌وجود آورده‌اند». به اعتقاد کوستلر «آوارگان یهودی را نمی‌توان ملت یا نژاد خاصی به شمار آورد. تنها چیزی که یهودی را از غیریهودی متمایز می‌سازد مسأله مذهب است. گرچه بسیاری از یهودیان به آداب و احکام مذهبی خویش عامل نیستند ولی این آیین، برخلاف ادیان مسیحی و بودائی و اسلام، در پیروان خود توهمی و احساسی می‌آفریند که خود را از دیگران جدا می‌پندارند. زیرا که عهد عتیق حکایت تاریخ قومی باستانی است و هر یک از ادعیه و مآثورات و مناسک یهودی به منزلۀ اعلام وابستگی به آن قوم است. اعیاد یهودی سرتاسر یادآور ماجراهای واقعی یا افسانه‌آمیزی است که بر آن قوم معین گذشته است: خروج از مصر، عصیان مکابیان، مرگ هامان ستمگر و ویرانی معبد اورشلیم … و بدین‌گونه ذهن یک یهودی همواره با گذشته تاریخی و نژادی هم‌میهنان موجود خود یعنی غیریهودیانی که هم‌اکنون با آن‌ها در یک کشور زندگی می‌کند، جدا می‌افتد». خلاصه اینکه یهودیت «مذهبی است که پیروان خود را به انزوا می‌کشاند و القاء ملیتی کاذب در آنان می‌کند».

اما حرف کلی کوستلر در این کتاب چنین است که در زمانی که بخش وسیعی از جهان در قلمرو قدرت خلفای اسلام قرار داشت و بخش دیگری از آن در سیطرۀ امپراتوری مسیحی بیزانس بود، اتحادیۀ قبایل خزر که در شمال سرزمین ایران و در اطراف دریاچه بزرگی که امروزه به نام این قوم خزر ــ و همچنین به اعتبار کاسی‌های باستانی «کاسپین» نیز نام دارد ــ زندگی می‌کردند به یهودیت گرویدند. آن‌ها حملات لشکرهای اسلام و فشار بیزانس را تاب آوردند و تا چند قرن به حیات سیاسی مستقل خود ادامه دادند. اما بعد در تغییر تحولات بعدی به ویژه یورش مغول‌ها به نواحی شرقی اروپا سرازیر و در کشورهای اروپای شرقی پخش و پراکنده و به نوعی آواره شدند. آن‌ها یهودیت را هم با خود به آن نواحی بردند و همان جا زاد و ولد کردند و جمعیت خود را افزایش دادند. باز در گذر زمان، برخی از فرزندان همین مردم آواره به نواحی دیگر کوچ کردند و بسیاری از آن‌ها در نقاط دیگر اروپا، در گوشه و کنار این قاره ساکن شدند. حرف کوستلر این است که بیشتر یهودیان ساکن اروپا، از نسل همین خزرهای آواره و مهاجراند، نه مردمی از نسل و تبار یعقوب نبی؛ که این یعنی آن‌ها یهودیان بنی‌اسرائیل نیستند.»

و اما انقلاب ۱۹۱۷

«مافیای خزری تحت کنترل روسچیلدها انقلاب بلشویک‌ها را در روسیه ایجاد کردند تا انتقامی خونین و وحشیانه از مردم بی‌گناه روسیه بگیرند‌. مافیای خزری انقلاب روسیه را پیش-طراحی و مهندسی کرد و از بانکهای مرکزی‌اش برای نفوذ بلشویک به روسیه و پیشبرد انقلاب بلشویک‌ها استفاده کردند. بلشویک‌ها را در واقع همان مافیای خزری به عنوان بخشی از انتقام خودشان از روسیه تزاری و مردم روسیه پس از سالهای طولانی ایجاد کردند، زیرا روسها را عامل تجزیه خزریا در حدود ۱۰۰۰ پس از میلاد می‌دانستند. روسها در آن زمان به خزریا هجوم بردند چراکه خزریان عامل سرقت‌های مکرر، قتل، و جعل هویت مسافران کشورهای اطراف خزریا بودند.»

veteranstoday.com

ایلومیناتی گنوسی

این گروه ریشه در اشرافیت قدیمی روسیه دارد، و در حقیقت تا چند نسل قبلتر بخشی از بدنه کابال بود. پس از آنکه روسچیلدها سلسله رومانف را نابود کردند، این گروه از کابال جدا شد و تصمیم گرفتند با روسچیلدها مبارزه کنند، گرچه هنوز هم از نمادشناسی ایلومیناتی قبلی استفاده می‌کنند، و نیز بخشی از همان ایدئولوژی را دارد. هدف آنها نابود کردن روسچیلدها به عنوان انتقام کاری است که با رومانف ها کردند. آنها ارتباط قوی با سازمانهای زیرزمینی مجرمانه در اروپای شرقی و روسیه دارند، و با تمپلارها هم در ارتباطند. سخنگوی آنان الکساندر رومانف است. آنها به شدت مورد نفوذ عوامل روسچیلد هستند و پس از رخداد این گروه به نحو عمیقی پاکسازی و بازسازی خواهد شد.

prepareforchange.net

507 – درباره کارگزاران نور یا لایت ورکر ها توضیحی می دهید ؟

نقش کارگزار نور
تری وید Very Wade

کارگزار نور کیست وچه ماموریتی دارد؟ تحولی در جریان است و بشریت در حال تغییر است.
انسانها در همه جای دنیا در حال درک این مسئله هستند که جهان بینی قدیمی دیگر کارایی ندارد و ما نیاز داریم که روش زندگیمان را برای بقا و ماندن تغییر دهیم.

بارها گفته ام که تکامل هرگز متوقف نمی شود، بنابراین اگر یک گونه جانوری از هر نوعی دچار رکود شود، دیگر نمی تواند به زندگی ادامه دهد.
به عبارت ساده تر، یک کارگزار نور کسی است که انتخاب کرده تا واقعیت را با بالا بردن ارتعاش خودش و جهان، تغییر دهد. در واقع مسئله، جزئیات چگونگی رسیدن شما به آن نقطه نیست، بلکه مهم نتیجه است.

خیلی از کارگزاران نور متوجه این مسئله نمی شوند که در مامورتیشان، به اشکال مختلف مثل تصاویر، صداها و دریافت های تله پاتیک به آنها کمک می شود. این مسئله، تفکر را آغاز می کند تا حافظه ها و دانشهای سرکوب شده را به سطح بیاورد. ارتباط بین جسم و ذهن بسیار مهم است به سبب اینکه اگر ذهن شما گسسته باشد، جسم هم دچار اختلال می شود و شما را کاملا از وضعیت تعادل خارج می کند و وقتی از حالت تعادل خارج شوید، هیچ امری آنگونه که باید، روان و جاری نخواهد بود.

کارگزار نور:

به یاد داشته باشید، شما خالق خود هستید و توسط یک منبع بی نهایت هوشمند راهنمایی می شوید و فقط کافی است که توجه کنید.
بسیاری از شما آگاهید که به سمت افراد خاص یا اطلاعات خاصی جذب می شوید، این کشش به دلیل شباهت رزونانس انرژتیک است.
کارگزاران نور و موجودات نوری، در واقع عبارات جمعی ای برای ارواحی هستند که برای کمک به انتقال سیاره به سطح آگاهی بالاتر و واقعیتی جدیدتر، روی زمین تناسخ کرده اند.
در نهایت همه ما متوجه خواهیم شد که با بالا بردن ارتعاش فردی، از طریق رزونانس انرژتیک، ارتعاش جمعی را نیز افزایش می دهیم.

به مرور زمان انرژیهای ما ترکیب می شوند تا یک انرژی مثبت ایجاد کنند که این انرژی می تواند میدان هولوگرافیک جهانی را تغییر دهد، و بشریت را به سمت یک آگاهی بالاتر سوق دهد، برای خلق یک دنیای بهتر.

رزونانس انرژتیک:
تری وید Tery Wade

درک و تشخیص این موضوع که کارگزاری نور ارتباطی با دین ندارد، بسیار مهم است، چون جنبه های مشابهی بین این دو وجود دارد، مانند آگاهی مسیح، که مورد بحث قرار گرفته است.

کارگزاری نور، به مفهوم «ایمان» ورای انتخاب های دین است.

کارگزاران نور خودشان را مبارزان نور، موجودات نوری، فرشتگان زمینی، بذرهای ستاره‌ای، پلیدیان، سیریان، آرکتوریان، امپات، هیلر و.. معرفی می کنند.

در موارد نادر پلیدیان ها، سیریان ها، آرکتوریان ها و یا بقیه نژادهای فرازمینی ای هستند که اینجا تناسخ کرده اند و به جسم یک انسان وارد شده اند، مشخصا برای کمک.

به آنها مسافر زمان می گوییم.

این عبارات در واقع جنبه هایی از روح هستند که در درون شما بیدار می شوند تا شما را هدایت کنند و یک درک واضح از اینکه شما چه کسی هستید، اهل کجا هستید، و چه ماموریتی دارید، به شما بدهند.

بسیار خوب، در اینجا یک اسپین متفاوت در ۱۴۴۰۰۰ وجود دارد.
بر طبق آموزش های پلیدیان ها، یک «روح کرایست»، که بالاترین سطح آگاهی در جهان ما به حساب می آید، شامل ۱۴۴۰۰۰  از جنبه های روح است.

این ۱۴۴۰۰۰ جنبه روح، شما را قادر می سازد تا تناسخ های متعددی را به شکل همزمان در ابعاد و واقعیت های مختلف داشته باشید.

بنابراین، عبارت کرایست Christ یک عنوان است و اگر شما به آن سطح از بیداری دست پیدا کنید، «کرایست» به نام شما اضافه خواهد شد.

زمان؟!

پس، عبارت «کرایست» در حقیقت عنوانی است که به هر روح در طلوع آفرینش اطلاق شد.

برخلاف دین مرسوم که در آن مسیح یا یک موجود خاص پرستیده می شود، هدف کارگزار نور، تبدیل شدن به کرایست یا بوداست، موجودی که در یک سطح بالاتر آگاهی عمل می کند.

پس چیزی که می خواهم عنوان کنم….

اطلاعتی که شما دریافت می کنید و یا توسط جنبه های مختلف روح و ابعاد بالاتر کسب می کنید، شما را هدایت می کنند، این اطلاعات از زندگی های قبلی شما در گذشته و یا زندگی های آینده شما می آیند، به دلیل اینکه زمان فقط در داخل قلمرو فیزیکی خلقت به شکل خطی و پیوسته است.

508 – برای رفع عوارض واکسن و پاکسازیش از بدن چه راهنمایی دارین؟

عوارض واکسن های جدید کووید به خصوص واکسنهای ژنتیکی و ام ار ان ای به طور کامل صرفا پس از رخداد و با فناوریهای جدید قابل حذف کامل هستند. افرادی که این واکسنها را زدند سعی کنند در شرایط استرس یا احساسات منفی یا فشار فیزیکی و روحی روانی قرار نگیرند و سبک زندگی کاملا سالم و ارگانیک را دنبال کنند

509 – جهانهای بهشت و جهنم مجازی آرکانها دیگه چیه؟

جهانهای مجازی که ارکانها ایجاد کردند برای سلطه کامل بر ارواح، ورود و خروج ارواح به این جهانها کاملا در دست انها و با خواست و اراده انها است و برای سلطه بر اگاهی ارواح است. این دنیاها یک سطح از ماتریکس زمین هم پایینتر هستند چون به کل مجازی هستند.

ایا روح بعد از خروج از جسم وارد دنیای مجازی میشه ؟

خیر، این بستگی به انتخابها، سطح اگاهی، سطح تکامل و قراردادهای روح دارد، ارواحی که به سطح تکامل بالاتری رسیده اند و از کنترل قراردادها خارج شده اند ازاد خواهند بود حداقل در همین قرنطینه زمین ازادی بیشتری دارند و میتوانند به سطوح اختری یا ذهنی زمین صعود کنند ، تا زمان رخداد و شکستن کامل قرنطینه و پاکسازی کامل کابال

نیروهای نور هم اخیرا اولین دنیای مجازی خودشان را برای جمع اوری همه اعضای ارشد کابال ساختند که هیچ احدی بدون اجازه نیروهای نور نمیتواند از ان خارج شود و در انجا انها با زمینی روبرو میشوند که نتایج نهایی همه تصمیمات خودشان در ان تجلی پیدا کرده است. این فقط برای ساده شدن جمع اوری اعضای ارشد کابال است و در نهایت همه انها برای انحلال کامل روح یا کالبد انرژتیک به خورشید مرکزی فرستاده میشوند

 آیا این جهان ها بعد از رخداد پاکسازی میشوند؟ و اینکه قبلا گفته شد که در سال ۱۹۹۷ کنفدراسیون کهکشانی نور حدود یک میلیارد روح را به سیاره ای در نزدیکی خوشه‌ی پروین منتقل کردند آیا ارواح را از این جهان های مجازی آرکانها نجات دادند؟

بله همه جهان‌های مجازی ارکانها پاکسازی میشوند. بسیاری از ارواح هم تا همین حالا نجات داده شده اند. موضوع دشوار یعنی دشوارترین موضوع این است که خیلی از این ارواح نمیدانند که موضوع چی هست. یعنی راضی هستند از شرایطشان. مانند زندانی ای که حتی نمیداند زندانی است. این سختترین بخش کار برای نیروهای نور است

510- ایا ممکنه جاهایی که ارواح میرن و در کتاب سفر روح دکتر مایکل نیوتن توصیفش هست مثلا یه نفر چون به سبک رومی علاقه داره وقتی به دنیای روح برمیکرده میبینه دوستانش توی یه کاخ خیلی بزرگ که به سبک روم باستان و از مرمر درست شده و همه لباس رومی پوشیدن براش جشن بازگشت گرفتند هم همین دنیای مجازی باشه ؟ واقعیتش پدرم اخیرا بدنش رو ترک کرده و این فکر که اونجا هم کماکان توی اسارت و فریب باشه ازارم میده

بله این امکان هست اما همه ارواح هم وضعیت یکسانی ندارند و یک سرنوشت ندارند. دوست گرامی نگران نباشید وضعیت در سطوح اتریک و اختری روز به روز بهتر میشود و امکان ازادی و روشنی ارواح بیشتر میشود. این سطوح به سرعت در حال پاکسازی شدن هستند. برای پدرتان ارامش و نور بخواهید و نگران نباشید.

511 – یک سوال از ادمینهای عزیز دارم، البته شاید مسخره باشه ولی چند وقته درگیرم کرده، آیا امکان داره روحی که من به عنوان روح خودم میدانم، مشترکاً روح یک یا چندنفر دیگه هم باشه؟ حتی افرادی که باهاشون حس خوبی ندارم ولی به نوعی از افراد زندگیم هستن و یا افرادی که نمیشناسم در این زندگی؟ و یا در سطح بالا تر آیا خود برتر یک فرد میتونه هم زمان خود برتر چند نفر دیگر باشه؟ سپاس از شما

خویشتن برتر یا روح برای هر فرد یکی است. اما ارواح یا خویشتنهای برتر میتوانند متعلق به یک اورسول oversoul باشند که یک حالت کمتر فردیت یافته از روح است یعنی یک ایستگاه روح جمعی است

در موارد نادری یک بدن میتواند میزبان بیش از یک روح باشد‌ چه منفی (انواع تسخیر) چه غیر منفی در شرایط خاص و استثنایی (حتی مادری که حامله است و در زمان بارداری یک روح دیگر در بدنش قرار میگیرد)

512 – آیا کلونی حشراتی مانند زنبور و مورچه و یا حیوانات و پرندگان دسته و گله ای جزو اورسولها هستند و یک روح جمعی دارند یا اصلا مورد دیگری است؟

انها از یک ذهن جمعی استفاده میکنند یعنی کنترل مرکزی دارند و فردیت به همین دلیل در انها کمتر دیده میشود. به این پدیده «ذهن کندو» گفته میشود hive mind
ذهن کندو کاملا وابسته به وجود ملکه است. شما ممکن است دو کندوی مختلف را بررسی کنید، در هر دو زنبور هست، در هر دو زنبورها در حال فعالیت هستند، و در هر دو عسل موجود است. اما اگر دقیقتر نگاه کنید ، در ان کندویی که ملکه هست، فعالیتها همه شکل مشخص و جمعی و سازنده دارد، در ان کندویی که ملکه نیست هر زنبور برای خودش کار میکند و به دنبال منافع خودش است. این به علت تاثیر انرژتیک ملکه بر اعضای کندو است و بر ذهن کندو و روح جمعی. در حقیقت وجود ملکه برای تشکیل روح جمعی کندو لازم است. اما این قابل مقایسه با روح انسانها در سطح اورسول نیست‌. در سطح تکاملی کاملا متفاوتی است هرچند ارزش و اهمیت خودش را دارد

513 – یکی از مطالب کانال نوشته شده که خانوم ها نباید پریود بشوند ؟

به نظرم مطلب کانال واضح و شفاف توضیح داده، نگفته خانمها نباید پریود بشوند. اول اینکه زمان پریود یک زمان دریافت کدهای نوری کیهانی و زمانی برای کسب بصیرت و اگاهی است، به همین دلیل زنان در زمان پریود در خیلی از فرهنگ ها مقدس شمرده میشوند، و به همین دلیل بسیاری از فرهنگها و سنن و ادیان مردسالار و جعلی با این زنان مشکل دارند و طردشان میکنند. دوم اینکه، کبرا خیلی شفاف توضیح داد که درداور بودن قاعدگی به علت انسدادهای انرژتیک و فیزیکی است وگرنه نباید همراه با درد و ناراحتی باشد. سوم اینکه گفت درست قبل از صعود و در یک فرکانس بسیار بالا قاعدگی کاملا متوقف میشود. و چهارم اینکه کنترل انسانها بر توقف یا ادامه قاعدگی از انها گرفته شده در واقع یک دستکاری بوده و طبیعی نیست این عدم کنترل.

چطور این انسداد ها رو از بین ببریم منظور پاکسازی با مدیتیشین به صورت خاصی هست در این مورد

قبل از هر چیز، زن باید به همه جنبه های وجودش احترام بگذارد، و چرخه قاعدگی و پریود را به عنوان یک بخش طبیعی، مهم، ارزشمند، و پرمعنا ببیند، و کاملا از حس گناه، شرم، خجالت خارج شود و مرز بین اگاهی زن و خونش برداشته شود. زنان باید بدانند این مرز مصنوعی بین اگاهیشان و چرخه قاعدگی شان توسط نیروهای منفی و تاریکی ایجاد شد. زنان باید بدانند که دوره های قاعدگی زمانهایی برای دریافت اگاهی و بروزرسانی اطلاعاتی و بصیرت درونی است. برداشته شدن این دیوار و مرز اگاهی خودش یک پاکسازی مهم است. زن باید به دوره قاعدگی خودش با نشاط و افتخار و اشتیاق و به چشم یک فرصت بزرگ الهی نگاه کند.

مورد مهم دیگر، یک‌ زن باید به بدن خودش به چشم یک معبد مقدس نگاه کند (در نهایت فرقی ندارد چه مرد چه زن، هر انسانی باید بدنش را جایگاه روح الهی و معبد روح ببیند و بشناسد)، و در تعامل با انرژی‌های مثبت و پاک باشد. داشتن زندگی جنسی در راستای نور و هدایت درونی مهم است. یک زن نمیتواند مثلا در زندگی جنسی مقتدر نباشد و وارد روابطی بشود که در آن به او احترام گذاشته نمیشود و رابطه قلبی و روحی در ان وجود ندارد، و بعد تصور کند میتواند یکپارچگی داشته باشد.

زندگی جنسی بخشی از کل زندگی است ان هم بخش بسیار مهم و ریشه ای ان. زن باید بداند رحم و زهدان محل افرینش است، مملو از کدها و اطلاعات است، و باید درست مانند یک معبد حفاظت شود. رابطه جنسی باید با عشق و با رابطه قلبی و روحی باشد. وگرنه باعث ورود انرژیهای منفی و ناخالص به کالبد فیزیکی و کالبد های انرژتیک میشود. اینها مطالبی بود که فعلا به ذهنم رسید اما مسایل دیگری هم هست که در فرصت مناسب من و همکارانم سعی میکنیم اشاره کنیم

514 – میتونم نظرتون رو در باره کتاب سه موج از روحهای داوطلب بدونم؟

خانم دلورس کانن خب محقق شناخته شده ای هستند و اطلاعات جالبی دارند، اما برخی از مواردی که بالاتر عرض کردم درباره ایشان و اطلاعاتشان هم صدق میکند. مثلا همه انچه که درباره جهان اختری و تله نور و اینها گفته اند درست نیست چون اطلاعات کافی و کلیرنس اطلاعاتی بالایی ندارند طبیعتا، بیشتر اطلاعاتشان از روی تجربیات خودشان و هیپنوتیزم افراد بوده است

اما محقق برجسته ای هستن به هر حال و اثارشان ارزش خواندن دارند به نظر من، خواندن پژوهشگرانه

515 – یه سوال خیلی ذهنم مشغول کرده این که اشو جزء سیستم تاریکی هست یا نور خیلی تناقض داره
و حرفاشم تمام مجازی و عرفان و نمیدونم چه و چه رو پر کرده

یک انسان است که اگاهی ای به دیگران منتقل کرده، صحبتهای او را با نور و هدایت درونی خودتان بسنجید و همینطور با بالاترین سطح اطلاعاتی که نیروهای نور برای انسانها افشا میکنند. لزوما نه همه حرفهایش درست است و نه غلط، و اینکه او چه کسی است هم خیلی اهمیت ندارد صحبتهایش مهم است که باید سنجید. دوره تکیه کردن بر یک شخص و کاراکتر گذشته است همه ما باید بتوانیم به خودمان تکیه کنیم و به هدایت درونی خودمان

516 – در مورد خواص سنگها ایا سنگها واقعا در ایجاد انرژیهای مثبت موثرن ونظرتونو در مورد شرف شمس که روی عقیق زرد در روز خاصی نوشته میشه را بگید اخه یکی از نقشهای شرف شمس ستاره ۵ پره اگه اشتباه نکنم میگم نکنه این طلسمی شیطانی باشه سپاسگزارم از شما

سنگها ارتعاش دارند و در دریافت، و انتقال انرژی موثر هستند‌. درباره هر مورد و هر سنگی تجربه کنید، ببینید چه اثری دارد. از این گذشته در ضمن ستاره پنج پر هم یک نشان منفی نیست. تاریکی از خودش چیزی ندارد همه نمادهایش از نور هستند و تلاش کرده انرژی انها را در خدمت خودش بگیرد. ستاره پنج گوشه، شش گوشه ، هفت گوشه ، هرم، چشم جهان بین، عدد ۶۶۶، عقاب، شیر، شش ضلعی، پنتاگون ، هیچ کدامشان منفی نیستند، تاریکی فقط سعی میکند از قدرت ذاتی این نمادها و کدها به نفع خودش استفاده کند.

517 – .منظور شما از روح بزرگتر چیست؟ …چطور میشود روح بزرگترشد ….و روح قدسی از نظر کبری وجوددارد یا نه ؟ ودلیل فرستنده بودن یک روح خوبی وپاکی اعمال نیست؟حیوانات هم آیا با یک سیستم روحی مشابه انسان کارمیکنند …یعنی ازروح یک حیوان دیگر الگوی ذهنی میگیرند ؟

ارواح سطوح تکامل و اندازه های مختلفی دارند، میلیونها میلیون روح در زمین هستند (در تناسخ فیزیکی و خارج از آن) که از نظر اندازه و جرم بسیار کوچک هستند. و اندازه برخی از آنها به اندازه یک مشت دست یا قلب فرد است. ارواح بزرگ هم وجود دارند و هستند. ارواح کوچک تر با توجه به سطح تکاملشان و سطح انرژی و ارتعاشاتشان قابل کنترل تر هستند.

راه رشد روحی، داشتن تجربیات سازنده و مثبت است. مدیتیشن و تامل درونی، مطالعه و اموختنی که عمیق باشد و اطلاعات را بدل به دانش واقعی و بخشی از زندگی کند، این به روح میرسد، نه چیزی که در ظاهر و پوسته قرار بگیرد. یکی از موتورهای محرک اصلی تکامل، عشق و پیوند بین ارواح است. به همین دلیل است که ارکانها به انرژی عشق و انرژی معاشقه فوق العاده حساسیت دارند و تمام سعیشان را میکنند که روابط بین انسانها را با ایجاد حس های منفی نظیر بدبینی، حسادت و خشم، تخریب کنند.

518 – چرا خوردن گوشت و خون برای موجودات کابال باعث تقویت و جاودانگی و دسترسی به ابعاد و خیلی چیزهای دیگه میشه اما در مورد انسان باعث کاهش طول عمر و بیماری میشه، این موضوع مدتی هست که ذهنم رو مشغول کرده، ممنون میشم از پاسخگویی شما

استفاده از ادرنوکروم که اعضای کابال انجام میدهند برای برخی تاثیرات خاصش که یک کار کاملا اهریمنی و ساتانیستی است با خوردن گوشت گاو و گوسفند توسط انسانها خیلی تفاوت دارد اصولا قابل مقایسه نیست. در ضمن اعضای کابال هم انقدرها که مردم تصور میکنند طول عمر خاصی ندارند انسانهای عادی که در روستاها و مناطق سالم هستند حتی گاهی در شهرها گاهی بالای نود، صد صد و بیست سال عمر کرده اند.

اما درباره اعضای اصلی کابال و اعضای ارشد انها، اصولا موضوع گوشت خوردن و ادرنوکروم و اینها نیست. آنها از بدنهای متفاوتی استفاده میکنند بدنهایی شبیه بدن سوپر قهرمانهای فیلمها، بدنهای نسل اولی، بدنهایی با انرژی حیاتی فوق العاده بالا. اصلا موضوع این نیست که چه میخورند. موضوع تفاوتهای ژنتیکی بسیار بزرگ است

519 – چیپگذاری انسانها در اینده رخ می دهد ؟

شما تصور میکنید انسانها چیپگذاری نشده اند؟ دهه ها قبل انسانها و همه ماها چیپ کذاری شدیم چیپهای زیمنس و بعد این چیپها را بروزرسانی هم میکنند و در یک مقطع حرکت مقاومت فناوری ای ایجاد کرد که از راه دور اینها را در بدنها منحل کرد.

انقدر در کالبد فیزیکی و کالبدهای انرژتیک انسانها ایمپلنتها زیاد هستند که نیروهای نور تخمین زده اند حدود هشتاد درصد احساسات یک انسان متوسط اصولا متعلق به خودش نیست

و انقدر در اطراف سرش در سطوح انرژتیک ایمپلنت هست که افکارش همیشه مغشوش باشند و توانایی استفاده از کارکردهای ذهنی بالاتر را نداشته باشد.

بنابراین خیلی از مسایلی که شما در کتابها میخوانید که ممکن است در اینده رخ بدهد و خیلی هم ترسناک به نظر می رسند، بدتر از انها بوده و شده و خیلی از اینها هزاران سال است که بوده نه ده سال و بیست سال. اما هنوز بشریت هست و امید به ازادی هم هست چون روح هست و عشق هست و نژاد انسان هنوز قابل نجات است.

در حقیقت ما الان در مرحله پاکسازی، بازیابی و ترمیم هستیم.

520 – پالس کهکشانی ایا میتواند بیماری هایی رو درمان کند و اینکه چرا مدیتیشن مخصوص باید داشته باشد تا این امواج عشق باعث اشفتگی بیشتر نشود مگر این امواج عشق نیست پس چرا باعث اشفتگی بشود؟

افراد روی زمین برداشت خودشان را از مفهوم «عشق» دارند. عشق همانقدر که مهربان و نرم و زیبا است، همانطور هم تیز و برنده و قدرتمند است، و میتواند تبدیل به تحولات بزرگ شود. بله این امواج امواج عشق هستند، اما عشق وقتی به شرایطی مثل شرایط زمین میرسند با این همه فریب و دروغ مواجه میشوند طبیعتا فقط به شکل لطافت و مهربانی تجلی پیدا نمیکنند. قله هر قدر که رفیع تر است دره اش عمیق تر است. و نور میتواند برای بسیاری از افراد و بسیاری از شرایط فوق العاده سنگین و پیش بینی نشده باشد. باید افرادی باشند که به لنگر کردن متعادل این نور کمک کنند. باید افرادی باشند که نقش پردازش کننده و منتقل کننده را بازی کنند. اگر این چنین نباشد آشفتگی پیش می اید. اختلاف پتانسیل بین انرژیها میتواند شکافها و گسلها را فعال کند و جوامع را به اشوب بکشاند.

شما میخواهید برق را وارد سیستمی بکنید که رساناهایش آمادگی ندارند؟ ایا نباید رسانا و مدار جدیدی تعبیه شود؟ آیا ورود برق و پتانسیل جدید و قدرتمند به مداری که اصولا برای انرژی دیگری طراحی شده باعث نتیجه دلخواه نیروهای نور خواهد شد؟ این نقش لایتورکرهای کلیدی و استارسیدها است که این انرژی‌ها را به بهترین شکل دریافت کنند، پردازش کنند، تشریح کنند، و برای عموم مردم ساحل امنی باشند تا تحت تاثیر قدرت امواج ورودی کشتی شان اسیب نبیند

521 – در مورد مدیتیشنی که در کانال گذاشته شده برای 11 اردیبهشت؛
امکانش هست توضیحات واضح تری در مورد نحوه انجام قسمت شماره ۳ و ۴ بفرمایید؟
( فراخوانی شعله بنفش از منبع اصلی ، خورشید های مرکزی )
چون تصور کردنی هستند و آنطور که با مطالعه مطالب متوجه شدم می بایست مدیتیشن، صحیح انجام بشه در غیر اینصورت نتیجه موثر را نداره. آیا تصویری در این زمینه هست که به تصویر سازی ذهنی کمک کنه؟

سلام خواهش میکنم، شعله/نور بنفش یکی از ۱۳ انوار اصلی منبع هست که میتوانید فرا بخوانید. تصور کنید که این نور از منبع کیهان وارد کهکشان می‌شود ، بر کالبد شما فرود می اید و شما را احاطه میکند و کالبد های انرژتیک و چاکراهایتان را پاکسازی می‌کند

522 – درود طبق مقیاس کارداشف برای مقایسه تمدن‌های هوشمند کهکشانی،رتبه پلیدیها،آرکتورین‌ها،سیرین‌ها در این رده‌بندی چگونه هست و جز تمدن گونه‌ی چندم حساب میشن؟

معیارهای مطرح شده توسط ایشون برای طبقه‌بندی و رتبه‌بندی کافی و همه جانبه نیستند ضمن اینکه تنها بر جنبه های تکنولوژیکی تکیه شده و تا حدودی جنبه های روحی نادیده گرفته شده.
موضوع دیگر اینکه وقتی ما از سیستم سیریوس صحبت می کنیم در این سیستم گونه ها و گروههای مختلفی از موجودات هوشمند وجود دارند که هر کدام در سطح متفاوتی می توانند باشند، برای مثال گروهی از لحاظ تکامل روحی پیشرفته است و گروهی دیگر از لحاظ تکنولوژی‌ و…..

پس با توجه از تعریف شما از یک تمدن هوشمند کهکشانی،انسان‌ها برای رسیدن به چنین تمدنی چقدر فاصله دارند؟

پیشروترین و متکاملترین انسانها در استانه ورود به جامعه کهکشانی هستند اما اکثریت بشریت آمادگی ندارند

زمین و ساکنین آن هزاران سال در شرایط غیر عادی و تحت شدیدترین محدودیت‌ها بودند و از انرژی ها و آگاهیهای کیهانی محروم بودند، ارتباط با تمدنهای پیشرفته وجود نداشت بنابراین شرایط برای پیشرفت چه به لحاظ روحی و چه به لحاظ تکنولوژیکی وجود نداشته.
از این ببعد هم فرآیند غیر عادی خواهد بود به دلیل پاکسازی ها و شرایط کاملا تغییر خواهد کرد برای ایجاد یک سیاره یا شرایط جدید و ساکنین جدید و جمعیت سطح منتقل خواهند شد.
عده ای که به سطوح مشخصی از ارتعاش رسیده باشند در جزایر نوری فعالیت خواهند کرد تا پایه‌های تمدن جدید را در زمین بسازند.
با این دورنما میتوان تصور کرد که به سرعت شاهد پیشرفت خواهیم بود.

523 – سوال بنده بر حقیقت چگونگی وجود انسان به این شکل و جایگاه روح حیوانات و وجود آن هاست بسیار کنجکاوم تا اطلاعاتم رو در این زمینه کامل کنم

بایستی سوال خودتون رو خیلی دقیقتر مطرح کنید دوست گرامی. حیوانات هم روح خودشون رو دارند و در مسیر تکامل خودشون هستند. حیواناتی که روی زمین هستند بذرهای ژنتیکی و خطوط تماس انرژتیک نژادهای پیشرفته و متعالی هستند عمدتا و اکثرا

خواهش میکنم، همه حیوانات به جز انواع محدودی که تغییر ژنتیکی داده شده اند توسط کابال، اهمیت و ارزش بالای خودشان را دارند، اما در این بین به خصوص نهنگها و دلفینها و پستانداران اقیانوس، انواع گربه سانان و پرندگان اهمیت و ارزش ویژه خودشان را دارند چون ارتعاشات بالایی را در زمین لنگر میکنند و خط تماس نژادهایی از سیستمهای ستاره ای پلایدس و سیریوس هستند

حیواناتی مثل گربه پرشین هم جزو دستکاری شده هستن؟
حیوانات دستکاری شده هم دارای روح هستن یا قضیه شون فرق می کنه؟

گربه پرشین جهش ژنتیکی داشته پس از انتقال به اروپا، دستکاری شده نیست. حیوانات دستکاری شده انرژیهای طبیعی که باید داشته باشند ندارند مثل انواعی از کوسه ها

524 – اگر بهشت و جهنم و کارما فریب هستن پس نتیجه کارهای انسانهای تاریک مثل اونایی که از بچه ها ادرنوکروم میگیرن اپستین
خلبانی که بمب اتم توی هیروشیما زد هیتلر چنگیز و……… چطور خواهد بود؟ صرفا سوال هست فقط همین

همه جنایتکاران و روانپریشان و جامعه ستیزان، اینها از زمین منتقل و به خورشید مرکزی برده میشوند و در انجا روحشان توسط اتش الکتریکی تجزیه میشود و باید تکاملشان را از صفر شروع کنند. این فرایند هم چند سالی است شروع شده است. و افرادی هم منتقل شده اند انهایی که در نقش های کلیدی بودند، مثلا افرادی مثل بوش پدر یا دیوید راکفلر یا رامسفلد اینها دیگر وجود خارجی ندارند نه در سطح فیزیکی و نه کالبد انرژتیکشان.

پانصد میلیون نفر در جمعیت حدود هشت میلیاردی انسان ها هستند که در نهایت به خورشید مرکزی منتقل میشوند برای بازیافت روح چون روانپریش و ضدانسان هستند

پس بعد از تجزیه چیزی از روح باقی میمونه اینطوره ؟ که باید دوباره از صفر شروع کنه پس یجور پاکسازی و ریست فکتوری هست
به حالت صفر و و پاکسازی دیتا اما به هر حال روان پریشها اثر نامطلوبشون رو به چرخه هستی و روح جمعی وارد کردن
وصفر شدن وضعیت روح متخاصم و این همه آزار تاوان کار محسوب نمیشه

تاوان هم پس میدهند و نتیجه اعمالشان را حس میکنند. اما قرار نیست تا ابد و برای همیشه در جهنم بسوزند که بقیه لذت ببرند. این ایده ها و این نوع نگاه و بینش غلط است و نیروهای نور چنین نگاهی به مسایل ندارند. این نوع نگاه مذهبی را انسانها باید دور بریزند

تاوان به چه صورت.؟ در همان جهنمی که توسط ارکانها خلق شده؟

خیر، نیروهای نور فناوری مجازی خودشان را دارند برای اینکه موجودات تاریک متوجه بشوند که چه احساسی در قربانیان خودشان ایجاد کردند و نتایج اعمالشان را کاملا و عمیقا حس کنند. روی زمین به دلیل اطلاعات غلط انسانها تصورات اشتباه و ناقصی از نور دارند. نیروهای نوری که در ازادسازی زمین فعالیت دارند نیروهای نخبه نظامی هستند و میدانند با اعضای ارشد کابال چگونه برخورد کنند.

تمامی جهانهای مجازی ارکانها در نهایت باید از بین بروند و تعداد زیادی هم همین مدت اخیر از بین رفت و ارواح زیادی ازاد شدند و تازه کار نیروهای نور شروع میشود که صرف انرژی فوقالعاده برای درمان و بازیابی ارواح و پاکسازی کنترل ذهن است

525 – با این حساب صحبتهای خانم دلارس کنن و دکتر مایکل نیوتن از دیدگاه شما مردود هستن؟ این دو بواسطه هیپنوتراپی و سفر به تناسخات قبلی از عالم برزخ اطلاعاتی کسب کردند که هر روح چگونه بر مبنای کارما تناسخ بعد خود را برمیگزیند . با این وجود طبق فرمایش شما سرنوشت روح پس از مرگ چگونه خواهد بود؟ یا زمانیکه فردی به کما میرود روح در چه عالمی سیر و سفر دارد؟

بخشی از آنها بله مردود هست و کنترل ذهن. خانم دلارس کانن اشتباهات دیگری هم دارد مثل مطالبی که راجع به تله نوری گفته.

ارواح روی زمین صرفا پس از آزادسازی کامل سیاره و هیل شدن آزاد هستند تا مسیر تکامل رو طبق اراده آزاد و انتخاب خودشون ادامه بدن. قبل از آن می‌توانند از سطح تاریک به اختری یا از اختری به ذهنی صعود کنند اما در همین سطح، در همین قرنطینه زمین. کسی نمی‌تواند از قرنطینه خارج شود و آزادی عمل واقعی برای تناسخ داشته باشد.

فردی که به کما می‌رود در سطح آسترال تجربیاتی دارد که این سطح البته پر از انرژیهای آلوده و زباله های آگاهی جمعی و فریب هست.

پس میتوان گفت همان برزخ در کتاب دکتر نیوتون ،جهانی ست که توسط ارکانها ساخت شده. و روحی که مسیر تکامل را با زندگی های متعدد طی میکند فریب خورده و علت فراموشی تناسخات قبلی نیز فریب ارکانهاست؟ طبق فرمایشات شما درست متوجه شدم؟؟ فضای برزخ در دکتر مایکل نیوتن بسیار نورانی وشامل کلاسهای اموزشی ست که توسط روح های برتر و اگاه تر اداره میشود ان معلمان و راهنمایان در برزخ چه کسانی هستند؟؟؟

اصلا مفهومی به نام برزخ یک مفهوم عمدتا مذهبی و دینی است به معنای محیط و موقعیتی که روح هنوز مشخص نیست باید وارد جهنم شود یا بهشت.

ما از ابعاد صحبت میکنیم. پس از بعد فیزیکی روح وارد بعد اتریک می‌شود و بعد بعد اختری و بعد بعد ذهنی. رابطه بین این ابعاد روی زمین با ابعاد بالاتر مثل بودیک و اتمیک قطع شده است. و ارواح روی زمین در تله و دام تناسخ گرفتار بوده اند و از طریق باورها و سیستمهای اعتقادی دروغین متقاعد میشوند به برگشتن به سطح فیزیکی

در کتاب سه موج از روحهای داوطلب به ایمپلنت ها به عنوان وسیله ای برای ارتباط فرد با ابعاد بالاتر و به عنوان مانیتور هایی برای ردیابی و حفاظت سوژه اشاره شده که کاملا مفید هستند ولی به باور عامه ترسناک هستند، این مطالب در تناقض هست با چیزهایی از ایمپلنتها در کانال خوندم ممنون میشم راهنمایی کنین

خیر این کتابها کنترل ذهن هستند

526 – در نهایت تکلیف شیاطین مانند لوسیفر و ابلیس پس از ازاد سازی زمین چه خواهد شد؟؟ به همراه دنیاهایشان نابود خواهند شد؟؟؟

(هرچند در هر سطح مختلف کابال و دستورکار بیگانگان منفی یک نفر یک موجود هست که معروف است به دویل یا شیطان و این مربوط است به ساختار و سلسله مراتب انها) اما موجود اصلی که به نام دویل یا شیطان اصلی شناخته میشود روحی بود که اولین ارواح و مونادها را از درختهای موناد جدا کرد و از منبع و باعث تزلزل انها شد و انها را به بردگی گرفت برای استفاده از انرژی شان. این موجود مسئول جمع اوری ارواح و منبع انرژی برای سطوح بالاتر کیمرا است. و طبق اخرین گزارشات در حملات اخیر نیروهای نور شدیدا اسیب دید و در حال آماده شدن برای تجزیه کامل در خورشید مرکزی است

527 – چطور ممکنه باورهایی ک درونمون عمیق شده و نفوذ کرده و شاید در ظاهر خلافش رفتار کنیم اما باز هم ناخودآگاه بر اون ها پایبندیم رو از خودمون دور کنیم؟

تغییر افکار و ایده ها و باورها و تغییر سبک زندگی حتی شرایط زندگی محل زندگی و یا ترک کردن افرادی که دیگر دلیلی برای بودن با آنها وجود ندارد.
اگر واقعا خواستار تغییر هستیم باید تاوان آن را هم بدهیم و شجاعت تغییر داشته باشیم.
برای مثال کاری که بر طبق اعتقادات گذشته گناه و خطا و اشتباه می‌دانستیم را انجام دهیم. این با تمرین حاصل میشود.
کنکاش در نیتها و عمیق‌ترین انگیزه ها بسیار تاثیر گذار هست، صداقت با خود.

کاری که بر طبق اعتقادات گذشته گناه و خطا و اشتباه می دانستیم، در صورتی که گناه نبوده را انجام بدیم،درسته؟ چون اگه گناهی که گناه بوده را انجام بدیم، خودمون رو تقدیم به تاریکی کردیم! میدونم منظور شما چی بود، از این جهت گفتم چون شاید بعضی ها بد برداشت کنن

بله منظور عقاید و ایده های اشتباه و خرافی و بی ریشه هستند.
انسان آزاد است که بدون آسیب رساندن به موجودات دیگر و محیط اطراف، هر کاری میخواهد در جهت لذت، شادی، پیشرفت و تکامل انجام دهد.

528 – ارکان ها چطور کنترل ذهن انجام می دهند ؟

آرکان ها موجودات ارتعاش پایینی هستند که اغلب فرم اشکال فکری به خود می گیرند. هنگامی که وارد یک فرد با احساسات و افکار فرکانس مشابه می شوند، کاملا آگاهی و رفتار وی را تحت کنترل در می آورند.

آنها تخیل خلاق خودشان را به قربانیان می دهند، و نیز این آزادی را که آنچه خلق می کنند، فکر می کنند و می گویند را انتخاب کنند، اما همیشه در محدوده های پررنگ نیازهای آرکان ها.

آلودگی آرکانی زمانی شروع می شود که انگل، ارتعاش یک فرد را پایین می آورد، تا در سطح اختری به وی قفل شود. در این سطح انگل ها بسیار ساده تر تأثیرگذاری و کنترل می کنند.

آنها می توانند از مواد مخدر، الکل، و داروها برای شکستن نیروی اراده افراد استفاده کنند. پس از آن، موجود منفی آرکانی از ناحیه سولار پلکسوس انرژی می مکد.

هر فردی که تلاش کند از شر آلودگی آرکانی و یا اعتیاد رهایی یابد به سرعت پارانوید (بدگمان) و عصبانی می شود. بسیاری از معتادان و مصرف کنندگان هروئین این انگل ها را به شکل اهریمنان اطراف خود می بینند.

آرکان ها می توانند ارتعاشات مسموم خودشان را با ارتعاشات انسان ترکیب کنند تا حالات ذهنی و عاطفی منفی را تقویت کنند. آرکان ها کالبد ذهنی انسان که مستقیما بر تفکر اثرگذاری دارد را تحریف می کنند. آرکان ها باعث غرق شدن افراد در قعر پایین ترین سطوح افکار، احساسات و اعمال می شوند.

ذهن های برنامه شده، شروع می کنند به باور اینکه این افکار متعلق به خودشان است. و سپس به این افکار نیرو می بخشند، و به این ترتیب واقعیتی را می آفرینند که موجود آرکانی نیاز دارد.

این انگل ها، که کارگزاران نور به شکل slug (موجودات شبیه حلزون های بدون صدف) سیاه در بدن افراد می بینند، معمولا از طریق یک سیاه چاله در مرکز چاکرای سولار پلکسوس وارد می شوند. سپس رشد می کنند و در موارد شدید، بقیه سیستم چاکراها را آلوده می کنند. آنها می توانند هر یک از چاکراها را، و یا همه چاکراها را آلوده کنند، و بازوهایشان را وارد سیستم مریدین کنند. می توان آنها را در سراسر بدن حس کرد، اما عمدتا در ناحیه سولار پلکسوس مستقر می شوند.

چرا همیشه از طریق سولار پلکسوس وارد می شوند؟

سولار پلکسوس منطقه ایگوی شخص، و احساسات تردید نسبت به خود، و احساس شرم است. در چنین حالتی، فرد احساس می کند که به ناحیه شکم ضربه وارد شده است، و این احساس در واقع نشانه شکافتن سولار پلکسوس است.

در بزرگسالی، فرد ممکن است خاطره این شرم را به یاد نیاورد و یا به یاد نیاورد که نخستین بار چه وقت شرم را حس کرد و آن شرم چاکرای سومش را شکافت. با این حال، آن شرم هنوز آنجاست و سولار پلکسوس را در وضعیت آسیب پذیری نگه داشته است، و در صورتی که اتفاقی بیفتد که تردید و عدم امنیت بیشتری به وجود بیاورد که نسخه بزرگسالانه همان شرم کودکی است، این چاکرا مستعد شکافتن بیشتر است.

علت در زندگی بزرگسالی فقط یک محرک است. این محرک باعث می شود سولار پلکسوس جراحت اولیه شرم که باعث شکاف چاکرا شده را به یاد بیاورد.

لانه کردن آرکانها در چاکرای گلو نیز موجب آلودگی بسیار است. وجود انگل در این مرکز انرژی باعث می شود فرد احساس خفگی، مشکل در صحبت کردن یا در بلعیدن، حالت تهوع و یا احساس گیجی داشته باشد.

مرکز پیشانی جایی است که تقریبا همه تا حدود متفاوتی آلوده شده اند.

آرکان ها از این مراکز شروع میکنند و سپس کاملا فرد را آلوده می کنند و در نهایت همه کالبدهای ظریف وی را می خورند.

انگل ها از خود ما علیه ما استفاده می کنند. آنها می توانند درونی ترین امیال و افکار ما را بخوانند. … و ما را برای باقی عمرمان در تفکرات منفی گرفتار و قفل می کنند تا از انرژی این افکار تغذیه کنند. …

529 – یه سوال پیش اومد برام پس اگه روح ما نخواد وارد تناسخ بشه و اگاهی پیدا کنه که نره و دچار نشه پس بعد مرگ به کجا باید بره
من شنیدم که نباید وارد تونل بشیم بعد از مرگ و به طرف خورشید بریم و از چهار تا خورشید رد بشیم تا به نور اعلی یا به بعد های بالاتر از این طریق بریم که ممکنه راه سختی در پیش داشته باشیم چون ارکانها جلومون رو میگیرن و هیپنوتیزم میکنن مارو و اگر نور دیدیم به طرفش نریم چون هیپنوتیزیم میشیم و اصلا نگاه نکنیم به نوری که بد از مرگ میبینیم و فقط به طرف خورشید که دروازه هست بریم

این متن را با دقت و حوصله مطالعه کنید

قسمت ۷

جیمز: …آیا باید پس از ۲۸ روز بعد از مرگ دفن شویم تا بتوانیم کاملا اینجا را ترک کنیم؟

کبرا: بعد از اینکه مردیم باید به سمت نور برویم. اطلاعات اشتباه زیادی وجود دارد مانند این که شما نباید به درون نور بروید، و این درست نیست زیرا نور ذات و اساس موجودیت ما است. و اگر وارد نور شوید احساس مثبتی خواهید داشت، و از طریق تونل به سمت دیگر خواهید رفت. و نیازی نیست که ۲۸ روز صبر کنید، فقط چند روز کافی است، اما خوب است که حدود ۳ روز صبر کنید. و بعد از آن بدن اثیری می تواند کاملا بدن فیزیکی را ترک کند.

جیمز: بسیار خب، آیا در مورد برخی تکنولوژی های پیشرفته روی ماه- که می توانند ارواح را بدزدند و توسط تناسخ مجدد برخی از آنها را دوباره به روی زمین برگردانند- نظری دارید؟

کبرا: این تکنولوژی دیگر وجود ندارد.

کریستال: جیمز، من باید در اینجا مداخله کنم زیرا به عنوان یک متخصص هیپنوتیزم در این زمینه، ما دولور کانون و بسیاری از اساتید دیگر را داشتیم که در مورد تله نور سفید صحبت می کردند. کبرا آن ها در مورد تله نور سفید صحبت می کردند. پس تله نور سفید چیست؟
هنگامی که با روش “بازگشت به زندگی های قبلی” که از مدرسه هیپنوتیزم یاد گرفته ایم، مردم را هیپنوتیزم می کردیم، متوجه شدیم که آنها از کانال تولد عبور می کنند و سپس وارد بخش دیگری می شوند و از طریق آن به زندگی گذشته شان می روند. و وقتی دوباره بر می گردند، به آنها می گوییم که به نور سفید نگاه کنند. اما دولور کانون می گفت که این تله نور سفید شما را بارها و بارها در این چرخه تناسخ مجدد در این سیاره به دام می اندازد.

کبرا: در واقع همه افراد در حال حاضر در چرخه تناسخ مجدد به دام افتاده اند زیرا چرخه تناسخ فقط در سطح فیزیکی نیست، بلکه در سطوح بالاتر نیز وجود دارد. شما یا در سطح اختری یا در سطح ذهنی گیر افتاده اید. نمی توانید سیاره را ترک کنید. و نور سفید فقط پرتالی است که از طریق آن صعود می کنید. شما از طریق آن، آگاهیتان را از حالت فیزیکی به حالت اثیری انتقال می دهید. نور سفید فقط یک پرتال است. در واقع یک پل است. پس من با آن ایده تله نوری موافق نیستم.

جیمز: خب به نظر شما وقتی مردم می میرند کجا بروند؟

کبرا: از یک تونل عبور کنند، وارد یک پرتال شوند و به سطح اثیری بروند، و بعد از مدتی برخی از آنها وقتی تعلقاتشان به دنیای فیزیکی را رها کرده باشند، به سطح اختری می روند. و برخی نیز حتی بالاتر، به سطح ذهنی می روند.

جیمز: … ایا نظری دارید در مورد اینکه چرا ۱۰% از مردم که بیدار شده اند، به ۹۰% از مردم که هنوز در خوابند کمک می کنند و حقیقت را در مورد دروغ هایی که دولت و رسانه به مردم می گویند می بینند؟ خب این افراد چگونه باید مثل ما بیدار شوند؟ چگونه می توانیم به کسانی که در خواب هستند کمک کنیم؟

کبرا: اساساً با پخش اطلاعات. زیرا وقتی افراد به اندازه کافی اطلاعات را از طریق رسانه های فرعی، اینترنت و رسانه های اجتماعی گسترش می دهند، این امر در همه جا شتاب می گیرد. و در مقطع معینی، همه شروع به باز کردن چشمان خود می کنند و این اتفاق در حال انجام است. این همه گیری ویروس، چشم بسیاری از مردم را در مورد این واقعیت که این اوضاع مهندسی شده است، باز کرده است. و این بسیار واضح و آشکار است که اکثر مردم، من می گویم بسیاری از مردمی که تاکنون بیدار نبوده اند، اکنون بیدار شده اند.

جیمز: و آیا شما سانسور بیشتری را در یوتیوب، فیسبوک، توییتر مشاهده می کنید؟ به عنوان مثال درمورد افرادی که سعی در بیان حقیقت دارند؟

کبرا: بله، آنها در تلاشند تا این کار را در چهار تا شش ماه آینده با شدت بیشتری انجام دهند. آنها واقعا قصد دارند این کار را شدیدتر انجام دهند، زیرا نقاط عطف زمانی بسیار مهمی در پیش رو هستند که به زودی فرا می رسند و آنها می خواهند از ظهور حقیقت جلوگیری کنند.

ادامه دارد…

530 – از آن جایی که زمین به صورت مستمر در قرنطینه ارکان ها و فرازمینی های متخاصم در بیشتر از 26000 هزار سال بوده،چگونه در این برهه کسانی مانند شمس ، مولانا ، منصور حلاج ، بایزید بسطامی و … توانستند به معراج برسند و با آن روح بزرگ(خدا،منبع) یکی شوند؟در حالی که با وجود ایمپلنت های که درون انسان هست باعث اخلال در تفکر کردن،سکوت کردن و دیگر کارهایی که برای تجزیه نفس و در واقع صیقلی شدن روح باید انجام داد باید عملی غیرممکن باشد (تازه بمب های توپلت و دیگر عواملی که ممکن هست مانند یه چوب لای چرخمان برود را به حساب نیاوردیم)

کسانی که صعود کرده اند مثل مسیح و امثال او، این کار را با داشتن دانش و اگاهی لازم و با کمک یک تیم ویژه انجام دادند. و روح های متعالی و تکامل یافته ای بودند. قبلا در این مورد توضیح دادیم.

برای رسیدن به آن دانش و آگاهی چه کار باید کرد؟ برای رسیدن به چنین مرتبه‌ای از آگاهی ، چه مراحلی رو باید طی کرد؟

امثال مسیح ارواح بسیار تکامل یافته ای بودند که با ماموریت معین و بسیار بزرگی به بعد فیزیکی ما آمدند و مجبور شدند مراحل صعود را مجددا طی کنند. انها ارواح بسیار بزرگی بودند و هستند و فداکاری کردند، هرچند برای امدن به این ابعاد پایین بایستی تجزیه و تقسیم میشدند اما ذاتشان همان ذات بسیار متکامل بود

راه رسیدن به ان آگاهی و آن سطح تکامل تلاش است. به طبیعت نگاه کنید ببینید چه قدر تلاش و کار برای تکامل انجام میشود. باید قصد کرد و جستجو کرد، باید دید، تجربه کرد، خواند مطالعه کرد شنید فکر کرد تأمل کرد سؤال کرد سفر کرد بازنگری کرد. این راه تکامل است. ما در شرایط ایده ال و یک سیاره ایده ال نیستیم که تصور کنیم صرفا بنشینیم و سکوت کنیم امواج را دریافت میکنیم و صعود میکنیم. ما در یک جنگ روحی ذهنی و فیزیکی هستیم. باید هوشیار بود، تلاش کرد و مبارزه کرد. برای کسانی که قصد میکنند بیدار شوند تله ها و دام های فراوانی از قبل ایجاد و طراحی شده. و کار فردی که مراحل بیداری را طی میکند مثل کار فردی است که از دام ها و تله های متعددی عبور میکند تا به سطح عمیقتری از حقیقت برسد.

531 – یک مقاله ای بود در کانال مدیتیشن زبان عشق میشه لطفا اینجا بگذارید 

مدیتیشن زبان عشق

یک جریان انرژی عشق الهی وجود دارد که به شکل طبیعی در تمام آفرینش حرکت می‌کند. این جریان از یک سری پیام‌ها تشکیل شده که مستقیما از منبع می‌آیند، و همه آنها با هم رقص غنای آفرینش را تشکیل می‌دهند.

این جریان عشق به ما می‌رسد و در ما جریان می‌یابد، به شکل ابراز جنسی خالص و مقدس.

جدایی و تفکیک عشق و جنسیت برنامه‌ای است که نیروهای تاریکی ایجاد کردند. سرکوب یا سرقت انرژی جنسی نیز برنامه‌های ایجاد شده توسط نیروهای تاریکی هستند.

همه اساتیدی که ارتباطی واقعی داشتند، از اهمیت و تقدس جنسیت صحبت کردند، از جمله مسیح و مریم مجدلیه.

آمیزش جنسی بخش مهمی از انرژی جنسی است، با این حال، انرژی جنسی بسیار فراتر از آن هم وجود دارد. انرژی جنسی همان نیروی حیاتی ما است. به همین دلیل است که وقتی یک حیوان یا انسان اخته می‌شود، روحِ آزادی‌اش را از دست می‌دهد، و مثل یک گوسفند، اهلی می‌شود.

نیروهای تاریکی دقیقا همین هدف را دارند، یعنی اخته کردن انرژتیک انسان‌ها.

اکنون، بیایید اولین گام‌ها برای حذف این برنامه را برداریم.

نخستین کلید جنسیت مقدس، این است که این انرژی پذیرفته شود، و اجازه بیابد که در درون، بر اساس طبیعت فرد، جریان داشته باشد. اگر این انرژی اجازه نداشته باشد که در درون جریان یابد، ناپدید نخواهد شد، بلکه به انواع اشکال تحریف‌شده ابراز خواهد شد، مانند آنکه در یک دیگ زودپز گیر افتاده است. فقط زمانی که اجازه یابد جریان پیدا کند، مجددا می‌تواند طبیعت حقیقی و اصلی‌اش را متجلی سازد، که همیشه طبیعتی مثبت، سرشار از عشق و هماهنگی است.

این مدیتیشن ایجاد شد تا به ما کمک کند مجددا به طور کامل به انرژی جنسی خود و طبیعت حقیقی‌اش متصل شویم.

لطفا قبل از شروع، همه گام‌ها را تا انتها مطالعه کنید:

۱. جایی را پیدا کنید که بتوانید تنها باشید و مزاحمتی نباشد، جایی که احساس کنید برای حداقل ده دقیقه در امنیت و در انرژی خودتان هستید، و در حالتی آرام و راحت قرار بگیرید.

۲. همه حرکات انرژی، و هر تکانه انرژی که درون بدنتان رخ می‌دهد را رصد کنید. طبیعت اصلی، خام و حقیقی همه این تکانه‌ها را ببینید، ببینید که همیشه خیلی ساده، خواستن عشق بیشتر است، یعنی نیاز به دادن و گرفتن عشق، در همه سطوح: میل به تجربه عشق حقیقی با تمام وجودتان، چه وجود فیزیکی و چه غیرفیزیکی. این را در همه وجودتان ببینید: در شکمتان، در قلبتان، در مغزتان، در ارگان‌های جنسی‌تان، در تمام چاکراهایتان، در همه سلولهای کل وجودتان. اجازه بدهید همه این تکانه‌های خام، اصلی و پردازش‌نشده‌ی منبع آزادانه و کامل درون شما هر جا که قرار است ابراز شوند، هر جایی در بدنتان، ابراز شوند.

به خودتان زمان بدهید.

کبرا

Sunday, January 29, 2017
Mysteries of Isis

532 – آیا حقیقتا رپتایل در ایران هم وجود دارند؟ اگر پاسخ شما مثبت است تعدادشون خیلی کم هست یا زیاد؟ آیا خودشان میدانند رپتایل هستند؟

رپتایلهای فیزیکی بیشتر در امازون، آمریکای جنوبی و غرب افریقا حضور دارند و همینطور پایگاههایی در زیر زمین در انتارکتیکا. اما انسانهایی که کالبد انرژتیک رپتایل دارند میتوانند هر جایی در بین انسانها زندگی کنند بدون انکه کسی متوجه بشود. همینطور که استارسیدها ارواحی از نژادهای فرازمینی و غیرزمینی دارند اما کسی متوجه نمیشود

533 – جسارتا چطور مدعی هستید قانون دوم ترمودینامیک حقیقت ندارد ؟ درحالیکه در آزمایشات بسیار به این مهم رسیده اند؟

همچنین اگر منکر وجود ماده و انرژی تاریک هستید پس در مورد افزایش سرعت انبساط گیتی چه استدلالی دارین؟

سلام، خیلی روی آزمایشات «علمی» و افرادی مثل استیون هاوکینگ یا واینبرگ یا دنیل دنت یا سم هریس که دانشمندان ساخته پرداخته کابال هستند حساب نکنید. در ضمن نگفتیم منکر وجود ماده تاریک هستیم، گفتیم انرژی تاریک وجود ندارد. در مورد انبساط و انقباض جهان هم قبلا در کانال صحبت کردیم.

یک موضوع را خدمتتان بگوییم. حداقل نود درصد علومی که در دانشگاهها و اکادمیها تدریس میشود بیشتر از آنکه به بشر قدرت بدهد، بشر را از توانایی های بزرگتر باز می دارند. تنها علمی که تا حدودی میتواند بشر را از این ماتریکس کنترل ذهن خارج کند فیزیک کوانتوم و مکانیک کوانتوم است که ان هم بسیار محدود است و محدود میشود توسط سیستم. دانشگاهها در نهایت در خدمت دولتها، کارتلها و بانک ها و شرکتهای دارویی و چرخه عظیم مالی پولی داروسازان و واکسن سازان و مواد مخدر هستند نه در خدمت روح انسان. در مورد قانون دوم ترمودینامیک هم توضیحات مفصل است، سر فرصت مطالبی منتشر میکنیم:

-second-law-of-thermodynamics-broken

scientists-have-reversed-the-arrow-of-time-in-quantum-experiment

nasa-finds-evidence-of-parallel-universe-where-time-runs-backward-report

این مقاله هم متاسفانه از اینترنت حذف کرده اند:

of-shiva-and-the-second-law-of-thermodynamics

534 – منبع:کتب فیزیک دانشگاهی. ملاک رد یا پذیرش اصول و قوانین علمی تجربیات آزمایشگاهی هستند
انرژی تاریک عامل انبساط جهان هست که ضد نیروی گرانش اجرام سماوی ست در مخفی سازی حقایق توسط کابال شکی نیست
اما رد اصول و قواعد علمی نیاز به مستندات دارد بیصبرانه منتظر ارسال مقالات شمای گرانقدر هستم

همین حالا چهار مقاله فرستادم دوست عزیز که در همین آزمایشات ثابت شده که این اصل صحیح نیست. در ضمن واقعا شما فکر میکنید کتب دانشگاهی قابل استناد هستند؟ کتب دانشگاهی کدام یک از مطالب کانالی مثل کانال عصر آکواریوس را تایید میکنند که حالا ما به انها رجوع کنیم؟ کتب دانشگاهی عامل تبلیغ شرکتهای داروسازی هستند و عامل تبلیغ ازمایشات و مقالات و «علومی» که پایه و اساس شیمی درمانی است که یک نوع وحشی گری در حق انسانها است. کتب دانشگاهی همان پزشکی و طبی را تبلیغ میکند که به پزشک اجازه می‌دهد با یک عمل جراحی تیموس را از سینه فرد خارج کنند و دور بیندازند و بگویند به نفع شخص است. در صورتی که تیموس در یک سطح فرکانسی معین فعال میشود و بدل به قلب دوم فرد میشود و نقش مهمی در صعود دارد. عرض کردیم قبلا که وقتی یک فرد در مسیر بیداری قرار میگیرد یکی از اصولی که می آموزد این است که سیستم اموزشی هم یک بازوی دیگر نظام و سیستم کنترل است

کتب دانشگاهی باعث شدند مردم طوری تربیت شوند که در برابر افرادی مثل بیل گیتس و آنتونی فائوچی شیاد کاملا بی دفاع باشند، و یک سیستم فاسد تا بن استخوان بیاید نمایشی به راه بیندازد و به نام وضعیت اضطراری که دروغی بیش نیست و نبود مردم را مجاب به استفاده از واکسنهای ژنتیکی کند. کتب دانشگاهی عامل این وضعیت هستند

علم داریم تا علم گرامی . بله. در خصوص علم شیمی و پزشکی فلسفه با حضرت عالی هم نظر هستم
اما در خصوص فیزیک اصول قواعد قوانین فرضیات و نظریات همانند شعر و شاعری نیست که انها را منتسب به شخص خاصی بدانیم
بعنوان مثال گرانش همواره وجود داشته فقط توسط نیوتن فرمولیزه بیان شد و توسط انیشتین تکمیل گردید
باور یا عدم باور در اینکونه محافل جایگاهی ندارد چرا که هر آنچه عنوان شود حتما با طبق روابط ریاضی یا در آزمایشگاه به اثبات برسد صحبت بنده در خصوص رد کردن ماده تاریک، انرژی تاریک و اصل آنتروپی بود
بدین جهت مطالعه همین مقالات که ارسال کردید کفایت میکند یا منتظر منابع دگر باشم؟؟

همچنین خوشحال خواهم شد نظر حضرت عالی در خصوص زمین تخت را بدانم

خواهش میکنم. خیلی از مسایل در علوم ، بر اساس یک سری ازمایشات ظاهرا اثبات میشوند، اما پس از مدتی ضعفهای آن ازمایشات و جنبه های دیگری که ناپیدا مانده بوده روشن میشود، و مشخص میشود که ازمایشات دیگری باید انجام شود. حتی ریاضیات هم همینطور، ریاضیات سطح زمین با ریاضیات سیاهچاله و افق رویداد فرق دارد. فیزیک مقیاس کوانتومی با فیزیک مقیاس اجرام اسمانی فرق دارد. خیلی موضوعات را دانشمندان در ابتدا هیجان زده میشوند و تصور میکنند یا ادعا میکنند که اثبات کرده اند، اما گذر زمان نشان میدهد که اینطور نبوده است. پزشکی هم یک علم دقیق است بر اساس تجربه عینی و امار و ریاضی. در مورد یک دارو یا قرص چند مرتبه نظر دانشمندان و پزشکان تغییر میکند؟ یا چه تعداد دارو وجود دارد که در باره انها همزمان نظرات مختلفی هست؟

حرف ما به هیچ وجه بی اعتبار کردن «نگاه» و «رویکرد» علمی نیست، اتفاقا معتقدیم علم و معنویت باید همراه هم باشند. حرف ما این است که افراد بیدار باید بدانند مراکز و موسسات علمی حقایق علمی را مطرح نمیکنند. مطالب ارایه شده توسط انها دستکاری شده و تحریف شده هستند و به ندرت مطلبی را بدون جهت دهی و بدون دستکاری ارایه میدهند.

در مورد ترمودینامیک در این مقالات مطالب جالبی هست.

در مورد زمین تخت، این اصلا حتی در حد یک نظریه هم نیست. یک برنامه کنترل ذهن برای ایجاد گروههای بحث در اینترنت و ایجاد حوضچه هایی برای گرفتار کردن موج بیداری جمعی است و اتلاف وقت محققان مستقل

ضمن سپاس و قدردانی مقالات رو مطالعه کردم گرامی
گویا طبق آزمایشات اخیر در مقیاس ساب اتمی تا حدودی این قانون زیر سوال رفته. که خود عامل نادرست بودن ابتدای پیامتان
مبنی بر نقض سفر در زمان به گذشته میباشد هرچند طبق فرمایش خودتان قوانین فیزیک
در مقیاس میکرو و ماکرو و سرعتهای نزدیک به نور و مقیاس های نجومی متفاوتند
(تفاوت که نه در اصل مکمل یکدیگرند)

چطور به این نتیجه رسیدید که سفر در زمان به گذشته تایید شده؟ ان قسمت از متن را که باعث شده چنین برداشتی کنید را اینجا پست کنید لطفا

The second law of thermodynamics essentially defines time for us, in the sense that as the arrow of time moves forward, the entropy of an isolated system only increases and can never decrease – it’s why we get older and have finite life spans, or why your coffee eventually gets cold.

That means the high-energy particles can only be detected coming “down” from space, but the team’s ANITA detected heavier particles, so-called tau neutrinos, which come “up” out of the Earth.

The finding implies that these particles are actually traveling backward in time, suggesting evidence of a parallel universe, according to the Daily Star.

نکته اول اینکه، پیر شدن ما در نهایت به دلیل قانون دوم ترمودینامیک نیست. پیر شدن ما به دلیل وجود ناهنجاری اولیه و پلاسمای ناهنجار است موجود در جهان است که در فضا به شکل لایه بسیار نازکی وجود دارد اما در نزدیکی سطح زمین تراکم بسیار چشمگیری دارد و به این علت که در سطح پلاسما عمل میکند از همه چیز از جمله بدنهای ما عبور میکند و سلولهای بدنهای ما دائما در حال «هضم» شدن در این لایه متراکم پلاسمای ناهنجار است. و نقش روح در اینجا کدشکنی پلاسمای ناهنجار و ارائه کدهای لازم برای بقای بیشتر فیزیک است که این توان به انرژی و سطح تکامل روح بستگی دارد و در حقیقت وظیفه استارسیدهای روی سطح است که این کدشکنی را انجام بدهند و حتی نیروهای نور هم از اطلاعات استارسیدها در این زمینه استفاده میکنند.

دوما، انچه متن میگوید که یافته‌ها به شکل «تلویحی» بیان میکنند در حقیقت برداشت نویسندگان مطلب از یافته ها و نتیجه است ان هم در سطح کوانتومی طبق گفته دیلی استار. چیزی هم که میگوید این است که اگر قانون دوم ترمودینامیک را اساس تعریف زمان در نظر بگیریم، پس این ازمایش نشان می‌دهد که ذرات خلاف جهت زمان حرکت کرده اند. اما چه کسی پذیرفت که این فرض یا پیش فرض را اساس و اصل قرار بدهیم؟ اگر قانون دوم ترمودینامیک توسط ازمایش رد شده، پس چرا باید نتایج و یافته های این ازمایش توسط همان فرض یا قانونی که رد شده شرح داده بشوند؟

این یک برداشت است نه خود یافته ها و نتیجه عینی آزمایشات.

در نهایت دوست گرامی سفر در زمان وجود ندارد. این یک ایده انحرافی و اشتباه است. میتوان جنبه ای از اینده را یعنی یکی از امکانات و احتمالات را دید، اما همین، شما نمیتوانید انطور که فیلمها و رمانهای علمی تخیلی نشان میدهند به گذشته سفر کنید یا واقعا به اینده سفر کنید. این ایده هم چیزی است که ریشه در حقیقت ندارد.

سفر در زمان ایده ای است که باعث میشود مردم و انسانها تصور کنند اراده ازاد بی معنا است. و این کنترل ذهن است

535 – درود. می شه لطفا اون بخش که درباره‌ی تیموس، جراحی و درآوردنش و ضرورتش برای تبدیل شدن به قلب دوم در سطح فرکانسی معین فرمودین رو توضیح بیشتری بدهید یا اگر قبلا در سایت یا کانال نوشته یا مقاله‌ای پیرامونش هست، من رو ارجاع بدین بهش؟ پیشاپیش ممنونم.

غده تیموس یکی از غدد بسیار کلیدی در دریافت اگاهی روحی بالاتر است و مستقیما متصل است به چاکرای ستاره روح. فعال شدن تیموس و سپس تالاموس در ابتدای بیداری باعث اتصال به میدانها و اگاهی مورفوژنتیک و کسب بیداری درباره هویت روحی و هویت جاودانه روح می‌شود. اما پزشکی چیزی از این موضوعات نمیداند

پزشکی مدرن هزاران سال با فهمیدن اینکه غدد بدن مثل تیموس، تالاموس، هیپوفیز، صنوبری و غیره نقش ترجمه کنندگان اگاهی روحی به کدها و وارد کردنشان به خون را دارند فاصله دارد

536 – درآوردن لوزه ها ویا آپانتیست هم به این مسائل متافیزیک مربوط میشه؟

اپاندیس نقش بسیار مهمی در فراهم کردن انواعی از باکتریهای مفید دارد که باعث تقویت سیستم ایمنی در ارگان‌های گوارشی می‌شوند و پاتوژنها و عوامل بیماری زا را خنثی میکنند. در طب سنتی هندوستان و چین همیشه به نقش مهم این ارگان اذعان شده اما پزشکان مدرن تازه متوجه نقش اپاندیس در افزایش ایمنی بدن شده اند‌. یکی از دلایلی که اپاندیس مشکل پیدا میکند عدم توانایی فرد در هضم و پذیرش واقعیت جدید است. که این موضوع هم متاسفانه در نظر گرفته نمیشود و در درمان جایگاهی ندارد

لوزه ها هم بخشی از همان سیستم لنفاوی هستند که تیموس هم بخشی از آن است. در کل طبیعتا هر عضوی از بدن نقش خودش را دارد شاید اهمیت انها یکسان نباشد و یا فقط سیستم ایمنی باشد اما بی فایده و بی مصرف نیستند کارکرد خودشان را دارند

537 – گرامی منظور از “الهه” درین پست چیست؟ و در مورد الهه گان هند باستان ایزدان ایران باستان مصر و یونان نظرتان چیست؟

آیا یکسان هستند با نامهای مختلف؟

منظور جنبه زنانه و مادرانه ی منبع افرینش است که هزاران سال است روی زمین سرکوب شده است

خیر یکسان نیستند. هر کدام از الهگان از جمله الهگان ایران مثل آناهیتا، مصر مانند آیسیس، شرق دور مثل کوان یین، ارواح بسیار متکاملی بودند که جنبه هایی از انرژی مادرانه و زنانه منبع را به زمین آوردند. هزاران سال پیش انسانها این الهگان را می‌پرستیدند اما حقیقت آن است که این سطح ادراک و تکامل بشریت بود، نه توقعی از سمت ارواح متکامل. و بعدها تحریفاتی هم در آیین های برخی از الهگان وارد شد. اما در سطوح اگاهی بالاتر از بعد سوم افراد و ارواح واقعا پرستیده نمیشوند، بلکه این انرژی و اصل مادرانه منبع آفرینش است که ستایش میشود و با ان اتصال برقرار میشود. ارواح و افراد متکامل هم مورد احترام هستند و از راهنمایی هایشان استفاده میشود.

538 – در رابطه با مولانا و شمس چقدر میشه اعتماد کرد به سخنانشون ایا تکامل داشتند یا بی جهت بزرگشون کردن؟

افراد معنوی بودن خب و دانشی هست در اشعار مولانا، خردی هست، میتواند الهام بخش باشد. اما صادقانه فکر میکنم افرادی که به سطح قابل قبولی از بیداری میرسند این مراحل را گذرانده اند تا حدودی عرفان شرقی را خوانده اند الهاماتی که لازم داشته اند را گرفته اند و حالا به دنبال اطلاعات پیشرفته درباره وضعیت زمین و ازادسازی زمین هستند. دوره عرفان هم به شکلی گذشته ما در شرایط فوق العاده مهم و لحظه تاریخی بسیار حساسی هستیم. افراد واقعا بیدار میدانند لحظه حساس یعنی چه. استارسیدها سالها است تحت انواع فشارها در تنهایی در مشکلات مالی اجتماعی سیاسی کار میکنند برای شبکه زمین برای ازادسازی کسانی هستند خیلی بیشتر از ما زحمت میکشند و فداکاری میکنند اینها اصلا وقتی برای عرفان و شعر ندارند اینها زندگیشان در حرکت و کار است در اگاهسازی دیگران است. بنابراین من برای مولانا احترام قائلم اما خیلی وقتی برای پرداختن به اینها دیگر نمانده. جهانی مطلب باید اموخته شود و فهمیده شود و وقت هم کم است

539 – درود لطفا میشه راجب پرتال توضیح بدین

سلام، پرتال نقطه ورودی از یک بعد یا دایمنشن به بعد و دایمنشن دیگر است. پرتال نور یعنی درگاه انرژتیک که از طریق آن نور میتواند از ابعاد بالاتر وارد ابعاد پایینتر یا سطح فیزیکی بشود. مثلا نور و انرژی با ارتعاشات بسیار بالا میتواند از سطح بودیک وارد سطوح پایینتر بشود.

540 – چند سوال سولمیت چیست و چه معنی دارد؟ دوم معنی گرند تراین یعنی چی؟ سوم سوریا موجود کیهانی است که خورشید مارا بعنوان جسم فیزیکیش دارد را من متوجه منظورشون نشدم یعنی از خورشید ما ساخته شده یا در خورشید زندگی میکنن و کارشون چیه و چه نقشی دارن؟

در ماندالای خانواده های روحی برخی ارواح هستند که از نظر ارتباط و اتصال روحی و سطح و کیفیت ارتعاش نزدیکتر به هم هستند، اینها سولمیت هم هستند.

گرند تراین یک ارایش آسترولوژیک سه گانه بین سه جرم یا منبع مهم اسمانی است که این ارایش سه گانه باعث تمرکز انرژی های ورودی از سه منبع به سیاره ای میشود که از دیدگاه ان سیاره گرند تراین دیده میشود.

خورشید و در کل همه ستارگان تجسم فیزیکی یک اگاهی معین هستند یا میتوانند باشند. اگاهی (موجود اگاه) خورشید منظومه شمسی ما را در اساطیر هندوستان سوریا مینامند. خورشید اگاه است و اگاهی دارد و این را هنوز هم بسیاری از مردمان به ظاهر غیرمتمدن و بومی مثلا در افریقا میدانند و به خاطر دارند و مناسک مشخصی دارند نه تنها برای اتصال به خورشید بلکه برای اتصال به اگاهی زمین و حتی مردمان دوگان در افریقا به ستاره های سیریوس متصل میشوند. اما این را ارکانها دانشش را حذف کردند و از اگاهی جمعی بشر حذف کردند. در قرون وسطی ارکانها از طریق کلیسا افراد صاحب این اگاهی ها و دانش را به نام جادوگر میگرفتند و در موارد بسیار متعددی میکشتند و می سوزاندند. مسیحیان اسپانیایی هم وقتی وارد تمدنهای آمریکایی شدند بسیاری کتابها و کتابخانه ها را از بین بردند و بسیاری از ان اقوام را به این جرم که حاضر نشدند مسیحی بشوند از بین بردند. این کار را ارکانها برای از بین بردن تمدنهای ریشه داری که هنوز ارتباطی ارگانیک با جهان، زمین، خورشید، خورشید کهکشان و ستاره ها داشتند انجام دادند. همینطور ستایش و پرستش الهه را شدیدا مورد حمله قرار دادند چون ان هم چیزی بود که طبیعی بود و در ذات و روح الهی انسان وجود دارد. ستایش الهه چیزی نیست جز ستایش عشق، ستایش زیبایی، ستایش مادر و ستایش زن که این ستایش بخشی از روح الهی انسان است. این ها را همه را حذف کردند چون تا اینها بود نمیشد انسانها را کاملا تحت کنترل ذهن در اورند. نمیشد روح انسانها را تسخیر کنند.

541 – در مورد خلق یا دستکاری نژاد های مختلف بشر توسط انواع نژاد بیگانه همچنین آیا با ترجمه الواح سومری هم نظر هستید؟
که بشر امروزی در آزمایشگاه انکی فرزند ارشد آنو از تغییر و ترکیب ژن ایگیگی ها و خون خودشان ساخته شده؟

انسان توسط نژادهای منفی و ارکانها خلق نشد، بلکه دچار دستکاری و مهندسی ژنتیک شد و هنوز هم انها همین برنامه ها را دنبال میکنند (مثلا در همین پندمیک و برنامه واکسن های ام ار ان ای) و دلیلش این است که نتوانسته اند کاملا ذات الهی انسان را نابود کنند. علتش هم این است که روح را نمیتوانند نابود کنند، انها به انرژی روح نیاز دارند، و روح هم یک موجودیت اگاه است که میتواند کدشکنی کند. این تناقضی است که انها گرفتارش هستند. اما تا به حال به هر حال لطمات زیادی ایجاد کرده اند. با ترجمه زکریا سیچین از الواح خیر موافق نیستیم. زکریا سیچین مهره فراماسون کابال و در خدمت ارماگدون بوده و چند سال قبل هم همین را گفتیم. انوناکی هم صرفا نقابی است برای نژاد رپتیلین.

نژاد انسان نژادی دستکاری شده اما در نهایت ذاتش و اسانس و بلوپرینت و طرح اساسی اش ذات و اسانسی الهی است.

542 – آیاد نژاد انسان منظور روح انسان گونه ( فرشته-نگهبان) است یا فقط جسم انسانی، منظورم این است که آیا انسانهای فیزیکی که الان وجود دارند همگی روح و اسانس الهی هستند یا بعضا فقط فیزیک انسانی دارند و آگاهی غیر الهی و مثلا رپتایلین دارند، آیا اگر فیزیکی با ظاهر انسانی روح انسان الهی نداشت به این معنی است که روحی دارد غیر الهی و جدا از منبع؟ مثلا آیا سورسِ روح یک رپتایل یا درکونیَن حتی در قالب فیزیکی انسانی غیر الهی است؟ شرمنده طولانی و پیچیده پرسیدم و ممنون از صبر و پاسخگویی

دوست عزیز همه انسانها دارای روح نیستند، و آنهایی که روح دارند هم در یک سطح نیستند، بسیاری دارای روحهای کوچک هستند و تعداد معدودی هم دارای روحهای بزرگ.
تعدادی صرفا کلون هستند و تعدادی هم دارای کالبد انرژتیک خزندگان هستند که مسیری غیر از نور ارگانیک منبع دارند.
تمام موجودات دستورکار بیگانگان منفی به دلیل جدا افتادگی از این نور، به دنبال صعود غیر ارگانیک هستند که امکان پذیر نخواهد بود.

از کجا می‌شه فهمید روح داریم یا کلون هستیم یا کالبد انرژتیکمون چیه؟

اونایی که کالبد انرژتیک خزندگان رو دارن راهی نیست تغییر کنن و به سمت نور ارگانیک منبع بیان؟

انسانی که روح دارد اختیار و اراده و اقتدار هم دارد و میتواند به روحش وصل شود و با اراده انتخاب کند.
انسانی که روح دارد در برابر تاریکی، جنایت و دروغ و فریب عکس‌العمل نشان میدهد و با دیگران حس همزادپنداری دارد و در برابر دنیای اطراف احساس مسئولیت می کند.

ممکن است برخی از آنها به سمت نور باز گردند. انتخاب با آنهاست.

چگونه افرادی دارای روح نیستند از کجا بفهمیم که طرف روح دارد یا خیر؟

البته تصور من از روح کوچک و بزرگ این است که طرف با اعمالش باعث به کمال رسیدن وجود خویش یا از بین بردن روحش می شود.

انسانی که روح ندارد یا اتصالش با روح به طور کامل قطع شده است لنگر و محور اخلاقی ندارد و مانند کشتی بدون ناخدا در جهان زندگی میکند و مثل یک پوسته است که آماده است توسط هر موجودیت دیگری تسخیر شود.

برخی اوقات سطح ارتعاشات فرد به شدت کاهش پیدا میکند، در آن حالت اتصال روحی هم بسیار ضعیف میشود و فرد اسیب پذیر است. در صورت تماس با انرژیهای بسیار ارتعاش پایین یک موجودیت منفی میتواند اتصال فرد با روحش را به کل قطع کند و جای روح را بگیرد. در این موارد فرد تغییر شخصیت میدهد و دیگر خودش نیست. انرژی اش از ان چیزی که بود (مثلا غم و افسردگی خیلی شدید) هم تغییر میکند و تبدیل میشود به ازارگری و پرخاشگری و انرژی بسیار منفی تر و یا خباثت. استفاده از مواد مخدر صنعتی سنگین هم این ریسک را دارد.

543 – لایتورکرها کی هستند هر کسی در مسیر نور باشه و به نور خدمت کنه لایتورکر هست؟
یعنی هر انسانی میتونه لایتورکر باشه در مورد استارسیدها هم ممنون میشم بهمون آگاهی بدید

بله هر انسانی میتواند انتخاب کند که به نور خدمت کند و لایتورکر باشد، هرچند لایتورکرها معمولا ارواحی هستند که در تناسخ های قبلی هم همین اهداف را دنبال کرده اند و معمولا ارواح متکاملی هستند ، اما این راه برای همه باز است. همه انسانها می‌توانند در خدمت نور باشند، همه انسانها میتوانند به گسترش اگاهی کمک کنند. اما برخی فعالیتهای خاص هست مثل کار روی شبکه و گریدورک و غیره که نیاز دارد فرد استعدادهای خاصی داشته باشد و انها را فعال کرده باشد.

استارسید یعنی روحی که از زمین نیست. یا به علت ماموریتی اینجا امده و یا نمیدانسته زمین چه وضعی دارد و نمیدانسته این سیاره در قرنطینه است، وارد شده و گرفتار شده است. اما عموما وقتی گفته میشود استارسید منظور ارواح متکاملی هستند که ماموریتی دارند‌ در جهت ازادسازی زمین

 استارسید ها چطور میتونن به علت اصلی و ماموریت اصلی خودشون پی ببرن ؟
(البته اگر پاسختون مراجعه به قلب شون هست ،یا سوال از خود برترشون ، اگر امتحان کرده باشن و پاسخی دریافت نکرده باشن چی ؟ )
– اگر استارسیدی ندونه که ماموریت ش چی بوده ، بعد از ترک زمین ،آیا برای این عدم یادآوری خیلی شرمنده خواهد بود و مجبور به بر عهده گرفتن ماموریتی دیگر خواهد بود؟

مسله اینجا هست که اگر کسی متوجه نشود اصلا کجا هست و چه باید میکرده استارسید میتواند باشد.او چگونه فهمیده استارسید هست و نمیتواند بفهمد ماموریتش چیست؟

544 – چگونه سرخ پوست ها با نژاد مرکزی کیهان ارتباط داشتند ولی کماکان در مراسم های پرستش خدایان به طور گسترده انسان قربانی می کردند؟

همچنین همین پرسش در مورد مصر باستان به نحوه ی دیگری مطرح می شود.
اگر فرازمینی های مثبت با مصری ها ارتباط داشتند چرا این همه برده داری در مصر رواج داشت؟

در برخی تمدنها و فرهنگهای بکر و طبیعی، این ارتباطات وجود داشته به دلایلی مانند وجود برخی پرتال ها، دروازه های ستاره ای و ورتکسهای انرژی که در ناحیه محل زندگی آن قوم یا قبیله وجود داشته و طبیعتا این ارتباطات باعث پیشرفت روحی و تکامل آنها می‌شده. به همین دلیل جناح منفی همواره سعی کردند تا این مردمان را منحرف کرده و از مسیر مثبت دور کنند با روشهای مختلف. یا مثلاً برخی از آنها با نژادهای فرازمینی مثبت در ارتباط بودند اما پس از اینکه آن نژادها زمین را ترک کردند تمدن‌های شکل گرفته به تدریج افت کیفیت و نزول آگاهی را تجربه کردند. همین حالا هم در همین سرخ پوستها هم افراد بسیار روشن وجود دارند هم افرادی که به انواع انحرافات دچار شده اند.
به همین دلایل است که میبینیم در برخی تمدنها و گروهها انحرافاتی بوجود می آید.

545 – بهره کشی آن روحانیتها از روح یا خون قربانی به چه صورت هست؟

در خصوص زلزله های ترکیه و کشتارهای دسته جمعی عزیزی اظهار داشتن ارواح قربانیان حادثه به جهت ایجاد گیتهای ضلع تاریک استفاده میشوند.
و این موضوع با قربانی منافات دارد نظر گرامی درین خصوص چیست؟

قربانی خون یکی از سطوح پیشرفته فریبهای آرکانی در حوزه مناسک شیطانی است  که از طرف گروه اوریون توسعه داده میشود. اساسا وقتی آنها نیاز به قدرت بیشتر برای رسیدن به منافع مادی یا هدف خاص دارند این کار را انجام می‌دهند و یا مثلا برای پاکسازی چیزی، اعتقاد دارند که با استفاده از خون کودکان میشود به این اهداف دست پیدا کرد. در بیشتر اوقات آنها کودکان را میدزدند یا اینکه یک خانواده شیطان پرست، کودکش را برای مناسک شیطانی در اختیار آنها قرار می دهد. غارت و دزدی از یتیم خانه ها به همین دلیل انجام میشود.

دستورکار بیگانگان منفی انسانهایی را در جایگاه‌های خاص قدرت به عنوان عروسکهای خیمه شب بازی قرار میدهند تا تعداد زیادی از کودکان را بدزدند. این افراد در واقع توسط موجودات اهریمنی تسخیر شده اند، به این معنی که این افراد دیگر تحت کنترل خودشان نیستند و توسط یک بیگانه کنترل میشوند وعملا دیگر انسان نیستند.

تحت عملیاتهایی به نام عملیات سیاه، گروههای نظامی در آزمایشگاههای زیرزمینی کودکان را قربانی می کنند و در ازای آن تکنولوژی های پیشرفته دریافت می کنند.

جنگهایی که توسط جناح منفی ایجاد میشود در یک سطح عمیق مناسک قربانی خون در مقیاس وسیعتر هستند.
یا عملیات‌های تروریستی برای مثال تیراندازیهایی که در مدارس ایالات متحده صورت میگیرد و بچه ها کشته میشوند. این اقدامات انرژی منفی زیادی در راستای اهداف منفی وارد شبکه زمین می کند.

546 – آیا نژادی به نام الوهیم داریم واین نژداد مربوط ابر فرشتگان هستند؟

«دقت کنید که Elohim و Seraphim کمی از Elohei و Seraphei انحراف دارد. دو نژاد الوهی و سرافی خط تبارهای اصلی هستند. اما برخی الوهیم ها پسرفت کرده و به انچه انو-الوهیم خوانده شد بدل شدند، که انوناکی متجاوز را خلق کردند تا با محافظان نژاد انسان مبارزه کنند.

نژاد انسان مخلوق انوناکی نیست، بلکه بیشتر و مستقیما به خط الوهی مربوط است. برخی سرافی ها هم به سطح سرافیم نزول کردند…»

بخشی از مقاله دکتر نوئل هانتلی

547 – در‌مورد برگشت پادشاه دراگون میتونید چه مطالبی میتونید بیان کنین که منتظر برگشتش هستند؟

منظورتون انرژیهای سولار دراگون هست ؟

بله 

این انرژی در حقیقت طرح خالق برای بازیابی تعادل و وحدت در نور درونی آگاهی کریستوس کیهانی است که تمام انسانها از طریق آن به سیستم‌های ستاره‌ای و لوگوس خورشیدی در کالبد نوری آلبیون متصل می‌شوند.

انرژیهای پادشاهی سولار ریشی و سولار دراگون در حال بهم پیوستن در سرتاسر شبکه های کریستالی هستند که نقشه هولوگرافیک آسمانی بسیاری از ستاره ها و صورتهای فلکی منتقل کننده تکنولوژی آگاهی های پلاسمای مایع ارگانیک را نگه می‌دارند و سنتز خورشیدی را سرعت می‌بخشند. این یک فرآیند همزیستی خورشیدیست که ماده فیزیکی را با کدهای پلاسمای اشعه خورشیدی در سرتاسر شبکه سیاره ای تلفیق می کند، و در ادامه به ‌حفاظهای پلاسمای سوفیانیک و حفاظهای عنصری دراگون رنگین کمانی که بخارهای کریستالی را به مایعات و آبها تبدیل می کند، انرژی میبخشد. این حفاظ های پلاسمای مایع طراحی شده اند که مواد عنصری را بازکدگذاری کرده و آبها، مایعات و گازهای اختری آلوده را در ماتریکس کریستالی سیاره و سیستم کنترل مایعات بدن انسانها خالص سازی کنند. این در حقیقت بازسازی کمربند ماتریکس کریستالیست، بطوریکه کدهای خورشیدی، کریستال های پلاسما را در شبکه وسیع ماتریکس عصبی ما روشن کرده، و ماتریکس سلولی را در استخوان ها، خون، پوست و بافت‌ها بروزرسانی می کند تا اینکه کدهای پلاسمای مایع دریافت شوند.

افزایش سولاریزاسیون بر شبکه سیاره در نواحی ستاره ای به سرعت در حال انجام است، یعنی جاهاییکه مراکز ستاره ای با لایه های متعدد شبکه های کریستالی و شبکه های مداری مورب الماسی مجددا متصل میشوند و به شبکه های اصلی کنترل کننده در آلبیون نیرو می دهند. و این شروعی برای ساخت فرکانس های بالاتر اشعه پلاسمیک مایع تا سطحیست که میدان مغناطیسی سیاره به شکل تصاعدی تضعیف می شود. میدان مغناطیسی تا حدی تغییر می کند که کشش گرانشی کمتر شده و باعث فرو ریختن حصارهای فرکانسی بیگانه و تکنولوژی کنترل کننده آنها می شود، و نتیجتا تغییر شکل مواد خام در مواد فیزیکی و ماتریکس های کالبد ذهنی شروع می شود. تغییرات در میدان مغناطیسی می تواند بر تعادل الکترومغناطیسی بین سمت راست و چپ بدن اثر بگذارد. کالبد نوری خودش را با وضعیت چینش ارگانیک صحیح راست و چپ به سمت ستاره شمالی و خطوط زمانی آینده هماهنگ می کند.

تغییر شکل مواد فیزیکی در طول فازهای سنتز خورشیدی به معنی فعالسازیهاییست که در آنها کالبد آنجلیک انسانها بیدار شده و فرم های کالبد نوری ساخته می شوند تا کدهای پلاسما دریافت شود، و تبدیل به یک کالبد نورانی پلاسما در زمان ابدی حال شود. برای تجسم نور پلاسمای مایع، هر کدام از ما باید هرآنچه جعلی، مصنوعی و منسوخ است را حذف کنیم، در حالیکه مآمن درونمان را قویتر کرده و آن را با هویت منادیک‌ صحیح خود ادغام کنیم، که این موضوع در مراحل پایانی خود باعث تولد کریستوس درونی از پلاسمای مایع می شود. خویشتن معنوی صحیح در حقیقت هویت منادیک‌ است که خود را در هسته یا بخش میانی کالبد فیزیکی جای می دهد، و هسته خویشتن معنوی، مرکز لنگر کالبد نورانی پلاسماست که در زمان ابدی حال قرار دارد.

فعالسازی هسته کریستالی و کالبد خورشیدی باعث ایجاد کالبدهای انرژی پلاسمای وسیعی می شود که از طریق مراحل یونیزاسیونی هدایت می شود که در عمق زمین و روی سطح در حال انجام است. پلاسما یک گاز بسیار داغ است که در آن الکترون ها از اتمها جدا شده اند. برای اینکه پلاسما وجود داشته باشد یونیزاسیون لازم است. یونیزاسیون فرآیندیست که در آن یک‌ اتم یا مولکول با از دست دادن یا کسب الکترون ها دارای بار منفی یا مثبت می شود.

پلاسما دارای یک شکل معین یا یک حجم مشخص نیست مگر آنکه در یک فضای بسته قرار گیرد و به این دلیل است که برای آنکه نور کیهانی هیدروپلاسمیک کریستوس در درون جای گیرد، بایستی معماری کریستوس ساخته شود. این موضوع همچنین کمک می کند تا بتوان توضیح داد که چگونه موجودیت فیزیکی ما تحت یک فرآیند کاهش تراکم ماده قرار می گیرد تا به حالتی دیگر که بیشتر شبیه مایع است تغییر کند. همینطور که تعداد الکترون ها را از طریق یونیزاسیون تغییر می دهیم، از طریق اضافه کردن پروتون ها از فعالیت خورشیدی و نور پلاسما از یونیزاسیون هسته کریستالی، ترکیبات اساسی کالبد عنصری ما تراکم از دست می دهند.

همینطور که به‌تدریج قادر می شویم نور پلاسمای مایع را هدایت کنیم، می توانیم ساختار اتمی بدنمان را از پایه کربن به ترکیبات سبک‌تر و با تراکم کمتر سیلیکات تغییر دهیم. این یک مرحله از فعالسازی ماتریکس سیلیکات در ساختار روحانی – بیولوژیکی است. این تحول از طریق تغییر در تعداد الکترون هایی انجام می شود که در ساختار اتمی و زیر اتمی ما گرفتار هستند. این فرایند عناصر جدیدی را به قلمروی مادی اضافه می کند که قبلا موجود نبودند.

548 – با عرض پوزش چطور میشه فهمید که بذر ستاره ای هستیم یا نه

کسانی که توانایی های روحی برتری دارند مثل تلکینزی، تلپاتی خیلی قوی، یا شهود و دریافت اطلاعات خیلی قوی، و راهنمایی و هدایت درونی خیلی قوی ای دارند که بذر ستاره ای هستند و متعلق به زمین نیستند، ممکنه واقعا بذر ستاره ای باشند، در هر صورت خیلی هم موضوع کلیدی ای نیست، چه از زمین چه از پلایداس، چه از سیریوس چه از ارکتوروس چه از نژادهای دیگر، مهم کاری است که انجام میدهیم و کمکی که میکنیم. کار ما مهم است و کمک ما نه عناوین و القاب

دوستان در مورد استارسید یا بذرستاره ای توضیحی بدم اینکه دوستانی میان مطرح می کنن که ما دریافت‌هایی داشتیم از بچگی متفاوت بودیم، احساس می کنیم متعلق به زمین نیستیم، خوابهای عجیبی میبینیم و …. سوال می کنن که آیا ما استارسید هستیم یا انتخاب شدیم؟
پاسخ اینه همه انسانها کم و بیش این دریافت‌ها رو دارند و اینها نشانه خاصی نیست. همه انسانها در حال حاضر تحت انرژیهای جدید هستند و طبیعتا دریافت‌هایی دارند. ضمن اینکه برچسب استارسید و لایت ورکر اساسا مهم نیست. کسی که عشق رو فهمیده و در قلبش عشق داره و صادق هست این برچسب ها واسش مهم نیست و برای انسانهای دیگر احساس مسئولیت می کنه، مگر اینکه بخواد با این عناوین برای دیگران ژست بگیره.

549 – یک موضوع رو میخواستم بدونم در مورد بیداری معنوی استحاله معنوی چنین چیزی وجودداره واقعا یا در حد نظریه هست ،و آیا رابطه جنسی میتونه بلاک کنه آگاهی رو و انسان رو در ماتریکس نگه داره یا خیر ممنون میشم بگین ،چون شنیدم یکی از راههای بيدار کندالینی سکس هست آیا درسته این اطلاعات؟

معاشقه قلبی همراه با رابطه روحی عمیق بزرگترین کلید تکامل انسان است رابطه جنسی ای که همراه با دوست داشتن و رابطه قلبی باشه به رشد اگاهی کمک بسیار بزرگی میکند و ارتعاشات رو فوق العاده افزایش میدهد

550 – لطفا نظرتون را هم در مورد میدان های شعوری یا همون حلقه ها که توسط،محمد علی طاهری تخت عنوان عرفان کیهانی حلقه معرفی میشود را بیان کنید ایا این میدانهای شعوری همان شبکه های اگاهی که الان فرمودین هستن یا چیز دیگریست؟ بتازگی دیدم که این میدانها و تاثیراتش بروی انسان و حتی اشیا در ازمایشگاه هم ثابت شده

معنای مفاهیم هر عرفانی را دنبال کنندگان آن عرفان باید شرح بدهند ما قبلا درباره عرفان حلقه و سایر عرفانها و یا ادیان و یا مکاتب نوظهور هم خیلی مختصر صحبت کردیم و گفتیم که حس میکنیم و فکر میکنیم که برای دریافت بالاترین اگاهی دیگر نیازی به یک چارچوب ایدئولوژیک نداریم، و در کل با یک چارچوب ایدئولوژیک اصلا نمیتوان حقیقت بالاتر عصر حاضر را دریافت.

عرفان حلقه را به هیچ فرد بیداری توصیه نمیکنیم، همچنین هیچ نوع رابطه ای که در ان استادی همه جوانب زندگی فکری و روحی شما را تحت سلطه خودش داشته باشد و اقتدار شما را تحت الشعاع قرار بدهد و در ان رابطه شما نتوانید روی خودتان و هدایت درونی خودتان تکیه کنید و وارد قراردادهایی بشوید که نمیدانید چه عواقبی دارند. همینطور که بارها و بارها در سالهای گذشته گفتیم دوره مرشد و مریدی گذشته

دوره بیداری یک یک انسانها است و هر یک از ما به شرط انکه صادقانه به هدایت درونی و الهی خودمان متصل شویم می‌توانیم استاد خودمان باشیم

551 – اینکه گفته میشه داخل مدیتیشن های گروهی مخصوص مدیتیشن های که لیدر گروه را نمیشناسین و یا چهره به چهره ندیدینشون درسته ؟
همچین مدیتیشن های گروهی ماه کامل را توصیه نمیکنن ..

خیر درست نیست. در مورد منفی بودن ماه کامل که این صرفا یک خرافه است، در مورد شناختن لیدر، اصلا مدیتیشن‌ جمعی لیدر ندارد. ببینید دستور و هدف مدیتیشن با هدایت درونی خودتان سازگار است یا خیر

یکی دیگر از کارهایی که کابال کرد ترس و وحشت بزرگ نسبت به ماه کامل بود، و حتی نسبت به خود سیاره ماه، طوری که بعضیها حتی میترسند به ماه نگاه کنند. و بارها توضیح دادیم در کانال که ماه کامل یک رویداد استرولوژیک و یک فرصت است، مثل خورشیدگرفتگی، مثل گرند تراین ها، مثل کانجانکشنها، تاریکی و جادوگران سیاه کابال از ماه کامل استفاده میکنند برای انجام مناسک تاریک خودشان، اما همان مناسک را در فیلمها و رمانها به انسانها نشان میدهند تا انسانها را از ماه کامل بترسانند مبادا انسانها به این فکر بیفتند در زمان ماه کامل خودشان از این فرصت استفاده مثبت و سازنده ای داشته باشند و با اقدامات کابال با استفاده از اگاهی و امکانات روحی خودشان یعنی اگاهی جمعی انسانها و وحدت این اگاهی مبارزه کنند

مدیتیشن‌ امکانات اگاهی بشر است که پنهان و مخفی شده و بخشی از سرکوب اگاهی و قدرت انسانها همین پنهان کردن امکانات اگاهی شان است. و ایجاد سردرگمی، ترس، تردید، ایجاد گروههای جعلی برای تولید محتواهای اشتباه جهت تولید اشفتگی در فضای بیداری. هر کسی چیزی بگوید تا افراد بین صحبتهای متناقض سردرگم شوند و اعتمادشان را به این دانش به کل از دست بدهند‌. اما توصیه ما این است که از عقل سلیم و منطق و همینطور قبل از همه اینها از خرد و نور درون خودمان استفاده کنیم. چطور یک سیاره به بزرگی ماه می تواند به کل منفی باشد؟ علتش چیست؟ پایگاههای منفی؟ پایگاههای منفی روی زمین نیست؟ کابال روی زمین نیست؟ نیروی تاریک روی زمین نیست؟ شاید باید از زمین هم بترسیم یا ان را منفی بدانیم و با اگاهی زمین قطع اتصال کنیم یا حتی نگاهش هم نکنیم ؟ اینها مشتی خرافه بیشتر نیستند دوستان، هر ماه یک بار ماه کامل رخ میدهد و فرصتی است برای مدیتیشن جمعی بسیار قوی و اثربخش. کابال نمیخواهد این فرصت را انسانها بشناسند. ماه کوچک است نسبتا اما فاصله اش به زمین ناچیز است به همین دلیل اثر قوی روی زمین دارد و میتواند مانند یک لنز و پرتال به نیروی افکار جمعی انسانها تمرکز بدهد

552 – ینی از ماه کامل میشه برای ارتباط با جادوی سفید ، فرشته ها و …استفاده کرد ؟ بدون مربی فقط با مدیتیشن؟

جادوی سفید نیاز به آموزش دارد و کار هر کسی هم نیست. مدیتیشن موضوع دیگری است. مدیتیشن جمعی در واقع برای وحدت بخشیدن به قصد مثبت افراد است تا یک فکر، تصویر و سیگنال واحد را با قدرت کافی بسازند و وارد میدان آگاهی جمعی و شبکه نوری سیاره کنند

553 – قبلا جادوی سفید به برای جلب محبت جنس مخالف ذکر میشد…نظرتون در رابطه با علوم غریبه و سرکتاب و تعبیر خواب که بین ایرانیها رایجه چیه؟

نود و نه درصد این ها سودجویی و دروغ هست نه تنها در ایران بلکه همه جای دنیا، و فارغ از دروغ و راست بودنش خب یک استفاده سطح پایین و مبتذل از جادو است که بین عوام وجود دارد. فلانی عاشقم بشود فلانی بیاید فلانی نرود و غیره. اینها مسایلی است که انسانها باید با عقل و منطق برای خودشان حل کنند ان هم ریشه ای و درست مشکل را در وجود خودشان حل کنند.

علوم غریبه سطوحی دارد، سطوح اکالت و عمیق و مهم آن اصلا در دست عموم مردم نیست، گروههای سری و مکاتب سری هر کدام بخشی یا بخشهایی از ان را در اختیار دارند و استفاده های گوناگون میکنند اما به دست عموم مردم نمی رسد و یک فرد هم باید سالها مطالعه و تحقیق و تجربه و سفر کند تا شاید به بخشی از ان دست پیدا کند.

554 – یه سوال داشتم در مورد صنعت دارو و داروهای شیمیایی انواع و اقسام ویتامین ها و مکمل ها که براشون تبلیغ میشه و القا میشه که بدن بهشون نیاز داره اما از طرفی باعث وابسته شدنم هست از طرفی شنیدم بدن انسان توانایی هیلینگ خودش رو داره این حجم از تبلیغات هم تحت تاثیر نیروهای تاریکیست؟

سیستم پزشکی فعلی سیستمی است که راکفلرها ایجاد کردند. صدها مخترع داروهای واقعی درمان سرطان کشته شدند در سراسر جهان و کارهایشان نابود شد تا این چرخش مالی عظیم دارویی و صنعت بزرگ داروهای شیمیایی جریان داشته باشد. تا بیمار نباشد دارو هم ساخته نمیشود و پولی هم نیست. این منطق سیستم پزشکی راکفلری است. همان کسانی که نیکلا تسلا را حذف کردند از صحنه. خب این ریشه و اساس سیستم پزشکی است معنایش این نیست که پزشکان انسانهای بدی هستند معنایش این است که سیستم از اساس مشکل دارد و با اهداف نادرست ایجاد شده است

555 – شما این مدل کیهان‌شناختی که ناسا ارایه می کند که زمین یک sphere است که با سرعت مثلا 1000 مایل در ساعت در چرخش است و خورشید 150 میلیون کیلومتر از زمین فاصله دارد حجم یک میلیون سیصد هزار برابری زمین دارد و همه چیزهایی که به عنوان «آگاهی های رایج» جا افتاده را تایید می کنید؟

زمین تخت

نخست آنکه، از دیدگاه ما، زمین تخت نیست. ما معتقدیم اگر از یک نقطه زمین شروع به حرکت کنید و یک مسیر مستقیم را ادامه بدهید به نقطه اولیه باز خواهید گشت. ما می‌دانیم که یونانیان باستان از نخستین کسانی بودند که فهمیدند زمین کروی است و فیثاغورث این موضوع را اعلام کرد، پس این ادعا که فقط ناسا زمین را کروی می‌داند صحیح نیست.

اما در اینجا صحبت ما اعتقاد یا عدم اعتقاد ما به زمین تخت نیست و وارد این بحث نخواهیم شد و تلاش نخواهیم کرد که چیزی را اثبات کنیم. موضوع مهمی که لازم می‌دانیم مطرح کنیم این است که اعتقاد داریم شدت گرفتن بحث‌های مربوط به تئوری زمین تخت ناشی از یک جهت‌دهی و تحریک از خارج از حوزه بیداری است. ما می‌دانیم که سازمان امنیت ملی ایالات متحده بحث تخت بودن زمین را با هدف ضربه زدن به حرکت بیداری و بی‌اعتبار کردن فعالان به راه انداخته است.

سازمان‌های جاسوسی که رسانه‌ها و فعالان حوزه بیداری را رصد می‌کنند از افشاگری‌ها و از بیان و شرح حقیقت توسط این افراد و این رسانه‌ها بسیار نگران هستند. آنها می‌دانند روشنگری‌ها در رابطه با دسیسه‌های گلوبالیستی بسیار مؤثر بوده‌اند و مردم در حال بیدار شدن هستند.

آنها بیکار ننشسته‌اند.

اما فقط یک جنبه از کمپین آنها بستن حساب‌ها و اکانت‌ها و پیج‌ها است. آنها همیشه قادر به انجام این کار نیستند. ما معتقدیم یکی از جنبه‌های دیگر کمپین اطلاعاتی آنها علیه بیداری جمعی، تحریک و تشویق نامحسوس و همچنین تغذیه پنهان بحث‌هایی مانند زمین تخت است. آنها می‌دانند اگر فعالان حوزه بیداری از مفهومی مثل تخت بودن زمین دفاع کنند، مقدار قابل توجهی از اعتبارشان نزد عموم مردم مخدوش می‌شود، و افشاگری‌های ضدگلوبالیستی و ضدواکسنی آنها نیز متعاقبا در ردیف ادعاهای غیرعینی، و نهایتا غیرقابل اثبات قرار می‌گیرد.

این سازمان‌های جاسوسی و کمپین‌های اطلاعاتی و ضداطلاعاتی تلاش می‌کنند اذهان افراد جستجوگر و محقق و افشاگر را به وسیله تولید محتواهای خاص و تصاویر معین تحریک و جهت‌دهی کنند تا یک مفهوم مانند تئوری زمین تخت را برایشان معتبر و قابل‌دفاع جلوه دهند و وارد حوزه بیداری کنند و از این طریق به کل فعالیت‌ها و به اعتبار همه افشاگری‌ها آسیب بزنند.

در شرایطی که جنگ گلوبالیست‌ها و کابال علیه انسان‌ها به اوج خودش رسیده و فشار چنگال آنها بر گلوی مردم محکم‌تر می‌شود، هوشیار باشیم که مسئولیت ما بیدار کردن بیشترین تعداد ممکن از مردمان خفته است. با وارد شدن به میدان دفاع از مفهوم زمین تخت، این امکان را از خودمان می‌گیریم و به اعتبار خودمان لطمه می‌زنیم.

در چنین شطرنج پیچیده اطلاعاتی و حساسی بایستی بسیار هوشیار باشیم و بدانیم که اگر سربازان حقیقت هستیم، وظیفه و مسئولیت انسانی ما بیدار کردن مردم است. اجازه ندهیم جهت و راستای حرکت ما را کسی غیر از خود ما تعیین کند.

افرادی و حلقه‌هایی که تصور می‌کنند زمین تخت است و مرکز کل هستی و محور کل جهان است، و انسان موجودی بی‌نهایت خاص و مرکز کل جهان است، دچار یک اشتباه هستی‌شناختی شده‌اند که ریشه در یک بیراهه معرفت‌شناختی دارد. در طول تاریخ حتی پاره‌ای از مذاهب ابتدایی نیز همگام با رشد عقلانیت و منطق و همگام با توسعه علوم، متوجه شدند که زمین مرکز کل جهان نیست و کل هستی و کائنات به مرکزیت انسان در گردش نیست، و برای اینکه از تحولات آگاهی انسانی عقب نیفتند، تلاش کردند خودشان را با این تحول و توسعه آگاهی همگام و همراه سازند.

زمین مرکز کل کائنات نیست. انسان مرکز و محور کل جهان نیست. مخلوقات و موجودات و نژادهای بسیار بسیار زیادی در کائنات وجود دارند. ستارگان و کهکشان‌های بسیار بسیار زیاد و غیرقابل شمارشی در گیتی وجود دارند. مسأله ساده است و در عین حال موضوع، رسیدن به یک سطح از آگاهی است، و شاید ناچاریم یادآوری کنیم، که اگر زمین مرکز کل جهان بود و ماه و خورشید هم دیسک‌های کوچکی بودند که مانند لامپ به دور صفحه آن در چرخش بودند و انسان مرکز جهان بود، و هر آنچه در تلسکوپ‌های آماتور و پیشرفته و عظیم دیده شده چراغ‌هایی در هفت آسمان بالای زمین بزرگ است که برای سرگرمی شبانه انسان‌ها مستقر شده‌اند، و یا برای هر هدف دیگری، پس نباید این مرکز آفرینش و گل سرسبد خلقت هزاران سال درگیر تاریکی و جهل و ظلم و استبداد و دروغ و فریبکاری و جنایت می‌شد که امروز هم هنوز ادامه دارد. نباید خدایی که آن بالا روی گنبد زمین نشسته اجازه می‌داد برده‌داری و جنایاتی مانند بهره‌کشی از کودکان و پدوفیلی و قاچاق خردسالان رخ دهد. نباید تاریکی چنین در زمین ریشه می‌دواند. این اشتباه همانطور که گفتیم، یک اشتباه هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی است.

زمین مرکز کل آفرینش نیست. زمین تخت نیست و چنین ایده‌هایی کاملا عقبگردانه و بسته و خرافی هستند. دیدگاهتان را باز کنید. کل دانش و علوم جهان فقط در ناسا خلاصه نمی‌شود. همه کشورها دارای دانشمندان مستقل و باوجدان و صادقی هم هستند. بی‌نهایت مطالعه و گزارش و تحقیق و پژوهش در رابطه با ستارگان و کهکشان‌ها وجود دارد. به سراغ آنها بروید، و مطالعات خودتان را انجام دهید. جای سؤال است که چرا همه بحث‌های این ‌چنینی به ناسا محدود می‌شود و در قالب مقابله با ناسا است؟

در رابطه با سازمانهایی مثل ناسا هم، دوستان عزیز ما می‌دانیم که آنها تحت کنترل کابال هستند و تحت نفوذ هستند و کم دروغ نگفته‌اند، اما هیچ‌گاه این طور نیست که یک سازمان یا یک منبع تماما و همیشه و از ابتدا تا انتها دروغ تحویل مردم بدهد. کار آنها و روش آنها این گونه نیست. آنها می‌دانند که سازمانها و دانشمندان دیگری هستند و رصدخانه‌های بزرگ و مجهز در کشورهای مختلف وجود دارند. دروغ‌ها در حوزه توانایی‌های انسان، فناوری‌های در دسترس دولت‌ها و نیز ظاهرسازی عملیات‌ها و مأموریت‌هاست، نه درباره شکل زمین. این کمی ساده‌انگارانه است که تصور کنید چون ناسا زمین را کروی می‌داند پس زمین تخت است. این مثل این می‌ماند که بگوییم ناسا آب را متشکل از هیدروژن و اکسیژن می‌داند پس قطعا آب از اجزای دیگری تشکیل شده است.

بیداری جمعی در راه است، مراقب باشید تحت تحریک و تشویق دشمنان بیداری، وارد بحث‌های بی‌سرانجام، بی‌فایده، و از اساس اشتباه و انحرافی نشوید. اولویت‌ها را بشناسید‌. اگر به دنبال کمک به بیداری جمعی هستید، بدانید وارد یک مبارزه شده‌اید و تله‌های زیادی سر راهتان قرار می‌دهند. چشمانتان را باز نگه دارید.

قبلا نگرانی خود را از به حاشیه رفتن جریان بیداری اعلام کردیم. این یک نگرانی جدی است، امیدواریم علت این نگرانی به خوبی درک شود:

در عین حال قبلا هم گفتیم، نمی‌توان گفت چون ناسا تحت کنترل کابال است پس هر چیزی هم که می‌گوید دروغ است، این دیدگاه خیلی ساده انگارانه است.

556 – در مورد سیاره ونوس آیا این سیاره همزمان دارای هردو سطح فیزیکی و اختری ست؟

در مورد نژاد زیر زمینی اگارتا نظر گرامی چیست؟ همان اتلانتیسی ها هستند؟
این ادعا درست هست که در اینده اتلانتیس به سطح امده و اهرام و به زیر کشیده خواهند شد؟

سوال سوم و آخر نظرتان در مورد ابرهای تشکیل شده در تهران و سایر مناطق و همچنین ابری که چند روز پیش در ترکیه سبب تاریکی در روز شد
چه نظری دارید؟ هدف و علت تشکیل انها چیست؟

در مورد سؤال اول، بله و در سطح غیرفیزیکی سکنه دارد

تمدن اگارتا یک تمدن عمدتا مثبت است که در جهت ازادسازی کمک میکند اما تا زمانی که ناهنجاری پلاسمای روی زمین کاملا حذف نشود انها وارد رابطه مستقیم با سطح زمین نمیشوند. در مورد اگارتا در وبسایت مقاله و مطلب هست

اتلانتیس به سطح نمی اید. بلکه برنامه ای برای ساختن اتلانتیس نوین روی زمین به کمک نیروهای نور وجود دارد که مقدماتش در حال انجام است و شبکه سینتامانی بهشی از مقدمات ان است

در مورد سوال اخر، برخی از این ابرها اصطلاحا سفینه های ابری هستند یعنی سفینه هایی که استتار موقت به شکل ابر میکنند

557 – ما رسالت و بر این می‌بینیم که نیروهای نور پیروز و تاریکی از بین می رود و احتمال وقوعش نزدیک تا چند سال اینده‌. سوال اینجاست ، تکلیف یه سری از عنوان ها چی میشه ، مثلا شغل ها، سرمایه ها، خانه ، زمین، طلا، تحصیلات ، مخصوصا وقت رخداد اصلی؟آیا به فکر سرمایه و تحصیلات بالاتر و آموزش بیشتر ….. باشیم ؟

دوستان گرامی، اگر میبینید شغل و فعالیت فعلی تان با سطح اگاهی جدیدی که به آن دست پیدا کرده اید همخوانی ندارد، برای ایجاد تغییرات لازم در زندگیتان اقدام کنید. ما حکم صادر نمیکنیم درباره زندگی شخصی افراد اما فقط این را میگوییم که اگر تصمیماتی قبلا داشته اید که اکنون دیگر جوابگوی نیاز روحی شما نیستند، اگر از شغلتان دیگر راضی نیستید، اگر نور را دنبال کرده اید و این نور باعث شده حس کنید نیاز است تغییراتی در زندگیتان ایجاد کنید، ترس نداشته باشید همین نور و هدایت درونی به شما کمک خواهد کرد و راهنمایی تان خواهد کرد، به حس درونی خودتان توجه کنید. حسی که ممکن است با قضاوت‌های اطرافیان و با سیستم جامعه و حتی با فرهنگ خانواده خونی گاهی اوقات در تضاد باشد.

در ارتباط با این سوال که تکلیف سرمایه و ملک و خانه و دارایی ها یا مشاغل چه میشود؟ تکلیف انها روشن است. دارایی های شخصی افراد محفوظ هستند، رخداد به معنای پایان مالکیت شخصی نیست. اما دارایی های اعضای کابال، ان پولهای عظیمی که دزدیده اند در اختیار مردم و ملتها قرار خواهند گرفت. برخی مشاغل دستخوش تغییراتی میشوند مثل برخی بخشهای سیستم قضایی و وکالت و یا برخی بخشهای پلیس و نیروهای نظامی. این افراد باید به فکر شغل دیگری باشند. انهایی که در مشاغلی هستند که خودشان میدانند بر اساس اصول حقیقت و ازادی و احترام به اقتدار و ازادی فردی انسانها نیستند بهتر است به فکر شغل های دیگری باشند‌ و مهارتهایی را بیاموزند. مهارتهای مفید و مثبتی را.

اینکه ایا واقعا باید به فکر ادامه تحصیل یا سرمایه گذاری و غیره باشید، مشکلی ندارد، در زمان رخداد قرار نیست شما ناگهان وارد بعد ششم بشوید. هر مهارتی بیاموزید در زمین ازادسازی شده هم کاربرد دارد. اگر سرمایه ای داشته باشید در ان زمین ازادسازی شده هم میتوانید استفاده مثبتی از آن بکنید. قرار نیست ما زندگی خودمان را کاملا رها کنیم و منتظر رخداد بشویم. قرار است در پرتو نور و هدایت الهی درون کم کم جهت مثبت تر و سازنده تری به زندگی خودمان بدهیم. اینکه شما طلا بخرید یا نقره بخرید یا ملک بخرید یا دارایی داشته باشید هیچ تضادی با باور به پیروزی نور ندارد. نور نمیخواهد روی زمین کمونیسم ایجاد کند و بگوید کسی حق ندارد چیزی داشته باشد. نور میخواهد نابرابری و فقر را از بین ببرد و همینطور بی عدالتی و ظلم و ستمی که هست را ریشه کن کند و این کار را انجام میدهد

558 – سندروم صعود سیاره و نشانه هایش بر روی انسان چیه و چگونه باید بر طرف کرد؟

چیزی به نام «سندروم صعود» وجود ندارد. سیاره در شرایط بسیار خاص و منحصر به فرد صعود قرار دارد و هر کسی که صعود را انتخاب نکند به شکلی از سیاره منتقل میشود به سیاره و محیط دیگری که در بعد سوم ادامه بدهد. زمین پس از تغییر قطبها حیات در بعد سوم را پشتیبانی نخواهد کرد. زندگی در بعد سوم نزدیک به غیرممکن خواهد بود‌. زمین صرفا برای صعودکنندگان قابل سکونت خواهد بود. این واقعیتی است که کم کم و به تدریج روشن خواهد شد. این تمدن جعلی و فیک که الان موجود است به پایان راهش رسیده‌. میتوانید همین حالا هم این حقیقت را درک کنید اگر اتصال قوی ای به هدایت درونی الهی خودتان داشته باشید

همه راهها به بیداری منتهی خواهند شد، افراد فقط میتوانند بین راه دور و راه نزدیک یکی را انتخاب کنند‌. بین راه ساده و راه سخت یا بسیار سخت

559 – آیا با اعلام لغو قرارداد امکان دارد در فرآیند صعود قرار بگیریم؟

لغو قراردادها صرفا بخشی از پروسه هست.
کسب آگاهی، خودشناسی، خودسازی، شناخت آناتومی مولتی دایمنشنال، آشنایی با آلودگی های فیزیکی و غیر فیزیکی و روشهای پاکسازی، شناخت ایمپلنت‌های مختلف و کار کردن بر روی آنها، کار بر روی ایگوی منفی و …. همه از جنبه های مختلف این پروسه هستند‌.

560 – آیا ارواح انسانی هستند که به سمت منبعی مکش میشوند؟ در قسمت سرچ ، شفق قطبی را سرچ میکنم اما نتیجه ای برایم نمیاورد

خیر ارواح نیست، وقتی ذرات باردار بادهای خورشیدی در قطب به جو زمین میرسد در یک لایه معین باعث یونیزه شدن مولکولهای موجود در اتمسفر میشود و به همین دلیل ان لایه از جو را یونوسفیر مینامند. این پدیده شفق قطبی را ایجاد میکند

561 – آیا این امکان وجود دارد فرد حین مرگ آگاهانه تناسخی در دیگر سیارات مثل ونوس انتخاب کند؟ یا در ابعاد بالاتر؟؟؟
یا شرایطی بر این امر حاکم است؟

تناسخ در زمین انتخابی نیست چون زمین یک سیاره ازاد نیست. تناسخ در زمین اجباری است و این اجبار به وسیله کنترل ذهن و باورها و همچنین قرنطینه زمین انجام میشود. کل بحث و موضوعیت ازادسازی زمین همین است

562 – چرا این همه دروغ و جنایت و ظلم و کشتار بوده و هست؟ پس قدرت خدا کجا بوده؟

این تصور که افریننده قادر مطلق در همه سطوح و همه ابعاد است و هیچ اتفاقی به جز با اذن و اجازه او رخ نمیدهد یک باور مذهبی و فرقه ای غلط است

در واقع باید اینجوری بگیم که جهان هستی یک سیستم با نظم است و از یکسری قوانین پیروی میکنه هرقدر به قوانین هستی آگاهتر باشی
موفقتر و خوشبختتر هستی وبه کانون نور نزدیکتری ودراین میان کسانی هستن که به این قوانین آشنا هستن منتهی از اون در جهت منفی استفاده میکنند

بله درست است. موجودات منفی هم خیلی از حقایق را میدانند اما تصمیمشان این بود که خلاف جهت اراده و برنامه منبع حرکت کنند و حتی قصد و برنامه برای تسلط بر کل کیهان را هم داشتند.

563 – آدم و حوا واقعی،بودن اگر بودن چجوری،خلق،شدن؟

واقعی بودند اما با قصه های دینی مه صرفا استعاراتی و تشبیهاتی هستند فرق داشتند. اینها از اولین ارواحی بودند که منادشان جدا شد و از منبع اتصالشان قطع شد. و حوا خودش تبدیل به یکی از اعضای بسیار ارشد کابال و یکی از منابع ناهنجاری اولیه شد. به وقت مناسبش ابن اطلاعات برای مردم سطح زمین یا افراد بیدار و متکاملترین افراد منتشر و فاش میشود

درخصوص هدف ازخلقت آدم و حوا و نحوه این خلقت و اینکه چگونه حوا به یکی از اعضای اصلی کابال تبدیل شد سپاس دارم اگر ممکنه توضیحی ارائه بدین

اینها از نخستین موجوداتی بودند که در جهان ما توسط کیمرا و دستورکار بیگانگان منفی روحشان از مناد و از شبکه ارگانیک خلقت جدا شد، موجوداتی هستند در دستورکار بیگانگان منفی که به نام کالکتور (جمع کننده ارواح) و دِویل یا شیطان شناخته میشوند و اینها ارواح را جمع اوری میکنند برای کیمرا. تعداد بسیار زیادی از ارواح چنین سرنوشتی داشتند اما برخی از انها توانستند ثبات نسبی خودشون رو حفظ کنند، برخی هم تسلیم وعده ها و فریبها شدند و خیانت کردند و حتی وارد سلسله مراتب دستورکار بیگانگان منفی شدند. حوا هم از این دسته ارواح بود و تبدیل شد به کهن الگوی حسادت و رقابت روی زمین. این موجود انقدر الودگی داشت که حذفش بسیار سخت بود برای نیروهای نور. و تا حد بسیار زیادی هم پاکسازی شده و به گانیمید و خورشید مرکزی منتقل شده است. اینها انقدر ناهنجاری در وجودشان هست که باید با دقت بسیار زیاد و قطعه قطعه و بخش بخش منتقل شوند چون هرگونه تماس مستقیم نیروهای نور با این تراکم از ناهنجاری اولیه باعث اسیب خیلی جدی به نیروهای نور میشود

564 – مناد چی هست گرامی؟

یک سطح عمیقتر از روح، اگر روح را برگ درخت بگیریم، مُناد مانند شاخه است

یعنی به نوعی صعود همان وصل دوباره به موناد است؟ایا صعود همان وصل و اتحاد روح با خود برتر است؟ادمین گرامی لایه عمیقتر بعد موناد چیست ایا
مطلق و منبع است؟

انسانها از منادشان جدا نیستند، انهایی که کاملا جدا هستند در واقع از منبع الهی و شبکه ارگانیک خلقت جدا شده اند مثل اعضای ارشد کابال. صعود وقتی است که روح وارد همه کالبدهای فیزیکی و غیرفیزیکی می‌شود و با جریان کندالینی برخورد میکند، توروس تشکیل میشود و با سرعت نور می‌چرخد

565 – آیا نیروهای کابال پتانسیل و قدرت اینو دارند که به درون خواب ما نفوذ کنند ؟

بله این امکان رو دارند و زیاد هم از این امکان استفاده میکنند. خوابهای ناراحت کننده برای گرفتن انرژی افراد یا برای فریب دادن افراد و غیره، خاکستری ها مامور و مسئول این کار بوده اند اما وقتی فرد به هوشیاری و اگاهی لازم برسد دیگر این خیلی نمیتواند اثری داشته باشد.

در چند لایه از خواب ما امکان حضور آنها وجود دارد؟ چطور میشه این راه رو برای خاکستری ها مسدود کرد ؟

در واقع انها می‌توانند تصاویری را القا کنند و مثل فیلم برای شما زمانی که خواب هستید پخش کنند. یا به خواب واقعی شما دسترسی داشته باشند. اما توانایی انها در حال حاضر روز به روز کمتر میشود. اینطور بگویم انها هزاران سال این کارها را کرده اند ولی حالا مشکلاتشان خیلی بیشتر از این ها است بیشتر روی کارگزاران کلیدی نور و مبارزان کلیدی نور متمرکز می‌شوند کسانی که اطلاعات ازادسازی و جنگ نور و تاریکی را به گوش من و شما می رسانند و ما را بیدار میکنند

566 – اسباب زحمت شدیم هر هفته اما همچنان پاسخ روشنی در خصوص کارما و نحوه تصفیه آن و مرتبط بودن یا نبودن این امر با تناسخ دریافت نکردم

دوست عزیز علتش این هست که بارها و بارها پاسخ دادیم و شرح دادیم قبلا. کارما یک قرارداد و باور است که به ارواح «تحمیل» میشود. اگر آن را بپذیرید ازادی و اقتدار خودتان را از دست داده اید. و در اینده نه چندان دور همه این سیستم کنترل ذهن و کنترل ارواح برچیده میشود.

اگر به فکر «تصفیه» کارما هستید یعنی قرارداد را پذیرفته اید. اگر به فکر پرداخت بدهی کارمیک هستید یعنی قرارداد کارما را پذیرفته اید. این باعث کنترل روح شما میشود و اقتدار و ازادی تان را از دست میدهید. همه این متون و پروتکلهای لغو قرارداد که در کانال گذاشتیم و کیای عزیز دیروز لطف کردن لینکهایش را در یک پیام اینجا گذاشتند برای لغو این قراردادها است

امیدوارم روشن شده باشد به اندازه کافی: پس از مرگ در سطوح غیرفیزیکی اتریک و اختری شما را با همین قراردادهایی که «باور» کرده اید و پذیرفته اید کنترلتان میکنند

567 – چطور میشه فهمید که بخش هایی از روحمان به سرقت رفته، راهی وجود داره که اون قطعات رو بازیابی کنیم؟

سلام، باید در مدیتیشنهای خود از منبع و نیروهای نور بخواهید شما رو راهنمایی کنند. اگر چنین چیزی باشد و شما در وضعی باشید که به صلاحتان باشد متوجه بشوید ممکن است تصاویری دریافت بکنید، مثلا از زندگی های قبلی، شاید فردی را ببینید که ازار دیده، یا شکنجه شده یا به او خیانت شده و یا حتی به قتل رسیده و قربانی شده است. این یک راهنمایی و نشانه است که قطعاتی از روح آن فرد به سرقت رفته است. در این صورت یک روشن بین قوی و شجاع باید قطعات را با استفاده از نور و ستون نور سفید باز گرداند که پروتکل مشخص خودش را دارد و نیاز به شجاعت و قدرت روحی بالایی دارد

568 – ایا درست است که روسیه طرف نور هست و با تاریکی جنگ میکند

جنگ جنگ است دوست عزیز. شما نباید اینطور نگاه کنید که یک طرف جنگ سفید است و یک طرف سیاه. روی زمین هر دو طرف جنگها تحت کنترل هستند. این یعنی قطبیدگی. کابال کشورها را قطبیده میکند، جمعیتها را قطبیده میکند، یک طرف را طوری کنترل میکند و طرف دیگر را طور دیگر، تروماهای تاریخی، زنده کردن رویدادهای تاریخی رنج آور و سیاه، احیای جنگها و دشمنی های قدیمی، انتشار ترس در جمعیتها، کنترل ذهن ارتش ها و بدنه انها، همه جنگ‌ها روی زمین مصنوعی و مهندسی شده هستند. اسراییل نقش مهمی دارد و مستقیما توسط خاندان راسچایلد دستور تاسیسش صادر شد که در بیانیه و اسناد بالفور مشهود است. اسراییل پایگاه مافیای خزری بود برای کنترل خاورمیانه تا خاورمیانه همیشه در جنگ نگه داشته شود، و سیاستمداران تندرو که مدام در بوق جنگ میدمند هم فرقی ندارند انها هم دارند دستور کار کابال را اجرا میکنند

در مورد ناتو و روسیه هم همینطور. عوامل نفوذی که در سیستم روسیه و رسانه انها نفوذ کردند خاطره تجاوز ناپلئون و تجاوز المانهای نازی را برای جمعیت روسیه زنده میکنند و در رسانه‌ها تا جایی که میتوانند روی اینها مانور میدهند تا جمعیت روسیه جنگ با ناتو را راحتتر بپذیرد. هرچند ناتو تحت امر نازی ها و مافیای خزری است اما روسیه تا استانه جنگ ویرانگری پیش رفت که فقط به کابال سود میرساند و به ضرر مردم روسیه بود.

569 – درخت زندگی یا همون کابالا که درون جسم ما است چطور میشه ازش استفاده کرد؟

درخت زندگی یک‌حقیقت است که نقشه و بلوپرینت انرژتیک کیهانی ما را نشان میدهد اما در کابالا به انحراف کشیده شد تا حدودی‌. نقشه درخت زندگی در واقع نشان دهنده پرتالها و مسیرهای ارگانیک طبیعی کیهان است اما این هم دچار تحریفات و دستکاریهایی شده است. این دانش عمومی نیست و جزو دانشهای اکالت و سری است و به وقتش یعنی وقت مناسبش تشریح میشود برای مردم که معنای ان چیست. چیزی هم که الان خیلی از گروههای سری به ان دسترسی دارند. دانشی تحریف شده و دستکاری شده است. یک انسان نیازی به این مسیرها هم ندارد برای روشن شدن. هر انسان باید از نقطه اقتدار درونی رابطه ای با زمین داشته باشد ، با خورشید، و با خورشید مرکزی کهکشان. هر انسان باید به هدایت درونی خودش اتکا کند. در مکتب «کابالا» یا قابالا تحریفات زیادی هست اصولا توصیه نمیکنیم به کسی که دنبال این اطلاعات باشد. توصیه ما همیشه وصل شدن به هدایت در‌ونی و صداقت محض با خویشتن الهی است

570 – جسارتا تعریف شما از خدا رو میخواستم بدونم.

خدا همان منبع افرینش است که با ان کاراکتری که ادیان ساخته اند خیلی تفاوت دارد. اما به یکی معنا هم خدا به معنای ایزد به کار میرود، ایزدان و ایزدبانوان، یعنی موجودات بسیار بسیار تکامل یافته در ابعاد بالاتر

571 – در مورد لوسیفر و لیلیث چطور؟؟ و اینکه هندسه مکعب چیست؟ منظور همان کعبه هست

لیلیث،‌ چاریکلو و اریس کهن الگوهای زنانه هستند که کابال تلاش کرد تحریف کند اما در این کار نتوانست به موفقیت کامل دست پیدا کند. لوسیفر موجودی از نور بود که انتخاب کرد اتصال خودش با منبع را قطع کند.

مکعب بخشی از هندسه مقدس است که کابال استفاده خودش از ان را دارد مثلا در ایمپلنتهای فردی و ایمپلنتهای جمعی.

درباره لوسیفریانیزم قبلا مقاله ای در وبسایت اتحاد نور منتشر کرده ایم، لوسیفریانیزم در واقع بر اساس برداشت غلط از تلما یا اراده ازاد است ، همان نور کاذب که بیان میکند انجام هر کاری حتی هر جنایتی ازاد است و هیچ محدودیت اخلاقی برای هیچ موجودی وجود ندارد. لوسیفریانیزم نور کاذب و انرژی مردانه کاذب است. ساتانیزم انرژی زنانه معکوس شده است که در آن تاریکی به عنوان اصل اساسی پرستیده میشود. لوسیفریانیزم و ساتانیزم جریانات اصلی در دستورکار بیگانگان منفی هستند. دموکراتها و چپها که هر گونه اخلاقیات را نفی میکنند حتی اصول و ارزشهای خانوادگی حتی اصل پدری و مادری و فرزندی در راستای لوسیفریانیزم قرار دارند و جمهوری خواهان یا محافظه کاران و سنتی ها در بسیاری از کشورها که تندرو و جنگ طلب هستند در راستای ساتانیزم فعالیت میکنند. لوسیفریانیزم ادعای نور دارد اما نور کاذب است، ساتانیزم ادعای نور ندارد و بر اساس احساسات خشم و حسادت و تملک و تصاحب و حرص و طمع بنا میشود.

جوامع مخفی و سری منفی مثل بسیاری از جوامع فراماسونی بر اساس لوسیفریانیزم بنا شده اند انها در توهم روشنی و بیداری هستند اما نورشان نور کاذب است. اطلاعات زیادی دارند، دانش اکالت زیادی دارند اما عاری از خرد الهی، همزادپنداری انسانی و هدایت روحی واقعی

572 – میخواستم نظرتون رو در مورد دعا ، طلسم و جادو و طالع انسانها بدونم و اینکه چقدر این عوامل در روی زمین برای انسان مادی میتونه تاثیر گذار باشه  آیا ماهیت چنین اعمالی مورد تایید هست بالاخص دعا یا ذکر یا توسل یا هر چیز دیگه ؟؟

اگر منظورتان این است طلسم و جادو واقعا وجود دارد یا خیر؟ بله وجود دارد، اما این شکل از جادو که در فرهنگ های مختلف وجود دارد اشتباه است و بیشتر نوعی خرافه و انحراف است و در راستای مبتذل ترین مقاصد استفاده میشود. نوعی کنترل انسانها است برای دادن اقتدارشان به دیگران و برای اینکه توانایی تفکر منطقی و استفاده از عقل سلیم را از دست بدهند و اینکه با روح و هدایت درونی خودشان رابطه برقرار نکنند

573 – آیا افراد نخبه و دانشگاهی که به صورت حرفه ای مطلب در انکار وجود فراماسونی و ایلومیناتی منتشر می کنند و حتی کتاب و مقاله می نویسند تا ثابت کنند کنترل فعلی دنیا توسط فراماسون ها دروغ است امکان دارد خود عامل و حقوق بگیر فراماسونی باشند؟

البته منظور من افراد معمولی منکر کننده فراماسونی نیست بلکه خاصه نخبگان و محققان تحصیل کرده در دانشگاه های پیشرفته جهان هستند.
البته فرد خاصی ایرانی تباری را هم در نظر دارم اگر اجاره هست که اسمشان را ببرم؟

دوست عزیز فراماسونری خودش یک مسیر و طریقت بود که در ابتدا قرار بود مثبت باشد و موجب سعادت و رستگاری انسانها بشود لژهایش مخفی هم نبودند و نیستند اما قرارها و پیمانها معمولا سری بودند و قرار بود در نجات روحی و معنوی انسانها صرفا تلاش کنند و هیچ دخالتی در امور سیاسی نداشته باشند. بعدها به سرعت مورد نفوذ کابال قرار گرفتند و انحرافات زیادی وارد این مسیر شد. ایلومیناتی هم انجمنی بود تا حدودی شبیه فراماسونری اما انها شرط غیرسیاسی ماندن نداشتند. ایلومیناتی هم شدیدا دچار انحراف و نفوذ بود و اینها در واقع در سطوح پایینتر کابال هستند. فراماسونری گرداننده جهان نیست صرفا یک سازمان و گروه یا گروهها و جمعیتهایی هستند که بیشتر تحت نفوذ کابال هستند. در سطح ادیان سازمانی و رسمی. نه لزوما بالاتر

574 – با توجه به شناخت و وسعت دید شما پیرامون این مسایل و اجحاف کامل ، میخواستم نظرتون و پیشنهادتون رو در مورد اعداد و نشانه ها بدونم مثل 1111, 666, 222,و امثالهم و آیا میشه بعنوان راهی برای رسیدن به نور یا یک خواسته و آرزو قلمداد کرد و منظور از نور سفید چی هست

در یک سطح و دوره معینی افراد این اعداد رو ممکن است به شکل تکراری مشاهده کنند این نشان دهنده همزمانی است و نشان دهنده اینکه فرد هوشیاری بالاتری نسبت به قبل به محیط خودش و زندگی خودش پیدا کرده است اما خیلی درگیر این نباید شد که الان این یک پیام خیلی مهم است. پیام مهم با عدد فرستاده نمیشود و مبهم نخواهد بود.

برای اتصال به هدایت درونی فقط اراده و قصد خودتان را به کار بگیرید منتظر هیچ نماد و نشانه ای نشوید.

نور سفید یکی از انوار و اشعه های اصلی منبع افرینش است که خاصیت پاکسازی و خالص سازی بسیار بالایی دارد و میتواند در پاکسازی تاریکی کمک کند

575 – شما قطعنا می‌فرمایید میشود مرگ را کنترل کرد یا خیر !؟ اصولاً مرگ را در این دوران و با این تکنولوژی چقدر میتوان به تاخیر انداخت سپاسگزارم

روی زمین عوامل بسیار زیادی هست که اثرکذار است روی طول عمر و مرگ انسانها یکی از انها که در سطح غیرفیزیکی است وجود ناهنجاری پلاسموید در سطوح غیرفیزیکی است که همه چیز را در سطح فیزیکی روی سیاره در بر میگیرد. این ناهنجاری بخش مهمی از همین تاریکی است که روی زمین وجود دارد. به همین علت یعنی تراکم ناهنجاری اولیه روی سطح زمین بود که عمر انسانها مدام کوتاه تر و کوتاهتر شد. یک عامل دیگر آلودگی ها هستند و همینطور کنترل ذهن و باورهای انسانها طوری که مرگ را بپذیرند و حتی توقعش را داشته باشند این اثر کمی ندارد. و عوامل و فاکتورهای فیزیکی و غیرفیزیکی و ذهنی و روحی و انرژتیک دیگر

جسارتا علت دیگر میتواند جلوگیری از آگاهی و در به دام انداختن روح در تناسخات پی در پی باشد؟

اونها میتوانند از انرژی ارواح در سطح اتریک و اختری هم استفاده کنند ولی خب بله کوتاه کردن عمر انسانها هم به نفعشان است از جهاتی. کنترل انسانها و جوامع را ساده تر میکند و همینطور فرصت کافی از انسانها را برای رشد کردن و فهمیدن خیلی مسایل میگیرد هر چند عمر فعلی انسانها هم اصلا فرصت کمی نیست اما ان فرصت هم به طرق مختلف از دستشان در می اورند با رسانه با سیستم اموزشی با جنگ با بردگی اقتصادی و مشاغلی که صبح تا شب وقت افراد را و انرژیشان را میگیرد

576 – در بروز رسانی اخیر گفته شده بود دوران سلیقه متوسط پایان می یابد منظور چه بود؟ و اینکه توضیحی راجع به ماتریکس اتریک بفرمائید.

لینکی زیر ان جمله هست برای توضیح مطلب. در کل منظور نوع کنترل ذهن انسانها است طوری که استعداد روحی و ذاتیشان هیچ وقت شکوفا نمیشد و خلاقیت شان بروز نمیکرد و صرفا از چیزی که رسانه به خوردشان میداد پیروی میکردند حتی در اموری مثل رنگ اتومبیلی که میخرند هنری که میپسندند تفریحی که دوست دارند

…………………………………………………………………………………………………………………….

نیبیرو

دوستان گرامی، در رابطه با اخباری که این روزها راجع به سیاره نیبیرو در بعضی منابع الترناتیو و فضای مجازی منتشر می‌شود لطفا دقت داشته باشید؛

عزیزان، سالها مطالعه و کاوش جدی لازم است تا بدانیم چه اخباری صحت دارند و چه اخبار و منابعی دستورکار کنترل ذهن را دنبال می‌کنند.

چند نکته مهم را لازم می‌دانم مطرح کنم، و البته تحقیق و مطالعه در این مورد به عهده خوانندگان است؛

۱. آنچه از سیاره نیبیرو در کتابهای زکریا سیچین آمده است حقیقت ندارد. آنچه وی ادعا می‌کند ترجمه و تفسیر کتیبه‌های باستانی ملل قدیم است نیز صحت ندارد و جهت کنترل ذهن و آماده کردن اذهان عموم برای خط زمانی اخرالزمانی و ارماگدون طراحی شده است. شاید ندانید که بسیاری محققین و باستان‌شناسان هم به دلبخواه بودن و من‌درآوردی بودن این ترجمه‌ها و عدم صحتشان اشاره کرده‌اند.

۲. سیاره نیبیرو از کنار زمین عبور نخواهد کرد، و با زمین برخورد هم نخواهد داشت، و باعث ویرانی روی زمین نخواهد شد.

۳. برخی منابع معتبر وجود سیاره نیبیرو را رد نمی‌کنند اما آن را سیاره‌ای متعلق به بعد و دایمنشن دیگری می‌دانند که محل زندگی آنوناکی‌ها بوده است.

۴. آنوناکی‌ها موجوداتی با ظاهر شبیه انسان و با ژنتیک رپتایلین هستند و دستورکارشان همیشه تلاش برای سلطه بر زمین بوده و در این راه با سایر نژادهای سلطه‌طلب مثل دراکوها و مایتره‌ها همکاری و گاهی رقابت داشته‌اند.

۵. زکریا سیچین عضو فراماسون و مهره کابال بود و کتابهایش را اگر خوب و کامل مطالعه کنید، متوجه می‌شوید که چه دستورکاری پشتشان وجود دارد.

۶. زکریا سیچین تلاش دارد این باور را ایجاد کند که در گذشته دور جنگی بزرگ و هسته‌ای در خاورمیانه رخ داده و ملت شرق خاورمیانه، منطقه غرب خاورمیانه را با سلاح هسته‌ای نابود کرده است، و اکنون نیز بنا به لزوم تکرار تاریخ که وی به آن معتقد است، باید همان اتفاق مجددا رخ دهد.

۷. چنین بحثهایی هیچ پایه و اساس علمی و مستندی ندارد و این نگاه دیترمینیستی و جبرگرایانه به تاریخ نیز یک سیستم کنترل ذهن است برای آماده کردن اذهان عموم برای جنگی هسته‌ای و آخرالزمانی.

۸. سیاره ایکس همان نیبیرو «نیست» و افراد و منابعی که این دو نام را متعلق به یک جرم آسمانی یکسان می‌دانند در اشتباه هستند و فریب سیستم کنترل ذهن سازمانهای جاسوسی و دستگاه‌های کنترل ذهن را خورده‌اند.

۹. آنوناکی‌ها خدایان خالق انسان نیستند و فقط در طول تاریخ تلاش داشته‌اند ژنتیک انسان را در راستای منافع خودشان دستکاری کنند که البته دستورکار تغییر ژنتیک انسان توسط فرازمینیان منفی هنوز هم دنبال می‌شود.

۱۰. درباره سیاره ایکس در این کانال ویدئو و مطلب موجود است و می‌توانید با سرچ آنها را بیابید و متوجه شوید که تفاوت نیبیرو با سیاره ایکس چیست.

۱۱. وقوع جنگ آخرالزمانی هدف دستورکار بیگانگان منفی و در واقع راهی برای ایجاد یک هولوکاست بزرگ و قربانی کردن مردمان و ملتها برای اهریمنان است.

۱۲. هر نویسنده و فردی که بخواهد به ما القا کند که ویرانی جهان، و جنگ هسته‌ای ملتها و کشورها اجتناب‌ناپذیر است، مهره دستورکار کنترل ذهن بیگانگان منفی و کابال است.

لطفا خودتان در این باره تحقیق کنید و برای کسانی که این روزها فریب این اطلاعات غلط را خورده‌اند نیز شرح دهید که با تکرار مطالب سازمانهای جاسوسی درباره نیبیرو، هیچ خدمتی به مبارزه انسان برای آزادسازی سیاره نمی‌کنید. کتابهای سیچین را خودتان بخوانید و گذشته پنهان وی را بررسی کنید تا متوجه بشوید وی کیست و برای چه منظوری اساطیری جعلی به وجود آورده است: تا خواب آشفته سیستم‌های باوری و اعتقادی بیگانگان منفی برای ایجاد هولوکاست بزرگ در زمین را برآورده سازد‌.

577 – چندین ساله که دنبال حقیقت هستم البته نه به صورت ذهنی واقعا قصد آگاه شدن دارم

مذهب، استاد، مکتب و غیره تغییر دادم راه های مختلف که متوجه شدم هیچ کدوم از این ها نیست . و هر دفعه ی لول دیگه ای رفتم

آیا نور و تاریکی بازی دوگانگی ؟ آیا با پیروزی نور همه چی تمومه یا بعدش میریم به سمت لول های دیگه

جنگ نور و تاریکی بازی نیست. دوگانگی مفهوم دیگری است که افراد و به اصطلاح اساتیدی که پس از خواندن دو یا چند کتاب استاد میشوند خوب درک نمیکنند و تصور میکنند دوگانگی یعنی جنگ نور با تاریکی پس حتما این جنگ یک بخش لازم و ضروری برای زمین و سطح فیزیکی بوده و اصلا خواسته افریننده بوده و یا اصلا مفید است و باید باشد. این یک سوتفاهم خیلی ابتدایی و احمقانه است که با این حال کابال تلاش می‌کند در گروههای بیداری زمین آن را منتشر و تبلیغ کند. مطالب گروه و کانال را مطالعه کنید بیشتر متوجه میشوید.

دوگانگی مفهوم مقابل یگانگی و وحدت است. هر چه از ابعاد بالاتر به سمت ابعاد متراکم و فیزیکی پیش بیاییم از یگانگی دور و به دوگانگی نزدیکتر میشویم یعنی هویت شخصی مدام تجزیه میشود و مفهوم «من» و «غیر من» پررنگ تر میشود تا جایی که در سطح فیزیکی فرد خودش را یک موجود تنها و جداافتاده در یک جهان که ربطی به خودش ندارد یا مستقیما ربطی ندارد درک میکند. در ابعاد بالاتر اگاهی ها انقدر حس جدا بودن و ادراک جدا بودن ندارند و اصولا تعاملاتشان شکل دیگری دارد هر چه بالاتر برویم بیشتر بر اساس وحدت است و کمتر بر اساس جدایی. نوعی هویت شخصی هم در ابعاد بالاتر تا جایی وجود دارد اما حس جدایی نیست بلکه حس وحدت سرنوشت، وحدت منافع، وحدت راه، و وحدت منشا و هویت وجود دارد. این حس وحدت در مسیر صعود برای روح پیش خواهد امد روحی که در حال صعود است دیگر نمیتواند به سرنوشت ارواح دیگر بی تفاوت باشد و مدام بیشتر و بیشتر از دریچه و نقطه نظر وحدت به جهان مینگرد

578 – درود عزیزم مدیتیشن غیرفعال کردن ایمپلنت ها چجوریه

تمرینها و پروتکل هایی وجود دارد که باید هر روز انجام شود

توضیح ایمپلنتهای بالای چشمها:

https://www.welovemassmeditation.com/2020/05/crack-the-matrix-implants-triangulation-exercises.html

۲۵ هزار سال پیش، نیروهای تاریکی قرنطینه زمین را ایجاد کردند و انسانها را گروگان گرفتند. آنها یک سیستم کنترل واقعیت مجازی ساختند که از گریختن همه جلوگیری می‌کرد. آنان موجودات نوری که با منبع اتصال دارند را حبس کرده اند، تا سوخت مورد نیاز برای این آفرینش مجازی را تأمین کنند.

این سیستم کنترل واقعیت مجازی هنوز هم تا حدی پابرجاست و معمولا با عنوان ماتریکس از آن یاد می‌شود.

ایمپلنت ها یکی از روش های کنترل هستند که نیروهای تاریکی برای حفظ ماتریکس استفاده می‌کنند. ایمپلنت ها کریستال های قابل برنامه دهی هستند که با وسایل الکترونیکی قدرتمند درون کالبدهای ذهنی، اختری و اتریک همه انسانهای روی زمین قرار داده شدند. ایمپلنتها باعث ایجاد ناهنجاری سیاهچاله فضازمان می‌شوند، و در نتیجه آشفتگی ذهنی و عاطفی برای انسانها ایجاد می‌کنند.

هر انسانی که روی زمین تناسخ فیزیکی پیدا کرده سه ایمپلنت به شرح زیر دارد. هر ایمپلنت حاوی سیستم اعتقادی است که باعث محدودیت تکامل روحانی می‌شود.

دو ایمپلنت در ناحیه لوب جلویی (هر یک کمی بالاتر از هر ابرو و درون سر). این سیستم را برنامه ایمپلنت عمودی هم می‌نامند، که هویت شخصیتی را از حضور “من هستم” جدا می‌کند.

http://2012portal.blogspot.com/2018/07/planetary-ascension-process.html

ایمپلنتی روی سولار پلکسوس، چهار سانتی متر بالای ناف، که برنامه ایمپلنت افقی نامیده می‌شود. این برنامه میان ادراک مردانه از انرژی جنسی و ادراک زنانه از انرژی شکاف و جدایی ایجاد می‌کند.

http://2012portal.blogspot.com/2018/04/soul-families.html

در کنفرانس صعود قبلی، کبرا تمرین مثلثی کردن را پیشنهاد کرد که در آن از حضار خواسته شد جمله زیر را مکررا روی یک قطعه کاغذ بنویسند تا وقتی که فضای صفحه پر شود.

«من خدا هستم، من خدا نیستم»

این تمرین به تحریف ایمپلنت های ناحیه لوب جلویی کمک خواهد کرد. هنگامی که این ایمپلنت منحل شود، آتش الکتریکی حضور “من هستم” تمام مواد کالبدهای سببی، ذهنی، اختری، اتریک، پلاسما و فیزیکی را به درون خودش جذب می‌کند، و از آن به بعد می‌تواند خودش را در گستره فضا-زمان به شکل یک هولوگرام زنده توروس دوگانه کالبد رستاخیز رنگین کمانی (بدن نوری) مجسم و پروجکت کند.

http://2012portal.blogspot.com/2018/07/planetary-ascension-process.html

بعد از نوشتن، کاغذ رو بسوزونم یا همینجوری بریزم دور؟

اصلا بحث سوزاندن و این صحبتها نیست. باید جمله اول را بگویید/بنویسید و اگاهی ان را در خودتان به وجود بیاورید، و بعد جمله دوم را بگویید/بنویسید و اگاهی ان را در خودتان به وجود بیاورید. و این کار و این تناوب بین دو نوع اگاهی را ادامه بدهید. این عمل به حذف ایمپلنت کمک میکند

یک توضیح بدم در ارتباط با خودشناسی و خودسازی در این مسیر.
هیچ میانبری وجود ندارد، تا موقعی که به خودتون نپردازین و عمیق نشین و با تاریک ترین جنبه‌های وجود خودتون روبرو نشین و روی ایگوی منفی مثل حسادت و غرور و خودبزرگ بینی و ریا و حرص و خشم و دشمنی و… کار نکنید، تغییری نخواهید کرد. با خودتان و دیگران صادق باشید.
فرصت زیادی هم باقی نیست.

من خدا هستم من خدا نیستم تعادل در بدن ایجاد میکنه چطوری این اگاهی رو لمس کنیم؟

تعادل در بدن ایجاد نمیکند. باعث تسهیل انحلال ایمپلنت میشود.

وقتی میگویید من خدا هستم، خودتان را موجودی الهی ببینید و حس کنید که الوهیت در وجودتان جریان دارد. وقتی جمله متضاد را میگویید یا می نویسید خودتان را صرفا یک موجود مادی ، یا یک بدن حیوانی کمی باهوشتر از حیوانات دیگر ببینید و حس کنید. موجودی که انرژی الهی و اگاهی روحی در وجودش جریان ندارد. و این کار را متناوبا ادامه بدهید. این کار یک استراتژی و تکنیک برای تخریب مدار ایمپلنت است.

اینکه هر فرد پس از گفتن هر جمله مثلا پس از گفتن «من خدا هستم» چه نوع اگاهی را درک کند بستگی به این دارد که چقدر و چه میزان تامل و تفکر و مدیتیشن در این باره داشته است

ایمپلنتها به جز اینکه مسیر اصلی و ارکانیک انرژی ها در بدن و کالبدهای انرژتیک را منحرف میکنند، حاوی ایدئولوژی هم هستند. ایدئولوژیهایی که شاید گاهی ظریف و ناملموسند اما ما را و رفتار و زندگی ما را کنترل میکنند. خیلی اوقات انسانهایی را دیده اید که به کلیسا یا اماکن مذهبی هم نمیروند اما عمیقا تفکر مذهبی هستند. به این دلیل که ایمپلنت ها ایدئولوژی ها و نحوه احساس کردن و نحوه تفکر را القا میکنند. یک شخصیت مذهبی را فرد کنار می‌گذارد اما از روز بعدش پلایدین یا ارکتورین برایش تبدیل به یک موجود مشابه میشود و شروع به پرستیدن نام جدیدی میکند و مشکل اینجا است که اقتدار خودش را پیدا نکرده صرفا اقتداری که به کسی داده بود به کس دیگری منتقل کرده است. این همان ایدئولوژی مذهبی است. به همین دلیل نیروهای نور در پیامهای واقعی شان مدام تکرار میکنند انسانها باید خودشان بیدار شوند و مسئولیت بپذیرند و کار کنند و انها هم کمک میکنند.

یا کوچکترین خبر بدی از رسانه چه جمعی و جریان اصلی و چه فضای مجازی منتشر شود جمعیت عظیمی ناگهان ارامش خودش را از دست میدهد و رفتار مشابهی را انجام میدهند، این اثر ایمپلنت‌ها است. ایمپلنتها تریگر و فعال میشوند و با ترس و انرژی ترس مردم کنترل میشوند

با تامل بر این مطالب عمق و معنای واقعی جمله من خدا هستم من خدا نیستم بهتر درک می‌شود.

خواهش میکنم، پرستش اگر به معنای واگذار کردن اقتدار باشد، یعنی اینکه یک موجود متوجه خودش نباشد، متوجه اهمیت و تکامل و استعداد و مسیر خودش و متوجه منشا الهی روح خودش نباشد، و همه قدرت و اقتدار را در یک موجود خارجی ببیند، بزرگترین کنترل ذهن و خطرناکترین اسارت است

اما پرستش و ستایش به معنای اتصال برقرار کردن با یک موجود یا طبیعت، یا سیاره زمین، یا خورشید، یا منبع افرینش، یا جنبه مادرانه منبع (اگاهی الهه) یا جنبه پدرانه منبع، یا موجودات نور ی، وقتی از جایگاه اقتدار و احترام و عشق به خویشتن باشد، خیلی مفید و سازنده است. این فقط ستایش زیبایی و بزرگی و قدرت است. این پرستش یا ستایش باعث تکامل روح میشود. چون روح خودش را به ان کیفیتهای زیبا و شکوهمند نزدیک و نزدیکتر میکند

579 – در گزارش کبرا اعوجاج های فضا زمان ،،یعنی کیا؟

اعوجاج یا تحریف ساختار فضا زمان، یعنی قسمتی از فضا زمان غیرفیزیکی که به علت وجود میکروسیاهچاله ها و سیاهچاله های بزرگتر موجود در ایمپلنتها (که در حال حاضر ایمپلنتهای اتریک باقی مانده اند) ایجاد و آرکانها و فناوریهاشون به علت وجود این تحریفات ساختار فضازمان میتوانند عملکرد داشته باشند. نیروهای نور این تحریفات ساختار فضازمان غیرفیزیکی را با تکنولوژی میلنیر ترمیم و حل میکنند که باعث میشود قوانین فیزیکی افق رویداد یا قوانین فیزیکی سیاهچاله تغییر کند یعنی در واقع سرعت تبخیر سیاه چاله ها را تا حد بسیار زیادی افزایش میدهند

درک این موضوع نیازمند اشنایی با فیزیک سیاهچاله و فیزیک کوانتومی است

580 – آیا می‌شود با پخش اصوات دلفین ها و نهنگ ها با دستگاههای صوتی موجود کمک به کالبد سوفیانیک کرد که اشاره داره به بازیابی ساختار آگاهی کرایست و آیا سبب حذف هوش مصنوعی میشود؟ و آیا این کار سبب انتقال امواج سوفیانیک به خطوط لی سیاره و شفای روحی جمعی سیاره می‌شود ؟

انتشار ارتعاشات دلفینها و نهنگها در اب اقیانوسها کمک بسیار بزرگی است چون اب و اقیانوس مدیوم و رسانای بسیار بزرگ و عظیمی است که روی کل سیاره اثر میگذارد. اما پخش صوت و ارتعاشات این پستانداران دریا هم به علت کیفیت و سطح فرکانس روی محیط اثر دارد و مثبت است. حتی میتوان در موسیقی های ارامش بخش و موزیک مدیتیشن از صوت و صدای نهنگها استفاده کرد که البته خیلیها این کار را انجام داده اند و خیلی هم اثر خوبی دارد

581 – چندروز پیش،درکانالی خوندم که عقدکردن وازدواج های اسلامی، بخاطر حضور نفرسوم(عاقد) که نماینده ووکیل خدایان کنترل کننده هست، نوعی کنترل گری هست وشیره حیات مان گرفته میشود. واین کنترل باعث ازبین رفتن علاقه زوج وگاهاسردی میشود. حتی نوشته شده نیروی جنسی مان هم منبع تغذیه خدایان کنترلگرخواهد شد. یعنی نوعی قرارداد سه جانبه که قصدکنترل مارادارند.  ایا این گفته هاصحت دارند؟

شکل ازدواج قراردادی که در بعد سوم وجود دارد شکلی است که بر اساس قرارداد و امضا و تعهد کتبی و گاهی معامله و حسابگری است و این طبیعتا با ذات عشق قلبی و رابطه روحی همخوانی ندارد اما به این معنا هم نیست که هیچ زن و شوهری در این سیستم نیستند که رابطه عمیقی داشته باشند

582 – یک سوال دارم ممنون می شوم صادقانه جواب بدید این سخن که فرازمینی های مثبت یا نوری روابط چند همسری ، چند وجهی ، open marriage و … یا هر چه شما می نامید دارند چقدر صحیح است؟ و اگر جواب سوالتان بله است تفاوت این روابط با بی بند و باری انسانی چیست؟

دوست گرامی همه پاسخهای که من و همکارانم میدهیم صادقانه است و چیزی برای پنهان کردن نداریم. بی بند و باری یعنی رابطه خودخواهانه و سواستفاده از احساسات دیگران و روابط صرفا بر اساس شهوت که چنین چیزی برای موجودات صعودیافته وجود ندارد. اصلا باید دید نگاه یک فرد در بعد سوم به رابطه چیست؟ ایا روابط در ابعاد بالاتر مثل اینجا است؟ ایا انجا هم ازدواج و مالکیت وجود دارد؟ ایا انجا هم حس تملک وجود دارد؟ اگر فردی هنوز رابطه را از این دیدگاه نگاه میکند موفق نمیشود درک کند در ابعاد بالاتر یا برای افرادی که در مسیر صعود هستند رابطه به چه معنا است. در ارتعاشات و ابعاد بالاتر رابطه قلبی و روحی است و خیلی فراتر از این شکلی است که روی زمین رایج است. ارواح مایملک هم نیستند بلکه در عین اقتدار و استقلال و آزادی و انتخاب خودشان ممکن است بخواهند اتصال روحی و انرژتیک قوی و عمیقی با روح دیگری ایجاد کنند، یا با چند روح دیگر، یا فقط یک روح. این انتخاب انها است. محدودیت و اجباری وجود ندارد، خودخواهی و سواستفاده و رفتارهای انگلی و انرژی خواری هم وجود ندارد. روابط بر اساس عشق که یک نیروی وحدت بخش است وجود دارد و درک میشود.

583 – آیا پاکسازی ایمپلنت‌های فیزیکی، نیروی هوایی و نیروی فضایی ایالت متحده و پیت زیر دارپا باید تا قبل از رخداد انجام شود یا این پاکسازی از طریق رخداد و فلش بزرگ خورشیدی امکان پذیر خواهد بود؟ و آیا Ai بعد از فلش بزرگ خورشیدی و جابه‌جایی قطب‌ها بطور کامل از میان میرود؟

ایمپلنتها باید به میزان کافی پاکسازی شوند که رخداد بتواند در آرامش و هماهنگی انجام شود، همینطور پیت دارپا، اما اینکه نیروهای نور از تریگر کردن فلش برای پاکسازی استفاده کنند بعید است چون فلش مثل وسیله افت کشی است که آفات را میکشد اما به خود درخت هم آسیب میزند. بنابراین به احتمال قوی فلش را خیلی کنترل شده و ملایم تر به زمین چنل میکنند تا آسیبی به شبکه های قدرت و برق و مخابراتی نرسد و انسانها آسیب نبینند.

هوش مصنوعی حذف نمیشود. کاربرد و کارکرد آن تغییر خواهد کرد. هوش مصنوعی پدیده ای است که نیروهای نور هم با آن کار میکنند و از آن استفاده میکنند اما استفاده آنها خیلی متفاوت است با استفاده ای که کابال می‌کند

584 – ما انسانها خالق گیم و بازی های کامپیوتری هستیم مثلا گیم کلش آو کلنز .ایا ما انسانها خود گیم خالق دیگر و او هم گیم خالق دیگر و … نیست ؟؟؟

یعنی بر این اساس خالق های زیاد و سلسله مراتب زیادی وجود دارد . جهانهای زیاد با خالقین زیاد درسته؟

خیر دوست عزیز یک منبع وجود دارد که دو جنبه مادرانه و پدرانه دارد و همه خلقت از این منبع ناشی میشود اما تحت سلسله مراتبی که در سطوح پایینتر وجود دارد خلقت انجام میشود.

585 – با سلام و خسته نباشید. در گزارش به روزرسانی کنفرانس کیوتو یک لینک قرار دادید که در آن اطلاعات مهمی در رابطه با تخلیه زمین توسط نیروهای نور در زمان حوادث ناشی از جابجایی قطب‌های مغناطیسی و نحوه اقدام، داده شده است. از آنجایی که مدت زمان اقدام به تخلیه بسیار کم و در حد بیست دقیقه میباشد و ممکن است در زمان اتفاق اعضای خانواده و کودکان دور از هم باشند آیا لازم است که ما این اطلاعات را به اطلاع عموم و خانواده مخصوصا کودکانمان برسانیم. و اگر باید چنین کنیم آیا ب ای مطلع کردن کودکانمان از این واقعه بدون اینکه باعث اضطراب آنان بشویم ، راهی را پیشنهاد می کنید. ممنون از شما.
آدرس لینک :

سلام دوست گرامی، اطلاع رسانی اهمیت دارد، اول اینکه افراد و حتی کودکان حق دارند بدانند، و حق دارند اطلاع داشته باشند، دوم اینکه اگر از حالا صحبت راجع به این مسایل باشد آمادگی ذهنی ایجاد میشود و در شرایط اضطراری یا بحرانی اشفتگی روحی ذهنی کمتری وجود خواهد داشت.

پیشنهاد ما این است که برای توضیح این موضوع بدون هیجان و بدون هیجان زدگی باید عمل کرد، مقدماتی راجع به چرخه های طبیعی زمین و تغییر قطبها را باید دانست و توضیح داد. مقدماتی راجع به فرازمینیان را باید دانست و به بهترین و مناسبترین شکل شرح داد. از اسناد و شواهدی که هست، از تصاویر و ویدیوهای ثبت شده از یوفوها استفاده کرد، از افشاگری های افراد برجسته در جهان استفاده کرد تا کم کم اذهان وادار به فکر کردن و تامل کردن بشوند. در تمام مدت باید اطلاع رسانی به شکلی انجام شود که ترسی القا نشود اما هوشیاری لازم هم به تدریج شکل بگیرد

بهترین دستورالعمل تخلیه سیاره از طرف فرمانده آشتار!
همه کودکان منتقل خواهند شد!!
هشدار به افرادی که تعلل کنند!!
آرام بمانید، وحشت نکنید!!
بلایای طبیعی ناگهان و بدون هشدار آغاز خواهند شد!! پرتوی بالابرنده سفینه‌ها مانند یک مکنده بسیار بزرگ است!!

دانستن و آماده بودن ضرری ندارد…
حتی اگر باور نمی‌کنید که تخلیه سیاره اِجتناب‌ناپذیر است …
در هر صورت، چرا مطلع و آماده نباشید؟؟
اگر نمی‌دانید آشتار کیست … احتمالاً دانستن این مطلب نیز به نفعتان خواهد بود!!

عملیات تخلیه

دلیلی برای تغییر آنچه کامل است یا بازنویسی موضوعی که دقیق است، نمی‌بینم. اما از آنجاییکه تجهیزات کنونی با آنچه اولین بار در آن پیام تخلیه را نوشتیم، تطابق‌پذیری ندارد، دوباره این پیام را با شما به اشتراک می‌گذارم. من شخصاً “دارما” Dharma را به سمتی هدایت می‌کنم تا بتوانید اطلاعات را از مانیتورهایم دریافت کنید.

ما میلیون‌ها سفینه در آسمان شما مستقر کرده‌ایم که آماده هستند با اولین هشدار مبنی بر شروع چرخش محور سیاره‌، فوراً شما را از روی زمین بلند کنند و انتقال دهند. هنگام این واقعه، فقط یک بازه زمانی بسیار کوتاه داریم تا بتوانیم قبل از اینکه امواج عظیم سونامی خطوط ساحلی‌تان را در نوردند، شما را از روی سطح بلند کنیم. ارتفاع این امواج می‌تواند به پنج مایل یا بیشتر برسد و به دنبال آن قسمت‌های وسیعی از اراضی شما به زیر آب می‌روند. ذوب شدن کلاهک‌های یخی قطب‌ها، به نوبه خود سهم زیادی در بر هم زدن تعادل سیاره دارد.

همراه با این تغییرات، زلزله‌های بزرگی رخ
می‌دهد، از یک گسل به گسل بعدی، و باعث جابجایی شدید کل صفحات تکتونیکی می‌شود. همانطور که این شکافت‌ها و ساییدگی صفحات بر روی هم رخ می‌دهند، در مناطق گسترده‌ای از مخروط‌های آتشفشانی که قبلاً خاموش بوده‌اند، فوران‌های عظیمی خواهید داشت‌.

احتمالاً در نواحی نزدیک به مناطق آزمایشات هسته‌ای، مواد رادیواکتیو به اتمسفرتان نشت می‌کند. همچنین به دلیل تغییرات زمین، نیروگاه‌های هسته‌ای شما دچار گسست و تخریب شده و شاهد نشت تشعشعات خواهید بود. بخش‌هایی از قاره‌ها از هم جدا شده و غرق می‌شوند که این اتفاق در سایر مناطق باعث فشار محوری به سمت بالا بر توده‌های دیگر زمین می‌شود.

البته شما اخبار زیادی راجع به طوفان‌ها و سایر موارد شنیده‌اید که با این تحولات همراه خواهند بود. مثلا آشفتگی‌ها و زمین لرزه‌هایی وجود خواهند داشت که منجر به تخلیه زمین نمی‌شوند؛ بنابراین، من‌ از بلایای طبیعی در مقیاس بسیار بزرگ صحبت می‌کنم.

ما تجربه زیادی در تخلیه جمعیت سیارات داریم!  خیلی عالی می‌شد اگر ضرورتی برای این کار نبود، افسوس که به دلایل مختلف، این واقعه آنقدرها هم غیرعادی و نادر نیست. اما به موقعیت شما و آنچه در انتظار شما است می‌پردازیم.

ما منتظریم، کارآزموده و آماده‌ایم تا تخلیه ارواح نوری از سیاره زمین را فارغ از تعداد، در حدود پانزده دقیقه تکمیل کنیم. بعلاوه، ابتدا روح‌های نوری را نجات خواهیم داد. (پس ایده بدی نیست که در لیست نور قرار بگیرید.)

کامپیوترهای ما عظیم هستند و به طور خودکار به روز می‌شوند. [مشخصات] هر موجودی وارد سیستم شده و تمام تغییرات تا ریزترین جزئیات دائما بروزرسانی می‌شوند. کامپیوترها روی مختصاتی قفل می‌شوند که توسط خطوط لِی (خطوط انرژی) و شبکه شما و تقاطع‌های ورتکس‌ها تعیین شده‌اند. با دریافت اولین نشانه حاکی از ضرورت اجرای عملیات تخلیه، کامپیوترها فوراً روی مکان هر موجود انرژی، فارغ از اینکه فرم انسانی در چه موقعیت مکانی قرار دارد، قفل می‌شوند.

خودتان را درگیر آن قسمت نکنید؛ فقط مطمئن باشید که سیگنال‌ها را بطور مستمر هماهنگ نگه می‌دارید.

همه کودکان از سطح زمین برداشته می‌شوند.

پس از تخلیه ارواح نوری، همه کودکان بالا
برده خواهند شد … کودکان، غیرمسئول در نظر گرفته می‌شوند، پس برای محافظت به سفینه‌های ویژه منتقل خواهند شد، تا زمانیکه بتوانند به والدین‌شان ملحق شوند، یا تحت مراقبت و پرستاری نامحدود قرار می‌گیرند. ما افرادی داریم که برای وظیفه ویژه رسیدگی به کودکان و درمان آسیب‌های احساسی‌شان به خوبی آموزش دیده‌اند. تعداد زیادی را ممکن است برای مدت معینی به حالت خواب وارد کنیم تا به آنها کمک کنیم بر ترس و اضطراب خویش غلبه کنند. سیستم کامپیوتری ما بسیار فراتر از هر چیزی است که تاکنون در این عصر بر روی زمین استفاده شده است و می‌تواند والدین کودکان مشخص را در هر موقعیت مکانی که باشند پیدا کرده و آنها را از امنیت و وضعیت یکدیگر مطلع نمایند.

کودکان طی تخلیه به جای امنی منتقل خواهند شد، پس خیلی نگران این امر نباشید. قبل از بالا رفتن به دنبال پیدا کردن آنها نباشید – از خودتان مراقبت کنید و ما هم به این سردرگمی رسیدگی خواهیم کرد.

پس از تخلیه کودکان، از همه روح‌های باقی‌مانده در این سیاره دعوت می‌شود تا به ما بپیوندند. در هر حال، این فقط برای یک بازه زمانی بسیار بسیار کوتاه، شاید پانزده دقیقه دیگر یا در این حدود خواهد بود.

فضای زیادی برای همه وجود دارد، اما از آنجا که اتمسفر زمین طی مدت زمان سپری شده، پر از آتش، اشیا و ترکش‌های پرتاب شده و پراکنده در هوا، و دودهای سمی می‌شود، و به دلیل اختلال در میدان مغناطیسی سیاره، مجبور هستیم اتمسفر شما را با سرعت زیاد ترک کنیم. در غیر این صورت ما نیز با سفینه خود از بین خواهیم رفت.

آنکه تعلل کند –

بنابراین کسی که اول وارد پرتوهای بالابرنده ما می‌شود، اول بالا می‌رود (وارد سفینه می‌شود). هر گونه تعلل از جانب شما به معنای پایان وجود بعد سومی شما است که آن را بدن فیزیکی می‌نامید.

این ما را به جدی‌ترین و دشوارترین بخش عملیات تخلیه ‌می‌رساند : همانطور که قبلاً اشاره شد، ارواح نوری در مقایسه با افرادی که “وابستگی”  بیشتری به سیاره زمین، مفاهیم زمینی و رفتارهای زمینی دارند، دارای فرکانس ارتعاشی بالاتری هستند.

از آنجایی که پرتوهای بالابرنده که شما را از سطح سیاره بلند می‌کنند، بسیار شبیه به همان چیزی است که شما شارژ الکتریکی می‌نامید، احتمال دارد کسانی که فرکانس ارتعاشی پایین دارند، نتوانند فرکانس بالای پرتوها را بدون ترک جسم بعد سومی تحمل کنند. ما تا حد امکان به سطح نزدیک می‌شویم تا بازه زمانی که در پرتو قرار می‌گیرید کاهش یابد …

وقتی یک سفینه نوری در مواقع “عادی” فرود می‌آید تا اشخاصی را به داخل دعوت کند، معمولا روی زمین می‌نشیند یا کاملاً نزدیک به سطح زمین در پرواز ثابت می‌ماند. سپس افراد ما هر موجود را تا داخل کشتی همراهی می‌کنند. در موقعیت تخلیه با روش بالا بردن، کار به این صورت انجام نمی‌گیرد. اگر انرژی روح از بدن بعد سوم خارج شود، شاید فرصتی برای احیا و اتصال مجدد وجود داشته باشد، در غیر این صورت روح آزاد خواهد شد تا طبق توافق با خداوند در تأسیسات مناسبی اسکان یابد. به هر صورت، شما رها نخواهید شد تا در تنهایی ویرانی سطح سیاره خود را تجربه کنید.

اگر تصمیم ندارید برای بالا رفتن وارد پرتوی بالابرنده شوید، این احتمال وجود دارد که از معدود کسانی باشید که از «پاکسازی» و تغییرات جان سالم به در می‌برند. با این حال، در این دوره از تحولات و پاکسازی‌ها، تغییرات زیادی در آب و هوا، و در توده‌های خشکی رخ خواهد داد، زیرا قطب های سیاره جهت‌گیری جدید خواهند داشت. این به تنهایی سختی‌های غیر قابل وصفی را برای بازماندگان به وجود خواهد آورد. شاید این امکان وجود داشته باشد که راهنمایان و دستیاران در برخی مناطق به اماکن مشخصی بازگردند یا در بعضی موارد به صورت یک سیستم پشتیبان باقی بمانند.

آرام بمانید، وحشت نکنید.

بگذارید کاملا روشن کنم که چه چیز بیش از همه به یک بالا رفتن (انتقال به سفینه) موفقیت‌آمیز، آسیب می‌زند. ما می‌توانیم حالتی از بیهوشی به یک کودک بدهیم و به سادگی سیستم هارمونیک‌ها را هماهنگ کنیم. [اما] یک بزرگسال که در سن انتخاب و تصمیم‌گیری است باید انتخاب کند.

هر گونه واکنش “ترس” فرکانس ارتعاشیتان را کاهش می‌دهد، دراین صورت شما با فرکانس‌های پرتوی بالابرنده سازگاری کمتری پیدا می‌کنید. پس، بیش از هر چیز، آرام بمانید. اگر به هر دلیلی نمی‌توانید وارد پرتو شوید، آرام بمانید، ما می‌توانیم پرتو را حرکت دهیم. وحشت نکنید. بدانید که شما در دستان کارآزموده‌ای هستید، دستانی که تجربه گسترده‌ای در تخلیه سیارات دارند – ما به آنچه که در آستانه انجامش هستیم، مسلط هستیم.

بیش از این تأکید نمی‌کنم،

آرام بمانید! ریلکس باشید! هنگامی که به داخل ستون پرتوی بالابرنده ما وارد می‌شوید یا زمانی که روی شما متمرکز است، وحشت نکنید. بدنتان را تکان ندهید یا به اطراف حرکت نکنید – اتصال در سطح انرژی ایجاد می‌شود و تحرک بدن فیزیکی یک انحراف بزرگ است.

بعد از بلند شدن از زمین، یک شاتل (‌وسیله نقلیه فضایی) شما را به «سفینه‌های مادر» می‌رساند که در سطح و ارتفاع بالاتری لنگر شده است. در آنجا با توجه به شرایطی که دارید، تحت مراقبت قرار می‌گیرید. بعضی‌ها به مراقبت‌های پزشکی احتیاج دارند، بقیه کاملا خوب هستند، اما بیش از حد حس هیجان و آشفتگی خواهند داشت. تعدادی دیگر به خاطر اعضای خانواده‌شان و غیره فوق‌العاده نگران و وحشت‌زده خواهند بود. ما یک کادر پزشکی متخصص داریم که با تجهیزات بسیار پیشرفته برای درمان شما حاضر هستند – برخی به سادگی در حالت خواب قرار می‌گیرند تا علائم حیاتی‌شان به حالت طبیعی برگردد. تغذیه و اسکان شما تا زمانی که انتقال شما به جای دیگری قابل توصیه باشد، تأمین خواهد شد.

بعضی از شما قبل از بازگشت به سیاره زمین برای شروع بازسازی، به شهرهایی در سیارات دیگر برده می‌شوید تا در زمینه فناوری‌های پیشرفته آموزش ببینید. همه اینها با مشاوره یا هماهنگی قبلی مشخص خواهد شد. کودکان به والدین، و خانواده‌های خود و دیگران می‌پیوندند.

چنین مقدر است که سیاره زیبای شگفت‌انگیز شما، یک ستاره بسیار زیبا در جهان باشد. او مدت طولانی منتظر بوده است تا جایگاه با شکوهش را به دست آورد. او یک سیاره زیبا و درخشان از نور خواهد شد. در اینجا، می‌توانید با عشق برادرانه/خواهرانه به بقیه جهان ملحق شوید، در مشارکت با اخوت نوری انسان و با خدای خالق.

ای مردم زمین، به این سخنان نخندید. ما اعزام شده‌ایم و با کمال رضایت آمدیم، و با عشق به شما، برادران خودمان که دوران طولانی در رنج بوده‌اید. همانطور که یقینا خورشید از مشرق به مغرب می‌تابد، این وقایع نیز به زودی اتفاق خواهد افتاد. بگذارید آماده باشیم، لطفا

بدون هشدار

فجایع طبیعیِ بزرگ بدون هشدار آغاز می‌شوند! همه چیز آنقدر سریع اتفاق می‌افتد که دیگر زمانی برای فکر کردن نخواهید داشت. اکنون با دقت به این مسائل فکر کنید و سعی کنید قبل از اینکه برای انتخاب خیلی دیر بشود، به تعادل برسید. عده‌ای خواهند بود که در گیجی و پریشانی کامل، با درد و جراحت، به هر طرف می‌دوند – اوضاع طوری خواهد بود که انگار کل جهان بر سرتان فرو می‌ریزد – به شما اطمینان می‌دهم بیشتر آنچه که به منزله جهانِ خود درک می‌کنید، در همین وضعیت قرار خواهد گرفت.

پس، شما چه کاری انجام می‌دهید؟ در مطلوب‌ترین حالت، هم اکنون برنامه‌ریزی می‌کنید. سپس کاملا آرام و بدون ترس، منتظر پرتوهای نور می‌مانید. بعد بدون ترس به طرف پرتوهای بالابرنده بیایید یا بی‌حرکت بمانید تا بتوانیم آن را به سمت شما تنظیم کنیم. پرتوها از مرکز زیرین سفینه جریان می‌یابند و صادقانه بگویم، می‌توانند بسیار شبیه یک ستون مکنده عظیم باشند که به وسیله آن، همه چیز خیلی سریع اتفاق می‌افتد.

پیشنهاد می کنم هر کاری می‌توانید انجام دهید تا ما اجازه داشته باشیم بدون ایجاد خشونت وارد سکتورهای [بخش‌های صنعتی، اقتصادی، خدمات، امنیت، عملیات …] شما بشویم. به نظر می‌رسد برای جلوگیری از این موقعیت نامطلوب، همه احتمالات به پایان رسیده باشند. ما هیچ تغییر ادراکی در مقیاسی که بتواند مسیر حوادث را دگرگون کند، مشاهده نمی‌کنیم. پس مسئولیتی که به ما محول شده است را با تمام قوا و با پشتکار ادامه خواهیم داد، و این چنین است.

فرمانده آشتار

586 – خب آشکار شده که تمام کتابها تحریف شده به نظر شما کتاب یا مقاله ای که بشه روی اسنادش تعمق کرد چه هست
وسوال دوم من این هست وداها حدود ۲۵۰۰ سال قبل بودا می‌زیستند و سرودهایی داشتند وحتی کتاب گیتا هم از آن زمان رسیده با توجه اینکه هر کتابی
در طی دوران دستخوش تغییرات وتحریفات شده آیا میتوان از نظر شهودی پی به عمق گیتا برد

کتابهایی مثل کتابهای کارلوس کاستاندا قابل تعمق هستند، یا کتابی مثل چهار میثاق. به این علت که راه و روش حفظ انرژی و تعادل انرژتیک را آموزش میدهند.

در مورد سوال دوم بله میتوان با مطالعه عمیق و تامل عمیق به هسته درونی یا انرژی مرکزی و اصلی یک متن دست پیدا کرد به شرط انکه فرد محققانه و دقیق بخواند و با هدایت درونی خودش و خویشتن بالاترش ارتباط قوی داشته باشد.

587 – در شرایط کنترل و قرنطینه سنگین سیاره  و تراکم بعد سوم آیا هنوز این امکان وجود دارد که یک آگاهی نسل ششم که دارای فراآگاهی جمعی( اجتماعی)  است بتواند تحت شرایط خاصی ارتباط تله پاتیک برقرار کرده و اطلاعات جامعی را به یک گروه تحقیقاتی ارائه دهد؟
بطور کلی بحث هیپنوتیزم، مدیوم شدن یا کانال کردن ( مثل دولارس کانن، آریلیا جونز و….. ) برایم شبهه برانگیز است یعنی تا حدودی رگه هایی از حقیقت را دارند اما نه کامل و مطلق.سوال اصلی من همین است که آیا امکان این نوع برقراری ارتباط تا حدودی وجود دارد یا مطلقا خیر ؟

تلپاتی، هیپنوتیزم، چنلینگ حقیقت دارند. اما حقیقت مطلق را نمیتوانند نشان دهند. فردی که ایمپلنت شده میتواند اطلاعاتی را چنل کند اما ایمپلنتها بر کدهایی که دریافت میکند اثر میگذارند و مسیر ارتباطی دستخوش نفوذ خواهد بود به خصوص پس از سال ۹۶. در هیپنوتیزم هم فرد انچه رخ داده را میبیند لزوما حقیقت و چرایی ماجرا را نمیفهمد.

588 – درود بر شما. آیا تخت های پزشکی تا ۵ سال آینده به دست مردم میرسه یا برای دهه های آیندست؟

فقط پس از ازادسازی زمین این تختها به دست مردم خواهند رسید. تا قبل از ان کابال اجازه نخواهد داد.

589 – در مورد ایمپلنت های فیزیکی، روش قرار دادن آنها در بدن بدون اینکه شخص متوجه شود چگونه است؟

در مورد ایمپلنتهای فیزیکی، اینها به شکل اسمارت داست و ذرات نانو در نوشیدنی های غیرالکلی اضافه میشوند و همچنین در موارد خوراکی دیگر، و بعد در بدن سر هم بندی میشوند. این فناوری بسیار پیشرفته و پیچیده کیمرا است که با استفاده از نانوتکنولوژی و پلاسما انجام میشود.

590 – چن وقته شدت جابه جایی قطبین زمین خیلی زیاد شده و میگن در چن روز گذشته پنج کیلومتر جابه جا شده و خیلی سریع دارن جابه جا میشن
سوال من اینه تخلیه زمین بعد از جابه جایی قطبین انجام میشه یا قبلش و بنظر شما تا چند سال دیگه طول میکشه

سالها است که قطبهای مغناطیسی زمین در حال جا به جا شدن هستند و به همین دلیل سیستم های جهتیابی در مواردی دچار اختلال میشوند. در عرض چند سال قطبهای مغناطیسی ده ها کیلومتر جابه جا شدند در سالهای گذشته.

در مورد سوالتون، تخلیه زمین قبل از وقوع تغییر قطب‌ها خواهد بود به این علت که تغییر قطبها همراه با حوادث طبیعی بسیار بزرگی خواهد بود که کسی نمیتواند در ان شرایط روی زمین باقی بماند. اینکه این چه وقتی خواهد بود مشخص نیست، و یک نقطه ثابت هم لزوما نخواهد بود چون به موارد متعددی بستگی دارد. نور و ابرموجی که از خورشید مرکز کهکشان خواهد امد تحت کنترل نژادهای مرکزی کهکشان است و انها روی این نور و تریگر شدنش و فیلتر شدنش و کانالیزه کردنش قدرت و تسلط دارند، نوری که از خورشید به زمین خواهد امد هم همینطور. بنابراین تا حد معینی این یک رویداد دینامیک خواهد بود اما حتی نیروهای نور هم نخواهند توانست ان را کاملا متوقف کنند چون یک فرایند طبیعی هم هست و بخشی از سیر تکاملی طبیعی زمین است

591 – چرا در بعضی از پیج ها و حتی گاهاً بین خیلی از لایت ورکرها این صحبت گفته میشه که باید زودتر صعود کرد و وقت زیادی نمونده؟ انگار که یجور رقابت سر این مسئله باشه مگر بعد از رخداد خیلی از افراد به سیارات دیگه ای منتقل نمیشن تا در اونجا رشد روحی آزادانه ای داشته باشن و وقت کافی برای صعود رو ندارن؟ آیا اینکه روحی نتونه تا زمان شیفت زمین به بعد پنجم صعود کنه به این معناست که اون روح نسبت به بقیه ضعیف تر و از نظر تکاملی پایین تر از بقیه و از رسالتی که باید بهش می‌رسیده جا مونده؟ و اصلا اگر روحی هدفش این نباشه که صعود کنه به این معناست که مشکل و ایرادی داره و صعود کردن یجور الزامه؟

پیج ها و کانالهای دیگه رو اطلاع ندارم که چی گفتن اما اینکه ما چندبار گفتیم وقت زیادی باقی نیست منظور پاکسازی و آمادگی ذهنی روحی روانی و احساسی برای هضم اتفاقات جدید هست.
پیجهای دیگر باید مسئول گفته های خودشون باشند.
در مورد صعود به مراحل بالاتر آگاهی هم برای هرکس در زمان خودش انجام خواهد شد. برای عده ای در این دوره انجام خواهد شد و برای عده ای در مراحل بعد و بعد از انتقال و حتی برای عده ای در دوران‌های بعد به دلیل اینکه آمادگی ندارند.
ارواح در زمین در سطوح تکاملی مختلفی قرار دارند و همه شبیه به هم نیستند. این بخش اعظمش به دلیل آسیبهایی هست که خودشون به روح خودشون وارد کردند و البته سطح آگاهی و سطح تکاملی روح.
صعود صرفا بخشی از سیر تکاملی آگاهی در سطح کیهان هست. مانند امتحانات آخر سال هرکس آمادگی داشته باشد صعود خواهد کرد و هرکس نداشته باشد سال بعد.
در ضمن از نظر من مهم عشقی هست در قلب وجود داشته باشد و صداقت با خود و دیگران و خوب بودن و خواهان صلح و آزادی و هارمونی و زیبایی در خلقت. بقیش ادعا و برچسب و ژست هست.

592 – خواستم بدونم تازگی اخباری در مورد اینکه ایلان ماسک اجازه کاشت تراشه الینک را سازمان غذا ودارو گرفته که میگن برای درمان نابینای وفلج استفاده استفاده میشه ممکن است این هم یه جور ایمپلت برا کنترل انسانها باشه یا خیر

ایلان ماسک هم تحت نفوذ کابال است و جهت میگیرد هرچند خودش در عین ساده انگاری محض و شکلی از حماقت و ساده لوحی بی اطلاع باشد.

کابال میخواهد انسانها را عادت بدهد به ترنس اومانیسم و کاشت تراشه و چیپ و پیوند هوش انسان با هوش غیرارگانیک و مصنوعی

593 – ایا میشه ازمرکابا برای حفاظ استفاده کرد

مرکابا وسیله نقلیه روح و اگاهی است و دو پیش نیاز اصلی دارد فعال شدنش، اول حذف ایمپلنتهای اصلی عمودی و افقی، به خصوص ایمپلنت ناف، دوم حذف کابال و ازادسازی سیاره چون تا قبل از ان خطر و ریسک بالایی خواهد داشت و نیروهای نور ان را فعال نمیکنند

594 – شنیدم انسان زمینی هزاران سال پیش میتوانست از ۱۰۰ درصد مغزش استفاده کنند بسیار باهوش تر از انسان امروزی بودند ولی الان متاسفانه کم تر از ۱۰ درصد شنیدم این رپتالین ها بودند که در طول هزاران سال با آزمایش های ژنتیکی بر روی انسان کاری کردند که انسان ها کم تر از ۱۰ درصد مغزشان استفاده کنند و حتی بخش هایی از مغز انسان را از کار انداختند مثل چشم سوم که میشود فعال کرد و بخش های دیگر مغز مثل بعد چهارم مغز که اگر فعال شود ما میتوانیم موجودات ۴ بعدی را در بعد ۴ ببینیم ایا این موضوع حقیقت دارد

همین حالا هم با شبکه های انرژی فرو صوت و انرژی اسکالار هوش انسانها را کاهش میدهند این خیلی وقت است که انجام میشود، مقاله ای در کانال سالهای پیش پست کردیم به نام

Veil

«. کاهش هوش. این کار را از طریق القای میادین مغناطیسی قدرتمند به مغز اتریک و نیز به غشای میان مغز فیزیکی و مغز اتریک انجام می دهند که باعث اختلال در فرایند تفکر می شود. این برنامه به آشفتگی ذهن، فراموشی و عدم تمرکز منجر می شود. »

595 – در رابطه با قرنطینه بودن زمین و ماتریکس توضیحاتی می دهید ؟

زمین بیست و شش هزار سال است که در قرنطینه است. زمین یک سیاره زندان بوده، یعنی موجودات زنده دارای هوشیاری روی این سیاره در یک زندان فیزیکی و ذهنی و همچنین روحی بوده اند‌. ما از جامعه کهکشانی کاملا بی اطلاع نگه داشته شدیم و کاملا شستشوی مغزی داده شدیم. روح ما پس از مرگ وارد فرایندی میشود، همه حافظه هایش پاک میشود و مجددا به تناسخ برگردانده میشود. انرژی روحی انسانها بسیار ارزشمند و زیاد است، به خصوص ارواح بزرگتر. حقیقت این است که در طول زندگی یک فرد بسته به انتخاب ها و شکل زندگی اش میتواند انرژی روحی بیشتر و بیشتری جذب کند، اما نیروهای تاریک حاکم حتی منتظر مرگ فرد هم نمیشوند و در سن ۳۳ سالگی بخش زیادی از انرژی روحی فرد را به قول خودشان «برداشت» میکنند. این نگاهی است که انها به انسانها دارند‌. و به زمین به شکل نوعی مزرعه و دامداری نگاه میکنند.

به این دلیل است که یک انسان روح دارد، اما نمیداند کیست، از کجا امده، سرگذشتش چه بوده، هیچ چیز نمیداند و هیچ چیز به یاد نمی اورد

یعنی قوانین انرژیکی خلقت جهان هستی در قرنطینه زمین اجرا نمی‌شود؟یعنی توانسته‌اند زمین را از سیستم متعادل‌سازی و خیلی قوانین انرژیکی و … جهان هستی جدا کنند؟یعنی قدرتی بالاتر از منشاء خلقت بدست آوردن؟

به هیچ وجه قوانین کیهان روی زمین اجرا نمیشود، و اجرا نشدنش به کنار، کاملا معکوس هم شده است. انسانها کاملا از تعادل و توازن انرژتیکی با سیاره خارج شده اند. نیروهای تاریکی قدرتی بالاتر از نیروهای نور ندارند اما انسانها را سپر کرده اند و زمین و موجودات زنده روی ان را گروگان گرفته اند

596 – خدایی که انسان رو به وجود آورده کیست؟

فرازمینیان مختلفی در ایجاد ژن انسان و خلقت انسان نقش داشتند، گاهی به انها نژادهای محافظ یا گاردین گفته میشود. انها هم به منبع افرینش و خورشید کیهان متصل هستند و طبق برنامه منبع از تکامل انسان حمایت میکردند تا زمانی که نیروهای دیگری که طبق برنامه منبع عمل نمیکردند وارد تصویر شدند.

دلیلی داشته که این فرازمینیان ما انسان ها را خلق کردند؟ دومین سوال من اینه که منبع آفرینش دقیقا چیه؟

انسانی که در ابتدا خلق شد با این انسانی که حالا میبینیم فرق داشت. در بعد سوم محصور نبود، و اتصال خیلی قوی تری با مناد یا خانواده روحی بالاتر داشت. اولین موجودات منفی شروع کردند به جدا کردن ارواح از منادها و این ارواح رو برای کیمرا جمع اوری میکردند یعنی موجودات ایسکتویدی که صرفا به دنبال تغذیه از منابع انرژی روحی موجودات ارگانیک بودند. و بعد انسانها رو در این قالب فیزیکی دستکاری شده محصور کردند. با ژنتیک و بدنهای دستکاری شده.

منبع افرینش در واقع منبع خلقت کیهان ما است، که منبع اراده و قدرت و عشق برای کیهان است، مثل یک خورشید مرکزی برای جهان و کل کائنات عمل میکند، همه موجودات زنده تحت پشتیبانی این خورشید مرکزی هستند

آیا ما دانشی در مورد خود منبع داریم ؟ که منبع کیست و ماهیتش چیست ؟

شناخت منبع در مسیر تکامل یک روح ممکن است تا حدودی میسر شود. مثلا افراد متوجه میشوند انطور هم که گفته شده منبع بی طرف است و انقدر غیرشخصی است که دخالتی در امور ازادسازی ندارد و صرفا یک منبع انرژی است، اینها همه غلط و اشتباه است. منبع کاملا در ازادسازی جهانهای تحت سلطه تاریکی دخالت دارد و با نیروهای نور ارشد ارتباط دارد.

597 – در مورد بچه هایی که مشکل بیش فعالی تکلم یادگیری و اتیسم دارن میشه صحبت کنین الان چند ساله خیلی زیاد شده و متاسفانه این بچه ها تو سیستم معیوب فرزند پروری و اموزش و پرورش دارن صدمه میبینن ممنون میشم نظر شخصیتون در مورد کمک بهشون رو بفرمایین

متاسفانه تا حدود خیلی زیادی اثر واکسنها بود و این ثابت شده است. الومینیوم و سایر فلزات و سموم موجود در واکسنها که قابلیت دفع از بدن ندارند و گاهی در مغز انباشته میشوند. در مورد اینکه چطور با این کودکان باید برخورد کرد، طبیعتا برخوردی که به انها کمک میکند ارامش و سلامتیشان حفظ شود و اسیب بیشتری نبینند ازار نبینند و روحا به علت برخوردهای اطرافیان ضربه نخورند

598 – جن، شیطان، ابلیس اینها چه موجوداتی هستند؟

شیطان یا اهریمن فارغ از اینکه در ادیان و در فرهنگهای مختلف چه معنایی دارد، در حقیقت به دو مفهوم عمده اشاره دارند: یا به طور کلی موجودات غیرارگانیک اهریمنی و شرور. یا به موجودات معین و مشخصی در دستورکار و سلسله مراتب بیگانگان منفی، در هر طبقه از هرم این سلسله مراتب یک موجود معین هست که ان را devil می نامند. و ماموریتها و وظایف خاص خودش را دارد. بسیاری از اینها در همین ماهها و هفته های گذشته خنثی شدند و دیگر وجود ندارند

599 – آیا هستن کسانی که به اختیار خودشون برگردن به زمین واسه کمک به انسان ها و آیا تناسخ اختیاری نیازمند اجازه از منبع است؟

هیچ روحی در حالت طبیعی تناسخ مجدد روی زمین را «انتخاب» نمیکند مگر اینکه ماموریتی داشته باشد و از نیروهای نور باشد‌. و در ضمن در این شرایطی که حالا هستیم انقدر به ازادسازی نزدیک هستیم که خیلی از مامورین دیگر به شکل تولد به بعد فیزیکی ما نمی ایند بلکه طی فرایند walk in وارد میشوند. یعنی طی قراری و توافقی با یک روح که در تناسخ است، جای ان روح را می‌گیرد.

اما اگر منظور پس از تخلیه جمعی زمین در زمان تغییر قطبها است، فقط کسانی اجازه خواهند داشت پس از تخلیه جمعی و تغییر قطبها به زمین برگردند که اماده صعود باشند و یا در مسیر صعود باشند، و انها می‌توانند انتخاب کنند که برگردند یا نه. سایرین به سیاره دیگری که هنوز در بعد سوم خواهد بود منتقل میشوند و به مسیر خودشان ادامه خواهند داد که طبق برخی گزارش‌ها چندین سیاره مختلف انتخاب شده که در خوشه پروین هستند

تناسخ اختیاری بخشی از روند تکاملی روح میتواند باشد. و با اراده ازاد روح انجام میشود. و روح میتواند این را انتخاب کند و این تضادی با اراده منبع ندارد

600 – آیا پرتال مسیح هم داریم ؟

مسیح به عنوان یک روح یک استاد صعودیافته است که الان هم در ازادسازی زمین نقش دارد. اما شاید پرتال معینی را پرتال کرایست یا کریستوس بنامند.

601 – آیا انرژی جنسی سرقت شده توسط تاریکی هم درنهایت مانند تکه های روح سرقت شده به شخص بازگردانده می‌شود توسط نیروهای نور؟

بخش زیادی از انرژی جنسی سرقت شده در مخازن عظیمی جمع اوری میشود و شکل انباشتی و جمعی پیدا میکند. چیزی که معلوم است پس از ازادسازی زمین و پاکسازی کامل سطح اتریک این سازوکار متوقف میشود و ان انرژی های که سرقت شده در صورتی که قابلیت اعتلا و پاکسازی و تبدیل داشته باشند میتوانند مجددا به سیاره برگردانده شود یا به نحوی در خدمت اهداف مثبتی قرار گیرد. این بسته به شرایط متعددی دارد و اطلاعات زیادی هست که در اختیار ما نیست. اما مقدار زیادی از این انرژی سرقت شده ارتعاش پایینی دارد و از طریق صنایع پورنوگرافی و یا صنایع و سازوکارهای مشابه یا اعمال خشونت امیز جمع اوری شده است

یکی از بدترین سیستمهای جمع اوری انرژی که کبرا به ان اشاره کرد همان تونل های ست بود که به ان تونل های تایفون هم میگویند. دوستانی که اساطیر خوانده اند شاید بدانند ست یکی از خدایان مصر بود که در یونان به او تایفون می‌گفتند. این یک خدای جعلی است یعنی در حقیقت اصلا یک ایزد نیست یکی از شرورترین و تاریکترین اهریمنان سیاره بود که به تازگی توسط نیروهای نور حذف شد. همان موجودی که الیستر کراولی در چله نشینی خودش دید و اطلاعاتی از او دریافت کرد و تبدیل شد به بنیان لوسیفریانیزم و شاخه جدیدی از شیطان پرستی‌. ان موجود که کراولی آیواس نامید همان ست بود.

تونلهای ست یا تونلهای تایفون به نام همین موجود نامگذاری شدند، اینها سیستمی از تونل های فرابعدی و کرمچاله های و اتریک بودند که کابال برای فراخوانی بدترین اهریمنان از طریق تجاوز جنسی و سودومی استفاده میکرد. این سیستم به کلی نابود شد توسط نیروهای نور در همین ماه گذشته و این یک پیشرفت بزرگ برای نیروهای نور بود

602 – درود من یکی از این قدیمی های هستم که شما میگید چرا سوال نمیپرسم تقریباً دوساله فعالیت میکنم و تازه دارم خودم را پیدا میکنم یه دلیل سوال نپرسیدن اینکه به همین موضوع ها هم اشراف کامل پیدا نکردم با اینکه هر روز زمانی را دارم میزارم . دوم اینکه کار و زحمت شما کاملاً دیده میشه توسط اعضاء و همگی سپاسگزار هستند و در اخر بحث بیدار کردن بقیه ببینید کلا به قول شما ما تو بعد سوم گیر کردیم و بعد سوم یعنی بعد مادی و تو بعد مادی مردم همه چیز را مادی می‌سنجند یعنی حتی نماز و روزه را هم برای گرفتن پاداش بهشت انجام میدن یا ترس نرفتن جهنم حالا واقعا چطوری میشه بقیه را بیدار کرد که حقیقت را بپذیرند اگه راحت بود که امثال عیسی و هزاران مأمور که آمدند تا حالا همه را بیدار کرده بودند ولی نشده حالا منی که تازه از خواب هزاران ساله دارم بیدار میشم چطوری بقیه را بیدار کنم خوب راهش را نشان بدید چون شما به مراتب تجربه بیشتری را دارید.

دوست عزیز حقیقتی که باید بپذیریم این است که همه قرار نیست بیدار شوند چون آمادگی ندارند. اما در عین حال باید بتوانیم در موقعیت مناسب به افرادی که تشخیص میدهیم آمادگی شنیدن حقایق را دارند کمک کنیم. اطلاعات را در دسترس آنها قرار دهیم اگر آمادگی و استعداد داشته باشند، باید دنبال کنند، اما اگر انکار کنند و یا اطلاعات را جعلی و بی‌اساس تلقی کنند، یعنی آمادگی ندارند.

603 – در جایی صحبت کردین از عقابها که نژاد مرکز کیهان هستند ‌و به لحاظ انرژتیک بسیار قویتر از کیمرا تا جایی که کیمرا از نژاد مرکز کیهان وحشت داره سوال اینه حالا که در آزادسازی سیاره چندین نژاد نقش ایفا میکنند و این عقابها با کارگزاران کلیدی ارتباط گرفتند به نظرتون از بین بردن تکنولوژی که کیمرا برای کنترل جمعیت سطح استفاده میکنه راحت تر نشده؟؟و آیا خودشون هم‌به این‌موضوع اذعان دارند؟… سوال دوم اینکه نیروهای نور نمیتونن در سیگنالهایی که از طریق صوت ‌و تصویر به کامپیوترهای کیمرا میرسه اختلال یا به نوعی پارازیت ایجاد کنند و در مرحله ای شدت این اختلال امواج به جایی برسه که انقدر زیاد شه که بیوچیپها دیگه نتونند اطلاعاتی رو مخابره کنند مگه اینطور نیست که هر دو ضلع تاریکی و نور به موازات هم استحکامات و سطح بالای تکنولوژی رو دارند و در این بین بحث میدانهای مغناطیسی که بیوچیپها تولید میکنند ‌تو کنفرانس هم اشاره شد که مشکل سازترین ها بیوچیپهای فیزیکی هستند و اینکه همه این بیوچیپها به هم مرتبط هستند.. آیا واردکردن ضربه های کوچک این‌چنینی در مدت زمان معین نمیتونه دومینویی ایجاد کنه که زیرساختهاشونو ازهم بپاشونه یابازهم بخاطر اتصال ایمپلنتها به بمب‌های توپلت این موضوع فرض محاله؟؟؟!!

در مورد سوال اولتون، بله این درسته و خیلی از فناوریهای منفی هم حذف شدند، بعضی از ایستگاههای ایمپلنت که کاملا مخفی بودند حذف شدند، بعضی از مراکزی که از اونها اشعه هایی کیمرا میتونست بتابونه که حتی برای کنفدراسیون هم غیر قابل اشکارسازی بود با کمک بخش دیگری از نیروهای نور کشف و خنثی شدند و غیره.

در مورد سوال دوم درباره بیوچیپها، خیلی صفر و یک نیست موضوع. بله در سیگنال که هیچ ، حتی در خود ایمپلنت هم میشود اختلال ایجاد کرد و ایمپلنت را از کار انداخت اما ایمپلنت دیگری جانشین ان میشود‌. لازم نیست روی فرد عمل جراحی انجام بدهند. این عملیات طوری انجام میشود که فرد چیزی متوجه نمیشود، ذرات نانو از طریق غذا و نوشیدنی وارد بدنش میشود و با انرژی و الگوهای موجی که وجود دارد این ذرات خودشان در بدن به ناحیه که باید هدایت میشوند و سرهم بندی میشوند. در حال حاضر ایمپلنتهای سطوح بالاتر از اتریک حذف شدند کاملا و فقط ایمپلنتهای اتریک و بیوچیپهای فیزیکی باقی موندند که حذفشان اصلا محال نیست و دیر یا زود در اینده انجام میشود

604 – لطفا در مورد ویژگی های عنکبوتی کیمرا و سایر اشکال موجودات منفی بیشتر توضیح بدید، چون این موجودات می‌توانند در تناسخات انسانی کاملا شبیه ما باشند، پس تقسیم بندی ظاهری حشره، خزنده و.. مربوط به کدام کالبد این موجودات است.

عنکبوتهای کیمرا موجوداتی هستند که انقدر آزمایشات ژنتیک روی خودشان انجام دادند که ژنشان غیرطبیعی و غیرارگانیک است، و به همین دلیل (کایمرا/کیمرا) نامیده میشوند. کیمرا یعنی موجود مختلط و هیبریدی که از ژن چند موجود دیگر ایجاد شده است. اینها توانایی استفاده از پرتالهای طبیعی جهان را ندارند و به همین دلیل مجبور به ایجاد پرتال‌های مصنوعی هستند. وجود اینها از ناهنجاری اولیه است و با انرژیهای طبیعی خلقت سازگاری ندارند. در سطوح مختلف بوده اند هر چند حالا به سطح اتریک گریخته اند.

بعضی از عنکبوتهای پلاسما چندین کیلومتر قطر دارند و روی شهرهای زمین مستقر بوده اند یا در فضای سابلونار اطراف زمین. برخی از اینها عنکبوتهای فیزیکی با قطر چندین متر بودند زیر زمین ساکن بودند که قبلا در گزارشها به انها اشاره شده است، مثلا عنکبوتهای موسوم به شاه و ملکه در زیر کنگو.

انسانهایی که در واقع کیمرا هستند در واقع کالبد انرژتیکشان کیمرا است اما کالبد فیزیکی انسانی دارند. اینها به سادگی قابل تشخیص نیستند و هوش بسیار بالایی دارند. با انچه سینما از اهریمنان احمق نشان میدهد خیلی تفاوت دارند. بیشتر در دارپا یا آژانس تحقیقات دفاعی پیشرفته ایالات متحده و همینطور در هالیوود و سایر صنایع مشابه وجود دارند. انها در راس هرم دستورکار بیگانگان منفی هستند و رپتیلینها و دراکوها در واقع به انها خدمت میکنند. فناوری بسیار بالا و هوش بسیار بالایی دارند چون همه توانشان متمرکز بر فناوری بوده است. در مورد سایر موجودات هم انهایی که در کالبد انسانی هستند به همین شکل، یعنی کالبد فیزیکی انسان است اما کالبد انرژتیک مثلا دراکو است. این کالبد انرژتیک اتریک و یا پلاسما است.

605 – آیا در مورد انگل هایی که به انسان ها وصل هستند بروز رسانی در دست هست که تا چه سطوحی پاک شده اند؟ در متن یکی از گزارش ها اومده که بیشتر انگل ها از طریق چاکرای سولار پلکسوس وارد کالبد های انسانی می‌شن. آیا راهی برای پاکسازی اینها هست که خودمون بتونیم انجام بدیم؟

نه تنها ایمپلنتها حاوی انگل و «انتیتی» یعنی موجودات انگلی و اهریمنی هوش مصنوعی هستند، بلکه خیلی محصولات فرهنگی حاوی الصاقات انتیتی ها و انگلها هستند، خیلی فیلمها یا بازیهایی که ما میخریم و استفاده میکنیم. این موضوع خیلی عمیقتر از چیزی است که مردم حتی خیلی از لایتورکرها میدانند.

انتیتی یا انگل ایمپلنت سولار پلکسوس قوی ترین انگل و موجود الصاق شده به کالبد انسانی است و حذفش خیلی دشوارتر از سایرین است چون وظیفه مهمتری دارد و ان کنترل قدرت و اقتدار شخصی افراد با ترسها است و سرقت انرژی حیاتی است.

کمکی که فرد میتواند به خودش بکند این است که مدیتیشن کند، در معرض انرژیهای پاک باشد، و تمرینهای حذف ایمپلنتها را انجام بدهد، و همینطور تمرینهای پاکسازی چاکراها. نیروهای نور قسمت دیگر کار را بر عهده دارند. اما ما باید کار خودمان رو انجام بدیم

606 – توی یه بخش از سایت اتحاد نور، خاطره ای از یک لایت ورکر نوشته شده که در اون اشاره به عصبانی شدن ها و پرخاش کردن گاه و بیگاه فرزند کوچکش می کنه، و میگه وقتی فرزندش خواب بوده، میبینه یک بچه رپتایل به اون کودک چسبیده و همزمان با اون کودک در حال رشده، که در نهایت اون رپتایل رو جدا میکنه و به استادش تحویل میده، میخواستم بدونم آیا همه ی کودکانی که اینگونه زود عصبانی میشن، یه همچین اتفاقی براشون افتاده؟ اگر بله، چطور میشه متوجه شد و این جداسازی رو انجام داد؟

سلام، این خیلی شایع هست و فقط درباره کودکان نیست، اون فقط یک مورد و یک مثال هست. همینطور که قبلا گفتیم هشتاد درصد احساسات انسانها منبع و منشا خارجی غیر از خودشان دارد. این یعنی ما تحت کنترل احساسی شدید هستیم، برخی از این کنترل به علت ایمپلنتها است، برخی به علت الودگی های انرژتیک، برخی به علت انگلهای انرژتیکی که به کالبد انرژتیک فرد متصل میشوند و در واقع همه اینها جنبه های مختلف یک پدیده واحد می‌توانند باشند. درجات مختلفی دارند، و شرایط متفاوتی برای هر فرد میتواند وجود داشته باشد اما این نوع کنترل احساسی برای همه انسانها بوده. فقط برخی انسانها روح قوی تری دارند یا توانسته اند ثبات بیشتری نشان بدهند و در حقیقت در جنگ و مبارزه درونی دست بالاتر را دارند‌.

در مورد اینکه یک موجود یا انتیتی یا انگل رو چطور میشود جدا کرد، این نیاز به توانایی های معینی دارد مثلا روشن بینی و هیلینگ و این توانایی هم باید در سطح بالایی باشد‌. شناخت و دانش بالا. اما راه دیگری هم هست، انگل به دنبال انرژی است، اگر شخصی درونا همه راههای هدررفت انرژی را ببندد و یاد بگیرد انرژی را حفظ کند یعنی به هیچ وجه خود بزرگ بین نباشد و هیچ چیزی را شخصی نگیرد و هیچ موضوعی به او «بر نخورد» موفق خواهد شد جلوی نشت انرژی را بگیرد. و پس از مدتی حداقل بخشی از انگلها او را ترک خواهند کرد چون انگل در جستجوی انرژی است. این راه و رسمی بود که برخی شمنها و ساحران به دانش اموزان و کار اموزان معین و منتخب خود می اموختند کسانی مثل دن خوان

607 – مدیتیشن و نوشتن من خدا هستمو نیستمو انجام دادم سه چهار روزی خواب نداشتم ولی بعدش احساسم خیلی عالی شد، بعدی که مال ناف ( سکس عشق است و نیست) پنج دقیقه روش کارکردم نتونستم تموم کنم خیلی بیقرارم کرد راه حلی هست یا باید تمرین کنم.
میدونم پاک بشنم هم جایگزین میشن ولی احتمال هست بشه متعادلش کرد؟

این تمرینها سنگین هستند و مستقیما هم مربوط به پاکسازی قوی ترین ایمپلنتها و انتیتی ها میشوند، هر زمان احساس خستگی کردید به خودتون استراحت بدید اما تمرینها رو دنبال کنید این باعث میشود امادگی بیشتری برای حذف انها کسب کنید.

608 – انتقال جمعیت سیاره به صورت همین جسم فیزیکی انجام میشه؟

انهایی که در حیات فیزیکی هستند بله به شکل فیزیکی، و انهایی که در سطح فیزیکی نیستند روحشان منتقل خواهد شد

609 – من چنتا سوال داشتم گفتم یه جا بپرسم ازتون اول اینکه آیا لوسیفر همون ساتان هستش ؟
و اینکه لوسیفر از نظر لغوی به معنی اورنده ی نوره و با توجه ب اینکه ادیان جزو دستور کار کابال هستن و لوسیفر رو این دین ها دشمن معرفی کردن ممکنه انرژی مثبتی باشه؟ توی کتاب انجیل شیطان ، از شیطان تحت عنوان مردوخ نام برده میشه که یکی از خدایان آنوناکی توی کتاب زکریا سیچن هستش ، و خداییه که به قوم اسراییل حکمرانی میکنه ، آیا یهودیت مستقیما پرستنده این شیطانه؟؟

سوال بعدی اینکه نظرتون در‌مورد آدولف هیتلر چیه ، ممکنه یهودیا در جهت مظلوم سازی تاریخو تحریف کرده باشن و همونطور که یه سری پژوهشگرا میگن هیتلر به یه جنگ وادار شده باشه ؟ نماد صلیب شکسته توی آیین میتراییسم و خیلی ایین های معنوی جهان به کار برده شده به اسم گردونه ی مهر ، معنای این نماد چیه ، همچنین خورشید سیاه هم توسط نازی ها استفاده شده که اون هم در مکاتب باستانی بوده ، معنای اون چیه ؟

لوسیفر بیشتر از اینکه یک شخص باشد یک مفهوم است، مفهومی که نشانگر درک اشتباهی از تلما یا اراده ازاد است. اینکه اراده ازاد را مجوز انجام مطلقا هر کاری بدانند. این نور کاذب است.

ساتان هم بیشتر از اینکه یک فرد معین و منفرد باشد یک مفهوم و جریان است که تاریکی و ناهنجاری اولیه یا همان خورشید سیاه را به عنوان یک اصل پرستش میکند‌.

خیر ما نمی‌توانیم بگوییم چون ادیان سازمانی در جهت کنترل بشر بوده اند پس هر انچه در کتب مذهبی هست را معکوس کنیم تبدیل به حقیقت میشود. کتب و متون دینی حاوی خیلی حقایق هم هستند که به استعارات مبهم فرو کاسته شده اند و یا تحریف شده اند.

خیر یهودیت پرستش شیطان نیست اما بخشی از یهودیت هست که یک نقاب است برای بخشی از مافیای خزری که جریان خیلی انحرافی و تاریکی را دنبال میکنند و کاملا بر اساس تفرقه عمل میکنند.

ادولف هیتلر شخصی بود که مستقیما از خانواده روسچیلد بود و مستقیما تحت تسخیر و نفوذ یکی از شرورترین اهریمنان زمین بود. و سیستم نازیسم بسیاری از افراد بیگناه را به جرم یهودی بودن یا سیاه پوست بودن یا داشتن تمایلات جنسیتی متفاوت از بین برد. خیلی از یهودیان از بین برده شدند و خیلی از کسانی که خودشان در ان جنایات دست داشتند بعدها خودشان را یهودی معرفی کردند تا از جهان در قالب قربانیان نازیسم باج گیری کنند. یعنی ظالم خودش را در جایگاه مظلوم قرار داد.

نمادی که نازیها استفاده میکنند در حقیقت یک نماد منفی نیست، نشان دهنده حرکات ستاره قطبی است و نازی ها این نماد و قدرت این نماد را سرقت کردند همانطور که نماد پرقدرت عقاب را سرقت کردند.

610 – ایا بعد از رخداد که اکثریت انسانهای سطح به سیاره های بعد سوم انتقال داده میشن با خانواده ها منتقل میشن و یا از هم جدا میشن و‌ از سرنوشت هم بی خبر ؟

انتقال بزرگ بعد از رخداد و در زمان تغییر قطبها است. در زمان انتقال قرار نیست فرزندان همراهی کنند والدین خودشون رو. هر فردی حتی کودکان توانای انتخاب خواهند داشت. این سیستم روی زمین که مردم تصور میکنند صاحب و مالک فرزند خود هستند و باید به جای انها تصمیم بگیرند به پایان میرسد و این چیزی است که نیروهای نور خیلی روشن اعلام کرده اند

611 – آیا آدم ویا نوح هم مانند حوا از انسانهای اولیه ی شرور بودند که تسلیم کیمرا شدند و روح انسانها رو از مناد جدا کردند؟
یه سوال دیگه : با توجه به اینکه پس از قرنطینه زمین تناسخ اجبار شد و روحی از خارج وارد نشد آیا جمعیت انسانها از همون ابتدا به همین میزان بوده و بسته به دلخواه نظر کیمرا تعدادی به تناسخ داده میشدند و بقیه نگه داشته میشدند؟ و چرا نژاد های برتری که انسانها رو ساختند سرنوشت بشر رو دنبال نکردند که چطور ناگهانی ناپدید شدند و قطع ارتباط پیدا کردند ؟ اون اوایل هم ایا کیمرا به اندازه الان پیشرفته بود ؟

جمع اوری ارواح کار اهریمنانی بود که برای کیمرا کار میکردند. قرنطینه زمین به معنای این بود که کسی نمیتوانست خارج شود، اما ارواحی می‌توانستند از خارج وارد زمین بشوند. فقط دیگر امکان خروج نداشتند. خیلی از استارسیدها به این شکل وارد زمین شدند یعنی در حقیقت در زمین گرفتار شدند.

در مورد سوال اخر، نژادهایی که محافظ و گاردین بودند هیچ وقت انسانها رو واقعا رها نکردند اما این جنگ اکنون است که روی زمین متمرکز شده است، در گذشته در خیلی از مناطق کهکشان این جنگ وجود داشته و نژادهای درگیر در خیلی از منظومه های خورشیدی مختلف درگیر جنگ بوده اند. از لیرا تا وگا تا ستاره های صورت فلکی اوریون تا سیریوس تا پلایداس

612 – شما گفتید که یکی از چالش‌های نیروهای نور برای مبارزه با تاریکی تأمین انرژی هست. این انرژی از کجا تأمین میشود آیا از طریق مراقبه‌ی جمعی ما حاصل میشود؟ مگه انرژی نیروهای نور و سفینه‌های نوری از طریق انرژی رایگان و انرژی که در همه جا وجود دارد و اتصال به سرمنشأ انرژی حاصل نمیشود؟

خیر ، این انرژی مثل برق یا پاوری است که برای انجام عملیاتها باید استفاده و خرج شود، مثل پول رایج کهکشانی است. خیلی از عملیاتها قابل انجام هستند اما نیروهای نور باید صبر کنند تا هزینه های (انرژتیک) آن فراهم شود. منبع بخشی از ان را تامین میکند و بهش دیگر را باید نژادهای کنفدراسیون یا داوطلبان تامین کنند.

613 – آیا انسان از لحاظ عزت و کرامت و عظمت نسبت به تمام موجودات جهان و نژاد ها برتری داره یا فقط در زمین؟
سوال دوم چطور به اکاش خودمون وصل بشیم بدونم در گذشته چکار کردیم که الان اینجا هستم و یا میشود من روحی تازه باشم و بار اولم باشه که به سیاره ای اومدم؟

هر موجودی به اندازه سطح تکاملش اعتبار و جایگاه دارد، چه انسان چه غیرانسان. انسانهایی هستند که جایگاه بسیار بالایی دارند، انسانهایی هم هستند که جز اسیب رساندن به همه چیز و همه کس کار دیگری ندارند. انسان هیچ جایگاه خیلی خاصی در خلقت ندارد مگر جایگاهی که با تکامل و تلاش به دست بیاورد.

سوال دوم موقعی پاسخ داده میشود که فرد در مسیر صعود به سطح بسیار بالایی از پیشرفت برسد‌ و اطلاعات کم کم در دسترسش قرار بگیرد.

614 – درود و عرض ادب چند سوال مهم درباره گزارش اخیر کبرا
1….منظور از ستاره ابط الجوزا و سوپرنووای احتمالی آن در آینده نزدیک چیست لطفا توضیح میدهید؟؟ سوپرنووا یعنی چه؟
2….چرا کبرا گزارش داد که فرایند بیداری بسیار آشفته خواهد بود و چرا گفت بیداری مردم خشن خواهد بود
منظور از بیداری خشن چیست؟؟؟
3…منظور کبرا از اینکه گفت از سپتامبر به بعد اوضاع جالب میشود منظورش چیست؟
4… اگر ظرف چند ماه آینده بیوچیپ های فیزیکی بدن ما انسانها منحل گردد آیا همه ما قدرت باطنی پیدا میکنیم و ۱۲ رشته DNA فعال میشود؟؟؟ آیا به خانواده اصلی خودمان برمیگردیم؟

۱_ یکی از ستارگان سیستم اوریون هست.
سوپرنوا مرحله ای از فرآیند تکاملی یک ستاره هست که ستاره منفجر میشود. این انفجار و آزادسازی نور و انرژی بنام سوپرنوا نامیده میشود، و در ادامه این ستاره تبدیل به یک ستاره نوترونی یا سیاهچاله میشود.
۲_ به دلیل آماده نبودن جمعیت سطح، آگاه شدن به مسائل پشت پرده باعث میشود بسیاری از مردم تعادل روانی و احساسی را از دست بدهند و واکنشهای کنترل نشده نشان بدهند.
۳_ منظور مراحل مهمی از پاکسازی سطح و تحوالات مثبت هست.
۴_ خیر، فعال شدن استرندهای دی‌ان ای صرفا با حذف بیوچیپها انجام نمیشود و پیش نیازهای دیگری هم دارد.
بعد از ترک زمین وضعیت خانواده های روحی مشخص خواهد شد.

615 – در اخرین گزارش های کبرا اومده که اربابان کارما به خورشید مرکز کهکشان فرستاده شدند ایا سیستمم تناسخ اجباری و کنترل روح برچیده شد ؟

تناسخ اجباری به پایان رسید پس از دهها هزار سال، و از این به بعد تناسخ بر اساس شرایط سیاره و انتخاب ارواح خواهد بود. و بسیاری از شرایط تناسخ را خواهند توانست انتخاب کنند. و حافظه ها پاک نخواهد شد

قسمتی از مصاحبه کبرا

تری: متوجهم. ممنون. و آیا برخی اعضای جمعیت سطح زمین به جای انتقال به خوشه پروین یا رسیدن به صعود، به شبکه زیرزمینی آگارتا ملحق خواهند شد؟

کبرا: بسیار خب. تعداد بسیار بسیار محدودی از جمعیت سطح زمین قرار است به زیر زمین و شبکه آگارتا بروند. بیشتر جمعیت، روی سطح باقی می‌مانند، با ترس‌هایشان مواجه می‌شوند، با مشکلات روان‌شناختی‌شان روبرو می‌شوند، تا زمان تغییر قطب‌ها. همچنین درصد بسیار کوچکی از مردم روی سیاره به صعود می‌رسند یا به سیستم‌های ستاره‌ای دیگر منتقل خواهند شد. اکثریت انسان‌ها فقط وارد یک فرایند بیداری و پاکسازی می‌شوند.

تری: متوجه شدم. تفاوت‌ها در چیست؟ یعنی تفاوت آنهایی که وارد شبکه آگارتا می‌شوند و آنها که صعود می‌کنند.

کبرا: افراد همچنین می‌توانند با وارد شدن به شبکه آگارتا هم صعود کنند، اما ورود به آنجا نیازمند وجود یک مأموریت بسیار خاص است. شبکه آگارتا به علت آلودگی آرکانی که روی سطح زمین بسیار شدید است، به روی جمعیت سطح باز نیست. بنابراین افراد بسیار بسیار معدودی آماده یا قادر هستند به آنجا بروند یا شرایط لازم را کسب کنند.

تری: متوجه شدم. بسیار ممنونم. آیا روابط خانواده روحی برای فرایند صعود ضروری است؟

کبرا: یک شرط لازم برای صعود نیست، بلکه چیزی است که با افزایش ارتعاش فرکانسی به نحو طبیعی رخ می‌دهد.

تری: می‌فهمم. یعنی روابط خانواده روحی شاید فقط برای فرایند صعود مفید است؟

کبرا: بله.

تری: بسیار خب. عالی است. هنگامی که در مسیر صعود هستیم، چگونه می‌توانیم تفاوت بین یک رابطه با سولمیت/توئین‌فلیم حقیقی با یک رابطه رمانتیک جعلی را تشخیص دهیم؟

کبرا: وقتی رابطه شما با هدایت بالاترتان به قدر کافی قوی باشد، خواهید دانست، تا قبل از آن نمی‌توانید بدانید.

تری: بسیار خب. درست است. سؤال بعدی، آیا پس از سونامی جهانی، آتلانتیس نوین تأسیس خواهد شد؟

کبرا: پس از تغییر قطب‌ها تأسیس خواهد شد، و این را می‌گویم که بخش‌هایی از آتلانتیس نو قبل از آن در جزایر نوری تأسیس می‌شوند.

تری: متوجهم. چه کسانی آتلانتیس جدید روی زمین را تشکیل داده و خلق می‌کنند؟

کبرا: بیدارترین افراد جمعیت و نژادهای پیشرفته دیگر، که پس از تماس نخست به اینجا می‌آیند. یک هم‌آفرینی و آفرینش مشترک خواهد بود.

تری: فهمیدم. پس از تماس نخست یعنی حتی قبل از رخداد؟

کبرا: خیر، پس از رخداد.

تری: متوجه شدم.

کبرا: قبل از رخداد ما همین واقعیت کهنه و کسل‌کننده که همین حالا تجربه می‌کنیم را خواهیم داشت.

تری: متوجهم. منطقی است. آیا هنوز موج دوم و موج سوم صعود جمعی در کار خواهند بود؟ اگر بله، آیا پس از سونامی کهکشانی رخ می‌دهند؟

کبرا: همه اینها برای بعد از تغییر قطبها برنامه‌ریزی شده، زیرا خیلی ساده بگویم، نه زمان کافی و نه آگاهی کافی برای آن مسائل تا قبل از آن روی سیاره وجود دارد.

تری: می‌فهمم. پس از رخداد و پس از تماس نخست، چند سال بعد یک سونامی خواهد بود. پس زمان زیادی وجود نخواهد داشت.

کبرا: دقیقا، زمان کافی وجود ندارد. زمان فقط برای یک موج صعود وجود دارد، که می‌تواند در لحظه تغییر قطب انجام شود، با پالس الکتریکی.

تری: متوجهم. یعنی احتمالا موج دوم و سومی وجود نخواهد داشت.

کبرا: همانطور که گفتم پس از تغییر قطبها بله، اما پیش از آن خیر.

616 – در اینجا کبری گفت بیشتر مردم روی سطح سیاره باقی میمانند با ترسهایشان و با مشکلات روانشناختی مواجه میشن
مگر زمان رخداد صلح و ارامش و هماهنگی وجود نداره باز این مردم باید عذاب بکشن؟
سوال دوم مرگ دست انسان نیست و ما با تناسخ اجباری اینجا هستیم و اون انسانهایی که تو این چند سال اخیر مردن و میمیرن قبل از ازاد سازی باز در چرخه تناسخ گیر افتادن؟اونها که مرگشون دست خودشون نبوده شاید اگر زنده بودن به اون اگاهی و ازادسازی میرسیدن از چرخه تناسخ نجات پیدا میکردن

در زمان رخداد خیلی ها آمادگی روحی و ذهنی مواجهه با واقعیتهای که فاش میشوند را ندارند و دچار عدم ثبات ذهنی میشوند. رفتارهای ناهماهنگ و بی ثبات وجود خواهد داشت. عصبیت، ترسها، و احساسات منفی که به سطح می ایند. این باعث عدم ارامش میشود‌.

در مورد سوال دوم ، اظهار نظر قطعی نمیتوانیم بکنیم، شاید برخی مجددا وارد چرخه شده باشند شاید هم نشده باشند‌. این به ارواح و هر روح و شرایطش بستگی دارد.

یک موضوع رو توضیح بدهم، کسانی که در مسیر صعود هستند و بیدار شده اند نباید نگرانی داشته باشند. این مطلبی که گفته شده در ارتباط با اشفتگی های پس از رخداد مربوط به جمعیت‌هایی است که خواب هستند و با یک بیداری ناگهانی و سخت و خشن مواجه خواهند شد بدون هیچ مقدمه ای و بدون هیچ توضیحی. انها از نظر روحی و احساسی پاکسازی نداشته اند. افرادی که در مسیر صعود بوده اند هدایت می‌شوند که در شرایط صحیح قرار بگیرند

یک موضوع که افراد نمیدانند این است که مواجهه با فرازمینیان و حتی دیدن سفینه ها در اسمان برای افرادی که پیش زمینه دارند و اطلاعات دارند هم خیلی ساده نخواهد بود، افرادی که هیچ اطلاعات قبلی ندارند قطعا شوکه میشوند و قطعا خیلی ها ثبات ذهنیشان را از دست میدهند. اما طبق گزارشات دیگر فرصت زیادی نمانده و متاسفانه این شرایط ذهنی برای خیلیها رخ خواهد داد‌. یعنی نیروهای نور انقدر فرصت ندارند که دهه ها منتظر شوند که انسانها امادگی کسب کنند

چیزی که افراد نمیدانند این است که دیدن یک سفینه مادر در اسمان بالای منطقه زندگی فرد خیلی با دیدنش در فیلم سینمایی علمی تخیلی فرق دارد. میدان اگاهی و میدان انرژتیک حول یک سفینه مادر انقدر قدرتمند است که بر همه انسانها اثر میگذارد و برای برخی افراد مانند یک تریپ یا روانگردان قوی عمل خواهد کرد یعنی ساختارهای فکری و ذهنی قبلی دیگر پاسخگو نخواهند بود. فرد اگر کاملا بی اطلاع باشد و کاملا درگیر اهداف سطحی خودش باشد میتواند دچار وحشت شود، دچار اشفتگی شود، و ثباتش را از دست بدهد

617 – سفینه های مادر همه جا ظاهر میشن؟ اندازشون چقدره

سفینه های مادر بسیار بزرگ و عظیم هستند برخی از انها توانایی و گنجایش جا به جایی هزاران نفر یا صدها هزار نفر یا حتی میلیونها نفر را دارند. اطلاعاتی در مورد اینکه اینکه در زمان رخداد چه ارایشی خواهند داشت و به چه شکلی ظاهر میشوند یا اصلا به سطح زمین نزدیک خواهند شد یا خیر در دسترس نیست

618 – آیا مثلاً اعضای پیگیر این گروه میتونن در میان اشخاص صعود کننده باشند یا اینکه صعود شرایط خیلی خاصی داره و انسانهای خاص و متعالی میتونن انجامش بدن؟

۹۹ درصد صعود کاملا به پاکسازی احساسی مرتبط هست.
هر انسانی که کنترل احساسات را داشته باشد و روی ایگو کار کند در مسیر صعود خواهد بود.

619 – آیا بعد از مرگ ما قادر به کنترل روح مان خواهیم بود مثل همین جسم فیزیکیمون که خودمون داریم کنترلش میکنیم ایا میتوانیم دقیقا همانند همین جسم فیزیکیمون روح مان را نیز خودمان کنترل کنیم یا نه روح مان خودش خودش را کنترل میکند و یه اصلا یه موجود دیگست و ما قادر به کنترل کردن آن نیستیم میدانم این سوال عجیب است اما پرسیدنش واجب بود

بعد از خارج شدن از جسم فیزیکی تنها چیزی که باقی می‌ماند روح است و این روح یک ذهن و حافظه دارد و دانش و اطلاعات و تجربیاتی که در طول زندگی کسب کردید مشخص کننده میزان اقتدار و هوشیاری روح است و هر چقدر این اقتدار و هوشیاری بالاتر باشد، تصمیمات بهتر خواهند بود.

620 – یه سوال داشتم موسیقی زیاد گوش دادن در مسیر صعود خوبه یا نه منظورم موسیقی خواننده هاست

موسیقی خوب با ارتعاش خوب و مثبت که به ارامش شما و بهبود احساسات شما کمک کند بله

621 – یه سوال چرا هیچ عکسی یا ویدیو یا فیلمی از نژاد های فضایی در هیچ جای اینترنت نیست چرا خود نژاد های خوب نمی آیند یک سری عکس ویدیو و حتی مطلب و مقاله از خودشان مردمشان تمدنشان و سفینه هایشان و جنگ هایشان در فضا در اینترنت منتشر کنند یا حداقل این اطلاعات را به افشاگران اینترنتی بدهند که انها منتشر کنند فقط یکسری نوشته کم از آنها هست خب اگر بیشتر افشاگری کنند یه چند تا عکس مطلب و ویدیو منتشر کنند مگر چه اتفاقی میفتد

اطلاعات شما کامل نیست دوست گرامی. صدها و هزاران تجربه مشاهده یوفو در جهان وجود داشته، کتابهای زیادی نوشته شده، چه تجربیات منفی مثل کتاب Communion و چه مثبت مثل کتاب ماموریت پروینی درباره بیلی مایر و چه صدها کتاب و مقاله دیگر. افشاگری های بسیاری وجود داشته است. پیامهای زیادی منتقل شده، ارتباطات تلپاتیک زیادی بوده است. همین چند روز پیش پیامی در وبسایت پیرپر فور چنج امد که یکی از هزاران و هزاران مطلب موجود است. در غرب دهه ها است گروههایی وجود دارند که کارشان و فعالیتهایشان وقف شکار لحظات ظهور یوفوها شده. افرادی حتی در سطح وزیران و رئسای جمهور یا معاونان رده بالا افشاگری کردند از جمله سیاستمدارانی در روسیه و کانادا. اخیرا اسناد زیادی از سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی یا وزارت دفاع ایالات متحده از طبقه بندی خارج شدند. شما اینها را مطالعه کرده اید و از اینها مطلع هستید؟ رمزها و کدها و اطلاعات زیادی در قالب کراپ سرکلها یا اصطلاحا حلقه های کشتزار به بشر نمایش داده شده. فیلمهای زیادی از یوفوها گرفته شده، اما فراموش نکنید کابال بیکار نیست. هر انچه بتوانند را حذف میکنند و هر انچه قابل حذف نباشد را بی اعتبار میکنند. ویدیوهای فیک و جعلی درست میکنند تا اعتماد عموم خدشه دار شود.

622 – شما به زتا ها اشاره کردید که منفی هستند یعنی منظورتان زتارتیکلای میباشد چون تا انجا که در مورد انها مطالعه کردم این نژاد بسیار مثبت است حتی انها عضو فدراسیون کهکشانی نیز هستند و ارتباط نزدیکی با آرکتورین ها و پلایدین ها دارند اطلاعاتی دارم میگوید انها حتی عضو شورای ۹ بودند که مسئول محافظت از زمین در مقابل شهاب سنگ ها و حمله نیرو های منفی بود که ال منوک ها رییس آن شورا بودند این همان نژادی بود که در حادثه رازول سقوط کردند و انسان ها که با انها ملاقات کردند گفتند انها عاشقانه انسان ها را بقل میکنند و خیلی مارا دوست دارند مهربان هستند و به هیچ کس آسیب نمی زنند و نگران سرنوشت ما انسان ها هستند که پروژه معروف دیدار ماتیلدا با یک بیگانه نیز همین زتا رتیکولی بود که حرف های جالبی میزد حتی پروژه سرپو نیز که ۱۲ انسان به سیاره زتا ها رفتند گفتند بسیار مهمان نواز دوست انسان ها و مهربان بودند انسان ها که همکاری تکنولوژی با انها داشتند این نژاد از رپتالین ها نفرت داشتند و از پلایدین ها تعریف میکردند و با انسان ها دوست بودند و دشمن خاکستری ها بودند

این اطلاعات غلط است. درباره زتاها که یکی از شرورترین نژادها هستند اطلاعات غلط زیاد وجود دارد. هم خانم نانسی لایدر و زتاتاک و هم کتاب منشور لیرا و هم خیلی منابع دیگر حاوی اطلاعات غلط عمدی و غیرعمدی راجع به انها هستند. انسانها در موقعیتی هستند که هیچ گونه اعتمادی نمیتوانند و نباید به زتاها و خاکستری ها داشته باشند

والا با این وضع انگار خیلی از اطلاعات غلط هستند دیگر نمی توان به هر چیزی اعتماد کرد یه ویدیو از یه زتا دیدم خیلی چهرش قندون گوگولی بود عاشقش شدم لباس هم پوشیده بود انگار خیلی مظلوم بود نمیدونم چی باید بگم تصوراتم در موردشون کلا عوض شد

این نژاد کارشون مظلوم نمایی هست حتی نژادهای دیگر هم فریب داده اند طوریکه خیلی از نژادهای منفی دیگر تصور میکنند اینها نقش کوچکی دارند و فقط برده یا مجری اوامر هستند. نقشه ها و توطئه های انها بسیار بسیار طولانی مدت هست و بسیار فریبکار هستند و بسیار شرور و بی رحم

یکی از مهمترین ایمپلنت‌ها کار نژاد زتا هست.
ایمپلنت مهر زتا در لایه های کالبد آسترال سیستم قلب قرار داده می شود تا فعالسازی رشته چهارم دی ان ای را بلاک کرده که نتیجتا دسترسی به میدان های ارشد (اولین لایه ذهن خود برتر) را در بعد پنجم قطع می کند. در واقع یک مانع فرکانسی بعد چهارمی است که در بدن فرد قرار داده می شود تا باعث ادامه تناسخ روح انسان در کالبد آسترال تحت کنترل دستورکار بیگانگان منفی در طول فرآیند مرگ می شود. این ایمپلنت موانع متعددی ایجاد می کند و از شناسایی توانایی های حسی قلب توسط بدن ذهنی یا ذهن آگاه جلوگیری می کند.

623 – امکانش هست در مورد تختهای کمکی پلیدینها بیشتر توضیح بدین؟ سوال دوم اینکه تفاوت رخداد پیشرو با طوفان نوح چیست
ظاهرا سفینه های مادر حکم همان کشتی های نوح را دارند ایا نوح هم در عصر خود منجی بود؟؟

این تختها صرفا پس از رخداد در دسترس انسانها قرار میگیرند. در حال حاضر در دسترس حرکت مقاومت هستند و کابال به هیچ وجه اجازه ورود انها به دسترس عموم را نمیدهد. فناوری انها بر اساس ترمیم کالبد فیزیکی در سطح کوانتومی و طبق بلوپرینت اصیل کالبد فیزیکی است.

در مورد سوال دوم، طوفان نوح هم مرتبط است به یک فلش خورشیدی و یا تغییر قطبها و خیلی از منابع هم گفته اند کشتی در کار نبوده موضوع سفینه های مادر بوده اند. و اینکه افرادی که نجات داده شدند بعد ها در مناطق مختلف زمین منتقل شدند از جمله چین فرزندان یافث و خاورمیانه فرزندان حام و سام … این اطلاعات مبهم هستند و ناکامل هستند اما حقیقتی در این اطلاعات وجود دارد. بنابراین شباهتهایی با انچه در اینده نزدیک پیش روی زمین است با این داستان وجود دارد.

624 – سه بعد طول و عرض و ارتفاع و حالا به عقیده ی گروهی زمان قابل درک و پردازش هستن
بعد پنجم یا بالاتر چه مولفه هایی داره که به شکل این بعد سوم که داریم درکش می‌کنیم قابل درک و پردازش و رویت باشه ؟

ابعاد بالاتر را فضای داخلی می نامند. به این علت که در انها بعد مسافت متفاوت است. مسافت وجود دارد اما شکلش فرق دارد. یک اسفنج عظیم را تصور کنید. شما روی سطح اسفنج باید مسافت معینی را راه بروید تا از یک نقطه معین به نقطه دیگری برسید. اما اگر از درون اسفنج و سوراخها و مسیرهای درونش استفاده کنید این فاصله میتواند بسیار کوتاه تر بشود. ان سوراخها را کرم چاله یا پرتال مینامند.

اما موضوع و تفاوت بین ابعاد در نهایت سطح ارتعاش و انرژی است. سطح ارتعاش است که ویژگی اصلی بعد و دایمنشن است.

625 – توضيح داريد در مورد نمودار رزنانس شومان امروز عدد ١٨٢ رو نشون ميده

قبلا توضیح دادیم که بر خلاف چیزی که برای عموم جا افتاده شاخص شومان نمایانگر ارتعاش زمین نیست، نمایانگر دامنه یا پاور هست. عدد شاخص شومان تا بالای هزار هم رفته. این عدد به هیچ وجه به معنای ارتعاش زمین نیست.

پاور مثل ولوم و حجم صدا است. شما یک موسیقی رو با یک ارتعاش مشخص و ثابت هم میتونید با حجم و قدرت خیلی بالا منتشر کنید هم حجم خیلی پایین

آیا طنین شومان تاثیری در اکتیو شدن و ارتقای DNA ندارد، چون تاثیرات اون برای من محسوسه ، گاهی انرژی بالا و احساس سعادت ، گاهی درد ، و مثلاً امروز کوفتگی و خستگی و نیاز به خواب زیاد

خیلی روی طنین شومان تمرکز نکنید چون عوامل بزرگتری و قوی تری وجود دارند. روی پاکسازی ها و روی تعادل رساندن احساسات تمرکز کنید.

626 – در مصاحبه کبری با خواهران رز نوشته شده زمین تجسم اگاهی الهه است یعنی ما و زمین اگاهی الهه هستیم و تجسد یافته ایم از تجسم الهه و واقعی نیستیم؟

خیر این برداشت درست نیست. یعنی یک اگاهی وجود دارد به نام الهه سوفیا که وارد زمین شد میلیاردها سال پیش و مثل روح و اگاهی زمین عمل میکند.

در گذر زمان چه سرنوشتی بر سوفیا حاکم شد؟ وظیفه ما در قبال ایشان چیست؟؟؟

سوفیا هنوز هم در زمین ساکن است و شاهد همه چیز هست. وظیفه انسانها توجه به این روح متعالی هست و بوده و انسانها میتونن از وجودش اگاه باشند، باهاش ارتباط بگیرند و ازش قدردانی کنند. همینطور که کبرا گفت این اگاهی انرژی منفی بسیار زیادی رو روی زمین تحمل کرده و با این حال جلوی حوادث طبیعی رو گرفته تا لحظه درست و مناسبش. افرادی مثل الویا هاکفیلد که تجسم الهه سوفیا رو دیدند این اگاهی رو به شکل زنی فوق العاده رنج دیده دیدند که این با تاریخ زمین و میزان ناهنجاری و الودگی و رنجی که روی زمین بوده تطابق داره. ما انسانها حداقل میتونیم نسبت به این اگاهی و این الهه زمین اگاه باشیم و ازش قدردانی کنیم. کاری که خیلی از بومیان و سرخ پوستان انجام میدادند و میدهند

قسمتی از مصاحبه آوریل ۲۰۲۳ خواهران رز با کبرا

دبرا: زمین عزیز ما چطور؟ الهه گایا سوفیا؟ آیا وی می‌دانست که زمین آخرین سنگر تاریکی خواهد بود و تصمیم گرفت زمین تجسم آگاهی‌اش باشد؟ چگونه می‌تواند همه این انرژی منفی را تحمل و تبدیل کند و ایستادگی کند؟ آزاری که می‌بیند را؟ در مورد الهه زمین چه دارید بگویید؟

کبرا: کسی نمی‌دانست که زمین آخرین سنگر تاریکی و شرارت در جهان خواهد بود. و او با میزان فوق‌العاده زیادی صبر و شکیبایی سطح سیاره را بدون وقوع فجایع خیلی بزرگ حفظ می‌کند. او حوادث طبیعی را برای لحظه مناسب نگه داشته است. برای زمانی که همه چیز آماده و منتقل شده است. در غیر این صورت دهه‌ها پیش‌تر حوادث طبیعی بسیار بزرگی داشتیم.

دبرا: عجب. امیدوارم هر روز زمانی برای قدردانی از همه آنچه برای ما انجام می‌دهد صرف کنیم.

627 – شنیدم پیشرفته ترین تمدن در کهکشان راه شیری آرکتورین ها میباشند درست است و سوال بعدی پیشرفته ترین تمدن در کل دنیا چه تمدنی میباشد و ماله چه نژادی هست

نژاد مرکز کیهان که معروفند به عقابها پیشرفته ترین نژاد هستند.

628 – ببخشید برای پاکسازی احساسی چه کارایی باید انجام داد؟

مدیتیشن کنید، روی احساسات خودتون و ریشه هاش مدیتیشن کنید، ببخشید، هم خودتون و هم دیگران ، روی بخشش کار کنید، روی خشم و حسادت و بی صبری کار کنید، روی خودبزرگ بینی کار کنید، سعی کنید همیشه تمرین کنید. تا همه این احساسات به تدریج در وجود شما برطرف و حذف شوند. مدیتیشن های مربوط به پاکسازی احساسات رو انجام بدین و در کل قصد و انرژی خودتون رو روی این موضوع متمرکز کنید

629 – خورشید سیاه چیست ؟

خورشید سیاه عبارتی است که کابال برای اشاره به منابع ناهنجاری اولیه استفاده میکند. و دستور‌کار بیگانگان منفی از این منابع برای تولید موجودات اهریمنی از جمله کیمرا استفاده میکند و به همین جهت خدای خودشان می‌دانند این منابع را و مورد پرستش قرار میدهند

630 – تکلیف حیواناتی که انس و پیوند قلبی بین آنان و انسانها رخ داده چیست. اصلا. هدف از خلقت این موجودات چه بوده صرفا برای پروسه تکامل بوده یا خیر در پس آن موضوعات دیگری منظور بوده آیا آنان روح دارند سپاسگزارم

حیوانات در مسیر تکامل خودشان هستند و نقششان بسیار مهم است. موجودات فرازمینی بسیار متعالی و پیشرفته بذر خودشان را در قالب حیوانات مثلا گربه ها و پرندگان در سیارات بعد سومی قرار میدهند. یعنی حیوانات به جز اینکه روح دارند و اگاهی دارند و در مسیر تکامل هستند، یک خط ژنتیک و انرژتیک اتصال با موجودات بسیار متعالی هم هستند.

پس از رخداد حیوانات هم از وضعیت بغرنجی که دارند نجات پیدا میکنند و به ازادی میرسند

البته در بین این حیوانات دولفین و نهنگها نقشی بسیار برجسته دارندو.بی دلیل نیست که تماس با دولفینها در امریکا مجازات زندان دارد .

بله و در برخی مناطق مثلا در ژاپن گروههای مجرمانه ای اقدام به کشتار وسیع نهنگها میکنند که دولت هم یا اراده ای برای برخورد ندارد یا حتی حمایت هم میکند و کاملا هم مسلح هستند اجازه نمیدهند کسی نزدیک بشود و حتی فیلم بگیرد یا گزارشی تهیه کند در واقع تحت پوشش کابال این اقدام را انجام میدهند و کاملا در جهت سرکوب اگاهی بسیار مهم این موجودات که برای ثبات انرژتیک سیاره و شبکه نوری زمین اهمیت زیادی دارد

631 – پروتکل حفاظت در برابر انرژی‌ها و موجودات منفی قرار میدید ؟

لینک دانلود 

632 – کابال چه کسانی هستند ؟

کابال تشکیل شده از خاندانهای اشرافیت سیاه که برخی از اینها تناسخ فیزیکی ارکانها و اهریمنان هستند، و همه افرادی که برای اینها کار می‌کنند. در کانال و وبسایت اسامی این خانواده ها رو پست کردیم در یکی دو مقاله مشخص

از گزارش ۳۱ مه ۲۰۱۸ کبرا، درباره اشرافیت سیاه و گردانندگان کابال

(برخی از لینکهای موجود در مقاله از دسترس خارج شده‌اند، اما آنهایی که قابل استفاده هستند حاوی اطلاعات وسیع و جامعی هستند.)

گروه کیمرا کنترل‌کننده واقعی دیوار قرنطینه است، درحالیکه اشرافیت سیاه/دودمان‌های آرکان کنترل‌کنندگان واقعی سطح سیاره هستند. بیشتر دودمان‌های آنها ریشه در رم باستان دارند.

اشرافیت سیاه (آریستوکرازیا نرا) اینجا توضیح داده شده است:

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/02/23/nero-aristocrazia/

آنها نیروی نظامی منفی را از طریق شوالیه‌های مالتا کنترل می‌کنند:

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/02/03/engineers-of-war-knights-of-malta/

آنها پلیس منفی و قطبیت احزاب سیاسی را از طریق شوالیه‌های کلمپ کنترل می‌کنند:

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/02/13/vatican-death-squad-of-columbus/

آنها بافت جامعه را از طریق یسوعیان کنترل می‌کنند:

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/02/04/jesuit-order-of-liars-terrorists-and-infiltrators/

آنها بیزینس و تجارت را از طریق خاندان‌ها و کلن‌های مافیایی کنترل می‌کنند:

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/02/21/made-men-of-rome/

خانواده‌های اصلی آرکان، خاندان ماسیمو (ماکسیموس) هستند:

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/01/31/massimo-crime-family/

http://ltvfye.blogspot.com/2018/03/massimo-mafia-of-london.html

https://www.roguemoney.net/blog/2018/5/16/the-chair-serves-the-master

و خانواده‌ برک‌اسپیر (لانچلوتی):

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/02/08/house-of-the-magicians/

خانواده ارسینی (اورسوس):

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/02/04/orsini-and-rosenberg-alchemical-mafia/

خانواده آلدوبراندینی/براندولینی:

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/02/05/tomb-of-aldobrandini/

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/04/24/vatican-accountants-and-bankers/

خانواده کلونا (کلومنا):

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/02/04/colonna-crime-corporation/

خانواده بورگیا (بورجا):

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/03/15/borgia-mafia/

خانواده پالاویچینی (پالاتینوس):

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/01/31/pallavicini-crime-syndicate/

خانواده تورلونیا (کنترل‌کنندگان بانک BIS):

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/01/31/torlonia-banking-mafia/

خانواده تئودولی (تئودوسیوس) (تئودوسیوس اول یک آرکان بود که دستور نابود کردن اسرار الهه را در سال ۳۹۱ میلادی صادر کرد):

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/02/07/devilish-tricksters/

خانواده گائتانی (دروازه‌داران، کنترل‌کنندگان دونالد ترامپ از طریق پنج خانواده مافیایی نیویورک‌سیتی و از طریق خانواده مرسر، که یک خاندان صنفی تاجر اشرافیت سیاه است):

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/02/08/gaetani-crime-family/

https://ahuwahzeus583992924.wordpress.com/2018/02/07/don-trump-and-the-atlantic-city-mafia/

https://news.littlesis.org/2017/05/24/mercer-family-front-groups-attack-universal-healthcare-bill-in-new-york-state/

https://www.independent.co.uk/news/world/americas/us-politics/mercer-funding-trump-anti-muslim-advert-group-claims-2016-election-documents-open-secrets-a8290986.html

https://en.wikipedia.org/wiki/Worshipful_Company_of_Mercers

https://www.telegraph.co.uk/finance/2948232/Lifting-the-lid-on-the-liveries.html

همه این خاندان‌ها با هم تشکیل‌دهنده یک شبکه درهم‌تنیده هستند که به طور مؤثری سطح سیاره را کنترل می‌کند، که اینجا با دقت شرح داده شده:

the-holy-grail-of-who-they-are-that-rule-over-us-all

the-holy-grail-of-who-rules-and-controls-all-part-ii-must-see-and-share

نیروهای نور در حال اجرای پروتکل‌ها برای حذف خاندان‌های آرکان از قدرت و آزادسازی سطح سیاره هستند. تنها چیزی که اینجا میتوانم بگویم این است که همین ساختار «قدرت و حاکمیت» در سطح پلاسما و نیز در سطح اتریک پایینی وجود دارد.

پیروزی نور!

633 – آیا دلیل خاصی داره که تناسخ آرکان ها بیشتر در رم باستان و ایتالیا است.

این به امپراتوری رم تاریخ قدیم برمیگردد و واتیکان پایتخت ایدئولوژیک بخش بسیار بزرگ و مهمی از جهان است. مردم تعجب خواهند کرد اگر بدانند چقدر از ادیان سازمانی و حتی دولتهای جهان و سیاستمداران تحت کنترل مستقیم اما پنهان واتیکان و یسوعیان است اما در مراکز نظامی و تجاری جهان هم حضور دارند.

634 – میخواستم بپرسم کسی که خودکشی می‌کنه بعدش چه اتفاقی برای روحش میافته؟ توی گروه مطلب در مورد خودکشی رو سرچ کردم و خوندم که گفته بودین نیروهای اهریمنی به فرد فشار می آورند تا خودکشی کند تا بتوانند روحش رو تحت کنترل بگیرند ، خب بعد چه اتفاقی میافته؟ آیا روح به ابعاد پایین تر سقوط می‌کنه یا با توجه به اینکه نیروهای تاریکی این اواخر پاکسازی شدند امکان داره روح توسط نیروهای نور به بیمارستان های روحی منتقل بشه ؟

کسی که خودکشی میکنه دچار اسیب روحی میشود اما طبیعتا بر اساس سطح اگاهی اش و سطح اسیبهایی که دیده نیاز به درمان خواهد داشت و نیروهای نور به این ارواح کمک خواهند کرد.

635 – عذر میخوام خیلی از سایت‌ها و کسانی که خودشون رو استاد میدونن دائم دارن به بقیه القا میکنن قراره ویروس زامبی پخش شه حتا یه کانال داشت آموزش کشتن زامبی میزاشت. سوال من اینه آیا ممکنه یه اپیدمی مثل کرونا راه بیوفته دوباره؟

خیر این اطلاعات درست نیستند و تایید نمیکنیم به هیچ وجه.

اپیدمی محدودی شاید در قسمتی از جهان ایجاد کنند اما موضوع زامبی خیر چنین اتفاقی نمی افتد

636 – سئوالم اینه ما که چند سالی در مسیر اگاهی و عشق قدم بر می داریم و هر بار که سعی کردیم نور درونمان بیشتر کنیم و کسترش دهتده اکاهی به شدت به هر طریقی اسیب دیدیم ،با توجه یه میزان حملات و اینکه کابال همه جوره تلاش می کنه که زمین حفظ کنه برای خودش اول اینکه مسئولیت ما که مرتب تحت فشار هستیم بجز مدتیشن و تبلیغ چه کاری هست دو ایا ممکنه کابال ترفند جدیدی پیاده کنه و دویاره رخداد عقب بیفته 

مسئولیت اول ما حفظ نور و ارتعاش بالا است. هر انسانی که در زمین متولد میشود همراه با انگلهایی متولد میشوند که اصلی ترین انها یک موجود بیگانه است که با سولار پلکسوس متصل است. این موجود در تمام طول عمر یک انسان با ان انسان در جنگ است تا او را با تاریکی همراه کند. این مبارزه درونی اصلی یک لایتورکر است چون برای لایتورکرها موجودات بسیار قوی تری به کار گرفته میشود. وقتی گفته میشود نور را حفظ کنید، به این مبارزه درونی اشاره دارد. این موجودات که به سولار پلکسوس انسانها متصل هستند شرایط زندگی افراد را طوری رقم میزنند و بر انرژی‌ها و رویدادها طوری اثر میگذارند که افراد حفظ نور را سخت و دشوار بیابند. و اینکه این موجودات در انسانهای مختلف با هم در تماس هستند. و علیه لایتورکرها دسیسه چینی میکنند. این انتیتی یا موجود اهریمنی متصل است به ایمپلنت و بیوچیپ سولار پلکسوس که اصلی ترین و قوی ترین ایمپلنت در وجود یک انسان است. این درباره سوال شما درباره مسولیت اصلی. مسئولیت اصلی پیروزی در این مبارزه و حفظ نور است. این موجودات اهریمنی بسیار با هوش هستند و برای ایجاد دلسردی و یا ترس و یا ناامیدی مدتها برنامه ریزی میکنند.

در مورد سوال شما درباره رخداد، چیزی مشخص نیست. موضوع اصلی در حال حاضر این است که طوری اعضای کابال یعنی بیش از چهارصد هزار نفر بازداشت و حذف شوند ، و همینطور حدود پانصد میلیون نفر انسان نما از جمعیت حذف شوند، که زیرساختهای تمدن بشر اسیب نبیند.

در مورد دوره اموزشی و گروه مدیتیشن یکی از ادمینها با شما تماس خواهند کرفت

637 – پوتین و نتاهانیو جز کابال هستند؟ و بایدن؟

پوتین شخص عمدتا مثبتی است و تصمیماتش بین نور و تاریکی در نوسان است، این درباره «شخص پوتین» است ، نه اینکه نظام سیاسی روسیه مثبت باشد یا دولتش مثبت باشد یا اینکه تصمیمات موجودیت سیاسی کشور روسیه مثبت باشد.

اما نتانیاهو از اعضای کابال است و بایدن هم همینطور

یک توضیح در گروه مینویسم برای توضیح و تشریح این موضوع هرچند کار گروه ما این مسایل و مباحث نیست

«در مورد شخص پوتین بله ایشون شخص مثبتی بوده در عرصه سیاست هرچند توسط افراد دارای دستورکار و نفوذیهای یسوعی ها و کابال محاصره شده، حتی جنگ اوکراین خواست خود شخص پوتین نبود تحت فشار ژنرالهای ارتش روسیه تن داد به این موضوع و با این حال همه تلاش خودش رو کرد که این جنگ وارد فازی که کابال قصد کرده بود نشه، اسم رمزی که برای این عملیات در نظر گرفته بودن برنامه Z بود که اشاره داره به جنگ جهانی یعنی در واقع قرار بود لهستان و در ادامه ناتو و اتحادیه اروپا و ایالات متحده درگیر بشن. یادتون باشه روی ماشینهای زرهی و نظامی روسیه هم این حرف نوشته شد که البته ظاهرا می‌گفتند منطقه اعزام رو مشخص میکنه، اما ماشینهایی که میرفتند سمت اوکراین روشون نوشته بودند Z، افراد نفوذی در کلیسای ارتودوکس مثل پتریارک کیریل و برخی مقامات نظامی فرماندهی ارشد ارتش روسیه در این برنامه نقش داشتند و از سمت کابال جهت دهی میشدند و میشوند. اوکراین هم که تکلیفش مشخصه دولتی که با کودتا سر کار اومد و کاملا تا بن استخوان فاسد و محل پولشویی اعضای کابال هست و در پس همه اینها پایگاه جدیدی برای مافیای خزری که بر اساس تاریخ هم هست چون سرزمین اصلی مافیای خزری اوکراین بود. تمام تبلیغات غرب و رسانه های غربی جریان اصلی علیه پوتین همه پروپاگاندا هستند. مردم هم قدرت تحلیل ندارند. زمانی که اوکراین کودتا شد شاید مردم اوکراین فکر میکردند غرب براشون برنامه خیلی عالی ای داره اما خیلی سریع تبدیل شد به محل پولشویی و قاچاق و شکل گیری گروههای نئونازی و پایگاه‌هایی بیوزیستی سری با دستورکار تولید داروها و تسلیحات شیمیایی و زیستی. روسیه نمیتونست این رو بپذیر، و یک بحران اجتناب ناپذیر بود. اما کابال هیچ وقت اجازه نمیداد این فرصت طلایی از دست بره و از درون خود روسیه شروع کردند فشار اوردن برای شروع جنگ جهانی. پوتین بود که جلوی این موضوع رو گرفت»

در عین حال ما نگفتیم پوتین در همکاری با نیروهای نور است یا نگفتیم استارسید است یا منجی جهان است، چیزی که خیلی ها گفتند چه در مورد پوتین چه ترامپ یا خیلی های دیگر. ما گفتیم عمدتا مثبت بوده یا حداقل بین نور و تاریکی در نوسان بوده تصمیماتش

638 – بعد آزاد سازی برای انتقال آیا این مساله اختیاری هست یعنی انسان ها میتونن انتخاب کنن که سوار سفینه ها بشن یا نه؟ و تکلیف اونهایی که اعتماد نمی کنن چه خواهد بود؟

بله کاملا انتخابی و اختیاری خواهد بود. انتقال در زمان تغییرات و تحولات طبیعی زمین مثل تغییر قطبها خواهد بود، و طبیعتا بقا در سطح فیزیکی زمین در آن شرایط بسیار بسیار دشوار و حتی نامحتمل است. اما هیچ کس مجبور به ترک زمین نخواهد شد.

اینکه تکلیفشان چه خواهد شد، حقیقت این است که پس از اینکه کالبد فیزیکی را ترک کنند، روحشان منتقل خواهد شد

639 – میشه لطفاً یه مقدار در مورد ناهنجاری زیر کوانتومی توضیح بدید؟ همچنین پاکسازی این ناهنجاری به چه شکلی انجام می‌شه و آیا جمعیت سطح تاثیری بر این ناهنجاری دارند و به چه صورتی میشه به نیرو های نور در این موضوع کمک کرد؟

ناهنجاری زیرکوانتومی یعنی ناهنجاری در سطح کوانتوم و ریزتر از ان، درسطح ذرات تشکیل دهنده اتم ها و حتی ذرات تشکیل دهنده پروتونها مثل کوارکها. ناهنجاری یعنی عدم تعادل انرژتیک، عدم هماهنگی با شکل طبیعی مواد و انرژیها ، یعنی اشفتگی اسپین و حرکت و شارژ ذرات و همینطور ویژگیهای دیگر ذرات زیرکوانتومی، به شکلی که تاریکی و اراده تاریک میتواند از این آشفتگی برای تخریب سیستمهای ارگانیک خلقت استفاده کند

پاکسازی ناهنجاری توسط یک فناوری نیروهای نور به نام توپهای میولنیر انجام میشود.

این ناهنجاری در سطح زمین تراکم بسیار زیادی دارد و همه چیز و همه افراد را در بر کرفته است. روی بدن نیروهای نور اثر بسیار شدیدی دارد اما بدنهای انسانها در برابر این ناهنجاری مقاومت بسیار بالایی دارند، با این حال طول عمر انسانها را تا حد بسیار زیادی کاهش میدهد‌. روح یک انسان در تمام مدت تناسخ فیزیکی در حال تلاش برای کدشکنی ناهنجاری اولیه است تا از اسیب رسیدن به بدن فیزیکی جلوگیری کند. به همین دلیل ارواح بزرگتر معمولا زندگی سالمتری دارند و حتی به شکل طبیعی طول عمر بیشتری دارند مگر انکه مستقیما مورد حمله قرار بگیرند و بیمار شوند یا جانشان را از دست بدهند.

ناهنجاری اولیه در سطوح مختلف از جمله زیرکوانتومی در واقع منبع ماده اولیه برای اراده های تاریکی است. موجودات اهریمنی و ارکانها با استفاده از این منبع ناهنجاری تولید میشوند. اهمیت پاکسازی این ناهنجاری همین است. وقتی ناهنجاری اولیه به طور کامل حذف شود اراده تاریکی هم وجود داشته باشد، نمیتواند نیرویی برای سلطه بر موجودات دیگر ایجاد کند.

640 – در متنی خوندم که خالق اولیه با منبع تفاوت هایی دارند و نوشته شده بود که خالق اولیه(prime creater) یک موجود مذکر بوده. اگر اینطور بوده پس اولین موجود مونث توسط همین خالق اولیه خلق شده؟ و خود منبع هم حاصل خلقت خالق نخستین هستش؟

موجود مذکر به ان شکلی که انسانها تصور میکنند نبوده ، ویژگیهای این خالق اولیه طبق اساطیر و کهن الگوها عمدتا ویژگیهای مذکر بوده است. منبع از «نوادگان» خالق نخست هست که انرژی لازم برای جهان و پاکسازی و رشد جهان را تامین میکند

خالق اولیه prime creater آیا خودش هم خالقی داشته یعنی موجودی بوده که او را خلق کرده باشه اگر نداشته چه شکلی خودش خلق شده چه شکلی به وجود اومده و اینکه آیا او دنیای نور را خلق کرد خالق دنیای نور و ساکنانش بود همون دنیایی که دمیوج را ازش اخراج کردند

خالق نخست یعنی علت نخست، اما این خالق فضایی در اطرافش ایجاد کرد و انرژیهای لازم برای خلقت را جمع اوری کرد و سپس خودش را به اجزای بیشتری تقسیم کرد. چیزی که متون گنوسی دمیورج یا یالدابائوث می نامند بخشی از یک قسمت کوچک از انرژیهای موجود در افرینش خلقت بود که ناهنجاری اولیه یا «پارازیت» یا «انگل اصلی» نامیده شده است و مثل یک باگ یا اشتباه در خلقت بود که عامل پدید امدن تاریکی و همه موجودات تاریک بود. با این حال بخش و درصد کوچکی از انرژی‌های کل افرینش را تشکیل میداد و بنابراین عقل سلیم همه موجودات نوری تایید میکند که بایستی به کلی حذف شود. منبع هم کاملا با این هدف همراستا است.

در ضمن یالدابائوث از زمین حذف شده است در دو سه سال اخیر. اما ناهنجاری هنوز زمین را احاطه کرده است. این ناهنجاری صرفا یک توده انرژی نیست. یک اگاهی و هوشیاری انگلی است.

لطفا در مورد منبع و اینکه از نوادگان خالق اولیه است بیشتر توضیح بدین، آیا بچه ها و نوادگان خالق اولیه پس از تجزیه او بوجود آمدند و اینکه الان ما با واسطه منبع به خالق وصل میشویم و در نهایت اگر همه موجودات از اجزای وجودی همان خالق هستیم تفاوت ما با نوادگان خالق در چیست؟

دوست گرامی، چیز خیلی بیشتری از انچه که گفتیم برای گفتن در پاسخ به سوالات شما نیست ‌. ارواحی که «نوادگان» خالق نخست خوانده میشوند موجودات نوری بسیار بسیار قدیمی هستند که از تجزیه و تقسیم ان خالق نخست ایجاد شدند و در خلقت و طراحی های افرینش نقش داشتند و دارند، و منبع یکی از این موجودات نوری بسیار مهم است که از جهان و پاکسازی جهان پشتیبانی انرژتیک میکند و اسپانسر بخش مهمی از عملیاتهای نیروهای نور است.

تفاوت موجودات دیگر با نوادگان خالق در این است که نوادگان مستقیما از وجود خالق نخست بودند و از تقسیم کالبد نوری او به وجود امدند. فوق العاده قدیمی و پیشرفته و متکامل و متعالی هستند

به نظر میرسه که خالق یا منبع موجود کامل و بی نقصی نیست و در حال تجربه کردن هست، میشه امیدوار بود که این تجربیات در راستای بالاترین خیر موجودات هستی باشه؟

منبع موجودی کامل و بی نقص هست، اما قادر مطلق در همه خطوط زمانی در همه سطوح فضازمان نیست. اشتباهاتی وجود داشته که منبع و نیروهای نور در حال تلاش برای رفع همیشگی آنها هستند. تجربیات زیادی وجود داشته که در راستای بالاترین خیر نبوده، مثل تجربه تاریکی و شرارت در سیاراتی مثل زمین. اما این خواست و اراده منبع یا خالق نبوده است.

641 – درود میشه درمورد کندالینی توضیح بدید

کندالینی انرژی حیاتی شبیه برق هست که از زمین جریان پیدا میکند و از طریق کانال‌های انرژی موجودات زنده و جریان در ستون فقراتشان و مجراهای انرژتیک دیگر. از حیات همه موجودات زنده پشتیبانی میکند. و در صورتی که انسدادها و موانع در وجود یک فرد بر طرف شوند کندالینی سطوحی از فعالسازی را پشت سر خواهد گذاشت و جریانش قوی تر خواهد شد ( که این بخشی از فرایند صعود است)

این باید با انجام پاکسازی ها و افزایش سطح ارتعاش رخ بدهد و به شکل طبیعی فعال‌سازی شود، خیلی درست نیست که کسی تلاش کند به روشهای مختلف کندالینی را تحریک و فعال کند چون در صورت ضعیف بودن مدار انرژتیک و یا وجود انسدادها میتواند باعث اسیب به فرد شود.

زمانی که پاکسازی های احساسی و انرژتیک تا حدود بسیار مطلوب و عمیقی پیش برود و سطح اگاهی و رشد روحی فرد به میزان خیلی مطلوب برسد کندالینی از زمین و روح از بالا در وجود فرد با هم ملاقات میکنند و میدان انرژتیک بسیار قوی ایجاد میشود یعنی توروس و مرکابا و فرد صعود می‌کند.

642 – میشه درمورد اتفاقات فرانسه توضیح بدید آیا این مردم که شورش می کنند بخاطر رهایی از دست مکروه یا کابال است یا کابال این شورش را ترتیب داده که در آن صدها خودرو و ماشین تا حالا سوخته و بسیاری از مغازه ها غارت شدند تا فرانسه نابود کند

دولت فرانسه و شخص مکرون تحت کنترل بانکداران روسچیلد است و انرژیهای فرانسه و فرانسویان که به شکل تاریخی مردمی ازاد و ازادی خواه بوده اند کنترل و استثمار را تحمل نمیکند. جنبش جلیقه زردها هم بخشی از فعالسازی کندالینی منطقه فرانسه بود که دولت با شدت عمل خیلی زیادی سرکوب کرد اما فرانسه و ملت فرانسه کشوری نیست که به سادگی سرکوب شود

طبیعتا وقتی که چنین عکس العملی از طرف مردم ایجاد میشود خود کابال تلاش میکند ان را به اشفتگی و خشونت هر چه بیشتر بکشاند و جریان را منحرف کند مانند انچه در حرکت زن زندگی ازادی رخ داد و کابال تمام تلاشش را کرد که حرکت به حق و ازادی خواهانه مردم ایران را منحرف کند

643 – کدکس کهکشانی لطفا توضیح می دهید ؟

Galactic Codex

کدکس کهکشانی

۴ آوریل ۲۰۱۲

سیاره زمین آخرین سیاره در این جهان است که تحت اشغال نیروهای تاریکی است. آخرین بازمانده و یادگار جنگ‌های کهکشانی که میلیون‌ها سال در کهکشان شعله‌ور بوده‌اند.

در طول زمانی که کهکشان در حال آزادسازی از نیروهای تاریکی بود، نیروهای نور از سطح یک نیروی نظامی که از دل یک ضرورت فوری متولد شده بود تا از آزادی‌های بنیانی موجودات آگاه دفاع کند تکامل یافت و تبدیل شد به جامعه هماهنگ کهکشانی و کیهانی.

موجودات حاضر در کنفدراسیون کهکشانی روحا تکامل یافتند و با اساتید صعودیافته به همسویی و اتحاد رسیدند.

آنان کدکسی داخلی را کشف کردند که تنظیم کننده همه روابط میان نیروهای نور و نیروهای تاریکی و سیاراتِ اشغال شده است.

این کدکس، کدکس کهکشانی نامیده می‌شود و نشانگر بنیان قانونی همه اعمال کنفدراسیون در این کهکشان و در همه کهکشان‌هاست.

این کدکس شامل قوانین خارجی غیرمنعطف نیست، بلکه کدهای اخلاقیات درون است، که همه ارواح جبهه نور با اراده آزاد خودشان می‌پذیرند، زیرا این کدکس انعکاس دهنده حقیقت درون آنان است.

اکنون کدکس کهکشانی به شکلی که برای یک موجود آگاه و بیدار متوسط در جامعه انسانی قابل درک باشد:

«« بخش اول: قانون رحمت

هر موجود آگاه حق انکارناپذیر و بی قید و شرط تجربه حیات مثبت دارد. »»

برای شرح بخش اول، باید درک کنیم که رنج و عذاب در جامعه کهکشانی که به روشنی رسیده، که از نفوذ نیروهای تاریکی و سایر ابعاد ناهنجاری کیهانی مصون مانده، جایگاهی ندارد.

ارزش دادن به رنج، عذاب، و قربانی شدن تحت عنوان رشد و تکامل، در واقع بخشی از برنامه‌دهی نیروهای تاریکی بود تا با این روش جمعیت‌های سیارات اشغالی را راحت‌تر به بردگی بکشند.

تجربه مثبت حیات برای هر موجود آگاه در جهانی آزادسازی شده، توسط ارتباط درونی هر موجود زنده با منبع تضمین می‌شود و نیز با تسلط اساتید صعود بر ماده که به این اساتید اجازه می‌دهد به همه موجودات زنده در جهت افزایش ارتباط با منبع کمک کنند و ضرورت‌های زندگیشان را فراهم کنند.

هیچ گاه قرار نبود زندگی سراسر کار سخت و تقلای همیشگی باشد، قرار بود تجربه زندگی، تجربه یک سفر مملو از خلاقیت و لذت باشد. بندهای مختلف بخش اول کدکس برای تنظیم تمام حیات موجود در جهانِ آزادسازی شده است و همینطور تنظیم و ساماندهی تمامی روابط میان موجودات نور، تا هیچ گاه نزاعی درنگیرد.

شرح بندهای بخش اول؛

«« بند اول بخش اول:

هر موجود آگاه حق انکارناپذیر و بی قید و شرط برخورداری از فراوانی و رفاه فیزیکی و روحی دارد. »»

این بند ضمانتی است بر حق تجربه زندگی مثبت برای هر موجود آگاه در جهان آزاد. اساتید صعود فراهم کننده ضرورت‌های زندگی، و غنای فیزیکی و روحی هستند و این به دلیل تسلط آنان بر ماده‌ی بازیابی شده در جهان آزاد است.

«« بند دوم بخش اول:

هر موجود آگاه حق انکارناپذیر و بی قید و شرط صعود دارد. »»

این بند شرح می‌دهد که چگونه اساتید صعودکرده با ادراک پیشرفته‌ای که از فناوری روحانی صعود دارند و با بهره‌گیری از آتش الکتریکی رهایی‌بخش، همه موجوداتی که با اراده خودشان خواهان صعود باشند را یاری می‌کنند.

«« بند سوم بخش اول:

هر موجود آگاه حق انکارناپذیر و بی قید و شرط اختلاط با موجودات دیگر به تناسب جایگاهش در خانواده روحیش را دارد. »»

این بند از بخش اول ابزار تنظیم همه روابط درون یک خانواده روحی است. و ضمانت کننده اختلاط و اتحاد موجودات دارای قطبیت مخالف (جفت‌های روحی، سولمیت‌ها)، و همسویی همه موجودات دیگر فارغ از وضع تکامل آنان و شرایط خارجی‌شان است.

«« بند چهارم بخش اول:

هر موجود آگاه حق انکارناپذیر و بی قید و شرط دسترسی به تمام اطلاعات دارد. »»

این بند ضمانت کننده این امر است که همه موجودات به همه اطلاعاتی که برای درک نقش خود در جهان، و به دست آوردن دیدگاه بالاتری از تکامل، نیاز دارند دسترسی داشته باشند، و همینطور همه اطلاعاتی که برای تصمیم‌گیری‌ها، برای ادامه رشد و برای رفاه خود نیاز دارند. همه این اطلاعات توسط اساتید صعودیافته و یا موجودات دیگری که بر تکامل نژادها و تمدن‌های گوناگون نظارت دارند، فراهم می‌شود.

«« بند پنجم بخش اول:

هر موجود آگاه حق انکارناپذیر و بی قید و شرط آزادی دارد. »»

این بند شرح می‌دهد که همه موجودات دارای پتانسیل و استعداد نامحدود رشد و تجربه هستند. از آنجا که همه موجودات حاضر در جهانِ آزادسازی شده، فقط انرژی مثبت تولید می‌کنند، آزادی آنان هیچ گاه آزادی دیگران را تهدید نمی‌کند.

«« بخش دوم: قانون جداسازی طرفهای درگیر.

هر موجود آگاه حق انکارناپذیر و بی قید و شرط جدا شدن و محافظت شدن از رفتارهای منفی دیگر موجودات آگاه را دارد. »»

این بخش جهت تنظیم شرایط آن مناطقی از جهان است که به تازگی از نفوذ نیروهای تاریکی آزادسازی شده‌اند اما هنوز در کنفدراسیون پذیرفته نشده‌اند. نیاز است نیروهای نور همیشه طرفهای درگیر را جدا کنند تا به یکدیگر آسیب نزنند. سپس نیروهای نور در نقش میانجی عمل می‌کنند تا نقطه‌ای که چالش حل شود. از این قسمت کدکس برای پایان دادن به جنگ‌ها و درگیری‌های مسلحانه استفاده می‌شود.

«« بخش سوم: قانون تعادل.

هر موجود آگاه که انتخاب کرده خلاف اصول کدکس کهکشانی زندگی و عمل کند و با پذیرش آن مخالف هست و یا قادر به آن نیست، و نتواند عواقب اعمال گذشته را به تعادل برساند، به خورشید مرکزی انتقال یافته، به ذات عنصری اولیه بازگردانده می‌شود، و چرخه تکامل را از صفر آغاز می‌کند. »»

این بخش شرح می‌دهد که روابط میان نیروهای نور و نیروهای تاریکی چگونه تنظیم می‌شود. هنگامی که اعضای نیروهای تاریکی شکست می‌خورند به آنان فرصت داده می‌شود تا کدکس کهکشانی را بپذیرند، و نهایت تلاش خودشان را برای اصلاح اعمالی که انجام داده‌اند و ایجاد زندگی مثبت به کار گیرند. اگر بپذیرند، بخشیده خواهند شد و در کنفدراسیون پذیرفته می‌شوند. اگر به این کار مایل یا قادر نباشند، به خورشید مرکزی منتقل شده و در آنجا شخصیت، و ذات روح توسط آتش الکتریکی بازسازی شده و جرقه الهی چرخه تکامل نوینی را آغاز می‌کند.

«« بخش چهارم: قانون دخالت.

کنفدراسیون کهکشانی از حق بی قید و شرط و انکارناپذیر دخالت در تمامی موقعیت‌هایی که در آنها کدکس کهکشانی نقض گشته برخوردار است، فارغ از قوانین محلی و منطقه‌ای. »»

این بخش شرح می‌دهد که سیاست نیروهای نور در قبال سیارات مورد تسخیر و تجاوز چیست. کنفدراسیون حق دخالت در همه مناطق، تمدن‌ها، سیارات، و سیستم‌های ستاره‌ای که در آنها کدکس کهکشانی نقض می‌شود را برای خود محفوظ می‌داند، فارغ از موضع تمدن‌های محلی درباره این دخالت.

همیشه حق استفاده از روش‌های صلح آمیز مثل آموزش و نظارت و نظم‌دهی را دارد.

اگر جرم بحرانی کدکس کهکشانی نقض شود، کنفدراسیون می‌تواند از نیروی نظامی استفاده کند. موارد ویژه سیاراتی هستند که تحت اشغال مستقیم نیروهای تاریکی قرار دارند. نیروهای تاریکی معمولا جمعیت محلی را گروگان می‌گیرند تا جلوی پیشروی نیروهای نور گرفته شود. روی زمین آنها تهدید کرده‌اند در صورت دخالت نیروهای نور، جنگ هسته‌ای به راه خواهند انداخت. این عامل اصلی عدم دخالت و آزادسازی زمین توسط نیروهای نور است، و این گونه نیست که بگویند «دخالت نمی‌کنیم چون به اراده آزاد احترام می‌گذاریم، پس فقط تماشا می‌کنیم و رنج و عذاب ادامه دار را دنبال می‌کنیم.» این بی‌معنی است.

درست مثل هر موقعیت گروگان‌گیری، این موقعیت هم نیازمند مهارت‌های بالای مذاکره و تاکتیک و استراتژی است. این وضعیت اکنون در حال حل و فصل است و به زودی شاهد آزادی سیاره خواهیم بود.

«« بند اول بخش چهارم:

هر موجود آگاه حق انکارناپذیر و بی قید و شرط فراخواندن کنفدراسیون کهکشانی در زمان نیاز را دارد، و کنفدراسیون کهکشانی حق یاری‌رسانی به وی را محفوظ می‌دارد، فارغ از قوانین محلی. »»

این بند از قانون چهارم اساس حقوقی و قانونی دخالت و کمکرسانی به همه گروگان‌های نیروهای تاریکی را شرح می‌دهد. نیروهای نور همیشه نهایت تلاش خود را برای کمک و بهبود زندگی همه موجودات زنده انجام می‌دهند. وضعیت روی زمین نشان می‌دهد که در این سیاره تاریکی تا چه حد بر نور غلبه پیدا کرده بود. خوشبختانه این موضوع در حال تغییر است.

«« بند دوم بخش چهارم:

کنفدراسیون کهکشانی حق انکارناپذیر و بی قید و شرط اعمال قوانین کدکس کهکشانی را دارا است، و نیز حق استفاده از نیروی نظامی برای تصرف نواحی که در آنها کدکس کهکشانی نقض می‌شود را محفوظ می‌دارد. »»

بند دوم بخش چهارم از کدکس، اساس حقوقی و قانونی عملیاتهای نظامی آزادسازی سیارات تسخیرشده را تشریح می‌کند. نیروهای نظامی کنفدراسیون در حذف نمایندگان تاریکی کمک و یا شرکت می‌کنند و گروگان‌ها را آزاد می‌کنند. سپس نیروهای دیگری از کنفدراسیون هدایت فرایند پذیرش سیاره در کنفدراسیون را از طریق آموزش جمعیت بر عهده می‌گیرند.
شاید برخی انسانها حس می‌کنند کنفدراسیون هیچ حقی برای دخالت ندارد و انسانها حق دارند مشکلاتشان را خودشان حل کنند. این تفکر صحیح نیست. جنگ‌های متعدد در سراسر زمین، و نقض اساسی‌ترین حقوق انسانی، اثبات کرده است که بشریت توان حل این وضع را ندارد. بنابراین خردمندانه‌تر این است که راهنمایانی انسانها را راهنمایی کنند.

کنفدراسیون در حذف و جایگزین کردن اربابان عروسکگردان (نیروهای تاریکی) که انسان‌ها مدت‌ها پیش در آتلانتیس فراخوانده و دعوت کرده بودند کمک خواهد کرد.

سپس در نهایت کدکس کهکشانی بدل خواهد شد به کد اخلاق جهانی، و دیگر اثری از تاریکی نخواهد بود.

کبرا

644 – درود و مهر  از طريق ادمها موجودات تاريك و نور هم به انسان ديگر ممكنه انتقال پيدا كنه؟ به چه صورت ؟

میدان انرژتیک انسانها بر هم اثرگذاری دارند. و برخی موجودات یا اصطلاحا «انتیتی» ها یعنی موجودات انگلی در صورت ضعیف بودن میدان انرژی یک فرد یا کاهش ارتعاشاتش بله میتوانند سرایت کنند یا منتقل شوند از افراد دیگر و ان فرد معین را درگیر کنند. همینطور از طریق رابطه جنسی با افرادی که انرژی ناسالمی دارند. بهترین حفاظت در برابر این موضوع این است که ارتعاش و انرژی خودتون رو بالا نگه دارید و مراقب باشید با چه افرادی تعامل انرژتیک نزدیک دارید. یعنی از میدان انرژی خودتان حفاظت کنید.

645 – در مورد حیوانات دو سوال داشتم. یکی اینکه آیا حیواناتی که درنده خو هستند لزوماً دستکاری شده هستند و باید درمان ژنتیکی شوند یا حذف شوند، یا اینکه خوی وحشی بعضی حیوانات شکارچی قسمتی از هماهنگی طبیعته؟
سوال دوم، بعد از صعود سیاره وقتی اساتید صعود یافته به زمین برمی‌گردند که عصر طلایی رو برپا کنند حیوانات هم حظور خواهند داشت؟ 

دوست گرامی. برخی حیوانات مثل انواعی از کوسه ها بله مهندسی ژنتیک شده اند. و حذف خواهند شد. اما در مورد سگ ها، گربه های وحشی مثل شیرها و ببرها و پلنگها، اینها ارزشمندتر از چیزی هستند که حذف بشوند، موجودات بسیار ارزشمندی به حساب می ایند و اگاهی بالایی دارند و پس از ازادسازی زمین در شرایطی قرار خواهند گرفت که فرمهای حیاتی بالاتر از خودشان فراهم خواهند کرد تا مجبور به شکار حیوانات دیگر نباشند و یک جهش در تکامل خواهند داشت.

646 – گلوبالیسم جهانی و دولت در سایه که هم اکنون اکثر کشورها از ان اطاعت میکنند شاخه ها و زیر شاخه هاش از نیروهای تاریکی هست ایا مشخص هست که فرد فیزیکی بالادستی چه کسی هست؟ و سوال دوم اینکه چگونه درد و رنج انسانها باعث خوشحالی یا انرژی برای نیروهای تاریک هست؟

افراد بالادست کابال خاندانهای اشرافیت سیاه هستند که در واقع ارکان ها هستند. اما انها هم به کیمرا خدمت میکنند.

در مورد سوال دوم که سوال مهمی است، انرژی رنج انسانها که در بسیاری از متون لوش نامیده میشود برای موجودات ناقص و دیفکت مثل کیمرا و رپتیلینها و زتاها مانند منبع تغذیه است. انها نمیتوانند از انرژی ارگانیک استفاده کنند چون از نظر ژنتیکی هیچ هماهنگی با انرژی های ارگانیک خلقت ندارند.

حتی یکی از برنامه های که روی انسانها پیاده میکنند معکوس کردن تریگر ناراحتی و خوشحالی است به شکلی که انسانهای که در معرض این برنامه الوده میشوند از خوشحالی دیگران ناراحت و از رنج دیگران خوشحال و سرمست میشوند. این ریشه در آلودگی و دستکاری ژنتیکی دستورکار بیگانگان منفی دارد و همه این برنامه ها ضد روح و ضد انسان و ضد نور است و در جهت اهداف انگلها

647 – شما فرمودید اربابان کارما پاکسازی شدن یعنی مدیتیشن پاکسازی کارمای اجدادی دیگه هیچ احتیاجی نیست؟

میتونید به پروتکلها و مدیتیشن های حذف و لغو قراردادهای کارمیک ادامه بدهید تا تاثیرات انها کاملا از همه کالبدها و کل میدان شما حذف بشود

کارما را نپذیرید و همه قراردادهای مربوط به ان را لغو کنید.

648 – درود مجدد پریشب در چند شهر ایران یوفوهارو مشاهده کردن آیا آنها با افراد نوری میخوان ارتباط برقرار کنند و به ما کمک کنند و همزمان با یوفوها اشیائ با نور زرد رنگ چشمک زن دیده شده چه تحلیلی دارید برای این موارد ،؟؟

فعلا در شرایطی هستیم که باید خیلی نسبت به یوفوها هوشیار بود، هم میتوانند سفینه های نیروی نور باشند که لحظاتی در سطح فیزیکی متجلی میشوند هم میتوانند متعلق به کابال یا حتی دولتها باشند.

فراموش نکنیم از چند سال پیش گفتیم و هشدار دادیم که یک جناح از کابال یعنی جناح راکفلر هم به علل و مقاصد خودش به دنبال افشاگری است اما قصد اصلی انها بیدار کردن ملتها نیست قصد اصلی انها طراحی و اماده سازی برای یک رویداد تجاوز جعلی بیگانگان است، یعنی ترتیب دادن یک نمایش حعلی برای اینکه اهدافی که با کووید نتوانستند کاملا و دائما اجرایی کنند را اجرا کنند، یعنی حکومت نظامی گسترده و قرنطینه سراسری و سرکوب گسترده انسانها. البته احتمال اینکه این برنامه موفق شود کم است اما لازم است افراد بیدار بدانند که این برنامه ها وجود دارند

649 – دوست عزیز میشه بگید چه جوری میتونیم متوجه بشیم که جز افراد در حال صعود هستیم یا صعود یافته هستیم ؟
سوال دومم چطور میتونیم بفهمیم که چند شاخه از دی ان ای هامون فعال شده ؟

افرادی که در مسیر صعود هستند بیدار هستند و از زندگی تعریف شده توسط ماتریکس فاصله میگیرند، متوجه همه فریب و نفوذ بیگانگان منفی میشوند، در همه عرصه ها و حوزه های جامعه از اموزش گرفته تا پزشکی تا سیاست تا فرهنگ تا سیستمها و نظامات اعتقادی و علوم اکادمیک و نهادهای بین المللی و و و. و پس از چند سال توانایی های برای انها فعالسازی میشود مثلا برای برخی روشن بینی یا برای برخی چشم سومشان کاملا فعال میشود و بصیرت و عمق بینش بسیار قوی پیدا میکنند در مراحل بالاتر با موجودات غیرفیزیکی منفی یا مثبت ملاقات خواهند داشت در رویا یا مدیتیشن و غیره. اما در مورد کسی که صعود کرده، خودش متوجه خواهد بود که صعود کرده است. در مورد میزان فعال بودن دی ان ای هم کسی که صعود کرده است نسبت به بدن و کالبدها و ژنتیک و دی ان ای خودش اگاهی بیشتری دارد و حتی احتمالا میتواند ذات خودش را در سطح دی ان ای هم روشن ببیند

650 – میشه اطلاعاتی در مورد فرازمینی های اتریک چند بعدی یا موجودات اتریکی که جسم خاصی ندارند و میتوانند خودشان را به هر شکلی که دلشان بخواهد در بیاورند بدهید این موجودات از چه دنیایی می ایند دنیای انها چگونه است ایا انها نیز برای خود تمدن دارند و علم و تکنولوژی دارند این موجودات از چه جنسی ساخته شده اند و تفاوتشان با روح چیست ایا جن ها همین موجودات هستند این موجودات چگونه فکر میکنند

سطح اتریک سطحی است که مواد در ان اثیری هستند یعنی حالتی ظریفتر از ماده فیزیکی. موجوداتی که در این سطح هستند کالبدشان هم اتریک است طبیعتا. و انسانها هم کالبد اتریکی دارند که در این سطح عمل میکند. سطح اتریک نزدیکترین سطح انرژتیک به سطح متراکم فیزیکی بعد سومی است. انواع و اقسام موجودات اتریک وجود دارند و حتی سیارات و جهانهایی در سطح اتریک وجود دارند که تراکم فیزیکی بیشتری مثل زمین در انها وجود ندارد

651 – گرایش پدوفیلی کودک جنس گرایی ساخت بیگانگان منفی میباشد یا یه جور اختلال ژنتیکی ایجاد شده توسط آنهاست یا کلا یه اختلال هست که از قبل وجود داشته و اینکه ایا زمین تنها سیاره ای است که در ان کودک ازاری جنسی وجود دارد یا حتی تجاوز به مرد زن دختر پسر یا در سیارات دیگر نیز این قضایا هست یا حتی تمدن هایی که الان پیشرفت کردن مثل پلایدین در دوره های قبل از پیشرفتشان تجاوز به مرد زن پسر دختر در ان ها بوده و حالا این مسایل دیگر وجود ندارد در تمدنشان یعنی کودک ازاری در تمدن های دیگر وجود دارد

این موضوع از دستکاری های عمدی بیگانگان منفی بوده است برای تولید رنج و بیماری های ذهنی و روحی در انسانها ، چنین مسایلی فقط در مناطقی که این نژادهای سقوط کرده و انگلی حاکم بوده اند وجود داشته است، در حقیقت زمین یکی از بدترین وضعیتها در کل جهان را تجربه کرده چنین تجربیاتی که انسانها داشته اند برای جهانها و سیارات ازاد اصلا درک نشدنی هست. این جنایت‌ها ریشه در شرارت بی انتهای کیمرا و زتاها و خاکستریها دارد که همه چیز رو معکوس میکنند کاملا هدفمندانه و برای ایجاد بیشترین میزان رنج و جراحت به گونه های حیاتی.

652 – ایا کسی که بتواند به منبع یا prime creater وصل شود میتواند با خالق اعظم حرف هم بزند اصلا همان نژاد های فرازمینی یا کسی که صعود کرده و خود را به منبع وصل میکند توانسته با خالق اولیه این دنیا حرف بزند و ارتباط برقرار کند

خالق از طریق سلسله مراتب با مخلوقات خودش ارتباط با قرار می کند و این بستگی به سطح ارتعاش فرد دارد.

653 – چه دلیلی دارد که انها هنوز با این پیشرفت عظیمشون و مغز عالیشون و تکنولوژی پیشرفتشون نتونستند به جاودانگی و غلبه بر پیری دست پیدا کنند مگر میشود همچین چیزی که انها پیر شوند یا نتوانند جاودانه باشند بعد هم من شنیدم فضایی ها مثلا پلایدین ها هرگز پیر نمیشوند و و هیچ پیر مرد و پیر زنی ندارند

در مورد غلبه بر پیری، بله خیلی نژادها به پیری غلبه پیدا کردند. و خیلی موجودات هم هستند که جاودانه هستند. اما فرم فیزیکی در ابعاد مختلف به هر حال پایانی دارد معمولا و اصولا روح نمیخواهد تا ابد در یک فرم فیزیکی زندگی کند. اما موضوع این است که برای ان اشکال حیاتی پیشرفته دیگر مرگ معنایش متفاوت است. یک انتخاب است ‌و‌ یا حتی میتوان گفت مرگی وجود ندارد، سفر در ابعاد و یا تغییر لباس است

654 – آیا کنترل سیستم مالی جدید که بر بستر بلاک چین هست تمام و کمال به دست کابال می‌افتد و اگر بیافتد چه مدت طول میکشه پاکسازی زمین چند سال طول میکشه؟چون جمعیت زیادی قراره تخلیه بشه پس حتما پاکسازی زمین سال ها طول میکشه درسته؟ ممنون

در مورد سیستم مالی، در سطح انرژتیک و همینطور تا بخش بسیار بسیار بالایی در سطح فیزیکی جریان انرژی مالی در دست کابال بوده است. انسانها صرفا از سطح فیزیکی مطلع هستند و نمیدانند که هر پدیده فیزیکی تجلی غیرفیزیکی در سطوح انرژتیک دارد. گونه ها و فرمهای حیاتی بالاتر از انسانها به شبکه ها و سیستمهای انرژتیک دسترسی دارند و میتوانند ان را کنترل کنند. این سیستمهای انرژتیک در حال بازسازی به نحوی هستند که انسانها و زیرساختهای انرژتیک و فیزیکی اسیب شدید و ناگهانی نبینند و این درمان و ترمیم به زودی به سیستمهای فیزیکی و سیستم مالی اقتصادی سیاره هم میرسد. اما تا ان زمان کابال ممکن است فشار بیشتری بر مردم کشورهای مختلف وارد کند با اهدافی مثل ایجاد اشوب و جنگ و یا برنامه های مثل سی بی دی سی ها و ارز دیجیتال که صادقانه شخصا فکر میکنم هرگز موفق نخواهند شد چون دیر شده است

655 – رابطه نیروهای نوروتاریکی بامحیط زیست چیه؟وسوال دوم:کابال به صورت فردی بررسی می شودوهست یا گروهی؟

نیروهای نور طبیعت را به چشم یک ارگان زنده و مورد احترام میبینند، و کابال و موجودات انگلی به چشم یک چیز اضافی که صرفا در صورتی که مصرفی و استفاده ای داشته باشد قابل حفظ است‌. کابال و موجودات اهریمنی رابطه ای با شبکه ارگانیک خلقت ندارند.

کابال در لغت یعنی گروه و دستورکار مخفی. در اصطلاح یعنی نیروهای تاریک حاکم بر سیاره در سطوح مختلف فیزیکی و غیرفیزیکی

656 – آیا عصبانیت ها، خشم ها و ترس ها بخشی از هیجانات انسانه یا بعبارتی حمله ی ارکان هاست در اساس طراحی انسان گنجونده شده این حس ها
یا بعدا برای سواستفاده انسان ها درگیر شدن

حدود هشتاد درصد از احساساتی که یک انسان متوسط در زندگی اش تجربه میکند القا شده از خارج هست. یعنی به وسیله تابش اشعه ها، سیستمهای اسکالار و انرژی ایستاده کابال، ایمپلنتها و بیوچیپها. به همین دلیل تسلط بر احساسات و افکار نیاز به مبارزه دارد در شرایط زمین

657 – چطور متوجه بشویم که تا کجا باید در مسیر بیداری قدم برداریم؟ در بسیاری از جمعها نوجوان‌هایی هستند که با یک اشاره در مسیر آگاهی قرار میگیرند
اما والدین شان به شدت ما را تحت فشار قرار می دهند، تا آنجا که اصلا پشیمان میشویم که در جمعشان قرار بگیریم..

به محض انکه یک فرد در استانه بیداری قرار بگیرد، ایمپلنت‌های خودش و اطرافیان و خانواده اش شروع میکنند به ایجاد ترس و بدبینی. کابال با بیداری انسانها به شدت برخورد و مبارزه میکند و این از طریق سنسورهای زیستی یا همان بیوچیپها است. وقتی فرد در معرض نور بالاتر (یعنی اگاهی بالاتر) قرار میگیرد، ارتعاشش تکان میخورد، بیوچیپ این را متوجه میشود و سیگنالی به مرکز مخابره میکند و بعد از مرگز سیگنال و فرامین به بیوچیپ بر میگردد و برنامه ها کلید میخورند. اگر این نبود که شاید تا حالا همه بیدار شده بودند. انسانها را با ترس کنترل میکنند و خیلی اوقات اعضای خانواده هستند که در نقش مامور اسمیتهای ماتریکس جلوی بیداری فرد را میگیرند. باید از عقل سلیم استفاده کرد و ضمن احترام به اراده ازاد افراد، انهایی که مستعد و خواهان بیداری هستند را کمک کرد، در مورد نوجوانها ترجیحا و در صورت امکان به شکلی که تعادل احساسی و عاطفیشان بر هم نخورد و در زندگی خانوادگی دچار مشکل حادی نشوند. البته خیلی از نوجوانها در این شرایط رفتار عاقلانه و خردمندانه ای از خودشان نشان داده اند

دوستان گرامی و عزیزان، همه ما باید سطح اگاهی و هوشیاری خودمان رو بالا ببریم. همه ما باید روی ضعفهای خودمان کار کنیم. فریب ایده‌های نیو ایجی و عصر جدیدی گروههای معنوی جعلی یا گرفتار در چارچوبهای مهندسی شده کابال را نخورید، نور جدید زندگی یک فرد بیدار را متحول میکند. مسیر زندگی ماتریکس را نمیپذیرد‌. ضعف را نمیپذیرد‌. نور و عشق در تکثر قریب به اتفاق جمع های معنوی خوب شناخته نشدند، همانطور که استارسیدهای کلیدی هم بارها گفتند و هشدار دادند. اسیر عرفانهای نوظهور که ادعای اگاهی کیهانی دارند نشوید، مفاهیمی مثل «همه چیز عشق است»، در زندگی چیزی جز عشق وجود ندارد. رنج هم عشق پروردگار به مخلوق خود بوده و غیره و غیره، اینها همه کنترل ذهن است. خیلی از این افراد تصورات اشتباهی راجع به نیروهای نور دارند، چون شنیده اند انها بر اساس عشق عمل میکنند تصورشان این است قرار است وقتی به زمین می ایند دست نوازش بر سر حتی جنایتکاران و دروغگویان و خیانتکاران هم بکشند و بگویند همه چیز عشق است. خیر عزیزان انها بر اساس عشق عمل میکنند اما نیروهای نظامی هستند و عشقشان به شکلی که عشق روی زمین شناخته میشود و یا در گروههای معنوی عصر جدیدی تصور میشود بروز نخواهد کرد. عشق برای انها یعنی همزادپنداری با همه موجودات زنده الهی و کمک به همه انواع گونه ها در مسیر وحدت و تکامل. استارسیدها هم وظایف بسیار سنگینی دارند و اگر به همین شکل عمل میکنند، کل وجودشان و اینکه بهترین جایگاه را فدا کردند و به سیاره انگل زده ای مثل زمین امدند برای نجات ما نهایت عشق و فداکاری است اما در کارشان بسیار جدی و منضبط و سختگیر و پایبند به اصول هستند و حداقل این توقع از انها رفته و میرود. همه ما باید به این عزیزان کمک کنیم، روی ضعفهای خودمان کار کنیم، تشنه اگاهی باشیم، سوال بپرسیم اما قبل از همه از خودمان، و قبل از همه خودمان زمین و زمان را برای یافتن پاسخ جستجو کنیم. هدایت درونی را دنبال کنیم در جایگاهی قرار بگیریم که به کمک نیروهای نور و هدایت درونی از زندگی ماتریکسی فاصله بگیریم و بیشتر زمانی برای خودمان داشته باشیم و اگر فرزندی داریم برای اگاه کردن خودمان و فرزندانمان. این کار درونی و وظیفه هر روحی است. صعود به هیچ کدام از ما تعارف نخواهد شد، صعود راهی است که من باید بتوانم بروم و در صورتی قادر به رفتن این راه خواهم بود که حقیقت و هدایت درونی را دنبال کرده باشم، مبارزه درونی را پیروز شده باشم، و بهای که در زمین برای بیداری لازم است را پرداخته باشم. برنامه ای مشخص برای مدیتیشن‌ روزانه داشته باشید، اگر میتوانید زندگی خود را از سیستم حداقل تا حدودی جدا کنید چه از نظر کاری و شغلی چه محیط زندگی چه احساسی و عاطفی و ذهنی یا در هر حوزه دیگری این کار را انجام بدهید، و اگر امکانش نیست کمک بخواهید و در جستجوی فرصتش باشید. برای رشد روحتان برنامه ریزی کنید، برای افزایش اگاهیتان مبارزه کنید. مطالعه کنید اما محققانه و نقادانه و با این دانش که چیزی به شکل کتاب چاپ نشده مگر انکه اطلاعاتی حاوی کنترل ذهن هم در ان وجود دارد. اگر میتوانیم به دیگران هر گونه کمکی بکنیم چه مالی چه عاطفی و روحی وظیفه داریم کمک کنیم. و این روی کل سیاره اثر خواهد داشت. روی کل شبکه اثرگذاری خواهد داشت.

به هیچ گروهی و هیچ شخصی و هیچ استادی احساسا وابسته نباشید. به خودتان تکیه کنید، به پیروزی نور ایمان داشته باشید و برای ان روز شخصا اماده بشوید. به هر شکلی که در مورد خودتان صحیح و درست میدانید و هدایت میشوید.

658 – پس زندگی زمینی پایان می پذیره‌.قرار بود زمین وارد بعد پنج بشه ولی گویا نابود میشه

خیر زمین نابود نخواهد شد، اما تمدن فیزیکی بعد سومی به پایان راه خود خواهد رسید و زمین وارد بعد پنجم خواهد شد، و فقط کسانی که اماده هستند در بعد پنجم زندگی کنند روی زمین خواهند ماند

659 – آیا استار سید ها،لزومأ روح هایی هستند که برای “اولین بار“ و فقط برای انجام ماموریت به زمین آمدند
یا ممکن هست روح هایی که سالیان زیادی روی زمین تناسخ داشته اند هم، در این زندگی به عنوان استارسید ، آمده باشند؟

برخی از انها ممکن است مدتها روی زمین بوده باشند هم به دلیل کنترل و قرنطینه و هم چون استارسیدها تا زمانی که همه قطعات روح سرقت شده شان بازیابی نشود نمیتوانند زمین را ترک کنند

660 – درمورد شورای 11 نفره، که وظیفه دریافت آگاهی ازمنبع وارسال ونظارت برهمه موجودات ابعاد11به پایین دارند میدونید

از افرادی که اطلاعات مذکور رو چنل کردند سوال کنید. چنین مباحثی را در چنلینگها دیده ایم، پیشنهادم این است چنلینگها را خیلی جدی نگیرید مگر اینکه منبع خیلی معتبر و قابل اعتمادی تایید کند. اینترنت پر است از مطالب چنل شده بدون انکه یک کلمه حرف جدید در هیچ کدام از انها وجود داشته باشد فقط نامها تغییر میکنند، شورای ارکتورین، شورای سیریان، شورای نه نفره، شورای یازده نفره. خیلی شوراها در کیهان هستند اما باید به منبع اطلاعات نگاه کرد

661 – آیا پلیدبن ها آدم فضایی ها مثل ما روح دارن یعنی مثلاً من روح در قالب این جسم هستم انسان نامیده میشم بعد از ترک این جسم میرم مثلاً پلیدین یا.. میشن درس های مربوط به اون شرایط پاس می کنم؟ امیدوارم منظورم رسونده باشم

بله پلایدین ها روح دارند ارواح رشد یافته و متعالی ، و بدنهای فیزیکی هم دارند اما بدن در ارتعاشات ابعاد شش ، و در پاسخ به سوال دوم اگر منظورتان را درست فهمیده باشم، خیر یک انسان پس از مرگ پلایدین نمیشود، یک انسان ، انسان است اما روحش رشد میکند و صعود میکند و بعد ممکن است به سیستمهای ستاره ای دیگری برود (در شرایط زمین این مقدور نبوده اما پس از ازادسازی راه برای صعود تسهیل میشود و قرنطینه زمین هم برداشته میشود)

662 – هنگام عروج یا صعود یا انتقال دقیق نمی‌دانم کدوم درسته، افرادی که دارای ارگان های مصنوعی یا مواد زائدی غیر از بدن انسان، حالا چه موارد غیرضروری مانند ژل و پروتز و… برای زیبایی چه مواد ضروری و درمانی مانند پلاتین های استخوان مفاصل کمکی حرکتی و.. می‌باشند حکمشان چیست؟آیا صعود میکنند یا نمیتوانند؟ یا اصلا ارتعاش آدم و میزان بالا بودن سطح روح او ملاکی برای انتقال با همان جسم به بعد دیگریست؟ ممنون از وقتی که می‌گذارید

بله این سوال را تا کنون کسی نپرسیده بود. ارگان مصنوعی برای فردی که آگاهیش در حال صعود است مشکلی ایجاد نمیکند. اگر فردی ارتعاشاتش افزایش پیدا میکند و در مسیر صعود است میتواند صعود کند و اگر لازم باشد واقعا تغییراتی در بدن فیزیکی اش انجام بشود توسط تیمهای پشتیبان تکامل و نیروهای نور انجام خواهد شد. توجه داشته باشید که بدنهای فیزیکی انسانها تا درصد و حدودی مکانیکی و رباتیک است و درصدی هم ارگانیک. برای صعود خیلی تغییرات عمده و عمیقی در بدن فیزیکی انجام میشود. از تحول و توسعه سیستم عصبی گرفته تا کاهش تراکم مولکولی و اتمی تا تغییرات فرکانسی ، تغییرات هورمونی و نحوه عملکرد غدد درون ریز. وجود اجزای مصنوعی در بدن تا جایی که جلوی دریافت و پردازش اطلاعات و کدها و نور ابعاد بالاتر را نگیرد نمیتواند جلوی صعود را بگیرد

663 – در مصاحبه ی اخیر گفته شده که منبع در واقع یک زوج هستند و اولین فرزندان خالص خالق نخست که در واقع در این کیهان زندگی نمیکردند اما برای نجات بازگشته اند.سوالم اینه نیروی الهه که نجاتبخش زمین هست در واقع از بخش زنانه ی این زوج هست یا از مراتب پایین تر سرچشمه میگیره؟
ایا مرتبه ای هست در صعود که هر روحی میتونه خدا یا الهه بشه ؟
سوفیا یا گایا با اون الهه که تعالیمش رو راهبه ها نگهداری میکردند متفاوته ؟ و ایا کیهان های دیگری هم هست ؟

الهگان زیادی وجود دارند، اما همه انها تجلی اگاهی جنبه زنانه خالق و منبع هستند. در مورد صعود، این بستگی به سطح رشد یک روح دارد، در زمان صعود افراد توانایی های خداگونه ای که در حقیقت باید میداشتند اما توسط کابال حذف شده را بازیابی خواهند کرد. خیلی از این توانایی ها را یک انسان باید داشته باشد اما ندارد و این به علت مهندسی و طراحی کابال است. اما اینکه تا چه سطحی رشد کنند به انتخاب و پیشرفت خودشان بستگی دارد.

راهبه ها فقط متمرکز روی یک الهه خاص نیستند لزوما.

در مورد سوال اخر ، تا کنون کسی کسی پایان هستی را ندیده است.

664 – تفاوت ناهنجاری اولیه با ناهنجاری زیر کوانتمی چیست[ایا اصلا تفاوت دارند]؟
سوال دومم ربطی به محتوای کانال ندارد ولی نظرتون رو درباره فرستادن بچه ها به مدرسه ، که ایا این کار درست است؟
و ایا برای انها بهتر است که به مدارس بروند؟

بله تفاوت دارند، ناهنجاری زیرکوانتومی یعنی ناهنجاری در سطح ذرات ریزتر از اجزای سازنده اتم. یعنی در سطح کوارک ها. این ناهنجاری یک شکل رندوم بودن و یک پتانسیل رندوم در ویژگیهای کوارک ها است که تاریکی میتواند از این خاصیت رندوم و بی نهایت احتمال علیه قوانین افرینش یا قوانین نور استفاده کند. ناهنجاری زیرکوانتومی واقعا ذاتا منفی نیست، اما یک منبع قابل استفاده برای «اراده منفی» است. در مورد مدرسه، این بستگی به سطح رشد و اگاهی یک خانواده دارد. نمیشود برای کل مردم حکم صادر کرد اما طبیعتا یک خانواده روشن و بیدار و اگاه تصمیمی که در مورد فرزندانش میگیرد با تصمیمات عموم مردم یکی نخواهد بود.

645 – منظور از شب تاریک روح چیه؟

دوره ها و چرخه های هستند که نور بالاتر وارد بدن میشود و به همین دلیل تمام برنامه های قبلی ذهن و بدن بایستی تغییر کنند، فشار روحی و روانی زیادی به فرد می اید و همینطور فشار روی مغز و سیستم عصبی و کل بدن فیزیکی. فرد ممکن است علائمی شبیه افسردگی، بی حالی، بی انگیزگی تجربه کند و حتی در موارد شدید به فکر خودکشی بیفتد. اما تصورات و افکار خودکشی همیشه از طرف تاریکی است که در این شرایط به فرد حمله میکنند. بایستی در این چرخه ها ارامش را حفظ کرد، استراحت زیادی داشت و به بدن فرصت داد با کدهای نور بالاتر هماهنگ شود. حفظ امید و ارامش بسیار مهم است. در ضمن چرخه شب تاریک روح در سطح سیاره ای هم وجود دارد که در حال حاضر در اوج چرخه شب تاریک روح سیاره هستیم هرچند شاید از این هم بیشتر خواهد شد.

646 – سوالم این هست که آیا مریم مادر عیسی مسیح ؛ الهه مقدس بود؟ نقش او در سیاره چه بود؟ آیا تاثیر داشت؟ چرا کیمرا او را ترور نکرد؟

در مورد مریم مادر مسیح دروغ پردازی فوق العاده زیاد وجود داشته و دارد همینطور که درباره مسیح و مریم مجدلیه کابال دروغ پردازی بسیار زیادی کرده است. این اطلاعات در زمان مناسب در اختیار انسانها قرار میگیرد. اما بله مریم یک شخصیت و روح نوری بسیار مهم بوده و هست.

647 – این فرکانس هایی که تو کانال قرار دادین برای مهره ها یعنی اگه هر یک از اون فرکانسها رو‌گوش کنیم مهره اون قسمت ترمیم میشن؟

خواهش میکنم، نیازی به گوش دادن به این فرکانسها نیست. این تصویر برای این است که ستون مهره ها و فرق بین مهره ها و کارکردهای انها و تفاوت فرکانسی انها را بهتر درک کنیم. ستون مهره ها یکی از اساسی ترین و مهمترین بخش های کالبد است و دریافت کننده و کانال جریان دهنده انرژی کندالینی است که در کویل هایی در استخوان عسعس قرار گرفته و در حالت خفته است. بنابراین توجه به ستون مهره ها و راست راه رفتن و راست و صحیح نشستن در جریان انرژی اهمیت دارد همینطور که درست و عمیق نفس کشیدن یا تمرکز روی تنفس اهمیت بسیار بالایی دارد.

648 – روح بر اساس قطبیت معمولا جنسیت رو انتخاب میکنه، خوب چه چیزی باعث میشه مثلا روح من قطبیت زنانه اش بیشتر باشه و ب صورت جسم زن باشه؟ سوال دومم درباره پریود خانمهاست، آیا بعد از رخداد و رفتن به سیاره دیگه، باز هم خانمها پریود میشن یا میتونن انتخاب کنن که پریود نشن؟

این یک فرایند طبیعی است. ان قسمت از روح که در بدن فیزیکی است به هر حال پس از وارد شدن به این بعد تقسیم به دو قطبیت شده و یکی از انها وارد تناسخ شده است. یک فرایند طبیعی است مربوط به ابعاد پایین.

در مورد پریود، وضعیت طبیعی این هست که باید یک زن بتواند ان را انتخاب کند که باشد یا متوقف شود. یعنی یک‌زن باید بتواند انتخاب کند که بدنش این رفتار را داشته باشد یا خیر، باید بتواند انتخاب کند که از نظر تولید مثل بدنش در چه وضعی است و بدن باید به روح گوش کند. اینکه زنان این انتخاب را ندارند به علت دستکاری‌های کابال است و تغییرات ژنتیک

طبیعتا کسانی که قبل از مرگ و فیزیکی منتقل میشوند به سیارات درمانی از نظر فیزیکی هم درمان میشوند

649 – 14 حقیقت بزرگ گلوبالیستها رو اینجا هم میشه بزارید ؟

خلاصه‌ای از ۱۴ حقیقت بزرگ که دانستن آنها می‌تواند گلوبالیستهای اهریمن را به زانو در آورد:

۱_ خدا واقعیت دارد و هستی انسانها هدفمند است.

۲_ طبیعت همه داروهای مورد نیاز بشر را به شکل رایگان فراهم می‌کند حتی برای مشکلاتی مانند سرطان.

۳_ فناوریهای انرژی رایگانِ نامحدود وجود دارند اما از انسانها مخفی شده‌اند. گلوبالیستها می‌دانند که اگر انرژی فراوان و ارزان باشد نخواهند توانست از انسانها برده بسازند.

۴_ ما نخستین تمدن پیشرفته سیاره یا منظومه نیستیم و آخرین هم نخواهیم بود. برخی از تمدن‌های قبلی از نظر فناوری یا ادراک روحی به نحو چشمگیری از ما بالاتر بودند.

۵_ قدرتهای حاکم بر جهان یک فرقه شرارت خالص را تشکیل می‌دهند که کاملا شیطانی است و کودکان را قربانی می‌کند و قدرتش را از طریق پروپاگاندا، سانسور و چاپ پول حفظ می‌کند.

۶_ گلوبالیستها، نورولوژی نژاد انسان را مطالعه کرده‌اند و اکنون در حال اجرای برنامه‌هایی جهت سرقت کارکرد مغز و اعصاب انسانها هستند تا آنها را کاملا مطیع سازند. این یعنی آنها در تلاشند انسانها را «هک» کنند.

۷_ واکسن‌های جدید طراحی شده‌اند تا جمعیت‌زدایی کنند. کل روایت واکسیناسیون یک دروغ بی‌شرمانه است جهت توجیه تزریق تسلیحات زیستی به میلیاردها انسان.

۸_ کمبود منابع یک امر مهندسی شده است (غذا، انرژی، دارو) و با هدف نگه داشتن انسانها در حالت تنش و ترس دائمی و برده نگه داشتنشان انجام می‌شود.

۹_ رسانه دائما به تولید نفرت و قطبیت و دشمنی بین انسانها و ملتها و گروه‌ها می‌پردازد و این کار کاملا با برنامه و هدفمندانه انجام می‌شود تا اذهان جمعیت‌ها را از افکار بالاتر منحرف کند.

۱۰_ غذای انسانها به شکل عامدانه مسموم می‌شود تا مغز در حالت آشفتگی بماند و بیماریهای ذهنی تولید شود. استفاده از آفت‌کش‌های سمی، فلزات سنگین، داروهای هورمونی و مواد مهندسی ژنتیک شده به همین دلیل است.

۱۱_ هرچه دی‌اکسید کربن بیشتری در اتمسفر باشد غذای رایگان بیشتری در دسترس همه خواهد بود. محصولات زراعی و درختان عاشق دی‌اکسید کربن هستند. دروغ «گرمایش جهانی» مهندسی شد تا با حذف دی‌اکسید کربن از اتمسفر در سراسر کره زمین قحطی بوجود بیاورند و کشاورزی را نابود کنند.

۱۲_ سیستم پولی و ارزی طوری دستکاری و کنترل می‌شود که پول همه ما دزدیده شود.

۱۳_ فرازمینی‌ها واقعیت دارند و ما در جهان تنها نیستیم.

۱۴_ ذهن شما یک مخابره کننده است، صدای ذهن شما و قصد شما بر جهان اثر می‌گذارد و آن را تغییر می‌دهد.

650 – سلام سوالی داشتم آیا تجهیزات جنگی نیرو های نور قوی تر کابال است؟

بله تجهیزات کابال بسیار پیشرفته هستند، و همینطور تسلیحات کشتار جمعی و تخریب جمعی بسیار قدرتمندی داشته اند مانند بمبهای کوارکی که میتواند یک سیاره و کل ابعاد را در یک منطقه بسیار وسیع نابود کند، اما تجهیزات نیروهای نور پیشرفته تر از تجهیزات کابال است. موضوع این است که زمین درگیر یک موقعیت گروگانگیری است و کابال همیشه از انسانها به عنوان سپر و گروگان استفاده میکند همچنین از میلیونها و میلیاردها روحی که در اسارت دارد. اگر موضوع گروگان‌ها نبود نیروهای نور میتوانستند خیلی سریع و برق اسا کار کابال را یک سره کنند

651 – آیا نبرد بین نیروهای تاریک و نور به تازگی شدت گرفته؟؟آیا منتظر فرارسیدن عصر آکواریوس بودند؟
پس از آزاد سازی زمین بر سر سران جبهه تاریک چه خواهد آمد؟به حال خود رها میشوند یا برنامه ای برای آنها درنظر گرفته شده؟

سوال دیگر اینکه ارواحی که توسط جبهه تاریک و توسط مراسمات قربانی میشوند آیا به اسارت آنها درآمده یا روح پس ازمرگ همچنان آگاهی و اراده ازاد دارد؟

سوال سوم لیلیت یا لیلیث چه کسی ست؟

سلام، بله نبرد بین نور و تاریکی شدت گرفته است و در کانال هم اشاره کوتاهی داشتیم. وقتی نبرد در سطوح انرژتیک و ابعاد بالاتر شدت میگیرد، این شدت و حرارت و فشار انرژتیک در سطح فیزیکی، از جمله در عرصه جوامع، در حوزه سیاست، اقتصاد، روابط بین گروهها و جمعیتها، درگیری های ژئوپولیتیک و حتی روابط بین افراد هم حس میشود و به خصوص به افراد مثبت حمله میشود‌.

پس از ازادسازی زمین انهایی که از خط غیرقابل بازگشت عبور کرده اند یعنی توانایی یا تمایل به بازگشت به نور را ندارند حذف خواهند شد، یعنی روحشان بازیافت میشود. انهایی که بتوانند جبران کنند و یا انهایی که در خاندانهای کابال یا در سیستم متولد شدند و چاره ای نداشتند به جز همراهی، میتوانند به حیات خود ادامه بدهند. بخشش در کار خواهد بود اما چیزی فراموش نخواهد شد. باید همه کارها و اعمال خود را به تعادل برسانند و جبران کنند.

بله فردی که قربانی می‌شود ، در واقع روحش هم به اسارت در می اید، و اصولا مناسک قربانی یک مراسم برای اسارت روح است. فردی که قربانی میشود در سطح روحی هم روحش اسیر و گرفتار میشود و نیاز است نیروهای نور وی را از کنترل نیروهای منفی خارج کنند، بسیاری از اوقات این ارواح به دنیاهای مجازی منتقل میشوند، و یا حتی روحشان جذب کالبد یک عضو کابال میشود و از انرژی ان روح در صورتی که روح بزرگی باشد استفاده میشود.

لیلیث، مانند چاریکلو و اریس از کهن الگوهای انرژی زنانه هستند که کابال تلاش کرد کاملا تحریف کند و تحت کنترل و اسارت خودش در اورد اما موفق نشد

652 – درود بر شما یه سوال داشتم منشا روح از کجاست؟
چطوریه که یک اگاهی به من نوعی تبدیل میشود میشد که زمان تقسیم اگاهی و یا همان روح من نوعی اصلا متولد نشوم و اگاهی یا روحی دیگر متولد بشه نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم؟
منظورم فلسفه خلقت روح؟

منشا روح در واقع یک فناوری سطوح و ابعاد بسیار بالاتر است و اصطلاحا فناوری خدایان نامیده میشود. ارواح از مواد بسیار بسیار ظریف در ابعاد بسیار بالاتر ساخته میشوند ، در حقیقت ارواح بسیار زیادی به شکل «جرقه» خلق میشوند و بعد رشد و تکاملشان را ادامه میدهند، مثلا ارواح زمین‌. اما ارواح بسیار بسیار قدیمی هم هستند که از کالبد اصلی خالق اول به وجود امدند و در سطح تکاملی بسیار بالاتری بودند و انها هم رشد کردند و به تجربه خودشان ادامه دادند، اشتباهاتی داشتند و از اشتباهاتشان اموختند.

فلسفه خلقت روح این است که ارواح وارد جهان هستی شوند و به جمع آوری اطلاعات درباره نقصهای افرینش کمک کنند ، که مهمترین انها ناهنجاری اولیه است. آفرینش دارد به خودش کمک میکند، و ارواح چشم و گوش های افرینش و ذهن افرینش هستند.

 

سوالات کاربران بخش اول                                  سوالات کاربران بخش دوم